۱۲ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۶
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۷۲۱۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۷ - ۱۲-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۷۲۱۱
انتشار: ۰۸:۵۷ - ۱۲-۱۱-۱۴۰۴

نوروبیولوژی مهربانی چیست ؟

نوروبیولوژی مهربانی چیست ؟
چه اتفاقی در مغز ما زمانی که ما از سر شفقت عملی انجام می‌دهیم یا سخاوتی ابراز می‌داریم؟ درک مکانیسم عصبی مهربانی نه تنها اهمیت تکاملی و اجتماعی این رفتار را آشکار می‌سازد، بلکه درهای جدیدی را به سوی روش‌های عملی برای پرورش همدلی و کاهش پرخاشگری در جامعه باز می‌کند.
نوروبیولوژی مهربانی (Neurobiology of Kindness) به شاخه‌ای از علوم اعصاب گفته می‌شود که پایه‌های عصبی، شیمیایی و زیستی رفتارهای مهربانانه، همدلانه و نوع‌دوستانه را در مغز و بدن انسان بررسی می‌کند. این حوزه تلاش می‌کند توضیح دهد که وقتی انسان مهربانی می‌کند (یا دریافت می‌کند)، در مغز چه مدارهایی فعال می‌شوند، چه انتقال‌دهنده‌های عصبی آزاد می‌شوند و چه تغییرات فیزیولوژیکی رخ می‌دهد.
 
نرگس زمانی روانشناس و مدرس تاب آوری در ادامه آورده است علوم اعصاب مدرن مرزهای درک ما از رفتارهای انسانی را گسترش داده و نشان داده است که مفاهیمی نظیر عشق، اعتماد و مهم‌تر از همه، مهربانی، تنها مفاهیم انتزاعی فلسفی یا اخلاقی نیستند، بلکه ریشه در شبکه‌های پیچیده و قابل مشاهدهٔ مغزی دارند. نوروبیولوژی مهربانی (Neurobiology of Kindness) دقیقاً به همین نقطه عطف میان اخلاق و زیست‌شناسی می‌پردازد.
 
نوروبیولوژی مهربانی در تلاش است تا به سؤال اساسی پاسخ دهد: چه اتفاقی در مغز ما زمانی که ما از سر شفقت عملی انجام می‌دهیم یا سخاوتی ابراز می‌داریم؟ درک مکانیسم عصبی مهربانی نه تنها اهمیت تکاملی و اجتماعی این رفتار را آشکار می‌سازد، بلکه درهای جدیدی را به سوی روش‌های عملی برای پرورش همدلی و کاهش پرخاشگری در جامعه باز می‌کند.

ریشه‌های تکاملی و مزیت بقا

برای درک کامل نوروبیولوژی مهربانی، باید ابتدا به آن به عنوان یک استراتژی بقا نگاه کنیم. از دیدگاه تکاملی، انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و بقای گونه‌ها به شدت وابسته به همکاری و پیوندهای گروهی بوده است. مهربانی و نوع‌دوستی، به‌ویژه نسبت به اعضای گروه، تضمین‌کنندهٔ محافظت متقابل، به اشتراک‌گذاری منابع و پرورش نسل‌های بعدی بود.
 
این نیاز بنیادین به ارتباط، مدارهایی را در مغز ما شکل داده که اقدام به کمک و دریافت کمک را پاداش‌دهنده تلقی می‌کند. هنگامی که ما به فردی کمک می‌کنیم، مغز ما پاداشی را فعال می‌کند که بقای فردی را تضمین نمی‌کند، بلکه بقای شبکه اجتماعی فرد را تقویت می‌نماید. این پاداش زیستی اطمینان می‌دهد که رفتارهای سازگار با جامعه، به‌جای نادیده گرفته شدن، به‌طور مداوم تکرار شوند. بنابراین، مهربانی یک انتخاب صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک برنامهٔ عملکردی از پیش‌نصب‌شده در سخت‌افزار بیولوژیکی ماست.

شبکه‌های عصبی نگاهی به همدلی و سخاوت

تحقیقات تصویربرداری مغزی پیشرفته، به‌ویژه تکنیک‌هایی مانند fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی)، نقشه‌های دقیقی از مدارهای فعال در هنگام تجربۀ مهربانی ترسیم کرده‌اند. این نقشه‌ها نشان می‌دهند که مهربانی یک فعالیت یکپارچه نیست، بلکه نتیجهٔ هماهنگی چندین ناحیه مغزی است که در سه دستهٔ اصلی طبقه‌بندی می‌شوند:
 
درک اجتماعی، تنظیم عاطفی و پاداش.
 
درک اجتماعی و مکانیسم‌های مرتبط با همدلی، اغلب با فعالیت در ناحیهٔ اینسولا (Insula) و قشر سینگولیت قدامی (Anterior Cingulate Cortex - ACC) پیوند خورده است. اینسولا، که به‌شدت با آگاهی درون‌تنی و پردازش هیجانات درونی درگیر است، هنگامی که ما درد یا خوشحالی دیگران را مشاهده می‌کنیم، فعال می‌شود. ACC در پردازش سیگنال‌های تعارض و همچنین درک عاطفی نقش حیاتی دارد. این دو ناحیه با هم، به ما امکان می‌دهند تا به‌طور شناختی و عاطفی خود را جای دیگری بگذاریم.
 
اما مکانیسم مهربانی فراتر از صرفاً احساس کردن است؛ این امر مستلزم اقدام است که تحت کنترل قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex - PFC) است. PFC، به‌ویژه بخش‌های مدیریتی و شناختی آن، وظیفهٔ ارزیابی موقعیت، کنترل تکانه‌های خودخواهانه و هدایت انرژی به سمت یک عمل خیرخواهانه را بر عهده دارد. این ناحیه اطمینان می‌دهد که مهربانی ما هدفمند و متناسب با بافت اجتماعی است.

هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی پاداش‌دهنده

فعال‌سازی این شبکه‌های عصبی با آزاد شدن مواد شیمیایی قدرتمندی همراه است که تجربهٔ مهربانی را برای فرد انجام‌دهنده خوشایند می‌سازد. مهم‌ترین این مواد در این زمینه، اکسی‌توسین است. اکسی‌توسین که اغلب با پیوندهای مادر و کودک و روابط عاشقانه شناخته می‌شود، نقش محوری در تقویت اعتماد، کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش تمایل به همکاری ایفا می‌کند. سطوح بالای اکسی‌توسین موجب می‌شود که ما نسبت به دیگران گشوده‌تر باشیم و احتمال اینکه در آینده کمک کنیم، افزایش یابد. این هورمون اساساً چسب اجتماعی مغز است.
 
علاوه بر اکسی‌توسین، سیستم پاداش مغز نقش برجسته‌ای دارد. زمانی که یک عمل مهربانانه با موفقیت انجام می‌شود، مدارهای دوپامینرژیک، به‌ویژه در ناحیهٔ ونترال تگمنتال اِریا (VTA) و هسته آکومبنس (Nucleus Accumbens)، فعال می‌شوند. این همان مداری است که هنگام لذت بردن از غذا یا دستیابی به موفقیت فعال می‌شود. در نتیجه، کمک به دیگران یک «سود شیمیایی» درونی ایجاد می‌کند که ما را ترغیب به تکرار آن می‌سازد.
این فرآیند، که گاهی اوقات از آن به عنوان «اثر سرخوشی کمک‌کننده» (Helper's High) یاد می‌شود، دلیل اصلی آن است که بسیاری از افراد پس از داوطلب شدن یا کمک به نیازمندان، احساس نشاط و رضایت عمیقی را تجربه می‌کنند. سروتونین نیز با تنظیم خلق‌وخو و کاهش حالت‌های منفی، زمینه‌ای پایدارتر برای بروز رفتارهای مثبت فراهم می‌آورد.

پیامدهای فیزیولوژیکی و سلامت پایدار

نوروبیولوژی مهربانی تنها به مغز محدود نمی‌شود؛ بلکه تأثیرات قابل اندازه‌گیری بر سیستم عصبی خودکار و در نتیجه بر سلامت جسمانی دارد. اقدامات خیرخواهانه و تجربهٔ قدردانی، سیستم پاراسمپاتیک (شاخهٔ «آرامش و هضم») را تحریک می‌کند. این تحریک منجر به کاهش فعالیت سیستم سمپاتیک (شاخهٔ «جنگ یا گریز») می‌شود.
نتایج عینی این تغییر شامل کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس)، کاهش فشار خون و بهبود پاسخ‌های ایمنی است. به‌طور خلاصه، مهربانی یک مداخلهٔ زیستی-روانی است که به‌طور مستقیم با طول عمر و کیفیت زندگی در ارتباط است. افرادی که به‌طور مداوم رفتارهای نوع‌دوستانه بروز می‌دهند، غالباً سطوح پایین‌تری از التهاب مزمن را نشان می‌دهند که یکی از علل اصلی بیماری‌های مزمن مدرن است.

پرورش آگاهانهٔ مدارهای مهربانی

اگر مهربانی دارای زیربنای عصبی است، پس می‌توان آن را پرورش داد. این دیدگاه برخلاف تصور قدیمی است که مهربانی را یک ویژگی ذاتی ثابت می‌دانست. تمرینات ذهن‌آگاهی (Mindfulness) و به‌ویژه مدیتیشن محبت و مهربانی (Loving-Kindness Meditation - LKM) ابزارهای اثبات‌شده‌ای هستند که مستقیماً بر انعطاف‌پذیری و فعالیت این مدارهای عصبی اثر می‌گذارند. LKM با تمرکز آگاهانه بر ارسال آرزوهای خوب به خود و دیگران، به تقویت مسیرهای دوپامینرژیک پاداش‌دهنده و افزایش حساسیت اکسی‌توسین کمک می‌کند. با تمرین، افراد یاد می‌گیرند که چگونه به‌طور مؤثرتری از PFC برای هدایت رفتار خود به سمت همدلی استفاده کنند، و آستانهٔ تحریک‌پذیری آمیگدال در پاسخ به محرک‌های منفی کاهش می‌یابد.

مهربانی به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری بیولوژیکی

نوروبیولوژی مهربانی به ما می‌آموزد که انسان‌ها ذاتاً برای ارتباط و همکاری ساخته شده‌اند. مهربانی یک نقص یا انحراف از خودخواهی بیولوژیکی نیست، بلکه یک استراتژی بسیار پیشرفته و به‌شدت پاداش‌دهنده است که توسط میلیون‌ها سال تکامل شکل گرفته است. درک این مکانیسم‌ها، ارزش این رفتار را از حوزهٔ اخلاق فراتر برده و آن را در قلمرو سلامت، رفتارشناسی و علوم اعصاب جای می‌دهد. هر اقدام کوچک مهربانانه، نه تنها جهان پیرامون ما را گرم‌تر می‌سازد، بلکه مدارهای عصبی ما را مجدداً سیم‌کشی کرده و حس پاداش درونی را تقویت می‌کند. این دانش به ما قدرت می‌دهد تا با آگاهی بیشتری، تصمیم بگیریم که چگونه از سرمایه‌گذاری بیولوژیکی عظیم خود در حوزهٔ نوع‌دوستی بهره ببریم و جامعه‌ای سالم‌تر و متصل‌تر بسازیم. این بررسی عمیق تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاری در مهربانی، بهترین سرمایه‌گذاری بر روی سلامت و رفاه خودمان است. این همان پیوند علمی محکم میان «انجام کار خوب» و «احساس خوب» است.
 
نرگس زمانی مترجم کتاب رویش دوباره ، تاب آوری زنان در ادامه آورده است تحقیقات در این زمینه نشان داده است که اعمال مهربانی نه تنها برای گیرنده منفعت دارد، بلکه فعالیت‌های خاصی را در مغز انجام‌دهنده فعال می‌سازد که منجر به نتایج مثبت فیزیولوژیکی و روانی می‌شود.

۱. سیستم پاداش (Reward System)

فعال‌سازی سیستم پاداش مغز، یکی از مهم‌ترین مکانیسم‌های نوروبیولوژیکی پشت رفتار مهربانانه است.
فعال‌سازی مناطق مغزی: هنگامی که فردی کار نیک انجام می‌دهد، مناطقی از مغز که در لذت و پاداش نقش دارند، مانند هسته اکومبنس (Nucleus Accumbens) و ناحیه تگمنتال شکمی (VTA)، فعال می‌شوند. این پدیده گاهی اوقات "اثر سرخوشی یاری‌رسان" (Helper's High) نامیده می‌شود.
نقش دوپامین: دوپامین به عنوان یک انتقال‌دهنده عصبی کلیدی در این سیستم، در پی اعمال مهربانی ترشح می‌شود. این ترشح رفتارهای مهربانانه را تقویت می‌کند و میل به تکرار آن را افزایش می‌دهد؛ در واقع، مغز یاد می‌گیرد که مهربانی کردن یک فعالیت پاداش‌دهنده است.

۲. هورمون‌ها و پپتیدها

مهربانی بر تعادل شیمیایی بدن تأثیر مستقیم می‌گذارد، به ویژه از طریق تعدیل هورمون‌های مرتبط با پیوند اجتماعی و کاهش استرس.
اکسی‌توسین (Oxytocin): که اغلب به عنوان "هورمون عشق و پیوند" شناخته می‌شود، با فعالیت‌های اجتماعی مثبت، اعتماد و همدلی مرتبط است. اعمال مهربانی می‌تواند سطح اکسی‌توسین را افزایش دهد که به نوبه خود به کاهش استرس (از طریق مهار کورتیزول) و تقویت روابط اجتماعی کمک می‌کند.
سروتونین: این انتقال‌دهنده عصبی که بر تنظیم خلق‌وخو تأثیر می‌گذارد، می‌تواند با احساس رضایت درونی ناشی از کمک به دیگران مرتبط باشد و احساس شادی و آرامش را تقویت کند.

۳. همدلی و پردازش اجتماعی

مهربانی مستلزم توانایی درک وضعیت ذهنی و احساسی دیگران است، که این امر به فعالیت مدارهای خاصی در مغز بستگی دارد.
نورون‌های آینه‌ای (Mirror Neurons): این نورون‌ها نقش حیاتی در تقلید، یادگیری و به ویژه همدلی ایفا می‌کنند. این نورون‌ها زمانی فعال می‌شوند که ما کاری را انجام می‌دهیم یا شاهد انجام آن کار توسط فرد دیگری هستیم. مهربانی مستلزم فعال‌سازی قوی این سیستم برای درک احساسات و نیت دیگران (همدلی شناختی و عاطفی) است.
قشر پیش‌پیشانی داخلی (mPFC): این ناحیه از مغز که در ارزیابی دیدگاه دیگران، قضاوت‌های اخلاقی و پردازش اطلاعات اجتماعی نقش دارد، در هنگام پردازش اعمال مرتبط با مهربانی و توجه به نیازهای دیگران فعال است.

۴. کاهش استرس و اضطراب

یکی از ملموس‌ترین مزایای نوروبیولوژیکی مهربانی، تعدیل پاسخ‌های فیزیولوژیکی به استرس است.
تأثیر بر محور HPA: رفتار مهربانانه می‌تواند بر محور HPA (هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال) که تنظیم‌کننده اصلی پاسخ استرس بدن است، تأثیر مثبت بگذارد.
کاهش کورتیزول: مهربانی کردن به کاهش سطح هورمون استرس (کورتیزول) کمک می‌کند، که این امر منجر به کاهش التهاب و بهبود سلامت عمومی می‌شود.
 
خاتمه کلام اینکه مهربانی و تاب‌آوری یا resiliency رابطه‌ای مستقیم و معنادار دارند. مهربانی، چه در برخورد با دیگران و چه در رفتار با خود، نقش مهمی در افزایش توانایی فرد برای مقابله با مشکلات و بازگشت به تعادل پس از بحران‌ها ایفا می‌کند. مهربانی با دیگران موجب شکل‌گیری روابط حمایتی و کاهش احساس تنهایی می‌شود و مهربانی با خود از خودسرزنشی، ناامیدی و فرسودگی روانی جلوگیری می‌کند. این عوامل در کنار هم باعث کاهش استرس، افزایش احساس معنا و تقویت امید می‌شوند. در نتیجه، مهربانی هم یک ارزش اخلاقی و صد البته عاملی اساسی در پرورش تاب‌آوری فردی و اجتماعی و توانمند ساختن انسان برای مواجهه مؤثر با چالش‌های زندگی است.
ارسال به دوستان