روزنامه فرهیختگان نوشت: سالها پیش اخبار حوادث پر بود از گزارشهای مربوط به دخمههای زیرزمینی و رمالهایی که در شهرها با ادعای انرژیدرمانی و احضار ارواح، فجایع غیرقابلجبرانی رقم میزدند. اما امروز با گسترش شبکههای اجتماعی، آن دخمههای تاریک جای خود را به صفحات پرزرقوبرق اینستاگرامی، کلینیکهای ثبتشده تحت عنوان «مؤسسات فرهنگی» و وبسایتهایی با درگاههای پرداخت مستقیم دادهاند.
تقریباً اغلب صفحات فعال در حوزه توسعه فردی، طب مکمل یا حتی بلاگرهای سبک زندگی، در حال تولید محتوا درباره معجزات «انرژیدرمانی»، «چاکرا تراپی» و «هیپنوتیزم درمانی» هستند. آنها معتقدند ریشه تمام بیماریهای جسمی و روانی، از افسردگیهای حاد تا تومورهای بدخیم، در انسداد جریانهای انرژی و گرههای ناخودآگاه نهفته است و راه نجات، خرید دورههای آموزشی یا رزرو وقت ویزیت از این اساتید خودخوانده است.
میتوان گفت یک موج شبهعلمی در فضای مجازی راه افتاده است که با دستکاری باورهای عمومی، تقاضایی کاذب برای درمانهای اثباتنشده ایجاد میکند. ذینفعان این ماجرا، با بهرهگیری از خلأ آگاهی عمومی و ضعف مفرط نهادهای نظارتی، تجارتی چندمیلیاردتومانی را بر پایه امیدها و استیصال بیماران بنا کردهاند. بررسیهای میدانی و تحلیل فکتهای علمی نشان میدهد آنچه تحت عنوان انقلاب در پزشکی تبلیغ میشود، در واقع بازتولید خرافات چندصدساله با روکشهای مدرن است.
در سالهای اخیر تعداد زیادی صفحه فعال در اینستاگرام و ایکس و همچنین چندین کانال در تلگرام ادعاهای مشترکی را مطرح میکنند. از وعده درمان امراض روحی و جسمی بهوسیله پاکسازی چاکراها تا آموزش انرژیدرمانی در چند جلسه. در این میان فعالیت مجموعههایی تحت عنوان «انرژیدرمانی به سبک ریکی» قابلتوجه است. بر اساس بررسیهای صورت گرفته توسط خبرنگار «فرهیختگان»، این مجموعه تنها به ویزیت بیماران اکتفا نمیکند، بلکه مدل اقتصادی خود را بر پایه فروش یک سیستم درآمدزایی بنا کرده است.
آنها پکیجهای آموزشی خود را با قیمتهای گزافی در حدود 17 میلیون تومان به فروش میرسانند. وعده اصلی این پکیجها، آموزش تکنیکهای «خود هیپنوتیزمی و دگر - هیپنوتیزمی» به خریداران است. به این معنا که این مؤسسات ادعا دارند هر فردی با پرداخت این مبلغ و گذراندن چند ساعت دوره آنلاین، نهتنها قادر به حل مشکلات روانی خود و دیگران خواهد بود، بلکه میتواند با هیپنوتیزمکردن دیگران، کسبوکار درمانی مستقلی راه بیندازد.
بعد از مواجهه با این فعالیتها پرسشی که برای مشاهدهکنندگان مطرح میشود، این است که چنین آموزشهایی با چه مجوزی، بر اساس کدام پروتکل علمی و از سوی کدام نهاد ارائه میشود؟
خبرنگار «فرهیختگان» در تماسی پوششی و با معرفی خود بهعنوان یک متقاضی، از پشتیبان یکی از این مجموعهها درباره مبنای علمی دورهها پرسوجو کرد. نتیجه این پیگیری، مواجهه با کلیدواژهای مبهم و عجیب بود؛ آنها فعالیت خود را «علم فرا دانشگاهی» مینامند. فروشندگان این پکیجها مدعیاند که مباحث مطرحشده در چهارچوبهای محدود دانشگاههای کلاسیک نمیگنجد و ریشه در دانشهای متافیزیک و نوعی حکمت عملی قابلانتقال دارد. استفاده از پیشوند «فرا» در کنار کلمه دانشگاه، در واقع یک سپر دفاعی برای فرار از پاسخگویی و فرافکنی درباره ماجراست. این جریان با الصاق برچسب «فرا دانشگاهی» به فعالیتهای خود، نظامپزشکی، اصول تحقیقوتوسعه و مراجع علمی را دور میزند و منتقدان را به عدم درک ابعاد بالاتر هستی که در سطح جهان نیز موردتأییدند متهم میکند.
بخش دیگری از این بازار، ادغام مفاهیم شبهعلمی وارداتی با فروش محصولات فیزیکی است. بررسی صفحه فردی به نام «میم. ح» تحت عنوان استاد «چیکونگ پزشکی»، نمونه بارز این رویکرد است. در این روش که وامگرفته از سنتهای کهن چینی است، ادعا میشود که یک نیروی نامرئی به نام «چی» در بدن جریان دارد. فروشندگان این دورهها مدعیاند که با یادگیری تکنیکهای تنفسی و حرکتی مخصوص، میتوان انسدادهای این جریان انرژی را باز کرد و بیماریهای جسمی را از ریشه خشکاند.
اما مدل درآمدی این دست صفحات صرفاً به جلسات انرژیدرمانی ختم نمیشود. بخش عمدهای از فعالیت اقتصادی آنان، فروش سنگها و کریستالهای خاص است. مثلاً مجموعه سنگهایی با عنوان هفت چاکرا و نیز کریستالی به اسم «آکوامارین راف آفریقایی» در این صفحات به فروش میرسد. عرضهکنندگان ادعا میکنند که این سنگها صرفاً کانیهای طبیعی نیستند، بلکه «شارژ ارتعاشی» شدهاند و قراردادن آنها روی نقاط خاصی از بدن که همان چاکراهاست، مکمل قطعی و ضروری برای درمانهای چیکونگ محسوب میشود. سنگی که در بازارهای گوهرشناسی قیمتی مشخص و نهچندان بالا دارد، با برچسب «تعدیلکننده انرژی آفریقایی» به چندین برابر قیمت واقعی به بیماران فروخته میشود. ایجاد وابستگی درمانی به یک محصول فیزیکی بیاثر، روشی کلاسیک برای تضمین درآمد مستمر در بازارهای غیررسمی سلامت است.
برای کالبدشکافی دقیقتر این ادعاها و سنجش آنها با ترازوی علم پزشکی، «فرهیختگان» گفتوگوی مفصلی با دکتر سید محمدکاظم طباطبایی، دکترای روانشناسی و عضو هیئتمدیره انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران انجام داده است. بررسیهای تاریخی نشان میدهد آنچه امروز در اینستاگرام بهعنوان کشفیات نوین انرژیدرمانی تبلیغ میشود، ریشه در ادعاهای رد شده قرون گذشته دارد.
طباطبایی با اشاره به تاریخچه این پدیده میگوید: «حدود سیصد سال پیش، فرانتس آنتون مسمر پدیدهای را تحت عنوان «مغناطیس حیوانی» مطرح کرد. او باورداشت که یک سیال مغناطیسی در سراسر کیهان و بدن انسان جریان دارد و بیماریها ناشی از انسداد این جریان است؛ دقیقاً همان ادعایی که امروز تحت عنوان چاکرا تراپی و چیکونگ مطرح میشود. مسمر در زمان خود تلاش کرد به این مناسک رویکردی فیزیکی بدهد، اما بعدها دانشمندانی چون آنتوان لاوازیه با بررسیهای دقیق ثابت کردند که هیچ سیال یا انرژی مغناطیسی در کار نیست و آنچه موجب تغییر حال بیماران میشود، صرفاً پدیده «تلقین» است.
بعدها جیمز برید نام علمی هیپنوتیزم را بر این حالت تلقینپذیری گذاشت.»در مواجهه با ادعای درمانگران امروزی مبنی بر ساطع شدن انرژی شفابخش از دستهایشان، علم پزشکی پروتکلهای مشخصی برای راستیآزمایی دارد. عضو هیئتمدیره انجمن هیپنوتیزم بالینی ایران با تشریح یک پروتکل استاندارد، پایه ادعای انرژی درمانگران را اینگونه رد میکند: «اساس رواندرمانی و حتی هیپنوتیزم بر پدیدهای به نام «راپورت» (Rapport) یا ارتباط درمانی استوار است. اگر این ارتباط شکل نگیرد، درمانی رخ نمیدهد. اما انرژی درمانگر مدعی است که عامل درمان، ارتباط کلامی نیست، بلکه انرژی ساطع شده از درون اوست. برای سنجش این ادعا، آزمایشهای متعددی طراحی شده است.»
در این آزمایشها، تعدادی بیمار با ویژگیهای فیزیکی مشابه (مثلاً یک زخم مشخص روی شانه) در یک اتاق قرار میگیرند. انرژی درمانگر در اتاق مجاور، پشت یک شیشه رفلکس (یکطرفه) قرار میگیرد و بدون اطلاع بیماران، شروع به ارسال انرژی میکند. گروه شاهد نیز در شرایطی مشابه اما بدون حضور انرژی درمانگر بررسی میشوند. نتایج تمام پژوهشهای معتبر نشان میدهد که با حذف فاکتور «ارتباط کلامی و تلقین»، هیچ تفاوت معناداری در سرعت بهبود زخم بین گروه هدف و گروه شاهد وجود ندارد. اثربخشی مدعایی انرژیدرمانی، چیزی جز اثر دارونما (Placebo)، تلقین و مناسک نمایشی نیست که با برچسب فریبنده «انرژی کیهانی» به فروش میرسد.
مشاهده حرکات غیرارادی و تشنجگونه بدن بیماران در ویدئوهای انرژیدرمانگران، این پرسش اساسی را مطرح میکند که ماهیت فیزیکی این پدیدهها چیست؟ آیا این واکنشها نشانهای از خروج «انرژیهای معیوب» است، یا صرفاً بازتاب قدرتمند مکانیسمهای روانی است که علم روانشناسی قرنهاست آن را شناسایی کرده است؟ همانطور که محمدکاظم طباطبایی در تحلیل تاریخی سخنان مسمر و تحقیقات لاوازیه اشاره کرد، آنچه امروز تحت عنوان انرژیدرمانی مشاهده میشود، اغلب نمود بیرونی تحریکات قوی و متمرکز بر سیستم عصبی از طریق تلقین است.
تلقین در روانشناسی به معنای فرایند تأثیرگذاری یک پیام بر فرد است، بهطوری که فرد آن پیام را بدون قضاوت منطقی یا ارزیابی انتقادی میپذیرد و آن را بهعنوان یک واقعیت درونی در نظر میگیرد. این فرایند بهویژه در وضعیتهای خاصی مانند هیپنوتیزم (که نیازمند ورود به حالت خلسه و کاهش فیلترهای منطقی ذهن است) یا در حضور یک مرجعیتِ متقاعدکننده و کاریزماتیک، بهشدت تقویت میشود. انرژیدرمانگران نیز دقیقاً از همین مکانیسم بهره میبرند و در پوشش انرژیدرمانی درواقع از همان فنون تلقین بهره میبرند.