بنفشه سام گيس
روزنامه اعتماد
گراني هزينه زندگي و مشكلات معيشتي، مراجعات بيماران معتاد به كلينيكهاي خصوصي و كمپ هاي ترك اعتياد را كاهش داد.
درمانگران اعتياد در چند استان كشور، به خبرنگار «اعتماد» گفتند كه طي ماههاي اخير، به دنبال تورم و افزايش مشكلات معيشتي براي اقشار متوسط و ضعيف جامعه، تعداد زيادي از بيمارانشان، به دليل ناتواني در پرداخت هزينه ترك اعتياد، درمان تخصصي را رها كردهاند و تعداديشان، با مراجعه به عطاريها و بازار سياه، به خوددرماني روي آوردهاند و تعداد ديگري هم به مصرف مواد بازگشتهاند. طبق آمار رسمي، حدود 10 هزار كلينيك و حدود 1200 كمپ ترك اعتياد در كشور فعال است كه بيش از 2 ميليون معتاد در اين مراكز تحت درمان اعتياد هستند.
تعرفههاي درمان اعتياد، هر سال در شوراي عالي بيمه سلامت تعيين ميشود. اين تعرفهها شامل هزينه درمان در كلينيكهاي ترك اعتياد و كمپهاي اقامتي است. كلينيكهاي ترك اعتياد، درمان دارويي با متادون، شربت ترياك يا بوپرونورفين و خدمات روانشناختي فردي و گروهي دارند. كمپهاي اقامتي هم، خدمات ترك بدون دارو (پرهيزمدار) ميدهند. تعرفهها، هم در كلينيكها و هم در كمپها، براي يك دوره 30 روزه است و بيمار، بايد هزينه اين دوره را به طور كامل پرداخت كند حتي اگر مايل به دريافت بعضي خدمات نباشد يا حتي زودتر از يك ماه از كمپ مرخص شود.
بيمار مراجعهكننده به كلينيكهاي ترك اعتياد، بنا به تشخيص پزشك، بايد تا مدتي طولاني دارو مصرف كند و بنابراين، دورههاي مراجعات 30 روزه بيماران به كلينيكها، بايد به صورت مستمر تمديد شود. طبق تعرفه سال 1405، هزينه دوره 30 روزه درمان با متادون، حدود يك ميليون و 700 هزار تومان، هزينه درمان با شربت ترياك، حدود دو ميليون و 100 هزار تومان و هزينه درمان با بوپرونورفين، حدود يك ميليون و 400 هزار تومان است و بيمار بايد هر ماه حدود 350 هزار تومان براي خدمات روانشناختي بپردازد.
از سال 1401، هزينه دارو از تعرفه درمان جدا شد و بيمار بايد در هر دوره 30 روزه، به تناسب نوع و حجم دارويي كه دريافت ميكند، هزينه جداگانهاي هم براي دارو بدهد. درمانگران اعتياد كه داروهاي خود را از دانشگاههاي علوم پزشكي ميخرند، به «اعتماد» ميگويند كه از آبان پارسال تا خرداد امسال، هزينه داروها 3 نوبت گران شده و بيماران هم ناچار بودهاند كه در هر دوره، پول بيشتري براي داروهايشان پرداخت كنند اگرچه كه اين هزينه، معمولا از 500 هزار تومان بيشتر نيست ولي به هر حال براي بيمار، به چشم ميآيد.
محمدصادق شيرازي، پزشك عمومي و درمانگر اعتياد، در شهر تهران و در يك كلينيك ترك اعتياد در محدوده سيدخندان كار ميكند. اين درمانگر اعتياد ميگويد كه بيمارانش، يا افراد سالمند و از قشر بازنشسته يا جوانان كارمند و كارگر شاغل در مراكز تجاري محدوده سيدخندان يا راننده تاكسيهاي اينترنتي و پيك موتورياند و در مجموع، هيچ كدامشان وضع مالي خوبي ندارند. از يكي از بيمارانش مثال ميزند؛ خانمي كه دو فرزند دانشجو دارد و تا 9 اسفند پارسال، در يك درمانگاه كار ميكرده و با شروع جنگ، اين درمانگاه تعطيل شده و اين خانم، شغل و تنها منبع درآمدش را از دست داده است.
«از ابتداي امسال كه تعرفه درمان اعتياد، حدود 40 درصد نسبت به پارسال گرانتر شد، تعدادي از بيمارانم براي قطع درمان مصمم شدهاند چون با گراني و تورم هزينه زندگي، معيشت بيمارانم با مشكلات جدي مواجه شده است. وقتي به بيمارم ميگويم كه تعرفه، از يك ميليون و 200 هزار به يك ميليون و 700 هزار رسيده و شما بايد اين ماه با احتساب پول دارو، حدود دو ميليون تومان به حساب كلينيك واريز كني، در جواب ميگويد امروز براي يك سطل ماست 200 هزار تومان پول دادم يا ميگويد تصميم دارم ديگر شير را از سفرهمان حذف كنم چون هر بطري شير 150 هزار تومان است و هر ماه بايد پول زيادي براي خريد شير بدهم.
در واقع، تعرفه درمان اعتياد، زماني افزايش پيدا كرده كه درآمد خانواده زيادتر نشده ولي هزينه زندگياش گرانتر شده و حالا، بيمار من مشغول به اين محاسبه است كه چطور درمانش را حفظ كند و باقي مخارج خانه را هم تامين كند. بعضي بيمارانم، مراجعاتشان را كم كردهاند كه به تصور خودشان، داروي كمتري مصرف كنند و مثلا به جاي 20 سيسي، 15 سيسي بخورند تا بابت دارو، هزينه كمتري بدهند.
بعضي بيمارانم هم كه تا پارسال ميتوانستند سهميه داروي يك هفتهشان را بخرند، حالا ميآيند و ميگويند امروز اين مقدار پول داريم و فقط براي دو روز ميتوانيم دارو بخريم. تعداد زيادي از بيماران هم درمان را به كلي قطع كردهاند و به سمت مواد رفتهاند. تعدادي از بيماران هم از بازار سياه شربت ترياك ميخريدند كه درمان ارزانتر داشته باشند و البته دو نفرشان، تست متادون مثبت داشتند و معلوم شد كه اين شربت ترياك در بازار سياه، آلوده به انواع ناخالصيهاست.
فعلا بيشترين نگراني ما براي آنهايي است كه با خوددرماني، مقدار دارويشان را كاهش دادهاند تا هزينه درمان برايشان ارزانتر تمام شود ولي اين كاهش، به هيچ وجه مطابق توصيه پزشك نبوده و هنوز نميدانيم چه عوارضي خواهد داشت. فعلا فقط همين را ميدانيم كه هم دليل رها كردن درمان و هم دليل خوددرماني ارزانقيمت، چيزي نيست جز ناتواني در پرداخت هزينه درمان در كلينيك.»
صاحب كلينيك ترك اعتياد در استان گيلان، به خبرنگار «اعتماد» ميگويد كه در ماههاي اخير، تعدادي از بيمارانش، درمان را رها كردهاند و به جاي مراجعه به كلينيك، داروي خود را از بازار سياه تهيه ميكنند چون به صرفهتر است.
«تعدادي از بيماران ما، مصرفكنندگان ترياك بودند كه در چند سال اخير، بعد از گراني سرسامآور قيمت ترياك، به كلينيك آمدند و تحت درمان با شربت ترياك قرار گرفتند. اين بيماران، زماني به كلينيك آمدند كه از نظر مالي، ديگر توان خريد ترياك نداشتند. تا پارسال، هزينه ترك اعتياد، در مقايسه با قيمت مواد، براي بسياري از خانوادهها بسيار ارزانتر بود ولي از زمستان پارسال كه با رشد تورم، هزينههاي زندگي گرانتر شد، بيماران ما با مشكلات زيادي مواجه شدند.
از ابتداي امسال، با تعرفههاي جديدي كه به كلينيكها ابلاغ شد، ريزش مراجعات داريم واين طور كه از بيمارانم شنيدم، تعداديشان، از عطاري و بازار سياه، شربت ترياك و متادون و قرص بوپرونورفين ميخرند، تعداديشان با تركيب ترياك و شيره با آب و الكل، چيزي مشابه شربت ترياك براي خودشان ميسازند و تعدادي هم دوباره به مصرف مواد بازگشتهاند. در واقع، هر سه گروه، از درمان تخصصي خارج شدهاند.»
اين درمانگر ميگويد هزينه خود درماني، براي بيماران بسيار ارزانتر است چون بيمار، در عطاري يا حتي در بازار سياه، فقط بابت دارو پول ميدهد و البته هشدارهاي اين درمانگر بابت ناخالصي داروهاي عطاريها و بازار سياه هم در گوش بيماري كه بايد به قيمت حفظ ضروريترينها، از مخارج زندگياش بزند، بيفايده بوده است.
اين درمانگر به «اعتماد» ميگويد كه علاوه بر تورم و گراني هزينه زندگي، از پاييز پارسال، كمبود داروهاي ترك اعتياد هم در ريزش مراجعات بيماران تاثير داشته؛ كمبودي كه با كاهش توزيع شربت ترياك شروع شد و از ابتداي امسال، به متادون و بوپرونورفين هم رسيد. مسوولان دانشگاههاي علوم پزشكي در توجيه كاهش سهميه داروي كلينيكهاي ترك اعتياد به درمانگران گفتهاند به دليل بدهكاري به شركتهاي پخش دارو، امكان خريد ندارند و دولت هم از تابستان پارسال گفت كه كاهش توليد داروهاي مخدر به دليل كمبود كشفيات ترياك است اما ريشه اين كاهش، اتفاق ديگري است كه ربطي به بدهكاري دانشگاههاي علوم پزشكي و حتي افت كشفيات ترياك ندارد بلكه به نارضايتي 5 كارخانه توليدكننده داروهاي مخدر از قيمتهاي دستوري دولت گره ميخورد؛ قيمتهايي بيتناسب با هزينههاي رو به افزايش توليد دارو كه اين كارخانهها را از پاييز پارسال واداشت به جاي فروش تمام محصولشان به دولت، بخش كمي را در بازار قانوني عرضه كنند و بخش بيشتري را به دلالهايي بسپرند كه هم در بازار سياه داخل كشور و هم در چرخه صادرات و قاچاق معكوس، دستهاي گسترده و قدرتمند دارند.
«توزيع شربت ترياك در استان گيلان تقريبا نزديك به صفر شده است. در 6 ماه اخير، به هر كلينيك در استان گيلان 10 شيشه 250 سيسي شربت ترياك دادند كه اين مقدار، براي 5 بيمار كفايت ميكند. من در مركزم 100 بيمار تحت درمان با شربت ترياك داشتم و براي اين بيماران، ماهانه حدود 700 شيشه شربت ترياك ميگرفتم ولي در 6 ماه اخير، به من 20 شيشه شربت ترياك دادند و ناچار شدم پرونده تعدادي از بيمارانم را ببندم كه همين بيماران، از بازار سياه استان، شربت ترياك و قرص متادون و البته با قيمت بسيار گرانتر خريدند.
بعضي دانشگاهها گفتهاند در حدي به شركتهاي پخش دارو بدهكارند كه حتي توان خريد متادون ندارند و سهميه متادون را هم كم كردهاند. همكارانم در شاهرود، هفته قبل به من خبر دادند كه سهميه متادونشان از 100 سيسي به ازاي هر بيمار، به 60 سيسي كاهش يافته و مجبور شدهاند تعداد بيمارانشان را كم كنند. در استانهاي همدان و خوزستان و مركزي هم سهميه داروهاي ترك اعتياد را كم كردهاند و طبق گزارشي كه از همكارانم در اين استانها دارم، بعضي بيمارانشان، به دليل كمبود داروي ترك اعتياد، دوباره به مصرف مواد بازگشتهاند.»
درمانگر اعتياد در استان مازندران، شاهد است كه از پاييز و زمستان پارسال، هم تعداد بيماران كلينيك خودش و هم كلينيك ساير دوستانش در نقاط مختلف استان، حدود 30 درصد كمتر شده و ميگويد كه چند مركز هم در سطح استان، به دليل كاهش تعداد بيماران، تعطيل شدهاند. اين درمانگر براي «اعتماد» از حرفهاي بيمارانش ميگويد: «از پارسال، متوجه شديم كه گراني هزينههاي زندگي بر تصميم و انتخاب بيمارانمان در ادامه درمان اعتياد، تاثير گذاشته است.
هر ماه، چند نفر از بيماران كه توان پرداخت هزينه معاينات و دارو را نداشتند، درمان را به طور كامل رها كردند. آن تعداد كمي هم كه هنوز براي درمان ميآيند، سعي ميكنند مراجعه كمتري داشته باشند كه هزينه كمتري بابت ويزيت و دارو بدهند يا دارو را به مقدار كمتري مصرف كنند كه فاصله دريافت دارو، طولانيتر شود كه در واقع، درمانشان ناقص شده است. ما به بيمارانمان كاملا حق ميدهيم چون با گرانيهاي اخير، سبدهاي مهمتري در زندگيشان دارند و هزينههايي مثل تامين مواد غذايي و اجاره خانه و هزينه فرزندانشان، ديگر اجازه نميدهد بابت درمان اعتياد هزينه كنند.»
اين درمانگر ميگويد خطر ناقص ماندن درمان اعتياد، رجوع دوباره به مواد است و اعتيادي كه با شدتي بيشتر گريبان بيمار را خواهد گرفت.
«طبق آنچه از بيمارانمان ميشنويم، تعداديشان دوباره به مصرف مواد پناه بردهاند. آن تعدادي هم كه توان خريد مواد ندارند، از عطاريها و بازار سياه، موادي ارزانقيمت به اسم داروي ترك اعتياد ميگيرند و با خوددرماني، سعي ميكنند از مواد دور بمانند.»
وضع مراجعات بيماران به كلينيكهاي ترك اعتياد استان هرمزگان چندان با بقيه استانها متفاوت نيست. صاحب يكي از كلينيكها در شهر بندرعباس، به «اعتماد» ميگويد كه تعداد بيمارانش از زمستان پارسال كم شده چون خيليهايشان توان پرداخت هزينه درمان را ندارند و بسياري از بيماران ساكن در مركز استان، ترجيح ميدهند به بازار سياه بندرعباس بروند و متادوني بخرند كه هنوز پلمب كارتن كارخانهاش باز نشده و تاريخ توليد و انقضا دارد و بسيار ارزانتر از هزينه ماهانه درمان در كلينيك تمام ميشود.
«از اواخر پاييز پارسال، سهميه داروهايمان را كم كردند و كيفيت داروهايي كه تحويل ميدادند هم تغيير كرد. بيمارانمان بارها شاكي بودند كه اين دارو، همان دارويي نيست كه تا يك سال و 6 ماه و دو سال قبل ميخوردند و ما اين شكايت را قبول نداشتيم و به حساب توهمات بيماري ميگذاشتيم. يكي از همكاران، يك نمونه از دارو را به آزمايشگاه برد تا ثابت كند كه گلايه بيماران درست نيست و داروها فرقي با هم ندارند. با ناباوري تمام، نتيجه آزمايش نشان داد كه حجم ماده اوليه دارو، نسبت به يك سال قبل، كمتر شده است. افت كيفيت دارو، دليل ديگري بود كه تعدادي از بيماران كلينيكها را فراري داد.»
اين درمانگر ميگويد از زمستان پارسال، كاهش توزيع شربت ترياك در كلينيكهاي ترك اعتياد، آن هم براي شهري كه هم مصرفكننده مهاجر از استانهاي همسايه دارد و هم اقليم و دريا و مشاغلش، مصرف ترياك را مثل خردهفرهنگي ناگفته، به سفرهها و خانهها كشانده، بزرگترين آسيبي بود كه به درمان اعتياد در بندرعباس وارد شد.
«هر كلينيك، روزانه حدود 220 بيمار تحت درمان با شربت ترياك داشت و اين درمان، فقط به توزيع دارو محدود نبود بلكه خانواده اين بيمار هم، تحت حمايت قرار ميگرفت و زندگي بيماران، با كنار گذاشتن مصرف مواد، به نظم و ثبات رسيده بود. وقتي توزيع شربت ترياك در بندرعباس قطع شد، هيچ كدام از بيماران نپذيرفتند كه به جاي شربت ترياك، متادون يا بوپرونورفين بخورند.
اين جايگزيني را يك جور توهين براي خودشان ميدانستند و ميگفتند ما به عنوان بيمار حق داريم خودمان شيوه درمان را انتخاب كنيم و حالا اين حق از ما سلب شده است. تعداد خيلي كمي از بيماران كه توان مالي داشتند، به بازار سياه رفتند و محلولي به اسم شربت ترياك ولي با تركيبات نامعلوم و با قيمت گران خريدند و تعداد خيلي بيشتري كه توان مالي نداشتند، دوباره به شيره و ترياك پناه بردند.»
استان خراسان رضوي، هم مسير عبور و اقامت مهاجراني از اقصي نقاط كشور است و هم فاصله كوتاه استان با مرز شمال شرق در جوار افغانستان و كانون كشت خشخاش و توليد مخدر و روانگردان، موقعيت اين استان را بابت تعداد مصرفكنندگان ترياك و هرويين، در رديف ويژهاي از جغرافياي اعتياد كشور قرار داده است. با اين حال، صاحب يك كلينيك ترك اعتياد در شهر مشهد، به «اعتماد» ميگويد كه مشكلات معيشتي و ناتواني مالي براي پرداخت هزينه درمان، تعداد بيماران كلينيكهاي ترك اعتياد كل استان را به شدت كاهش داده و در عوض، اخبار نگرانكنندهاي از پناه بردن بيماران اين مراكز به مصرف مواد شنيده ميشود.
«از اواخر پارسال، در كل استان با كاهش تعداد مراجعات بيماران مواجهيم. البته تعرفههاي درمان در مقايسه با گراني قيمت كالاهاي اساسي و تورم خدمات و هزينههاي زندگي، خيلي زياد نبوده ولي همين تعرفهها هم براي خيلي از بيماران قابل پرداخت نيست. بسياري از بيمارانمان، به جاي مراجعه به كلينيك، به بازار سياه ميروند تا داروهايي كه با پلمب كارخانهاي به بازار سياه ميرسد و البته قيمتي ارزانتر از تعرفه درمان در كلينيك دارد را بخرند. از 6 ماه قبل، توزيع شربت ترياك در كل استان صفر بوده ولي من و همكارانم، حتي در بعضي مغازههاي فروش مواد غذايي هم، شربت ترياك و متادون پيدا كردهايم.»
كاهش مراجعات بيماران به مراكز ترك اعتياد، گريبان كمپها را هم گرفته است. بهروز، يك بهبود يافته است كه در يكي از شهرهاي استان لرستان كمپ ترك اعتياد دارد. طبق تعرفهاي كه امسال براي كمپهاي ترك اعتياد تعيين شده، هزينه اقامت 30 روزه در كمپ 9 ميليون و 200 هزار تومان است. مراجعان كمپهاي ترك اعتياد، يا خود بيماران هستند كه داوطلبانه براي ترك بدون دارو مراجعه ميكنند، يا خانواده بيماران كه از آسيبهاي اعتياد دچار عذاب و آسيب شدهاند، با مسوولان كمپ تماس ميگيرند و درخواست ميكنند كه بيمار به كمپ منتقل شود.
عصر هفته اول خرداد، زماني با بهروز صحبت كردم كه به درخواست خانوادهاي 200 كيلومتر دورتر از شهر خودش، رفته بود تا بيماري را براي ترك به كمپ بياورد. بهروز ميگفت با اينكه در استان لرستان، هم مواد خيلي زياد است و هم دسترسي به مواد خيلي آسان است و هم سن اعتياد به 16 سال رسيده و هم تعداد معتادان خيلي زياد است، تعداد بيمارانش نسبت به پارسال كمتر شده چون در اين استان، 9 ميليون تومان، گاهي معادل هزينه 15 روز زندگي يك خانواده 3 يا 4 نفري است و خيلي از خانوادهها، ترجيح ميدهند به جاي پرداخت اين پول به كمپ ترك اعتياد، با حبس كردن بيمارشان در فضاي بستهاي مثل زيرزمين يا انباري، تركَش بدهند.
كاهش درآمد كمپ به دليل كمتر شدن تعداد بيماران، همان دليلي بود كه بهروز را واداشت 400 كيلومتر رفت و برگشت داشته باشد آن هم به خاطر همان 9 ميليون توماني كه قرار بود خانواده آن معتاد به حسابش واريز كنند.
استان چهارمحال و بختياري، از اواخر دهه 1380 در فهرست مناطق محروم كشور است و نرخ بيكاري و كاهش فرصتهاي شغلي در اين استان، هم باعث شده كه تعداد زيادي از نيروي جوان به ساير استانها مهاجرت كنند و هم تعداد زيادي از نيروي جوان استان، گرفتار مصرف مواد بشوند. در اين استان، فعلا تعداد كمپهاي اقامتي، بيشتر از كلينيكهاي ترك اعتياد است چون تعدادي از كلينيكها، به دليل كاهش مراجعات، تعطيل شده اما ابوالفضل كه فارغالتحصيل رشته روانشناسي و صاحب يك كمپ ترك اعتياد در مركز استان است، ميگويد ظرف 6 ماه اخير، تعداد مراجعان كمپها هم به شدت كاهش داشته و همان چند كمپي هم كه در استان فعال ماندهاند، فقط نبضشان هنوز ميزند وگرنه آنها هم چندان زنده نيستند چون نيمي از تختهايشان خالي است و خالي ماندن تختها، دليلي ندارد جز اينكه هزينه كمپ در مقايسه با بقيه هزينههاي خيلي خيلي ضروري، بسيار گران و خارج از توان خانوادههاست.
«تعداد بيمارانمان نسبت به بهار پارسال، به شدت ريزش داشته چون پرداخت هزينه 9 ميليون توماني براي بسياري از خانوادهها خيلي سنگين است. در اين استان، خانواده اغلب معتادان، وضعيت مالي خيلي بدي دارند و اغلبشان از اقشار فقير جامعه هستند كه حالا تورم و گراني هم به زخمهاي زندگيشان اضافه شده و اگر تا پارسال ميتوانستند 4 ميليون يا 5 ميليون تومان براي هزينه كمپ پرداخت كنند، امسال براي همان 4 يا 5 ميليون تومان هم ناتوان شدهاند. پارسال همين موقع اگر به كمپ من يا بقيه همكارانم ميآمديد، حتي كف خواب داشتيم و حالا با اين همه تخت خالي نميدانيم چه كنيم. با كاهش تعداد بيمار به حدي دچار مشكل شدهايم كه حتي توان پرداخت حقوق پزشك و روانشناس و پرستارمان را هم نداريم چون شهريهاي كه از بيماران ميگيريم، براي هزينههاي جاري كمپ مصرف ميشود و هيچ مازادي برايمان نميماند.
ظرف 6 ماه اخير، چند پزشك آمدند و دو هفته و سه هفته ماندند ولي وقتي از مشكلات مالي كمپ باخبر شدند، قراردادشان را لغو كردند و رفتند. براي اينكه كمپ را فعال نگه داريم، مجبور شديم موارد ترك اجباري را هم پذيرش كنيم چون بابت هر معتادي كه توسط نيروي انتظامي به كمپ ميآيد، دولت 6 ميليون تومان به ما پول ميدهد و با اين پول ميتوانيم كسري درآمد كمپ را جبران كنيم.»
ابوالفضل بنا به عادت اين 8 سال كمپداري، صبح و غروب در خيابانهاي شهر ميچرخد تا هم احوال مردم را ببيند و هم اگر نيازمندي سر راهش بود، كمك كند. بهارشهر محل زندگي ابوالفضل، خوش است براي پيادهرويهاي طولاني ولي اين روانشناس، در اين سه ماه هيچ حال خوشي در پيادهرويهايش نداشته چون در كوچه پسكوچههاي شهرش، فراوان ديده معتاداني كه مشغول به مصرفند و ابوالفضل لابهلاي اين آدمها، فراوان چهرههاي آشنا ديده از بيمارانش كه تا 5 ماه و 6 ماه قبل در كمپ بستري بودند و با عود بيماريشان، دوباره به سمت مواد برگشتند و حالا توان پرداخت هزينه كمپ و درمان را ندارند.
«تصاويري كه ميبينم، خيلي دردآور است. اينجا، شهر كوچكي است و همه همديگر را ميشناسند. از هر كوچه كه ميگذرم، بايد جواب سلام چند نفر را بدهم ولي ديدن چهره بيمارانم كه خانوادهها رهايشان كردهاند و عمرشان، كف كوچهها و با آشغالترين نوع هرويين و ترياك هدر ميرود، در حدي حالم را بد ميكند كه اصلا دلم نميخواهد نگاهم را از كف زمين بالا بگيرم. گاهي در پاتوقها از بعضي بيمارانم سراغ ميگيرم و ميشنوم كه براي تامين هزينه موادشان، مشغول به دزدي شدهاند. اينها مردم شريفي بودند. گراني هزينه زندگي و مايوس شدن از روزهاي بهتر، وضعشان را به هم ريخت.»
استان اصفهان، حالت كاروانسرا دارد براي بسياري معتادان كه با خرده فرهنگ ييلاق و قشلاق زندگي ميكنند. كمپهاي استان اصفهان تا پارسال پررونق و شلوغ بود و با اينكه طبق آييننامهها، هر كمپ در هر دوره 30 روزه بيشتر از 60 نفر نميتواند پذيرش داشته باشد ولي معتادان مهاجري كه در اين استان ماندگار ميشدند، گاهي براي صرفهجويي در هزينه زندگيشان، به كمپ ميرفتند تا با همان شهريهاي كه به حساب صاحب كمپ واريز ميكنند، حداقل يك ماه را با گرسنگي نسبي و سيري نسبي سر كنند كه به هر حال از هزينه اعتياد ارزانتر تمام ميشد.
حالا، معتادان مهاجر، ناپديد شدهاند و دكتر ميم كه صاحب يك كمپ ترك اعتياد است و تا پارسال، كمپش در حدي شلوغ بود و خودش در حدي مشغول به امورات كمپ و بيماران بود كه حتي نتوانست به مراسم عروسي خواهرزادهاش برود، هفته اول خرداد امسال، آمار پذيرش كمپش نسبت به اول زمستان، 40 درصد كمتر شده بود و كمپش در حدي خلوت بود و خودش در حدي وقت آزاد داشت كه راه افتاد در جادههاي شرق و غرب استان كه حداقل با رانندگي، از ياد ببرد گراني و تورم چه به سر زندگي مردم آورده است.
«مراجعات بعضي كمپهاي استان، نسبت به پارسال، صددرصد كم شده. بعضي كمپها به دليل كاهش شديد مراجعات تعطيل شده. كمپ چطور بايد فعال بماند وقتي بيمار نميآيد؟ خانوادهها ميگويند اين تعرفه 9 ميليون توماني خيلي گران است و حق هم دارند. براي بعضي خانوادهها، همين 9 ميليون تومان، پول چند قلم كالاي ضروري يا بخشي از اجاره خانه يا بخشي از هزينه تحصيل فرزند است. خانوادهاي كه با اعتياد درگير است، وقتي تورم و گراني هزينه زندگي گريبانش را ميگيرد، از همان ضروريها هم به اندازهاي حذف ميكند تا به حداقلهاي اوليه برسد.
من ميدانم كه خانوادهاي كه به من ميگويد اين تعرفه 9 ميليون توماني خيلي زياد است، در سفرهاش هم چيز زيادي براي خوردن ندارد و به قيمت سر به سري دخل و خرج، ممكن است بچه 14 ساله يا 12 سالهاش را هم براي دستفروشي و كارگري به خيابان بفرستد. ولي من هم نميتوانم كمتر از اين رقم بگيرم. يعني حالا با اين ارقامي كه از قيمت كالاهاي اساسي داريم، ديگر نميتوانم كمتر از اين رقم بگيرم. بقيه همكارانم هم همين وضع را دارند.
پارسال تعرفه 30 روزه براي كمپ حدود 5 ميليون تومان بود و قيمت كالاها و وضع كمپها و خانوادهها جوري بود كه اگر لابهلاي بيماران، يك نفر هم ميآمد و ميگفت پول ندارم يا از اين 5 ميليون تومان، فقط ميتوانم دو ميليون تومان را بپردازم، ميتوانستيم با صرفهجويي، جاي خالي اين شهريه را جبران كنيم ولي امسال، وضع هزينهها و تورم طوري شده كه حتي يك ريال نميتوانيم تخفيف بدهيم.
پارسال، خانوادهها دلشان خوش بود كه با تخفيف، بيمارشان را به كمپ ميسپارند و آدم سالم تحويل ميگيرند. الان وقتي خانواده در خرج روزانه خودش هم درميماند، نهتنها براي سالم شدن بيمارش هزينه نميكند، بلكه او را از خانه بيرون مياندازد كه نمونهاش را هم در هفتههاي اخير خيلي زيادتر ديدهايم.»
دكتر ميم براي بيماراني كه به دليل گراني هزينه زندگي، توان درمان اعتيادشان را ندارند، خيلي نگران است. بيماراني كه پارسال به كمپ دكتر ميم ميآمدند، از قشر متوسط شهر بودند و از پارسال كه قيمت مواد در اين شهر خيلي گران شد، ترجيح دادند به جاي هزينه مواد، براي درمان بيماريشان پول بدهند. حالا از تعداديشان شنيده كه دوباره به سمت مواد رفتهاند، از تعداديشان شنيده كه از عطاريهاي شهر، قرص ترامادول و متادون يا مزخرفاتي به اسم داروي ترك اعتياد ميگيرند و دلشان خوش است كه هرويين و ترياك نميكشند ولي واقعيت اين است كه «قرصي» شدهاند كه بلايي وحشتناكتر است. فقيرترهايشان هم كه موجودي جيبشان با قيمت مواد و هزينه كمپ و داروهاي عطاريها نميخواند، يك نوشابه انرژيزا را با چند قرص و شربت آرامبخش ارزان قيمت قاطي ميكنند تا براي خودشان سراب نشئگي بسازند.
«تنها كمكي كه در اين مدت براي تعدادي از بيمارانمان داشتيم، اين بود كه هزينه دوره 30 روزه را قسطي حساب ميكنيم و مثلا يكسوم هزينه را، همان روز پذيرش ميگيريم و دوسوم را هم براي سه هفته تقسيم ميكنيم. بيماراني كه به سراغ ما ميآيند، از هيچ جايي، هيچ حمايتي نميگيرند و واقعا تنهاي تنها هستند. ما ميدانيم اگر با اين بيماران همراهي نكنيم، همان بلايي كه سر بقيه بيمارانم آمد و حالا بايد از كف خيابان جمعشان كنم، سر اينها هم ميآيد. تا پارسال كه گراني و تورم اين طور نبود، بيمار من ترياك ميكشيد و وقتي هزينه ترياك كمي بالا و پايين ميشد، به كمپ ميآمد تا حداقل براي مدتي از شر اعتياد در آسايش باشد. وضع حالا، اين است كه هم بيمار من براي پرداخت هزينه كمپ ناتوانتر شده و هم توان خريد همان مواد گران را ندارد.»