عصر ایران ؛ حسین یگانه - جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد رسمی سینمایی کشور، همواره فراتر از یک رخداد صرفاً هنری عمل کرده و نقشی چندلایه در نظام فرهنگی، اجتماعی و حتی حکمرانی نرم ایفا کرده است. در دورهای که کشور با مجموعهای از تنشها، فشارهای اقتصادی، گسستهای اجتماعی و چالشهای انباشته فرهنگی مواجه بود، تصمیم به برگزاری این جشنواره، آنهم با حفظ ساختار رسمی و استانداردهای حرفهای، واجد معنا و دلالتهای قابلتأمل است. در این میان، نقش منوچهر شاهسواری بهعنوان دبیر جشنواره، نه صرفاً در مقام یک مدیر اجرایی، بلکه بهمثابه یک کنشگر نهادی فرهنگ، شایسته تحلیل دقیق و فنی است.
برگزاری جشنواره در چنین شرایطی را نمیتوان اقدامی خنثی یا صرفاً تقویمی تلقی کرد. این تصمیم در بستری اتخاذ شد که بخشهایی از جامعه فرهنگی دچار تردید، فرسودگی یا انفعال بودند و سرمایه اجتماعی نهادهای فرهنگی با آزمونهای جدی روبهرو شده بود. از این منظر، جشنواره فیلم فجر به عرصهای برای بازتعریف نسبت سیاست فرهنگی با واقعیت اجتماعی بدل شد؛ نسبتی که در آن، تداوم، ثبات و پافشاری بر نهاد فرهنگ، خود حامل پیام است.
جشنواره بهعنوان نهاد تنظیمگر فضای فرهنگی
در ادبیات سیاستگذاری فرهنگی، نهادهایی مانند جشنوارههای ملی، صرفاً ابزار نمایش آثار هنری نیستند، بلکه کارکرد تنظیمگری دارند. آنها با تعیین چارچوبهای حرفهای، ایجاد تقویم ثابت، و فراهمسازی فضای گفتوگو، به ساماندهی میدان فرهنگ کمک میکنند. در شرایطی که فضای عمومی کشور دچار آشفتگی معنایی و چندپارگی گفتمانی است، حذف یا تعلیق چنین نهادهایی میتواند به تعمیق خلأ فرهنگی منجر شود.
تصمیم منوچهر شاهسواری برای برگزاری جشنواره فیلم فجر را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. این تصمیم، نه نادیدهگرفتن واقعیتهای اجتماعی، بلکه تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی نظم نهادی در حوزه فرهنگ بود. استمرار جشنواره، بهویژه برای بدنه حرفهای سینما از فیلمسازان و تهیهکنندگان تا منتقدان و پژوهشگران بهمنزله حفظ یک نقطه اتکا و مر برای بدنه حرفهای سینما از فیلمسازان و تهیهکنندگان تا منتقدان و پژوهشگران بهمنزله حفظ یک نقطه اتکا و مرجعیت تلقی شد.
از منظر فنی، مدیریت جشنواره در این دوره مستلزم موازنهای حساس میان الزامات اجرایی، ملاحظات اجتماعی و اقتضائات فرهنگی بود.
منوچهر شاهسواری و بازتعریف نقش دبیر جشنواره
نقش دبیر جشنواره فیلم فجر در این دوره، از سطح مدیریت برنامهریزیشده فراتر رفت و به سطحی از کنشگری فرهنگی ارتقا یافت. شاهسواری، با سابقه طولانی در سینمای ایران و شناخت دقیق از زیستبوم تولید فرهنگی، تلاش کرد جشنواره را نه بهعنوان ویترین رسمی، بلکه بهمثابه فضای بروز و بازتاب مسائل جامعه حفظ کند.
این رویکرد، بهویژه در ترکیب آثار، چینش بخشها و تأکید بر استمرار فرآیند داوری و نمایش، قابل مشاهده بود. جشنواره، بهرغم تمام محدودیتها، کوشید از تبدیلشدن به یک مراسم صرفاً تشریفاتی پرهیز کند و کارکرد حرفهای خود را حفظ نماید. این امر، بهطور ضمنی پیام روشنی به جامعه فرهنگی مخابره کرد: فرهنگ، حتی در دشوارترین شرایط، قابل تعلیق نیست.
از منظر حکمرانی فرهنگی، چنین رویکردی واجد اهمیت مضاعف است. در بسیاری از تجربههای بینالمللی، نخستین حوزهای که در شرایط بحران دچار انقطاع میشود، حوزه فرهنگ است. در مقابل، حفظ رویدادهای فرهنگی میتواند به کاهش شکافها، بازتولید گفتوگو و ترمیم تدریجی اعتماد عمومی کمک کند. دبیر جشنواره، آگاهانه یا ناآگاهانه، این منطق را در تصمیمگیریهای خود لحاظ کرد.
توجه به فرهنگ؛ پیام ضمنی برگزاری جشنواره
برگزاری جشنواره فیلم فجر در این مقطع، حامل یک پیام ضمنی اما قدرتمند بود: مسائل فرهنگی، در حاشیه مسائل کلان کشور قرار ندارند. این پیام، نه در قالب بیانیههای رسمی، بلکه در عمل و از طریق تداوم یک رویداد ریشهدار منتقل شد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر