دو میلیون سال پیش، انتخابی میان «داشتن پوشش گرم» یا «توانایی دویدن در آفتاب» صورت گرفت. اجداد ما گزینه دوم را انتخاب کردند. آنها خز خود را از دست دادند تا چیزی بسیار ارزشمندتر به دست آورند؛ سیستمی که به آنها اجازه میداد تا زمانی که طعمههایشان از گرما از پا میافتند، آنها همچنان به دویدن ادامه دهند.
به گزارش همشهری آنلاین، تصور کنید در دشتهای سوزان آفریقا، درحالیکه خورشید بیرحمانه میتابد، تمام حیوانات به زیر سایهها پناه بردهاند. در این میان، تنها یک موجود است که جرات میکند زیر آفتاب مستقیم بدود: انسان. اما چه چیزی این ابرقدرت را به ما داده است؟ پاسخ در چیزی است که «نداریم»! زیستشناسان معتقدند ازدستدادن موهای بدن، یکی از حیاتیترین نقاط عطف تاریخ بشر بوده است. ما موهای بدن خود را با میلیونها غده عرق معاوضه کردیم تا به «دوندههای استقامت» تبدیل شویم.
در دنیای طبیعت، داشتن خز یک قانون است، نه انتخاب. مو برای حیوانات حکم عایق حرارتی، محافظ در برابر اشعه فرابنفش و سدی در برابر انگلها را دارد. از شامپانزهها گرفته تا گوریلها، همه خویشاوندان نزدیک ما بدنی پوشیده از مو دارند. آنها برای خنک شدن راهی جز پناه بردن به سایه، کم کردن فعالیت یا لهله زدن ندارند. اما انسان در حرکتی عجیب، این الگوی میلیونی را معکوس کرد. ما به جای مو، به سیستم پیچیدهای از غدد تعریق تکیه کردیم که بین دو تا چهار میلیون نقطه روی پوست ما را اشغال کردهاند.
همه چیز از حدود دو میلیون سال پیش شروع شد؛ زمانی که اجداد ما گونه Homo تصمیم گرفتند از جنگلهای سایهدار به سمت ساواناهای باز و گرم حرکت کنند. در این محیط جدید، تشعشعات خورشیدی بیداد میکرد. از سوی دیگر، شواهد باستانشناسی نشان میدهد که انسانهای اولیه شروع به پیادهروی و دویدن در مسافتهای طولانی کردند. فعالیت بدنی شدید در گرمای طاقتفرسا، دمای بدن را به شدت بالا میبرد. در اینجا بود که خز، از یک مزیت به یک «تله مرگبار» تبدیل شد؛ چرا که هوای گرم را حبس کرده و مانع از تبخیر عرق و خنک شدن پوست میشد.
تکامل برای حل این بحران، راهکار هوشمندانهای برگزید: حذف موها و افزایش بیسابقه غدد تعریق. برخلاف بسیاری از پستانداران، انسانها دارای غدد «اکرین» در سراسر بدن هستند که عرق رقیقی را به طور مستقیم روی سطح پوست ترشح میکنند. تبخیر هر گرم از این عرق، حجم عظیمی از گرمای بدن را دفع میکند. این سیستم به قدری کارآمد است که به انسان اجازه میدهد در اوج گرما، ساعتها به فعالیت ادامه دهد؛ مزیتی که به ما قدرت «شکار استقامتی» را داد؛ یعنی دنبال کردن طعمه تا زمانی که حیوان از شدت گرما و از کار افتادن سیستم تنفسیاش، از پای درآید.
اگر از دستدادن مو تا این حد مفید بود، پس چرا هنوز روی سرمان موهای پرپشتی داریم؟ پاسخ در «محافظت از مرکز فرماندهی» است. موهای سر، بهویژه نوع مجعد آن، مانند یک کلاه لبهدار طبیعی عمل میکنند. آنها از تابش مستقیم خورشید به پوست سر جلوگیری کرده و مانع از جوشآوردن مغز میشوند، درحالیکه همزمان اجازه میدهند عرق زیر آنها تبخیر شود. این ترکیب استثنایی باعث شد تا مغز حساس انسان در گرمترین مناطق استوایی هم سالم بماند.
شاید امروز تعریق زیاد یا نداشتن موهای بدن کمی ناخوشایند به نظر برسد، اما همین ویژگیها بودند که به اجداد ما اجازه دادند دورتر از هر رقیبی سفر کنند، در ساعات گرم روز که دیگران در خواب بودند غذا پیدا کنند و در نهایت به نوآورترین گونه زمین تبدیل شوند. ما نه بهخاطر قدرت بازو، بلکه بهخاطر توانایی در کنترل دمای بدنمان، فاتح جهان شدیم. ما متخصصان استقامت در جهانی هستیم که تحت سلطه گرماست؛ نژادی که جابهجایی و پایداری را به سکون و عایق بودن ترجیح داد.
نمادی از یک استراتژی بقای بینظیر
در نهایت، باید گفت که بدن برهنه ما نه نشانه ضعف، بلکه نمادی از یک استراتژی بقای بینظیر است. ازدستدادن خز، پلی بود که ما را از دنیای غریزی حیوانات به دنیای تکنولوژی و فرهنگ پیوند داد. ما یاد گرفتیم که کاستیهای بیولوژیک خود را باقدرت تفکر جبران کنیم و همین موضوع، از ما موجوداتی ساخت که امروز میتوانند حتی در فضا یا قطب شمال هم دوام بیاورند.