عصر ایران؛ سجاد بهزادی؛ کارشناس حوزه انرژی
صنعت گاز ایران در بهمن ۱۴۰۴ به یک رکورد تاریخی دست یافت. پالایشگاه های گاز ۸۸۸ میلیون مترمکعب گاز در روز شیرین کردند وبه شبکه های سراسری جهت مصرف ارسال شد. این رقم اگر چه میتواند مایه مباهات باشد. اما پشت این رقم طلایی، یک واقعیت تلخ پنهان شده است. اگر در صنعت گاز کشور سرمایه گذاری نشود، این رکورد ممکن است آخرین درخشش، پیش از غروب صنعت گاز کشور باشد. اگر دادههای رسمی را با دقت بخوانیم، این عدد از طرفی یک هشدار قرمز بزرگ برای اقتصاد و امنیت انرژی ایران است.
برای فهم این مسئله، کافیست دو منحنی را تصور کنیم:
· منحنی اول (مصرف گاز در ایران): مصرف گاز در ایران از یک خط پر شیب از ۷۵۰ میلیون مترمکعب در روز در سال ۱۴۰۰ به یک میلیاردو 554 میلیون مترمکعب در سال ۱۴۲۰ میرسد. این پیشبینی رسمی دولت است. یعنی ظرف ۲۰ سال، مصرف روزانه گاز ایران بیش از دو برابر میشود.
· منحنی دوم (تولید گاز در ایران): یک خط نزولی که از قله کنونی (حدود یک میلیارد مترمکعب در روز) شروع میشود و با فرض ادامه روند فعلی، به ۴۵۰ میلیون مترمکعب در روز در سال ۱۴۲۰ سقوط میکند.
نتیجه این دو خط یک مثلث شکاف روزافزون است. این شکاف گفته می شود در سال ۱۴۱۰ به ۶۷۲ میلیون مترمکعب کمبود روزانه میرسد. یعنی حتی اگر امروز با تمام توان تولید کنیم، در آیندهای نه چندان دور، نیاز کشور تنها با نیمی از گاز تولیدی تأمین میشود. این یک بحران مهندسی و اجتماعی است، نه یک حدس و گمان.
تصویر گویا: ایران با یک درصد جمعیت جهان، شش درصد گاز جهان را مصرف میکند. این رقم، معادل نیمی از کل مصرف قاره اروپا با تمام صنایع و کشورهای پیشرفته آن است. امروزه سهم گاز در سبد انرژی ایران از مرز ۷۰ درصد گذشته است، در حالی که آمریکا، با تولید بیش تر از ایران، تنها ۲۴ درصد انرژی خود را از گاز تأمین میکند. در حقیقت ما اقتصاد خود را بر پایه ارزانترین انرژی بنا کردهایم، غافل از اینکه این "ارزانی"، در حال بلعیدن "آینده" است.
یک: "پیر شدن" مخازن و "تحریم" درمانگرها: مخازن غولآسایی مانند پارس جنوبی جوانی خود را از دست دادهاند. برای حفظ فشار و تولید آنها، نیاز به فناوریهای پیچیده و سرمایه کلان است. تحریمها دقیقاً ناجی مورد نیاز این میادین پیر را بلوکه کردهاند. دسترسی به دانش و سرمایه شرکتهای بینالمللی، مسدود شده است. نتیجه این که، پیشبینی کاهش تولید به ۴۵۰ میلیون مترمکعب، نه یک عدد، بلکه سناریوی محتمل مرگ تدریجی میادین است.
دو: سرمایهگذاری در خواب و خیال: ایران بر روی ۳۳ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی (دوم جهان) خوابیده است. توسعه این گنجینه، نیازمند تزریق دهها میلیارد دلار است. پرسش اینجاست؛ در شرایطی که حتی حفظ تولید کنونی به سرمایه نیاز دارد، پول توسعه میادین جدید از کجا باید آید؟ فقدان سرمایهگذاری، سدی آهنین در مسیر آینده گازی کشور است.
سه: اعتیاد به گاز ارزان؛ بیماری مصرف: قیمت گاز در ایران، نه بر اساس منطق اقتصادی، که بر اساس سیاست اجتماعی تعیین شده است. این "ارزانی مصنوعی" یک اعتیاد ملی به وجود آورده است. صنایع انرژیبر، خانههای مسکونی و نیروگاههای فرسوده، همگی به این ماده ارزان اعتیاد دارند. ترک این اعتیاد سخت است، اما ادامه آن منجر به نابودی منابع گاز خواهد شد.
چهار: اشتباه راهبردی؛ تخصیص منابع به جای نادرست: گاز یک کالای استراتژیک و ارزشمند است. در دنیا، این طلای آبی را به صنایع پرسود مانند پتروشیمی یا تبدیل به LNG (گاز طبیعی مایع شده) برای صادرات اختصاص میدهند. اما در ایران، بخش عمده آن در خانه ها و یا مولد های قدیمی میسوزد. در حقیقت ما الماس خود را به جای تراش دادن و فروش، خیلی ساده هدر می دهیم.
رکورد شیرینسازی یک موفقیت فنی برای مهندسان وکارگران ایرانی است و باید قدر آن را دانست. اما این موفقیت، پاسخ سوال بزرگ تر را نمیدهد: آیا این توانایی، برای نجات کشور از بحران پیش رو کافی است؟
پاسخ منفی است. این رکورد، آخرین فرصت برای بیداری است. اگر آن را جشن بگیریم و باز به روال گذشته بازگردیم، زمستان ۱۴۱۰، به شکل گسترده تری شاهد خاموشی صنایع و سختی مردم خواهیم بود. باید هم زمان با این رکورد به فکر انرژی های جایگزین بود.
باید با هر مکانیسم ممکن به فکر رفع تحریم ها افتاد و زمینه های فناوری و سرمایه را برای توسعه میادین فراهم آورد. هر روز تأخیر، یعنی نزدیک شدن به بحرانی بزرگ تر.
کشور نیازمند یک عزم ملی برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است. باید وابستگی به انرژی گاز را به شدت کاهش داد. از طرفی تغییر سیاست سوخت سوزی به ثروت سازی باید دنبال شود. سیاست کلان باید تغییر کند؛ از تأمین سوخت ارزان داخلی به سمت تولید ثروت از طریق صنایع پایین دستی و صادرات انجام شود.
رقم ۸۸۸ در رکورد تولید گاز اگر چه نشانه اوج شکوه یک صنعت است اما مانند شمشیر دو لبه عمل می کند و می تواند آغاز یک افول هم باشد. انتخاب با ماست. میتوانیم امروز را جشن بگیریم، یا از امروز برای نجات فردا برنامه ریزی کنیم. رکورد شیرینسازی گاز، سکوی پرش و ایستگاه نهایی نیست؛ بلکه به فرصت ها و تهدیدهای آن نیز می بایست بیشتر تمرکز داشت؛ پیش از آنکه این سکو خود فرو بریزد.