مصطفی جرفی
فرارو
انتشار گزارشی مبنی بر اقدام برخی افراد در تخریب دیواره آثار باستانی تخت جمشید در استان فارس توجهات را به واژهای کمتر شنیده شده معطوف کرد که به نظر توصیف کننده افرادی است که دست به چنین اقدامات تخریبی میزنند؛ وَندالها.
ماجرا از این قرار است که فرد یا افرادی ناشناس با شیئی نوکتیز روی بدنۀ سنگنگاره ورودی (دروازه ملل یا فرهنگها) تخت جمشید، اقدام به نوشتن یادگاری میکنند. چنین اقداماتی اگرچه مسبوق به سابقه است اما نام «وندالها» که برای این افراد بکار برده شد گویی به گروهی خاص که با اهدافی خاص دست به چنین اقداماتی میزنند ارتباط دارد و نه آن برداشت همیشگی ما از افرادی که این سو و آن سو یادگاری مینویسند. اما این وندالها چه کسانی هستند؟ چرا به این نام خوانده میشوند و چرا دست به چنین اقداماتی میزنند؟
وندالیسم، به عنوان یکی از قدیمیترین و مخربترین پدیدههای اجتماعی، به معنای تخریب عمدی و کنترلنشده اموال عمومی، آثار هنری یا میراث فرهنگی است. این اصطلاح ریشه در تاریخ باستان دارد و از نام قوم وندالها، یکی از قبایل ژرمنی شرقی، گرفته شده که در قرن پنجم میلادی به رهبری گایسریک ( Genseric )، شهر رم را در سال ۴۵۵ میلادی غارت و ویران کردند.
وندالها، که اصالتاً از نواحی بین رودخانههای اودر و ویستول (در لهستان امروزی) بودند، در جریان مهاجرتهای بزرگ ژرمنها، ابتدا به گال (فرانسه امروز) و اسپانیا حمله کردند و سپس به شمال آفریقا رفتند، جایی که پادشاهی خود را تأسیس کردند. غارت رم توسط آنها نه تنها به نابودی بناهای تاریخی منجر شد، بلکه نمادی از تخریب بیمعنا و وحشیانه شد.
در دوران روشنگری اروپا، این رفتار به عنوان الگویی برای توصیف ویرانگریهای فرهنگی استفاده شد. هنری گرگوار، اسقف بلوآ فرانسه، در سال ۱۷۹۴ میلادی، واژه "وندالیسم" را برای توصیف تخریب آثار هنری پس از انقلاب فرانسه ابداع کرد، جایی که انقلابیون بسیاری از نمادهای سلطنتی و مذهبی را نابود کردند. از آن زمان، وندالیسم نه تنها به عنوان یک جرم کیفری، بلکه به عنوان یک مسئله پیچیده روانشناختی، جامعهشناختی و فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفته است.
وندالها در معنای مدرن، افرادی هستند که به دلایل گوناگون – از بیان خشم شخصی تا اعتراض ایدئولوژیک – به اموال عمومی یا تاریخی آسیب میزنند. این افراد اغلب جوانان (بین ۱۰ تا ۲۵ سال) از طبقات حاشیهای جامعه هستند، اما میتوانند از هر قشر اجتماعی باشند. تحقیقات نشان میدهد که وندالیسم بیشتر در مناطق شهری با تراکم جمعیتی بالا، نابرابری اجتماعی و تضعیف ارزشهای جمعی رخ میدهد.
قوم وندالها، که بخشی از مهاجرتهای بزرگ ژرمنها در قرنهای چهارم و پنجم میلادی بودند، از نواحی شرقی اروپا به غرب مهاجرت کردند تا از حملات هونها فرار کنند. آنها ابتدا در سال ۴۰۶ میلادی از رود راین عبور کرده و به گال حمله کردند، سپس در ۴۰۹ به اسپانیا رفتند و در نهایت تحت رهبری گایسریک، در ۴۲۹ به شمال آفریقا رسیدند.
پادشاهی وندالها در کارتاژ (تونس امروزی) تا سال ۵۳۴ میلادی دوام آورد، تا اینکه توسط امپراتور بیزانس، ژوستینیان اول، نابود شد. غارت رم در ۴۵۵ نه تنها ثروتهای مادی را هدف قرار داد، بلکه آثار فرهنگی و هنری را نیز نابود کرد، بدون توجه به ارزش تاریخی آنها. این رفتار، که از روحیه جنگجویانه و ویرانگرانه آنها ناشی میشد، بعدها به عنوان مترادفی برای هرگونه تخریب عمدی استفاده شد.
در جوامع مدرن، وندالیسم از این الگوی تاریخی الهام گرفته و به اشکال مختلفی مانند گرافیتی، شکستن تجهیزات شهری یا آسیب به آثار تاریخی تبدیل شده است. جامعهشناسان مانند علیرضا محسنیتبریزی، وندالیسم را به عنوان واکنشی به فشارهای اجتماعی، ناکامیها و شکستها توصیف میکنند، جایی که افراد احساس بیقدرتی کرده و تخریب را راهی برای ابراز وجود میدانند.
انگیزههای وندالیسم علیه آثار تاریخی متنوع و چندلایه است. از دیدگاه روانشناختی، بسیاری از وندالها از احساس ناکامی، خشم فروخورده یا تمایل به "جاودانه کردن" خود رنج میبرند. برای مثال، یادگارینویسی روی بناها گاهی نه از روی خصومت، بلکه از حس دلبستگی به مکان ناشی میشود – جایی که افراد نام و تاریخ خود را حک میکنند تا بخشی از تاریخ شوند.
تحقیقات روانشناسی محیطی نشان میدهد که در مکانهایی مانند سیوسهپل اصفهان، یادگاریها اغلب نشانهای از وابستگی عاطفی هستند، نه صرفاً تخریبگرایی. با این حال، در سطح اجتماعی، وندالیسم فرهنگی میتواند ابزاری برای اعتراض ایدئولوژیک یا پاکسازی فرهنگی باشد. نمونههای تاریخی مانند نابودی مجسمههای بودا در بامیان افغانستان توسط طالبان در ۲۰۰۱ یا تخریب پالمیرا توسط داعش در ۲۰۱۵، نشاندهنده استفاده از وندالیسم برای محو هویت فرهنگی مخالفان است.
مطالعات جامعهشناختی، انگیزهها را به دستههایی مانند سود مالی، انتقام شخصی، ناامیدی اجتماعی، اعتراض ایدئولوژیک یا سرگرمی تقسیم میکند. در جوامع با نرخ بالای بیکاری و نابرابری، وندالیسم به عنوان اعتراضی غیرمستقیم عمل میکند.
همچنین، عوامل فرهنگی مانند باورهای بومی یا rituals میتواند به تخریب منجر شود، هرچند اغلب ناخواسته. در ایران، وندالیسم آثار تاریخی اغلب ریشه در عدم آگاهی فرهنگی دارد، جایی که گردشگران اقدامات خود را "بیضرر" میپندارند، غافل از آسیبهای شیمیایی و فیزیکی به سنگها.
در ایران، وندالیسم علیه میراث فرهنگی مسئلهای مزمن است و سایت جهانی تخت جمشید، نماد تمدن هخامنشی و ثبتشده در یونسکو، بارها هدف قرار گرفته. اخیراً در ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶)، فردی یا افرادی ناشناس با حکاکی خراش سطحی به ابعاد ۲۰×۱۵ سانتیمتر، نام "Poya Nadia" همراه با تاریخ را بر جرز شمالی درگاه شرقی دروازه ملل نوشتند. این اقدام، که از پدیده وندالیسم فرهنگی ناشی میشود، موجی از انتقادات عمومی و رسانهای به دنبال داشت.
پایگاه میراث جهانی تخت جمشید بلافاصله مرمتگران را اعزام کرد و تلاش شد اثر همان روز پاکسازی شود، اما آسیبهای احتمالی بلندمدت مانند فرسایش سنگها باقی میماند. بهزاد مریدی، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان فارس، اعلام کرد که با بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته، افراد شناسایی شدهاند و شکایت قضایی تنظیم و به مراجع ذیصلاح ارسال شده است.
دروازه ملل و کاخ تچر، بیش از سایر بخشها هدف وندالیسم بودهاند، که نشاندهنده نیاز به حفاظت بیشتر است. قوانین کشور تخریب آثار تاریخی را جرم کیفری میداند و مجازاتهایی مانند جریمه یا زندان پیشبینی شده، اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون آموزش عمومی، چنین حوادثی تکرار میشود.