عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ خیلی اتفاقی این محل را پیدا کرد. هنگام عبور از این منطقه، زائدهای غیرعادی را در برشی که فعالیت معدن ایجاد کرده بود دید. تخصص حسین رمضانپور باستانشناسی دوره پارینهسنگی است و چنین فروچالههایی را بهخوبی میشناسد. با پیدا شدن نخستین نشانهها، یعنی یک دستافزار سنگی، مشخص شد که با یک محوطه باستانی روبهرو هستیم.
حسین رمضانپور میگوید این محوطه که حالا نامش پول تپه است روی یک سازند آهکی شکل گرفته که قدمتش به حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون سال میرسد. فرایندهای زمینشناسی و سامانههای کارستی باعث ایجاد فروچالهای در بخش بالایی این سازند شدهاند؛ فروچالهای که محیطی مناسب برای انباشت رسوبات و حفظ دستافزارهای سنگی و دیگر آثار بهجامانده از انسانهای پیشاتاریخ فراهم کرده است.
اکنون در بخش یانهسر شهرستان بهشهر، در حاشیه مهرانرود و در شمالغربی گورستان تاریخی سپیدار یا سپیدچاه قرار داریم. در این محدوده، که امروز محل زندگی و کار زنان شالیکار است، تاکنون بیش از ۵۰ محوطه مربوط به دورههای پارینهسنگی قدیم، میانی و جدید شناسایی شده است.
این برش بزرگ حاصل فعالیت معدن است، اما اتفاق مهمتر این است که برش تقریباً از وسط فروچاله عبور کرده و بخش بزرگی از آن را از بین برده است. با توجه به عرض تخریب، هنوز بخشی از فروچاله در یک سوی برش و بخش دیگر آن در سوی دیگر قرار دارد. به بیان دیگر، فعالیت معدن تپه را به دو قسمت تقسیم کرده و فروچاله باستانی نیز به دو نیم تبدیل شده است؛ موضوعی که نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این محوطه تاکنون تخریب شده است.
اما این فروچاله، یا به تعبیر باستانشناسان «سطل زباله باستانی»، یک کشف بسیار ارزشمند است. چنین محوطهای میتواند اطلاعات کمنظیری درباره شیوه زندگی انسانهایی که شاید نزدیک به یک میلیون سال پیش در این منطقه زندگی میکردهاند، در اختیار پژوهشگران قرار دهد؛ اطلاعاتی که نخستین نشانههای آن در یافتههای سطحی نیز دیده میشود.
حسین رمضانپور میگوید در بررسیهای مقدماتی روی باطلههای معدن، تعدادی دستافزار سنگی پیدا کرده که بهطور تخمینی به اواخر دوره پارینهسنگی قدیم تعلق دارند؛ یعنی آثاری با قدمتی بیش از یک میلیون سال و شاید تا یکونیم میلیون سال.
به گفته او، این آثار احتمالاً متعلق به انسان راستقامت (*Homo erectus*) هستند؛ آن هم در محوطهای که رسوبات باستانی آن تا حد زیادی دستنخورده باقی مانده است. همین ویژگی امکان انجام مطالعات رسوبشناسی، دیریناقلیمشناسی، زیستباستانشناسی و گاهنگاری را فراهم میکند و میتواند اطلاعات دقیقی از آنچه در این فروچاله نهفته است، در اختیار پژوهشگران بگذارد.
رمضانپور معتقد است این یافتهها میتوانند نقش رشتهکوه البرز و حاشیه جنوبی دریای مازندران را در مسیر مهاجرت انسانهای نخستین نشان دهند؛ انسانهایی که از اوراسیا به سمت آسیای میانه حرکت کردند، مدتی در این منطقه زیستند و بقایایی از خود بر جای گذاشتند که امروز در میان رسوبات سرخرنگ این محوطه، از جمله دستافزارهای سنگی، قابل مشاهده است.
او همچنین احتمال میدهد اگر این رسوبات بهصورت علمی و در قالب کاوشهای باستانشناسی بررسی شوند، امکان کشف بقایای آلی مانند استخوان جانوران و حتی بقایای انسانی نیز وجود داشته باشد.
از مجموعه داستان باستان، فیلم کشفیات باستانشناسی در غار اسپهبد خورشید را اینجا ببینید
رمضانپور تقریباً هر روز به این محل سر میزند و دستافزارهایی را که بر اثر فرسایش از لایههای باستانی جدا شده و به پایین سقوط کردهاند، جمعآوری میکند تا دستکم بخشی از اطلاعات آنها حفظ شود. زیرا هرچند فعالیت معدن فعلاً متوقف شده، اما بارندگی و فرسایش همچنان لایههای باستانی را تخریب میکنند و آثاری که صدها هزار سال در دل خاک محفوظ مانده بودند، اکنون یکییکی از جای خود جدا میشوند و ارزش مطالعاتیشان را از دست میدهند.
او میگوید تاکنون دستافزارهای سنگی متعددی از این محوطه به دست آورده که در گروه صنایع ساطوری قرار میگیرند؛ از جمله ابزارهای دووجهی مانند کلیور و هنداکس که از شاخصترین ابزارهای دوره پارینهسنگی قدیم به شمار میروند.
این محوطه به کاوشی فوری و علمی نیاز دارد تا همه یافتهها بهصورت نظاممند، همراه با ثبت دقیق محل کشف و مطالعات تخصصی برداشت شوند. تنها در این صورت میتوان قدمت واقعی آثار و خود فروچاله باستانی را با دقت تعیین کرد.
نحوه رسوبگذاری لایههای این محوطه نیز ظرفیت بسیار مناسبی برای انجام کاوشهای علمی، نمونهبرداری آزمایشگاهی و مطالعات تکمیلی فراهم کرده است؛ البته اگر باد، باران و فرسایش فرصت چنین کاری را باقی بگذارند.
حسین رمضانپور در پایان میگوید بخش عمده این لایهها از قلوهسنگهای رودخانهای تشکیل شده که انسانهای اولیه آنها را تراشیده و به ابزار تبدیل کردهاند. این سنگها وزن زیادی دارند و با سست شدن خاک در اثر بارندگی، دیگر در جای خود باقی نمیمانند و فرو میریزند. در نتیجه، هم خود آثار باستانی آسیب میبینند و هم لایههای ارزشمند باستانشناسی بهتدریج از بین میروند.