هر کسی که روزی از کنار میادین نفتی جنوب گذشته باشد، شعلههای مشعلها را دیده است. این شعلهها دهههاست که میسوزند؛ گازی که همراه نفت از زمین بیرون میآید و چون نه زیرساختی برای جمعآوریاش هست، نه بازاری برای فروش و نه توجیهی اقتصادی برای بازیابی، مستقیم به آسمان فرستاده میشود.
به گزارش ایسنا، اما حالا کمکم این وضع دارد تغییر میکند.جمعآوری گازهای فلر که روزگاری موضوعی حاشیهای بود، به یکی از اولویتهای اصلی سیاست انرژی کشور بدل شده است؛ تحولی که فقط جنبه فنی ندارد و پیامدهای اقتصادی، زیستمحیطی و حتی سیاسی به همراه دارد.
در فرآیند استخراج نفت، همیشه حجم قابلتوجهی گازِ همراه بیرون میآید. در بسیاری از میادین، بهویژه آنهایی که از شبکه انتقال دورند، این گاز را میسوزاندند تا ایمنی تأسیسات حفظ شود. این کار سالها بهعنوان یک اجبار فنی پذیرفته شده بود.
اما با پیشرفت فناوری و بالا رفتن فشارهای اقتصادی و زیستمحیطی، سوزاندن گاز فلر کمکم به نماد اتلاف منابع ملی بدل شد. در سطح جهانی هم فلرینگ سهم قابلتوجهی در انتشار گازهای گلخانهای دارد و کارشناسان آن را یکی از سادهترین راهها برای کاهش آلودگی بدون افت تولید میدانند.
در ایران، حجم بالای فلرینگ طی دهههای گذشته نهفقط به محیطزیست آسیب زده بلکه به معنای از دست رفتن میلیاردها دلار بوده است. گازی که میتوانست خوراک پتروشیمیها باشد، سوخت نیروگاهها شود یا حتی صادر شود، عملاً به دود تبدیل شده است. همین واقعیت باعث شد سیاستگذاران انرژی در سالهای اخیر جمعآوری گازهای فلر را در صدر برنامههای توسعهای بگذارند.
قراردادهای تازه بسته شده، ورود بخش خصوصی به این حوزه، و تعریف پروژههای مشخص در میادین نفتی همه نشان میدهد که نگاه به فلرینگ از «هزینهای اجتنابناپذیر» به «فرصتی اقتصادی» چرخیده است.
بازیابی گازهای فلر چند مزیت را همزمان به همراه دارد. اول، جلوگیری از هدررفت یک منبع ملی با ارزش حرارتی و صنعتی بالا که میتواند جای بخشی از سوختهای دیگر را بگیرد.
دوم، ایجاد درآمد مستقیم از فروش گاز یا فرآوردههای حاصل از آن؛ درآمدی که در شرایط فشار بر بودجه عمومی اهمیت ویژهای پیدا میکند. سوم، کاهش هزینههای عملیاتی صنایع؛ چون گاز بازیافتی میتواند بخشی از نیاز انرژی واحدهای صنعتی را تأمین کند.
فراتر از اینها، توسعه پروژههای جمعآوری فلر به ایجاد اشتغال، انتقال فناوری و تقویت توان فنی شرکتهای داخلی هم کمک میکند؛ آثاری که دامنهشان از صنعت نفت فراتر میرود.
در سطح کلانتر، کاهش فلرینگ به بهبود تراز انرژی کشور یاری میرساند. افزایش عرضه گاز به شبکه داخلی، کاهش وابستگی به سوختهای مایع و باز شدن راه برای توسعه صنایع پتروشیمی از پیامدهای مستقیم این سیاست است. از نظر ارزی هم تبدیل گاز هدررفته به محصولی قابل فروش یا صادرات، ظرفیت تازهای برای درآمدزایی میسازد؛ ظرفیتی که در بازار پررقابت جهانی انرژی، اهمیت راهبردی دارد.
نقش زیستمحیطی این پروژهها را نمیشود نادیده گرفت. کاهش سوزاندن گاز یعنی کاهش مستقیم انتشار دیاکسیدکربن، متان و دیگر آلایندهها. اتفاقی که روی کیفیت هوا، سلامت مردم مناطق نفتخیز و تعهدات زیستمحیطی کشور تأثیر میگذارد. در بسیاری از این مناطق، مشعلها سالها نماد آلودگی و نارضایتی بودند. خاموش شدن یا کمسو شدنشان میتواند بخشی از اعتماد ازدسترفته میان صنعت نفت و جوامع محلی را بازسازی کند.
با همه این مزایا، راه جمعآوری کامل گازهای فلر هموار نیست. از نظر فنی، نیاز به سرمایهگذاری سنگین در تجهیزات جمعآوری، فشردهسازی، پالایش و انتقال وجود دارد. از نظر اقتصادی هم در برخی میادین پراکنده یا کمحجم، هزینه بازیابی ممکن است از ارزش گاز تولیدی بیشتر باشد و پروژه را غیراقتصادی کند. اینجاست که نقش سیاستگذاری، مشوقهای دولتی و مدلهای مشارکت با بخش خصوصی پررنگ میشود. بدون طراحی درست این چارچوبها، خطر نیمهکاره ماندن پروژهها یا اُفت بهرهوریشان جدی است.
جمعآوری گازهای فلر یکی از عقلانیترین و کمریسکترین مسیرهای اصلاح در بخش انرژی است. این کار هم بهرهوری و درآمد را بالا میبرد، هم آلودگی را کم میکند و هم جایگاه زیستمحیطی کشور را ارتقا میدهد. فلر دیگر صرفاً نشانه تولید نفت نیست؛ معیاری شده برای سنجش کارآمدی، مسئولیتپذیری و نگاه آیندهنگر در مدیریت منابع انرژی. اگر این مسیر با برنامهریزی دقیق، شفافیت و پیگیری مستمر دنبال شود، میتواند نمونهای موفق از تبدیل چالش به فرصت در اقتصاد انرژی ایران باشد.