عصر ایران - توماس فریدمن، روزنامه نگار سرشناس آمریکایی در مقالهای در نیویورکتایمز منتشر، به صراحت از رویکرد «بنیامین نتانیاهو» در تمرکز انحصاری بر تهدید ایران انتقاد کرد و نوشت که تمرکز صرف بر خطر ایران باعث میشود سایر تهدیدها و مشکلات جدی اسرائیل نادیده گرفته شود،از جمله چالشهای داخلی، تنشهای با فلسطینیها، سیاستهای الحاقی در کرانه باختری و تضعیف نهادهای دموکراتیک در اسرائیل.
به گزارش عصر ایران، در یکی از بخشهای یادداشت، فریدمن مینویسد: «لطفا این مزخرف را به من نگویید که ایران تنها تهدید امروز برای اسرائیل است. ایران تهدیدی واقعی است، اما به اندازهی تهدیدهایی که از سیاستهای داخلی و رفتارهای دولت اسرائیل ناشی میشود، نیست.»
او می نویسد: دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو با برجستهسازی خاصِ تهدید ایران، در حال منحرف کردن برداشت دونالد ترامپ و بخشی از افکار عمومی آمریکاست. فریدمن این وضعیت را با زبانی صریح توصیف میکند و میگوید نتانیاهو در حال «بازی دادن/فریب دادن» ترامپ است.
فریدمن از این رویکرد انتقاد می کند و هشدار می دهد که تمرکز صرف بر ایران به منافع آمریکا و حتی امنیت یهودیان آمریکایی در درازمدت آسیب میزند.

۱) استدلال مرکزی
نکتهٔ اصلی فریدمن این است: ایران یک تهدید واقعی است، اما بزرگترین تهدید برای آیندهٔ اسرائیل نیست.
او تأکید میکند که تمرکز انحصاری بر ایران باعث نادیده گرفتن تهدیدهای داخلی و راهبردی میشود.
۲) تهدیدهای بزرگتر از نگاه فریدمن
فریدمن چند حوزه را برجسته میکند:
▪ تهدید دموکراسی اسرائیل
او استدلال میکند سیاستهای داخلی دولت نتانیاهو ،بهویژه تلاش برای تضعیف نهادهای قضایی و تمرکز قدرت ، میتواند بنیان دموکراتیک کشور را فرسایش دهد.
▪ بحران جمعیتی و سیاسی با فلسطینیها
به باور او، ادامهٔ کنترل بر سرزمینهای فلسطینی بدون راهحل سیاسی پایدار، اسرائیل را در مسیری قرار میدهد که یا دموکراتیک نخواهد ماند یا ماهیت یهودی خود را با چالش روبهرو میکند.
▪ روابط با آمریکا
فریدمن هشدار میدهد که سیاستهای دولت اسرائیل میتواند شکاف سیاسی در آمریکا را عمیقتر کند و حمایت دوحزبی سنتی از اسرائیل را تضعیف کند.
▪ انسجام یهودیان خارج از اسرائیل
او میگوید برخی تصمیمهای سیاسی تلآویو باعث فاصله گرفتن نسلهای جوان یهودیان آمریکایی شده است.
۳) نقد رویکرد امنیتی
فریدمن میگوید تمرکز بیش از حد بر دشمن خارجی میتواند به ابزاری سیاسی تبدیل شود تا مشکلات ساختاری داخلی نادیده گرفته شوند.
او هشدار میدهد که امنیت واقعی فقط از طریق برتری نظامی حاصل نمیشود، بلکه به ثبات سیاسی، مشروعیت داخلی و روابط سالم خارجی وابسته است.
۴) پیام خطاب به آمریکا
بخش مهمی از مقاله خطاب به سیاستمداران آمریکاست:
آمریکا نباید تحلیل امنیت اسرائیل را صرفاً از دریچهٔ تهدید ایران ببیند.
حمایت واقعی یعنی توجه به آیندهٔ سیاسی و اجتماعی اسرائیل، نه فقط ملاحظات نظامی.
تحلیل توماس فریدمن را میتوان بهعنوان تلاشی برای بازتعریف مفهوم «تهدید امنیتی» فهمید: او میان تهدید خارجی فوری و تهدید ساختاری بلندمدت تمایز میگذارد و استدلال میکند که تمرکز انحصاری بر دشمن بیرونی میتواند نگاه راهبردی را از فرسایشهای تدریجی درون یک نظام سیاسی منحرف کند.
در چارچوب نظری او، امنیت صرفاً محصول برتری نظامی نیست، بلکه به استحکام نهادهای دموکراتیک، مشروعیت داخلی و انسجام اجتماعی وابسته است. از این منظر، اگر شکافهای سیاسی، تضعیف اعتماد عمومی یا بحرانهای هویتی تشدید شوند، ظرفیت یک کشور برای مدیریت تهدید خارجی هم کاهش مییابد. بنابراین هشدار فریدمن این است که بزرگنمایی یک خطر بیرونی ممکن است به «نقطهٔ کور راهبردی» منجر شود؛ جایی که آسیبهای تدریجی اما عمیق نادیده گرفته میشوند.
در لایهای عمیقتر، استدلال او نقدی بر سیاست تقابل دائمی است: وضعیتی که در آن تهدید خارجی به ابزار ساماندهی سیاست داخلی تبدیل میشود و تصمیمهای بلندمدت قربانی ملاحظات کوتاهمدت میگردد. فریدمن میگوید چنین رویکردی میتواند تنشهای هویتی و سیاسی را تشدید کند و حتی روابط راهبردی با متحدان را تحت فشار بگذارد، زیرا امنیت پایدار به توازن میان قدرت سخت و سلامت سیاسی وابسته است. به بیان فشرده، پیام او این است که خطرهای تدریجی و نهادی ، اگر نادیده گرفته شوند ، میتوانند در بلندمدت اثرگذارتر از تهدیدهای فوری باشند. این تحلیل در نهایت دعوتی است به نگاه کلنگر: اینکه سیاست امنیتی تنها زمانی پایدار است که توان دفاع خارجی با ثبات داخلی همزمان تقویت شود.
توماس فریدمن (Thomas Friedman) روزنامهنگار و ستوننویس سرشناس آمریکایی در روزنامهٔ نیویورک تایمز است که بیشتر به خاطر تحلیلهایش درباره سیاست خارجی، خاورمیانه و جهانیشدن شناخته میشود. رویکرد او معمولاً عملگرایانه و نهادگراست: بر پیوند میان سیاست داخلی، دموکراسی و امنیت بینالمللی تأکید میکند و اغلب هشدار میدهد که تصمیمهای کوتاهمدت سیاسی میتواند پیامدهای راهبردی بلندمدت داشته باشد.
او تاکنون سه بار برندهٔ جایزهٔ پولیتزر شدهاست.