استان گلستان با وسعتی بالغبر ۲۲ هزار کیلومترمربع (معادل حدود ۲.۲ میلیون هکتار) و برخورداری از ۷۵۰ هزار هکتار اراضی زراعی، یکی از قطبهای بسیار مهم کشاورزی و راهبردی تولید غذا در ایران به شمار میرود. تنوع بیش از ۹۰ محصول زراعی، باغی و مرتعی، این استان را به یک بومسامانه کشاورزی حساس و ارزشمند تبدیل کرده است.
به گزارش پیام ما، در چنین شرایطی، مدیریت علمی نزولات جوی نقشی تعیینکننده در پایداری تولید، مهندسی منابع آب، حفظ خاک و تابآوری بومسازگانهای کشاورزی دارد.
براساس دادههای ثبتشده طی ۲۵ تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، میانگین بارش ۱۱ ایستگاه اصلی استان (گرگان، آققلا، بندرگز، کردکوی، بندرترکمن، علیآباد، رامیان (دلند)، گنبدکاووس، مینودشت، گالیکش (پارک ملی گلستان) و مراوهتپه) برابر با حدود ۲۹ میلیمتر بارش باران بوده است.
اگر این مقدار را بر کل وسعت استان (۲.۲ میلیون هکتار) بسط دهیم، هر یک میلیمتر بارش در هر هکتار برابر ۱۰ مترمکعب آب، ۲۹۰ مترمکعب در هر هکتار و درنهایت با حساب ساده حجم تقریبی کل بارش ناشی از ۲۹ میلیمتر بارش در طی این مدت کوتاه زمستانی، حدود ۶۳۸ میلیون مترمکعب آب به دست میآید.
این عدد نشان میدهد تنها در یک رخداد کوتاهمدت جوی، حجمی معادل ظرفیت چندین سد متوسط وارد چرخه آبی استان شده است. مسئله مهم و چالش اصلی در اینجا، مدیریت نادرست و ازدسترفتن این سرمایه آبی و درنتیجه، تولید موادغذایی از طریق محصولات کشاورزی بهویژه در مناطق دیم است.
از سوی دیگر، در مناطق شهری مانند گرگان و علیآباد و گنبدکاووس، بخش قابلتوجهی از این بارش بهدلیل سطوح نفوذناپذیر (آسفالت، بامها، معابر) به رواناب تبدیل و گاه موجب آبگرفتگی و سیلاب شهری میشود. راهکار علمی، طراحی و اجرای سامانههای جمعآوری آب باران از بامها است؛ همان کاری که ترکمنها سالهاست که در مناطق دشت و روستاهای ترکمن نشین استان انجام میدهند.
احداث مخازن ذخیره و استفاده مجدد برای فضای سبز شهری، توسعه سطوح نفوذپذیر و پارکینگهای مشبک و تغذیه مصنوعی آبخوانهای شهری، راهکارهای دیگرند. با توجه به حجم ۶۳۸ میلیون مترمکعبی بارش در استان گلستان، حتی ذخیرهسازی ۱۰ درصد آن در سامانههای شهری میتواند تحولی اساسی در کاهش تنش آبی تابستان ایجاد کند.
در اراضی زراعی و مرتعی استان، اگر خاک مزارع و مراتع با گاوآهن زیر و رو و بقایای گیاهی حذف شود، بخش مهمی از این بارش به رواناب و فرسایش تبدیل میشود. در مقابل، اجرای اصول سهگانه کشاورزی حفاظتی توصیه میشود؛ حداقلی بودن یا نبود خاکورزی، حفظ دائمی بقایای گیاهی روی سطح خاک و رعایت اصول تناوب زراعی و تنوع کشت، موجب افزایش نفوذ آب، بهبود ظرفیت نگهداری رطوبت و کاهش فرسایش میشود. این موضوع بهویژه در مناطق شیبدار شرق استان مانند کلاله، رامیان، مینودشت و گالیکش که بارشهای بالاتری (حدود ۴۸ تا ۶۵ میلیمتر) دریافت کردهاند، اهمیت مضاعف دارد.
از طرف دیگر، میدانیم ماده آلی قلب زنده خاک نامیده میشود و به هر نوع ترکیب یا مادهای گفته میشود که منشأ زیستی دارد؛ یعنی از بقایای گیاهان، جانوران یا میکروارگانیسمها به وجود آمده باشد و حاوی کربن آلی باشد. طبق پژوهشهای انجامشده و مستندات علمی، هر یک درصد افزایش ماده آلی خاک میتواند ۱۵۰ هزار لیتر آب را در هر هکتار ذخیره کند. بنابراین، با افزایش ماده آلی خاک میتوان ظرفیت نگهداری آب را دهها مترمکعب در هکتار افزایش داد. درواقع، مدیریت بقایا، مدیریت مخزن نامرئی آب در خاک است.
در سطح حوضههای آبخیز، این اقدامات ضروری است: احداث بندهای خاکی و سنگی، ملاتی کوچک، پخش سیلاب در اراضی مستعد و تقویت پوشش گیاهی مراتع با جلوگیری از چرای مفرط و تثبیت بیولوژیک شیبها. آبخیزداری علمی میتواند بخش مهمی از این ۶۳۸ میلیون مترمکعب را به سفرههای زیرزمینی هدایت کند و جلوی خسارات سیل را بگیرد.
برای مدیریت بهینه نزولات جوی میتوان این توصیهها را در پیش گرفت:
۱. تدوین اطلس استانی مدیریت آب باران با رویکرد شهر، مزرعه و مرتع؛
۲. مشروط کردن حمایتهای یارانهای به اجرای کشاورزی حفاظتی؛
۳. توسعه بیمه کشاورزی مبتنیبر شاخصهای بارش و نفوذ آب؛
۴. آموزش گسترده کشاورزان درباره مدیریت بقایا و عدم برگردان خاک؛
۵. ایجاد مشوق مالی برای نصب سامانههای برداشت آب باران در ساختمانها؛
۶. پایش ماهوارهای رواناب و فرسایش پس از هر رخداد بارشی عمده.
در جمعبندی میتوان گفت رخداد بارشی ۲۵ تا ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ در استان گلستان با حجمی حدود ۶۳۸ میلیون مترمکعب، یک فرصت راهبردی برای تقویت امنیت آبی و غذایی استان بود. آینده کشاورزی پایدار در گلستان نه در افزایش سطح زیرکشت، که در افزایش بهرهوری هر قطره باران نهفته است. مدیریت علمی این نزولات، از پشتبام خانههای شهری تا خاک مزارع و دامنههای مرتعی، میتواند گلستان را به الگوی ملی در حکمرانی پایدار آب تبدیل کند.