فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۵۲۶۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۷ - ۲۲-۰۱-۱۴۰۵
کد ۱۱۵۵۲۶۵
انتشار: ۱۰:۵۷ - ۲۲-۰۱-۱۴۰۵

سروده شاعر تاجیک برای ایران: نداند که ایران نه مشتی گِل است، / که نبضِ جهان است و جان و دل است

شاعر تاجیک
فردوس اعظم شاعر تاجیک برای ایران شعری سرود: نداند که ایران نه مشتی گِل است، /که نبضِ جهان است و جان و دل است!

سروده فردوس اعظم شاعر تاجیک برای ایران:

یکی خیره‌سر، بر سریرِ دروغ

که جانش ندارد نشان از فروغ

به پندارِ باطل که با زور و شر

بسوزد دل این «کهَن‌بوم و بَر»

نفس‌های او بوی خاکستر است

ابرقدرت؟ اصلا! ابرابتر است!

که این کینه‌توزِ غریب و دژم

چه داند از ایران و از جامِ جم؟

نداند که ایران نه مشتی گِل است 

که نبضِ جهان است و جان و دل است!

ندانَد که این فرّ و این عشقگاه

به شمشیر و آتش نگردد تباه!

بسی دیوِ کین آمد و درگذشت

چو بادی که نالید در کوه و دشت

بله، آمدند از پیِ غارتش 

که ویران کنند آن همه شوکتش 

سکندر کجا؟ آن همه کین چه شد؟ 

«شکوهِ» دروغینِ «شاهین» چه شد؟

همه باد گشتند و ایران بجاست، 

که این ریشه در سایه‌گاهِ بقاست!

تو ای تاجرِ جنگ و دیوِ زمان

چه دانی ز خشم— آهِ ایرانیان!

تو از نرخ خون گویی و سود خویش

من از ریشه می‌گویم از اصل و کیش!

بترس از خروشِ دماوندِ پیر

زِ خشمِ نهفته در این شرزه‌شیر!

ستون‌های دیرینِ تختِ مهین

گواهِ بقا باشد از سرزمین!

بله مامِ ایران بماند چنان

به امروزیان و به آینده‌گان!

چو خواهی که خوانی کتابِ کُهن 

ز فرزانگان بشنو اول-سخن؛

تمدن نه با جنگ و خشم و خری‌ست

که در حکمت و دانش و داوری‌ست!

چو فردوسی از واژه‌ها ساخت کاخ

ستبر و بلند و شگرف و فراخ

ز حافظ شنو رمزِ رندی و راز 

که دارد جهان بر وجودش نیاز!

چه گویم از آن پیر خلوت‌نشین

که لرزد از او تختِ بیدادِ کین!

و یا سعدی آن مردِ صاحب‌سخن

که پندش بُوَد جانِ هر انجمن!

جلال‌الدین آن شمسِ افلاکِ روح 

که کشتیِ جان را بشُد همچو نوح 

بگوید که عشق است قانونِ زیست

بدونِ محبت، جهان زنده نیست!

ز خیام و سینا و عطارها 

فروزان شده چشمِ کور شما!

چنین است برهانِ پاینده‌گی 

به فرهنگ یابیم بس زنده‌گی!

تمدن؟ شکوهِ زبانِ دری‌ست!

درفشِ نیاکانِ نام‌آوری‌ست!

تمدن؟ خرد در رگِ زندگی‌ست!

شکوهِ رهایی و فرخندگی‌ست!

تمدن نه با آتش و آهن است

که پیوندِ اندیشه با میهن است!

بله، این تمدّن نباشد چو گُل

که پژمرده گردد به آهِ دهُل. 

درختی که ریشه دوانده به سنگ

نترسد زِ تهدید و غوغای جنگ!

و کاجی که با روح و جان قد کشید

زِ طوفانِ دیوان نلرزد چو بید!

که این مرز، پیوندِ جان و دل است

طلسمِ ستم‌پیشه‌گان باطل است!

چو آن پیر آن کاخِ والا بساخت

خرد را به جانِ زمانه نواخت!

سپهرِ سخن، اخترش پارسی‌ست

بقای خرد، جوهرش پارسی‌ست

تو ای دیو کینه، شنو این سُخن

که هرگز نخشکد درختِ کهن!

و خورشیدِ ایران بتابد بلند

نیفتد بر این مرز و بومی گزند!

ندانی که ایران نه مرز و گل است

که تاریخ، اندیشه، جان و دل است!

بماند وطن در جهان جاودان

به کوریِ چشمِ ستم‌پیشه‌گان 

فروپاشد آن قدرتِ «آهنین»

بماند به جا نامِ ایران‌زمین!

ارسال به دوستان
تولید گوشی‌های هوشمند چگونه باعث تشدید شیوع ویروس مرگبار ابولا می‌شود؟ همه‌چیز درباره J-35A، جنگنده نسل پنجم چین؛ رقیبی واقعی برای F-35 یا پروژه‌ای پرابهام؟ تکلیف سرمربی جدید استقلال هفته آینده مشخص می‌شود چمران: در ساختمان‌های بلند مرتبه پناهگاه احداث می‌شود برج پرایس؛ تنها آسمان‌خراش فرانک لوید رایت مشهور در آمریکا (+فیلم و عکس) ادعای ترامپ: 5 کشور منطقه خواهان توقف جنگ بودند ادعای سی‌ان‌ان: آمریکا هیچ موشک ایران به سمت اسرائیل را رهگیری نکرد رئیس‌ جمهور لبنان: به دنبال ایجاد روابطی خوب با ایران هستیم فارس: جنگنده‌های اسرائیلی بدون ورود به آسمان ایران از خارج از مرزهای کشور حملات خود را انجام دادند گوشی 20 سال پیش نوکیا چگونه هنوز هم زیبا به نظر می رسد! (+عکس) اتهامات سنگین اخلاقی علیه مالک باشگاه وستهام ادامه تظاهرات در آلبانی علیه داماد ترامپ شنیده شدن صدای انفجار در اربیل عراق ساخت پناهگاه‌های چندمنظوره در برج‌های تهران هتل ازبکستان؛ شاهکار معماری مدرنیسم شوروی در قلب آسیای مرکزی (+تصاویر)