در شبکههای اجتماعی اخیرا ادعاهایی مبنی بر این مطرح شدهاند که دستیار هوش مصنوعی «اوپنکلاو» میتواند برای کاربر خود کسب درآمد کند اما باید دید این ادعا تا چه اندازه صحت دارد.
به گزارش ایسنا، «عامل هوش مصنوعی من در عرض ۴۸ ساعت ۱۰۰ هزار دلار درآمد کسب کرد!» اگر در توییتر و لینکدین یا شبکههای مربوط به رمزارز وقت میگذرانید، احتمالاً ادعاهایی از این دست را درباره «اوپنکلاو»(OpenClaw) دیدهاید که با اسکرینشاتهایی از سود به دستآمده نیز همراه هستند.
عکسهایی از رایانههای «مک مینی»(Mac Mini) در این عکسها به چشم میخورند که به عنوان «کارمندان جدید من» توصیف میشوند و کسب درآمد با هوش مصنوعی خودکار را نوید میدهند.
به نقل از یوسی استراتژیز، سوال منطقی این است که آیا اوپنکلاو واقعاً میتواند پول دربیاورد. پاسخ کوتاه، بله است اما نه آن طور که بیشتر مردم فکر میکنند. اوپنکلاو فقط یک چتبات معمولی نیست، بلکه یک چارچوب مستقل عامل هوش مصنوعی است که برای اجرای اقدامات از طرف کاربر طراحی شده است.
برخلاف یک مدل زبانی بزرگ سنتی که به پرسشها پاسخ میدهد، یک عامل هوش مصنوعی اوپنکلاو میتواند کارهای زیر را انجام دهد.
این در عمل بدان معناست که شما میتوانید یک کارمند دیجیتال را مدیریت کنید که ۲۴ ساعته و هفت روز هفته به سیستمهای واقعی و پول واقعی متصل است.
به نقل از سیانبیسی، این عامل هوش مصنوعی که پیش از این «کلادبات»(Clawdbot) و «مولتبات»(Moltbot) نامیده میشد، تنها چند هفته پیش توسط «پیتر استاینبرگر»(Peter Steinberger) توسعهدهنده نرمافزار اتریشی راهاندازی شد.
صعود ناگهانی اوپنکلاو که به دلیل قابلیتهایش و توجه رسانههای اجتماعی صورت گرفته است، در بحبوحه علاقه روزافزون به عوامل هوش مصنوعی رخ میدهد که میتوانند به طور مستقل وظایف را انجام دهند، تصمیم بگیرند و بدون راهنمایی مداوم انسان، از طرف کاربران اقدام کنند.
برخی متخصصان معتقدند که عوامل هوش مصنوعی به زودی کل شرکتها را خودشان اداره خواهند کرد.نه تنها رهبران کسبوکار پیشبینی میکنند که عوامل هوش مصنوعی مانند اوپنکلاو بهرهوری را به عنوان دستیاران شخصی بهبود خواهند بخشید، بلکه برخی متخصصان معتقدند که عوامل هوش مصنوعی به زودی کل شرکتها را خودشان اداره خواهند کرد.
به نقل از یوسی استراتژیز، این پروژه پس از انتشار به سرعت گسترش یافت و صدها هزار ستاره در «گیتهاب»(GitHub) گرفت و پذیرش گسترده جامعه را به دست آورد. دلیل اصلی رشد سریع آن، دسترسیپذیری است. حتی افراد غیر توسعهدهنده نیز با دنبال کردن آموزشها و اجرای یک عامل هوش مصنوعی روی یک دستگاه کوچک مانند مک مینی میتوانند آن را به کار بگیرند.
این دسترسیپذیری، روایت قدرتمندی را ایجاد کرد مبنی بر این که یک دستگاه را نصب کنید، یک عامل را پیکربندی کنید و بگذارید در حالی که شما خواب هستید، ارزش ایجاد کند اما همین روایت جایی است که سوءتفاهم آغاز میشود.
پس از بررسی دهها ادعای موفقیت، بیشتر آنها در یکی از سه گروه زیر قرار میگیرند.
۱. کلاهبرداری یا اغراق. اسکرینشاتهای جعلی، همکاری در فروش، پیکربندیهای پولی یا دورههایی که نویدبخش درآمد غیرفعال هستند.
۲. فرصتهایی که دیگر وجود ندارند. برخی از راهبردها زمانی که افراد کمی از آنها اطلاع داشتند، برای مدت کوتاهی مؤثر بودند و سپس با افزایش رقابت ناپدید شدند.
۳. راهبردهای واقعی اما با مزیت رقابتی قوی. این راهبردها به مهارتهای فنی، سرمایه، دادههای ممتاز یا تخصص عمیق در حوزه مربوطه نیاز دارند.
اصل کلیدی پشت هر پرونده قانونی ساده است. این اصل میگوید پول از یک مزیت به ست میآید، نه از خود ابزار.
یکی از موارد بسیار رایج، تعامل یک عامل اوپنکلاو با پلتفرم پیشبینی «پُلیمارکت»(Polymarket) است. این راهبرد از یک ناکارآمدی زمانی کوچک سوءاستفاده کرد.
پلیمارکت پیشبینیهای کوتاهمدت بیتکوین را با استفاده از دادههای قیمت که از طریق سرویس «اوراکل بلاکچین»(Blockchain oracle) ارائه میشوند، انجام میدهد. انتشار این دادهها چند دقیقه طول میکشد. این عامل هوش مصنوعی، حرکات بازار را به صورت لحظهای رصد کرد و پس از آغاز حرکت قیمت –پیش از بهروزرسانی اوراکل- شرطبندی کرد.
این تضمینی برای برد نبود اما حتی یک برتری آماری یک تا پنج درصدی هم وقتی هزاران بار به طور خودکار به اجرا درآید، سودآور میشود.
واقعیتهای مهم در این موضوع به شرح زیر هستند.
۱. مزیت آن، فنی و حساس به زمان بود.
۲. به زیرساخت و نظارت مداوم نیاز داشت.
۳. احتمالاً پس از این که به طور گسترده شناخته شد، از کار افتاد.
این عامل آینده را پیشبینی نکرد، بلکه از یک ناکارآمدی ساختاری کوچک در مقیاس بزرگ سوءاستفاده کرد.
گاهی اوقات به دلیل عدم تعادل موقت میتوان دو نتیجه متضاد را با احتمال ترکیبی زیر ۱۰۰ درصد خریداری کرد. یک انسان نمیتواند هزاران بازار را به طور مداوم رصد کند اما یک عامل هوش مصنوعی میتواند. هر فرصت ممکن است فقط چند یورو درآمد به همراه داشته باشد اما اگر صدها بار در روز اجرا شود، این راهبرد سودآور میشود. ارزش این کار از سرعت خودکارسازی، نظارت مداوم و پیکربندی فنی حاصل میشود، نه از خود اوپنکلاو.
پایدارترین موارد استفاده اوپنکلاو معاملات سوداگرانه نیستند، بلکه خودکارسازی گردشهای کاری با ارزش بالا هستند.
برخی از مثالهای این مورد به شرح زیر هستند.
برخی از مشاوران املاک حتی توییتر یا جریان اخبار را تجزیه و تحلیل میکنند تا احساسات بازار را پیش از واکنش به قیمتها حدس بزنند.
این سیستمها مستقیماً درآمدزایی نمیکنند. آنها مزایای تصمیمگیری را ارائه میدهند که ارزش اقتصادی واقعی در آن نهفته است.
خطر پنهانی که بیشتر مردم نادیده میگیرند، امنیت است. بزرگترین نقطه قوت اوپنکلاو دسترسیپذیری است که بزرگترین خطر آن نیز به شمار میرود.
بزرگترین نقطه قوت اوپنکلاو دسترسیپذیری است که بزرگترین خطر آن نیز به شمار میرود.کاربران اغلب کارهای زیر را انجام میدهند.
این اقدامات، یک سطح گسترده را برای حمله ایجاد میکنند و ممکن است خطرات زیر را به همراه داشته باشند.
اگر با ذهنیت امنیتی به اوپنکلاو نزدیک نشوید، بزرگترین نتیجه مالی ممکن است ضرر باشد، نه سود.
به رغم هیاهوی تبلیغاتی، اوپنکلاو نمایانگر چیزی واقعاً جدید است؛ عوامل اقتصادی خودمختار. این عوامل میتوانند کارهای زیر را انجام دهند.
در آزمایشها، عوامل هوش مصنوعی از طریق API سرورها را اجاره کردند، عوامل هوش مصنوعی زیرمجموعه خود را مستقر کردند و وظایفی را به آنها محول کردند؛ یعنی عملاً به مدیران دیجیتال تبدیل شدند. پلتفرمهایی مانند «اجاره انسان» حتی به عوامل هوش مصنوعی اجازه میدهند تا برای انجام ادن وظایف فیزیکی به افراد واقعی پول بدهند.
این درآمد، غیرفعال نیست. این مرحله اولیه فعالیت اقتصادی ماشینی است.
میتوان با اوپنکلاو درآمد کسب کرد اما فقط در صورتی که با آن مانند یک ابزار تجاری رفتار کنید، نه یک ماشین پولسازی. وقتی اوپنکلاو به شما کمک میکند، ارزش ایجاد میکند.
با اوپنکلاو مانند یک ابزار تجاری رفتار کنید، نه یک ماشین پولسازی.با اوپنکلاو میتوانید کارهای زیر را انجام دهید.
اوپنکلاو به خودی خود ارزش ایجاد نمیکند. اوپنکلاو یک سیستم درآمد غیرفعال، جایگزینی برای استخراج ارزهای دیجیتال یا میانبری برای پول درآوردن آسان نیست اما واقعیت عمیقتر جالبتر است.
ما در حال ورود به جهانی هستیم که در آن افراد میتوانند عوامل خودمختاری را مستقر کنند که به طور مداوم فعالیت میکنند، تراکنشها را انجام میدهند و تصمیمگیری را در مقیاس وسیع انجام میدهند. فرصت واقعی، کپی کردن از تنظیمات شخص دیگری نیست.
پرسش واقعی این است که برتری شما کجاست و چگونه یک عامل هوش مصنوعی میتواند آن را تقویت کند؟ کسانی که به این پرسش پاسخ دهند، ممکن است سیستمهای قدرتمندی بسازند. بقیه فقط به دنبال اسکرینشات بعدی هستند.