عصر ایران - اینترنت پر از ویدیوهای پرندههایی است که حرف میزنند؛ از طوطیهایی که در مطب دامپزشک سروصدا میکنند تا پرندههایی که آهنگ میخوانند یا حتی با صدایی شبیه سگ پارس میکنند و گربهها را کلافه میکنند. اما سؤال اصلی اینجاست: چرا بعضی پرندهها اینقدر پرحرف هستند؟
پاسخ این سؤال از چیزی که بیشتر مردم تصور میکنند احساسیتر است. ماجرا فقط به توانایی تقلید صدا مربوط نمیشود، بلکه تا حد زیادی به ارتباط، دلبستگی و رفتار اجتماعی پرندهها برمیگردد.
قبل از هر چیز باید روشن کنیم که منظور از «حرف زدن» چیست. از نظر علمی، تقریباً همه پرندهها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. آنها با صداها و آواهای مختلف پیامهایی مثل وجود خطر، پیدا کردن جفت، هشدار دادن یا حفظ ارتباط با گروه را منتقل میکنند.
پس وقتی میگوییم یک پرنده حرف میزند، منظورمان این نیست که فقط صدا تولید میکند. منظور، پرندهای است که میتواند صدای انسان و حتی کلمات انسانی را تقلید کند.
این توانایی در همه پرندگان یکسان نیست و بیشتر در طوطیها، کلاغها، زاغها، مرغ مینا و بعضی گونههای دیگر دیده میشود.
مهمترین دلیل اینکه طوطیها صدای انسان را تقلید میکنند، اجتماعی بودن بسیار بالای آنها است. طوطیها در طبیعت معمولاً در گروه زندگی میکنند و پیوندهای عاطفی بسیار قوی با جفت و دسته خود دارند. آنها مدام با یکدیگر در ارتباط هستند و صدا برایشان ابزار اصلی حفظ این ارتباط است.
وقتی یک طوطی در خانه نگهداری میشود، دیگر آن گروه طبیعی را در کنار خود ندارد. در این شرایط، انسانها جای گروه یا خانواده پرنده را میگیرند. به همین دلیل، وقتی طوطی صدای شما را تقلید میکند، اغلب فقط یک نمایش بامزه انجام نمیدهد؛ بلکه در واقع میخواهد بگوید: تو بخشی از گروه من هستی.
به زبان ساده، حرف زدن طوطیها در بسیاری از مواقع نشانهای از علاقه، وابستگی و تلاش برای نزدیک شدن به صاحب خود است.

توانایی حرف زدن در پرندهها فقط به باهوش بودن محدود نمیشود. بدن و مغز آنها هم برای این کار ویژگیهای خاصی دارد.
پرندههایی که توانایی تقلید صدا دارند، در مغز خود بخشی تخصصی به نام سامانه آواز دارند. این بخش به آنها کمک میکند صداهای پیچیده را یاد بگیرند و دوباره تولید کنند.
اما فقط مغز مهم نیست. پرندهها اندامی به نام سیرینکس دارند که نقش آن شبیه جعبه صدا در انسان است. این اندام در عمق قفسه سینه قرار دارد و به پرنده اجازه میدهد جریان هوا و لرزشها را با دقت بسیار بالا کنترل کند.
به همین دلیل، بعضی پرندهها میتوانند طیف گستردهای از صداها را تولید کنند؛ حتی صداهایی که در طبیعت معمول آنها وجود ندارد، مثل کلمات انسانی، خنده، زنگ تلفن یا حتی صدای سگ.
این یکی از جذابترین سؤالها درباره پرندههای سخنگو است. پاسخ کوتاه این است: تا حدی، اما نه مثل انسان.
پژوهشها نشان میدهد بسیاری از پرندهها میتوانند بین کلمه و نتیجه آن ارتباط برقرار کنند. برای مثال، ممکن است یک طوطی یاد بگیرد که گفتن «سلام» توجه میگیرد یا گفتن نام یک خوراکی باعث میشود چیزی برای خوردن نصیبش شود.
این یعنی پرندهها میتوانند ارتباط بین واژهها و پیامدها را درک کنند. اما هنوز مشخص نیست که آنها زبان را دقیقاً مثل انسان میفهمند یا نه.
با این حال، بعضی یافتهها نشان میدهد توانایی شناختی برخی پرندگان ممکن است از چیزی که قبلاً تصور میشد بیشتر باشد.
یکی از مشهورترین نمونهها، یک مرغعشق به نام پاک بود که توانست ۱۷۲۸ واژه انگلیسی را یاد بگیرد. این پرنده که در سال ۱۹۹۴ و در سن تنها ۵ سالگی از دنیا رفت، رکورد جهانی گینس را برای بزرگترین دایره واژگان انسانی در میان پرندگان به دست آورد.
نکته جالبتر اینکه پاک فقط کلمه حفظ نمیکرد؛ گزارشها نشان میداد او میتوانست جملهسازی هم انجام دهد. این موضوع باعث شد توجه زیادی به توانایی شناختی پرندگان جلب شود.
مطالعات مختلف نشان دادهاند برخی پرندگان فقط مقلد صدا نیستند. آنها میتوانند رنگها، شکلها و دستهبندیهای مختلف را هم از هم تشخیص دهند. در طبیعت نیز بعضی گونهها برای موقعیتهای خاص، صداهای خاصی دارند.
برای مثال، برخی پرندگان با تغییر در الگوی صدای خود میتوانند شدت خطر را به دیگران منتقل کنند. این یعنی صدای آنها فقط یک واکنش تصادفی نیست، بلکه نوعی سیستم ارتباطی پیچیده دارد.

یکی از جذابترین نکات درباره پرندگان این است که بعضی از آنها در مناطق مختلف، لهجههای متفاوتی پیدا میکنند. پژوهشگران متوجه شدهاند که طوطیهای ساکن نواحی مختلف، صدای متفاوتی دارند؛ چیزی شبیه تفاوت لهجه در میان انسانها.
حتی بعضی صداها در یک منطقه معنای خاصی دارد که ممکن است در منطقهای دیگر وجود نداشته باشد. این موضوع نشان میدهد بخشی از آواهای پرندگان یادگرفتنی است، نه اینکه فقط بهصورت ژنتیکی منتقل شود.
یافتههای جدید، این بحث را حتی جالبتر هم کرده است. برخی پژوهشها نشان میدهد که بعضی طوطیها ممکن است برای انسانها، حیوانات دیگر و حتی خودشان از نوعی نام استفاده کنند.
به بیان ساده، بعضی پرندهها ظاهراً یاد میگیرند که افراد مشخص را با برچسبهای صوتی مشخص صدا بزنند. حتی در بعضی گزارشها دیده شده که پرندهها اسم خودشان را برای جلب توجه تکرار میکنند.
اگر این موضوع بهطور کامل تأیید شود، میتواند نشان دهد که زندگی اجتماعی طوطیها بسیار پیچیدهتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد.
همه پرندهها توانایی یکسانی برای تقلید صدای انسان ندارند. این تفاوت به چند عامل مهم برمیگردد:
نوع گونه پرنده
بعضی گونهها مانند طوطیها و مرغ مینا از نظر زیستی آمادگی بیشتری برای تقلید صدا دارند.
ساختار مغز و اندام صوتی
پرنده باید هم از نظر عصبی و هم از نظر فیزیکی توانایی تولید صداهای پیچیده را داشته باشد.
میزان اجتماعی بودن
هرچه پرنده اجتماعیتر باشد، احتمال بیشتری دارد که برای برقراری ارتباط، صداهای اطراف خود را یاد بگیرد.
میزان تعامل با انسان
پرندهای که زمان زیادی را با انسان میگذراند، بیشتر در معرض شنیدن واژهها و لحنهای مختلف قرار میگیرد و شانس یادگیری آن بالاتر میرود.
نکته مهم اینجاست که حرف زدن طوطیها را نباید فقط یک ترفند بامزه دانست. در بسیاری از موارد، این رفتار بخشی از تلاش پرنده برای ساختن رابطه، جلب توجه، حفظ پیوند عاطفی و برقراری ارتباط اجتماعی است.
در واقع، وقتی یک طوطی صدای صاحبش را تکرار میکند یا اسم او را میگوید، احتمال دارد این کار برایش چیزی شبیه به گفتن این جمله باشد: من تو را میشناسم و میخواهم با تو در ارتباط باشم.
اینکه چرا طوطیها مثل انسان حرف میزنند، پاسخی فراتر از «تقلید صدا» دارد. آنها به دلیل زندگی اجتماعی پیچیده، پیوندهای عاطفی قوی، ساختار ویژه مغز و اندام صوتی پیشرفته میتوانند صداهای انسانی را یاد بگیرند و تکرار کنند.
برخی از آنها فقط چند کلمه ساده میگویند، اما بعضی دیگر میتوانند صدها یا حتی هزاران واژه یاد بگیرند. نمونه معروف آن، مرغعشقی به نام پاک بود که ۱۷۲۸ کلمه آموخت و رکورد جهانی ثبت کرد.
در نهایت، حرف زدن طوطیها فقط یک توانایی عجیب نیست؛ بلکه پنجرهای است به دنیای پیچیده و شگفتانگیز پرندههایی که بیش از آنچه فکر میکنیم احساس، حافظه و توانایی ارتباطی دارند.
منبع: popsci