فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۶۹۹۸۶
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۸ - ۲۳-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۶۹۹۸۶
انتشار: ۱۷:۵۸ - ۲۳-۰۳-۱۴۰۵
داستان باستان : چشم مصنوعی شهر سوخته

رازهای سر به مهر مرموزترین زن باستانی ایران / قدیمی‌ترین پروتز چشمی جهان چطور در ایران و در چشم یک زن کشف شد؟

آنچه می‌دیدند باور نمی‌کردند. ظاهراً یک پروتز یا چشم مصنوعی بود که روی چشم چپش گذاشته شده بود. آن‌ها موفق شده بودند قدیمی‌ترین چشم مصنوعی جهان را با قدمت ۵۰۰۰ سال در شهر سوخته پیدا کنند. تعجبشان زمانی بیشتر شد که انسان‌شناس گروه تأیید کرد این اسکلت متعلق به یک زن است.

عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ سال ۱۳۸۵ بود و تازه از زابل و تماشای شهر سوخته برگشته بودم. تماس تلفنی آن روز را هرگز فراموش نمی‌کنم. مدیرمسئول بود. پرسید: «خبرها را دیدی؟» گفتم: «نه.» گفت: «مگه شهر سوخته نبودی؟» گفتم: «آره، بودم.» و آنچه بعدش شنیدم، دنیا را دور سرم چرخاند؛ یک چشم مصنوعی در شهر سوخته پیدا شده بود. در حالی که ۲۴ ساعت قبلش آنجا بودم و یکی از مهمترین رویدادهای خبری دوران کاریم را که می‌‌توانستم از نزدیک شاهدش باشم از دست داده بودم.

دو روز می‌شد که در شهر سوخته بودم و گزارشی از کاوش‌های باستان‌شناسی تهیه می‌کردم. ساعت ۱۱ صبح بود. قبر شماره ۶۷۰۵ تازه باز شده بود. وقت زیادی نداشتم؛ پرواز من ساعت ۳ بعدازظهر از زاهدان انجام می‌شد. دو ساعت و خورده‌ای تا فرودگاه راه بود. یک تاکسی به دنبالم آمد و من راهی زاهدان شدم؛ آن هم درست وقتی که قبر ۶۷۰۵ یکی از مهم‌ترین یافته‌های باستان‌شناسی را فاش می‌کرد.

قبر با دیوارهای آجریِ جداکننده به دو بخش تقسیم شده بود. بیضی‌شکل بود و اندازه تقریبی‌اش حدود ۲۱۸ در ۱۰۵ سانتی‌متر می‌شد. وقتی باستان‌شناسان آن را باز کردند، با اسکلتی مواجه شدند که به پهلوی راست خوابیده و در حالت چمباتمه یا همان جنینی، در حالی‌که سرش به سمت شرق قرار داشت، در قبر گذاشته شده بود؛ شاید با لباس خودش و یا احتمالاً در کفن دفن شده بود.

آن‌ها ۱۵۲ سانتی‌متر از سطح خاک پایین‌تر رفته بودند که اسکلت را پیدا کردند. تعداد زیادی اشیا همراه او پیدا شده بود، اما یک زائده عجیب در حدقه چشم چپش سؤالات زیادی برای باستان‌شناسان به وجود آورده بود. آن‌ها به حفاری ادامه دادند تا درباره این شیء عجیب اطلاعات بیشتری به دست بیاورند. از روی اشیایی که در قبر با او دفن شده بودند، معلوم بود که قدمت آن به حدود ۴۸۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قبل بازمی‌گردد؛ یعنی اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد.

اسکلتی که پیدا کرده بودند قد بلندی داشت. زنان در شهر سوخته عمدتاً بیشتر از ۱۶۲ سانتی‌متر قد نداشتند، برای همین باستان‌شناسان احتمال می‌دادند با بقایای اسکلت یک مرد مواجه هستند. حفاری به خوبی پیش می‌رفت، خاک‌ها کنار زده شد و حالا باستان‌شناسان به‌وضوح می‌توانستند آن زائده عجیب را که در حدقه چشم چپ اسکلت قرار گرفته بود، ببینند.

آنچه می‌دیدند باور نمی‌کردند. ظاهراً یک پروتز یا چشم مصنوعی بود که روی چشم چپش گذاشته شده بود. آن‌ها موفق شده بودند قدیمی‌ترین چشم مصنوعی جهان را با قدمت ۵۰۰۰ سال در شهر سوخته پیدا کنند. تعجبشان زمانی بیشتر شد که انسان‌شناس گروه تأیید کرد این اسکلت متعلق به یک زن است.

از مجموعه داستان باستان، مرد نمکی؛ اشراف‌زاده ساسانی ؛ مومیایی ایرانی / دفن شده در نمک پس از ۱۸۰۰ سال را این‌جا ببینید

به ۴۸۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قبل برگردیم؛ به جایی در ۵۰ کیلومتری زابل که امروز با نام شهر سوخته می‌شناسیم. در یکی از روزها اتفاق مهمی رخ داده است. زنی که حالا باستان‌شناسان حدس می‌زنند احتمالاً کاهن یا شخصیتی مذهبی ـ اجتماعی بوده، چشم چپش را بر اثر حادثه‌ای از دست داده است. پزشکان در شهر سوخته که به دستاوردهای بزرگی در علم پزشکی دست پیدا کرده بودند، در حال خارج کردن چشم هستند. اما یکی از پزشکان به چیز دیگری فکر می‌کند. او نه تنها یک پزشک، که احتمالاً یک هنرمند هم هست. در حالی که بقیه پزشکان موفق می‌شوند چشم چپ زن را با موفقیت تخلیه کنند، او به جایگزینی برای آن فکر می‌کند.

زنی که حالا با نام صاحب چشم مصنوعی شهر سوخته می‌شناسیم، در ۳۵ سالگی فوت کرده است. او زنی جوان با صورتی کشیده، موهای تیره، صورتی گندم‌گون و ظاهری مرموز و تأثیرگذار داشته است. او احتمالاً زنی نسبتا زیبا و بسیار قدبلند بود، چرا که باستان‌شناسان تأیید کردند ۱۸۲ سانتی‌متر قد داشته است. سال ۱۳۸۹، گروهی از باستان‌شناسان و متخصصان انسان‌شناسی از روی آناتومی جمجمه موفق شدند چهره او را بازسازی کنند و مجسمه‌اش را بسازند.

پزشک هنرمند ما، به دلایلی که امروز نمی‌دانیم، شاید عاطفی و یا شاید به سفارش صاحب چشم مصنوعی، دست به کار می‌شود. او می‌خواهد چیزی بسازد که تا آن زمان کسی نساخته است؛ یک پروتز که نه‌تنها تا اندازه‌ای زیبایی را به آن زن برگرداند، بلکه مانع افزایش عفونت در حدقه چشمی شود که حالا دیگر وجود ندارد. بی‌شک او یک صنعتگر ماهر هم هست، چرا که از به‌روزترین فناوری آن دوران برای ساختن چشم مصنوعی استفاده کرده است.

در آن زمان، مردمان شهر سوخته قیر طبیعی را کشف کرده بودند و از آن استفاده می‌کردند. مطالعات باستان‌شناسی اثبات می‌کند که شهر سوخته در ۵۰۰۰ سال قبل مرکزی پیشرفته در صنایع دستی، فلزکاری، سفالگری و تجارت بوده است. استادکار ما هم از قیر طبیعی و مخلوط آن با چربی جانوری استفاده می‌کند و شکل و فرم اصلی چشم مصنوعی را می‌سازد. این کار را انجام می‌دهد تا چشم مصنوعی انعطاف و دوام داشته باشد. اگرچه شما امروز آن را تیره و سیاه‌رنگ می‌بینید، اما ۵ هزار سال قبل بخشی از سطح آن سفیدرنگ بوده است.
ساخت این چشم مصنوعی نیاز به دانش آناتومی چشم، موادشناسی و هنر داشته است؛ برای همین ما معتقدیم استادکار ما احتمالاً یک پزشک هنرمند محلی بوده است. اگرچه باستان‌شناسان معتقدند زنی که صاحب این چشم مصنوعی بوده، احتمالاً مهاجر بوده است؛ چرا که قدش از تمام زنان شهر سوخته بسیار بلندتر بوده است.

از طرفی پزشک هنرمند ما به فنون حرفه‌ای فلزکاری و بسیاری از صنایع آن زمان که به پیشرفت عجیبی هم رسیده بودند، آگاهی داشت. او از جزئیات هنری بسیار دقیقی در ساخت این چشم استفاده کرده است. مثلاً مردمک کروی را دقیقاً در مرکز قرار داده. اما آنچه این چشم را بسیار شگفت‌انگیز کرده، خطوط طلایی‌رنگی است که از مرکز کروی به بخش‌های دیگر کشیده شده‌اند.

در ۵۰۰۰ سال قبل، صنعتگران شهر سوخته موفق شده بودند طلا را حتی تا اندازه‌ای کوچک‌تر از موی انسان، نازک کنند. آن‌ها مفتول‌های طلایی می‌ساختند که کمتر از نیم میلی‌متر قطر داشت و در صنایع خود از آن استفاده می‌کردند. سازنده چشم مصنوعی هم از همین مفتول‌های طلایی نازک برای طراحی و ساخت مویرگ‌های خونی چشم استفاده کرده است.

در آخر هم این دو سوراخ را در دو طرف پروتزی که ساخته بود قرار داده است تا با رد کردن نخ یا بندی طلایی، که به دور سر کشیده می‌شد، چشم مصنوعی را در حدقه چشم ثابت نگه دارد. بی‌شک ساخت چنین پروتز عجیبی، آن هم ۵۰۰۰ سال قبل، سختی‌های بسیار زیادی داشته است. اما مگر این زن که بوده که هنرمند ما چنین سعی و کوششی برای بازگرداندن زیبایی‌اش انجام داده است؟

هیچ نوشته مکتوبی وجود ندارد تا دقیقاً به ما بگوید زنی که صاحب چشم مصنوعی شهر سوخته است چه کسی بوده است. باستان‌شناسان حدس می‌زنند او احتمالاً کاهن، فالگیر یا شخصی مهم با منصب و ارتباطات مذهبی و اجتماعی بوده است. زنان معمولاً در شهر سوخته جایگاه بسیار بالایی داشتند. پیدا شدن اغلب مهرهای اقتصادی در قبور زنان نشان می‌دهد که آن‌ها نقش مهمی در اقتصاد خانواده و تجارت ایفا می‌کردند.

شاید این ایده که اگر حاکمان جهان امروز زنان بودند، جنگی رخ نمی‌داد، در شهر سوخته قابل اثبات باشد. ما امروز تقریباً مطمئنیم که زنان نقش مهمی در مدیریت شهر هم داشتند. شاید برای همین است که در صدها قبری که در شهر سوخته باز شده و مورد مطالعه دقیق باستان‌شناسی قرار گرفته‌اند، کمتر سلاح جنگی پیدا شده است و برج و باروها هم چندان ساختار نظامی ندارند. شاید برای همین است که به شهر سوخته، شهر صلح هم می‌گویند.

دارنده چنین چشم مصنوعی، آن هم یک زن، نمی‌تواند یک فرد معمولی در جامعه بوده باشد. او احتمالاً از طبقه بالای جامعه بوده است. در قبری که او را یافتند، حدود ۳۰ شیء باستانی پیدا کردند. ۲۵ تای آن‌ها ظروف سفالی بود و مابقی شامل آینه مفرغی، مهره‌های تزیینی، سبد حصیری و یک کیسه چرمی می‌شد. کیسه‌ای که مثل یک جاعینکی عمل می‌کرده و احتمالاً چشم مصنوعی هنگام خواب داخل آن گذاشته می‌شده است.

چیزی درباره مرگ او و علت آن نمی‌دانیم، اما این را می‌دانیم که احتمالاً هنگامی که حدود ۳۰ سال بیشتر نداشته، چشمش را از دست داده و این چشم مصنوعی را برایش ساخته‌اند. چند سالی، شاید حدود ۵ سال، هم از آن استفاده کرده است و هرچند آن پزشکِ هنرمندِ استادکار چشم را برای کنترل عفونت ساخته بود، اما پس از ۵ سال استفاده، ظاهراً در محل حدقه چشم عفونتی به وجود آمده بود که ناشی از استفاده از چشم مصنوعی بوده است. این موضوع را بررسی‌های دقیق میکروسکوپی روی جمجمه، حدقه چشم و آثار ساییدگی به‌خوبی نشان می‌دهد و تأیید می‌کند.

باستان‌شناسان تقریباً مطمئن‌اند که با یک زن خاص، کاملاً متفاوت از دیگر زنان شهر سوخته، مواجه هستند. هرچند برخی باستان‌شناسان از روی اشیای داخل قبر او می‌گویند احتمالاً چندان ثروتمند نبوده یا همه ثروت خود را صرف ساختن این پروتز کرده است. اما هرچه که بوده، ظاهراً حفظ ظاهر برایش اهمیت زیادی داشته است؛ ظاهری که احتمالاً بی‌ارتباط با شغل یا منصب اجتماعی‌اش نبوده است. ظاهراً هر کاری که انجام می‌داده، می‌بایست تأثیرگذاری بالایی داشته باشد و چهره در این امر اهمیت فراوانی داشته است. شاید این چشم به او و جامعه‌ای که تماشایش می‌کردند، حس قدرتی ماورایی و جذابیتی خاص می‌داده است.

چون از آن دوران نوشته‌ای در دست نداریم، به سختی می‌توان رازهای سر به مُهر زندگی این زن را کشف کرد. اما شاید او در دسته مهم‌ترین زنانی باشد که تاکنون علم باستان‌شناسی کشف کرده است. مثلاً می‌دانیم که احتمالاً متعلق به طبقه‌ای خاص بوده، اما مانند دیگر زنان شهر سوخته به آرتروز مبتلا بوده است؛ آرتروزی که احتمالاً به دلیل پارچه‌بافی یا کار با سنگ آسیاب به وجود آمده است.

چشم مصنوعی او حالا در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود؛ پروتزی بسیار ارزشمند که نشان می‌دهد ایرانیان در ۵۰۰۰ سال قبل چگونه به پیشرفت‌های چشمگیری در علم پزشکی دست یافته بودند.

ویدئوهای دیدنی دیگر در کانال های آپارات و یوتیوب عصر ایران 👇👇👇 کانال 1 aparat.com/asriran کانال 2 youtube.com/@asriran_official/videos
ارسال به دوستان
طرز تهیه هویج‌پلو خوش‌عطر و مجلسی تصاویری از ویرانی برجای مانده از حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت اوباما: آمریکا باید درس ناکارآمدی جنگ را بیاموزد؛ با بمباران به نتیجه نمی‌رسیم گزارش الجزیره از محاصره دریایی ایران استقبال گرم هواداران فیلیپینی از ملی‌پوشان والیبال دختران ایران (فیلم) «ایرانی همراه با صلح» ؛ آرزوی سردار باقری در آخرین ویدئو ضبط شده، در تخت جمشید پیش از شهادت تصاویر تازه از حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت از زاویه‌ای متفاوت گرفتار شدن خودرو‌ها بر اثر سیلاب در شرق مکزیک مرگ مرد عنکبوتی یمنی پس از سقوط از صخره طرز تهیه شیر عسلی خانگی با کمترین هزینه و مواد اولیه ویدئوی دیدنی از لحظه شیر خوردن بچه‌فیل‌ها خوش و بش بازیکنان برزیل با روماریو اسطوره فوتبال برزیل استقبال هواداران از رونالدینیو پس از دیدار مراکش و برزیل آتش‌سوزی‌های جنگلی در جنوب ایتالیا واکنش جالب زلاتان به پیش‌بینی اسپید درباره قهرمانی پرتغال در جام جهانی ۲۰۲۶