۲۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۴
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۹۵۸۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ - ۲۰-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۹۵۸۳
انتشار: ۱۰:۳۲ - ۲۰-۱۱-۱۴۰۴

آتش‌سوزی جنگل‌ها و ضعف مدیریت/ چرا عامل اصلی مهار نمی‌شود؟

آتش‌سوزی جنگل‌ها و ضعف مدیریت/ چرا عامل اصلی مهار نمی‌شود؟
اگرچه درباره علت این آتش‌سوزی‌ها نظرات و تحلیل‌های زیادی منتشر شده، اما تا امروز کمتر به «برنامه جامع مدیریت حریق جنگل» پرداخته شده است. همه از عامل انسانی که گاه عمدی و گاهی غیرعمد، جنگل‌های ایران را به خاکستر تبدیل می‌کند، صحبت می‌کنند اما چرا عامل اصلی این آتش‌سوزی‌ها کنترل نمی‌شود؟

آبان ماه امسال آتش مانند هیولایی به جان «هیرکانی» افتاد و آنقدر پیش رفت که صدها و بلکه هزاران هکتار از جنگل‌های باستانی هیرکانی ایران را که تامین‌کننده آب و اکسیژن حدود نیمی از کشور هستند، خاکستر کرد. «الیت» یکی از مناطقی بود که بیشتر از دیگر نقاط سروصدا به پا کرد و آتش‌سوزی در آن چند هفته به طول انجامید و بعد در بسیاری از نقاط دیگر هیرکانی در استان‌های شمالی تکرار شد؛ فاجعه‌ای که همه‌ساله در زاگرس نیز در فصول گرم سال در حال بلعیدن جنگل‌های بلوط ایران هستند. 

به گزارش اعتماد، اگرچه درباره علت این آتش‌سوزی‌ها نظرات و تحلیل‌های زیادی منتشر شده، اما تا امروز کمتر به «برنامه جامع مدیریت حریق جنگل» پرداخته شده است. همه از عامل انسانی که گاه عمدی و گاهی غیرعمد، جنگل‌های ایران را به خاکستر تبدیل می‌کند، صحبت می‌کنند اما پرسش این است که چرا عامل اصلی این آتش‌سوزی‌ها کنترل نمی‌شود و هر سال در فصول مشخصی در حال تکرار شدن است؟ آیا اساسا برنامه‌ای جامع برای مدیریت این بحران تهیه شده است و سازمان متولی قدمی برای آن برداشته است؟ 

«حسین بدری‌پور» فارغ‌التحصیل دکترای منابع طبیعی با گرایش مسائل اقتصادی- اجتماعی بهره‌برداران منابع طبیعی و عضو شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در این باره تجربه‌های مهم و تکان‌دهنده‌ای دارد؛ حرف‌هایی که از یک واقعیت تلخ، پرده برمی‌دارد؛ «برنامه‌ای جامع برای مدیریت حریق تهیه شده اما اجرایی نمی‌شود.» 

او که در طول ۲۵ سال کار در ستاد سازمان منابع طبیعی وآبخیزداری کشور، به موضوعاتی از جمله مشارکت مردمی، تسهیل‌گری اجتماعی، معیشت پایدار روستایی، توسعه روستایی، شناسایی تعارضات و میانجی‌گری برای رفع آن‌ها، ارتباطات و اطلاع‌رسانی، مدیریت جامع، مدیریت بلایای طبیعی، مدیریت خشکسالی، مدیریت جامع حریق عرصه‌های طبیعی توجه کرده، می‌گوید اگر به این موضوعات مهم به‌طور جامع پرداخته می‌شد، می‌توانستند بخشی از مشکلات مدیریت و بهره‌برداری پایدار منابع طبیعی را حل وفصل کنند و بحران‌های امروزی اساسا پدید نیایند. 

بدری‌پور می‌گوید: «موضوع حریق جنگل، یک لحظه نیست؛ بلکه موضوعی است که باید ۳۶۵ روز سال به آن بپردازیم. متاسفانه من آنقدر داد زده‌ام که دیگر گلویم پاره شده است. هرگاه حریق اتفاق می‌افتد، امیدوار می‌شوم که شاید نگاه کنند ببینند چه باید کرد؛ اما هیچ کاری انجام نمی‌دهند و فقط، تکرار مکررات است. تمام اشتباهات، مجددا تکرار می‌شود که ناشی از بی‌برنامگی است.» 

او با اشاره به برنامه‌ای که برای مدیریت آتش جنگل‌های ایران تهیه کرده، می‌گوید: «یک برنامه» مدیریت حریق، نوشته‌ام؛ به تمام مقدسات قسم می‌خورم که این برنامه، مو لای درزش نمی‌رود. اخیرا هم یک پروژه برای «آپتیل» (مرکز مدیریت اطلاعات بلایای طبیعی در آسیا و اقیانوسیه) نوشته‌ام و مرحله ششم هم به آن اضافه کرده‌ام. این برنامه مبتنی بر اصول اطلاع‌رسانی و ارتباطات، جلب مشارکت مردمی، تقویت مدیریت دانش، تقویت انسجام سازمانی و اجتماعی و تقویت ظرفیت مدیریت حریق و مرحله ششم بحث احیا و بازسازی مناطق آسیب‌خورده از حریق است. اما اینجا ظاهرا کسی گوشش شنوا نیست و تنها هنگامی که حریق اتفاق می‌افتد؛ با یک تاخیر و فشار اجتماعی و رسانه‌ها، به موضوع پرداخته می‌شود. 

اگر همین یک ذره فشار هم نباشد اصلا کسی برای آن، وقعی قائل نیست و هنگامی که فشار زیاد می‌شود تازه یادشان می‌افتد که موضوع، حریق است. در همین موضوع حریق «الیت» در منطقه «مرزن‌آباد» مازندران، که نه منابع طبیعی و نه محیط‌زیست به آن نپرداختند؛ منابع طبیعی می‌گفت منطقه حفاظت شده است و مربوط به محیط‌زیست است و محیط‌زیست هم که اساسا به موضوع حریق، توجه خاصی ندارد. در سال ۱۴۰۲ من ۳ کارگاه به اتفاق سرکار خانم دکتر جهدی در استان‌های کهکیلویه و بویراحمد، آذربایجان شرقی و گیلان برگزار کردم. مساله این بود که در این کارگاه‌های ۳ روزه، نیروهای سازمان حفاظت محیط‌زیست که شرکت‌کننده در دوره بودند، می‌گفتند «اساسا اطفای حریق، جزو وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست نیست و جنگلبان‌ها باید به اطفای حریق بپردازند.» 

مدیریت عامل اصلی حریق جنگل

تمام آمارهای رسمی و غیررسمی، عامل ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌های جنگل‌های ایران را «انسانی» می‌دانند، اما چرا کاری برای مدیریت این عامل مهم انجام نمی‌شود؟ بدری‌پور در این باره می‌گوید: «اصلی که اخیرا دارم به آن می‌پردازم این است که ۹۰ درصد حریق‌ها منشأ انسانی دارد. یعنی اگر ما دست روی دست بگذاریم و مردم از عرصه فاصله بگیرند و به جنگل وارد نشوند، فقط ۱۰ درصد حریق‌ها با منشأ طبیعی خواهد بود. رعد و برقی اتفاق بیفتد؛ حرارت و دمای هوا بالا باشد و… آتش‌سوزی طبیعی بشود؛ اما حریق جنگل در ۹۰ درصد موارد منشأ انسانی دارد. منطق می‌گوید بیایید به این ۹۰ درصد بپردازید.

یعنی با اطلاع‌رسانی و هشدارها و حتی جرایم، مردم آگاه شوند که سهل‌انگاری و حرکات سهوی‌شان می‌تواند باعث حریق شود و چه بسا ممکن است باعث مرگ یک انسان شود. ممکن است همین سهل‌انگاری من منجر به حریق و باعث مرگ یک نفر بشود یا خسارت‌های سنگینی به منازل و حتی عرصه وارد کند. هزینه اینها را چه کسی می‌دهد؟ اینها جزو ضررهایی است که من به جامعه زده‌ام و یک روزی باید هزینه‌های آن را به صورت معنوی پس بدهم. به هر حال اگر درست اطلاع‌رسانی بشود و مردم آگاه بشوند و زنهار داده بشوند، می‌تواند باعث کاهش وقوع حریق‌ها بشود.» 

نمادی برای اطلاع‌رسانی حریق

به گفته بدری‌پور، همچنان که روزگاری در کشور «بابابرقی» نماد برق و الگوی مصرف و مدیریت آن بود؛ برای مدیریت حریق جنگل نیز باید یک نماد داشته باشیم. او می‌گوید: «از شهریور ۱۳۹۳ به چهار سازمان منابع طبیعی، محیط‌زیست، صداوسیما و مدیریت بحران از طریق یکی از انجمن‌های مردم‌نهاد، نامه نوشته‌ام که درباره حریق لازم است یک نماد داشته باشیم و این نماد، اطلاع‌رسانی شود.

اشاره کردم به «اسموکی بیر» که نمادی در امریکاست و از دهه ۱۹۳۰ از طریق آن به افکار عمومی اطلاع‌رسانی می‌شود. فیلم و کارتون و تمبر و بنر و پوسترهایی که در طول جاده‌های مختلف ایالات متحده امریکا نصب هست و به مردم هشدار می‌دهد که در رابطه با حریق، آگاهانه اقدام کنید. اما هیچ اقدامی تا این لحظه نشده و من هر بار که پیگیری کردم یکسری جلساتی برگزار شده و دوباره موضوع رها شده است. »

به گفته این فارغ‌التحصیل منابع طبیعی، نکته‌ای که ما در اطلاع‌رسانی باید به آن بپردازیم این است که هر درخت، چقدر می‌ارزد؟ یک جنگل چه تعداد درخت دارد و چقدر هزینه نگهداری آن است؟ یک سهل‌انگاری بسیار ساده می‌تواند باعث آتش‌افروزی و از بین رفتن تعداد بسیار زیادی درخت، هزینه‌های هماهنگ کردن هلی‌کوپتر، هماهنگ کردن ایلیوشین و… باشد. تمام اینها هزینه است و باید مردم را آگاه کرد که یک سهل‌انگاری می‌تواند چه هزینه‌های سنگینی به سیستم دولت وارد کند. 

فقدان احساس تعلق ملی 

نکته بعدی که بدری‌پور بر آن تاکید می‌کند این است که مردم احساس نمی‌کنند این مملکت مال خودشان است. 

او می‌گوید: «من همیشه این مثال را می‌زنم که ما تا داخل منزل هستیم زباله نمی‌ریزیم؛ اما از منزل که خارج شدیم در همان آپارتمانی که هستیم در قسمت مشاعات مثل راهرو و پارکینگ زباله می‌ریزیم؛ وارد کوچه می‌شویم زباله می‌ریزیم. بعد هم می‌گوییم «شهرما، خانه ما» این نشان می‌دهد همه می‌دانند؛ اما یک مقاومتی هست از فشاری که دولت‌ها به مردم وارد می‌کنند؛ مردم هم فشار وارده را به یک شکلی تخلیه می‌کنند. باید در این بحث اطلاع‌رسانی و ارتباطات و جلب مشارکت مردمی، به گونه‌ای اطلاع‌رسانی شود که مردم احساس کنند این مملکت و این جنگل‌ها مال خودشان است و اگر در وضعیت خوبی باشد خودشان منتفع می‌شوند.

در جامعه‌شناسی یک نظریه داریم که من امسال در دانشگاه شیراز در همایش پارک‌های ملی، ارایه دادم؛ به دو موضوع پرداخته‌ام که در روانشناسی و جرم‌شناسی بدان توجه شده است. یکی «تئوری پنجره شکسته» است که می‌گوید اگر ساختمان قدیمی متروکه‌ای را ببینید که شیشه‌های آن شکسته است احتمال زیادی دارد که شما هم یک سنگ‌بردارید و به پنجره‌های سالم آن، نشانه بروید و شیشه‌های سالم آن‌ها را بشکنید. تئوری بعدی «تئوری اثر دومینو» است که اگر شما جایی بروید که تمیز باشد به خودتان اجازه نمی‌دهید زباله‌های کوچک و حتی یک دستمال کاغذی کوچک را زمین بیندازید. 

خلاصه کلام اینکه اگر جنگل‌ها مدیریت درست و طبیعت زیبایی داشته باشد، احتمال اینکه مردم در آتش خاموش کردن و کبریت انداختن و دیگر مواردی که عامل ایجاد حریق هستند سهل‌انگاری نکنند، بیشتر می‌شود و جایی که زباله ریخته و کثیف و به هم ریخته و به حال خود رها شده است، احتمال اینکه شهروندان سهل‌انگاری کنند، آتش خاموش را رها کنند و زباله‌ها را بریزند، بسیار زیادتر است. اینها همه موضوعاتی است که باید در بحث «کاهش احتمال وقوع حریق» به آن‌ها پرداخته شود. »

مشکل ساختاری برنامه 

از نگاه این کارشناس بین‌المللی منابع طبیعی، ساختار سازمان برنامه و بودجه یکی از علت‌های سر وسامان نیافتن «برنامه جامع مدیریت حریق جنگلی» است. او می‌گوید: «متاسفانه در ساختار اداری دولت‌های ما که «سازمان برنامه وبودجه» در راس آن قرار دارد، «برنامه»، یعنی چند صفحه مشخصات کلی و تعریف و اینها و در انت‌ها یک جدول هزینه‌کرد است. یعنی چیزی که از برنامه می‌دانند ۱۵-۱۰ صفحه کاغذپرکن و فیلر، یک روکش انتهایی و جدول که مشخص شود چقدر می‌خواهی هزینه کنی. اینکه این هزینه‌کرد به چه دردی می‌خورد و به کجا می‌انجامد، کاری ندارند و فقط می‌گویند این جدول را به ما بده، ما بگوییم استان فلان چند تا دمنده می‌خواهد و چند پایگاه باید احداث شود و چند تا فلکس‌بک می‌خواهد و از این داستان‌ها؛ این می‌شود «برنامه جامع مدیریت حریق» که ما داریم. 

الان من می‌توانم در ایمیل‌های خودم بگردم و آخرین برنامه‌هایی که اینها ادعا می‌کنند «برنامه جامع» است و فکر می‌کنم حدود ۲۵-۲۰ صفحه بود را بفرستم. گام اول برنامه، «مدیریت حریق» که بر اساس مدل «چرخه مدیریت بلایای طبیعی» که از سال ۱۹۹۰ طراحی کردم، تدوین شده و اصالتا برای خشکسالی بوده؛ ولی دیده‌اند که برای سایر بلایا نیز کار می‌کند؛ لذا این برنامه را برای حریق نیز نوشتند که در یک «کنفرانس بین‌المللی حریق» هم ارایه شد. » بدری‌پور می‌افزاید: «بحث اول در مدیریت ریسک، از ۳ گام یا سه مرحله تشکیل شده که شامل تقلیل اثرات، آمادگی و پیش‌بینی و هشدار اولیه است. در بخش تقلیل اثرات می‌گوید چه کاری باید کرد تا وقوع حریق، کمتر بشود؟ 

یعنی شما احداث آتش‌بُرداری؛ کاهش میزان ماده سوخت (کف جنگل را تمیز می‌کنی از خار وخاشاک) یا می‌دانی که جنگل سوزنی‌برگ احتمال وقوع حریق دارد، گونه‌های سوزنی‌برگ را جمع می‌کنی و گونه‌های پهن‌برگ می‌کاری. به اینها می‌گویند «مجموعه اقدامات برای کاهش احتمال وقوع حریق». مرحله بعدی آمادگی است؛ و اینکه چه اقداماتی باید انجام شود که در صورت وقوع حریق، شما راحت‌تر به منطقه برسید؛ نیروها آماده‌تر باشند؛ تجهیزات مناسب در اختیارشان قرار داده شود؛ دستگاه‌هایی که باید مشارکت کنند آموزش داده شوند؛ هماهنگی‌ها و انسجام سازمانی در آن گام باید انجام بگیرد و ساختار فرماندهی حریق هم تشکیل شده باشد و بدانی با کی طرف هستی و سخنگوی حریق مشخص باشد تا خیالتان راحت شود که به همه وجوه مساله توجه شده است. این مراحل، مراحل تدوین برنامه است. » 

پیش‌بینی و هشدارهای اولیه

به گفته این عضو «شورای جنگل، مرتع وآبخیزداری سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری» گام بعدی پیش‌بینی و هشدارهای اولیه است که یکسری مطالعات باید انجام شود؛ نقشه‌های قدیمی مناطقی که دچار حریق بوده‌اند را باید تهیه کنید تا بدانید کجاها طبق سنوات گذشته احتمال وقوع حریق دارد. 

یکسری مطالعات انجام شود بر اساس اینکه بارندگی در حال کاهش است و حرارت در حال افزایش؛ کجاها احتمال وقوع حریق در آینده نزدیک هست که این «مرحله پیش‌بینی و هشدار اولیه» است که هشدار می‌دهد. سازمان هواشناسی یکسری مطالعه انجام داده و فصل وقوع حریق، دقیقا نخستین‌بار هم در استان گلستان انجام شد که نقشه‌هایی ارایه می‌داد که احتمال وقوع حریق، در چند روز آینده مثلا در کدام نقاط استان زیاد است؟

مرحله بعد، «مرحله وقوع حادثه» است. نخستین گام این است که به مجموعه اطلاع‌رسانی بشود که آتش در فلان نقطه اتفاق افتاده است. حالا مردم باید احساس مسوولیت کنند و به مجموعه سازمان جنگل‌ها و سازمان محیط‌زیست اطلاع بدهند که آتش در چه مختصات مکانی رخ داده است. اما قبل از این، طبیعتا آنجاست که اگر حریقی دیدید با این شماره به مجموعه دستگاه‌های دولتی اطلاع بدهید. 

در گام ارزیابی اثرات، حالا ممکن است ما دوربین‌های حرارتی داشته باشیم یا این دوربین‌هایی که الان دارند رصد می‌کنند تا بشود نقطه آتش را پیدا کرد و مشخصات گونه‌ها، وضعیت هوا و… را بگیری و در نهایت بگویی که آیا احتمال گسترش حریق وجود دارد یا نه؟ یا اینکه نیروها را به صورت میدانی به منطقه گسیل کنی و نیروهای زبده‌ای باشند؛ عرصه را بررسی کنند و گزارشی تهیه کنند به ستاد فرماندهی که به آن مرکز فرماندهی ICS گفته می‌شود و به آنجا اعلام کنند که حریق، احتمال گسترش دارد و باید علاوه بر نیروهای شهرستان، نیروهای استان و چه بسا نیروهای پشتیبان دو- سه استان دیگر هم خود را برای گسیل به منطقه آتش آماده کنند و اگر لازم است همان زمان اعلام کنند که بالگرد و چه بسا هواپیما باید برای انجام عملیات هوایی اعزام شود. بر اساس گزارشی که از مرحله ارزیابی اثرات می‌آید، ستاد فرماندهی تصمیم می‌گیرد که چه نیروهایی اعزام بشوند و چه نیروهایی باید برای پشتیبانی آمادگی داشته باشند. مرحله بعد، تخلیه ضایعات و احیا و بازسازی است که من این دو مرحله را در حریق ادغام کردم. 

انسجام سازمانی

بدری‌پور یکی از گرفتاری‌های عمده دستگاه‌های دولتی را این مساله عنوان می‌کند که همه کار می‌کنند؛ اما کسی گوش نمی‌کند و نمی‌خواهد از تجارب قبلی استفاده کند.

او می‌گوید: «در زندگی شخصی، افراد عاقل معمولا دو بار یک خطا را انجام نمی‌دهند. اما هنگامی که در پشت میز اداری می‌نشینیم، دیگر کسی توجه نمی‌کند که تجربه حریق قبلی چه بوده که امروز دوباره تکرار نشود. این تصویری که من گذاشتم راه‌اندازی مدل نتیجه محور، در علم مدیریت پروژه به آن توجه می‌شود. می‌گوید طراحی کن؛ اجرا کن. ارزیابی کن ببین چه اتفاقاتی افتاده بعد اصلاح کن و دوباره تکرار کن. یعنی شما در یک چرخه، برنامه‌ای را که برای حریق است تدوین می‌کنی؛ این برنامه الان باید اجرا شود. آن برنامه بارها اجرا می‌شود و گره‌های آن درمی‌آید و ظرف مدت کوتاهی برنامه شما اصلاح می‌شود. آقای سازمان منابع طبیعی! آقای سازمان محیط‌زیست! آیا تاکنون چنین کاری را انجام داده‌ای یا نه؟! این سازمان‌ها حتی یک گزارش مستند ندارند که چه کرده‌اند؟ کافی است شما گزارش چند مانور را از اینها بخواهید. اگر چیزی دست‌تان آمد آن وقت من می‌گویم گزارش عملیات اطفای حریق داریم. 

من برای اینکه به این موضوع بپردازم فقط چند مدت صفحات آتش‌نشان‌ها را دنبال می‌کردم که ببینم آتش‌نشان‌ها چه کار می‌کنند و چگونه گزارش تهیه می‌کنند؟ بسیار منظم؛ حالا بیا از مجموعه ما گزارش‌ها را بخواه و بپرس. اصلا جدولی و پروتکلی دارند برای اینکه چه باید بکنند یا چه کاری نباید بکنند؟ تمام این موارد را به صورت خیلی سطحی می‌پردازند و بعد دوباره حریق بعدی و باز تکرار همان اشتباهات!» 

تقویت انسجام اجتماعی و سازمانی

او درباره تجهیزات مقابله با حریق جنگلی معتقد است: «خیلی دنبال تجهیزات پیچیده نباید بود. تجهیزاتی که ما داریم با آن عملیات اطفای حریق انجام می‌دهیم، وسایل بسیار ساده‌ای است که ممکن است در خانه‌های من و شما نیز پیدا شود. مساله‌ای که سازمان باید بدان بپردازد «تقویت انسجام اجتماعی و انسجام سازمانی» است. دستگاه‌های بسیار زیادی مکلفند اقدام کنند و کار نرم‌افزاری است؛ اما هیچکس به این موارد نمی‌پردازد و فقط وقتی که حریق اتفاق می‌افتد یا می‌خواهند یک مانوری انجام بدهند، یک نامه می‌زنند به دستگاه‌هایی که بیا؛ یا اگر آموزشی بخواهند انجام دهند که فقط آن تیک آموزش بخورد، مجبور می‌شوند یک نامه‌ای به پادگان و… بنویسند که ما کارگاه حریق داریم و… بحث انسجام سازمانی یک فن است که همکاران ما بلد نیستند و اگر به این مساله بپردازند، تجهیزات ما در دستگاه‌های مختلف موجود است؛ در زمانی که دارند «برنامه مدیریت حریق» می‌نویسند، در بخش آمادگی یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که چه منابعی در چه دستگاهی وجود دارد که می‌تواند در زمان اطفای حریق، عملیاتی شود؟

اما متاسفانه چون پراکندگی و فاصله دستگاه‌ها بسیار زیاد است، هر دستگاهی می‌خواهد همه‌چیز را خودش داشته باشد. یک جدولی می‌نویسد و با اعداد نجومی، روی میز سازمان برنامه می‌رود. هر چقدر هم عدد بزرگ‌تر باشد، هیچ‌وقت محقق نمی‌شود. بعد هم می‌گویند که ما یک برنامه داریم که ۱۵ سال است پاسخی از سازمان برنامه و ستاد مدیریت بحران نگرفته و تامین اعتبار نشده است و مشکل از ما نیست؛ بلکه از آن دستگاهی است که تامین اعتبار نکرده است. » 

تعارض منافع

تعارض منافع؛ یکی دیگر از محورهای مدیریت حریق جنگلی در ایران است. بدری‌پور در انت‌ها با تاکید بر این موضوع می‌گوید: «من بارها گفته‌ام و نوشته‌ام و الان هم می‌گویم سازمان‌های مرتبط به حریق جنگل به نوعی از حریق منتفع می‌شوند؛ یک تعارض منافع وجود دارد. وقتی که حریق اتفاق می‌افتد، اینها دیده می‌شوند؛ هلی‌کوپتر و هواپیما هماهنگ می‌کنند؛ در رسانه می‌آیند؛ می‌توانند اعتبار جذب کنند یا ماموریت خارج از کشور بروند و بازدید انجام بدهند. بعد از آتش‌سوزی الیت، دوستان بعد از آن همایش‌های زاگرس، با یک مرکزی به نام «آپتین» هماهنگ کردند و ۵-۴ نفر از سازمان برنامه و آقای افلاطونی و پیش‌قدم را با خودش به مرکز سیما در ایتالیا برای یک بازدید ۴-۳ روزه درحوزه مدیریت حریق بردند. 

بنابراین، تا زمانی که رویکرد به جای حل مساله، انتفاع باشد انتظار نداشته باشید که کسی بیاید و برنامه مدیریت حریق انجام دهد. برنامه عملیاتی که حریق کمتر اتفاق بیفتد یا در زمان کمتری حریق خاموش شود. یک برنامه حریق برای آژانسی به نام «آپتین» می‌نوشتم که بنا بود یکسری اطلاعات هم در گزارش ما باشد؛ دیدم اطلاعاتی را که از نظر سطح حریق و تعداد آن، به گونه‌ای گزارش داده بودند که باید کل دنیا بیایند و از سیستم سازمان منابع طبیعی ایران یاد بگیرند چطور می‌شود حریق‌ها را کنترل کرد. ما با خودمان هم رو راست نیستیم!

ارسال به دوستان