عصر ایران- طی یکی دو ماه اخیر با نوشته های دکتر موسی اکرمی استاد فلسفه آشنا شدهاید ولی "پری خوانی" حکایت از وجه دیگری از علایق و شخصیت او دارد و خود دربارۀ آن چنین نوشته است:
منظومهای را که 42سال پیش در جان رهای سراینده ریشه دواند و رویید و به هیأت درختی از گل و میوه درآمد امروز پس از نزدیک به چهل و دو سال از لحظات مهرورزی با واژههائی که با دقت ویژه برای ساختن و پیراستن و آراستن یک چکامهی روایی بلند گزینش شدهاند، با احساسی از نیکبختی، منظومهای پارسی به جهان ادبیات پیشکش می کنم با امید به یافتن خوانندگانی در زبانهای دیگر.
چه، در عین خاکی بودن از آسمان سخن میگوید، در عین بومی بودن برای هر انسانِ این کرهی زمین است، و در عین وفاداری به سنت دیرین مثنویسرایی ایرانی، نغمهای تازه سر میدهد: نغمهی کودکی که با خاطرهی نغمهی سوت پدر، پرّ مرغی افسانهای، و سرودی چون منشور بر یک ستارهی بلورین منشوروار، به جنگ دیو خشونت میرود، و پریگمشدهی دریا را به جهانِ زخمخوردهی خاکی بازمیگرداند.
من همواره خود را ادبآموز پیشگاه معنوی شاعران بزرگ ایران و جهان – از فردوسی و نظامی و عطار و مولانا و حافظ تا احمد شاملو از یک سو، و هومر و دانته و شکسپیر و گوته تا تی. اس. الیوت از یوی دیگر – دانستهام.
همچنین در گسترهی ادبیات جهان، فزون بر آثار بزرگ کلاسیک، آثار امروزینی چون «شازده کوچولو»ی آنتوان دو سنت اگزوپری، «جاناتان مرغ دریایی»ی ریچارد باخ و «ماهی سیاه کوچولو»ی صمد بهرنگی را ستودهام و از هر یک درسها آموختهام.
این ادبآموزی چنان بختیاریام بخشید که در روزگاری اسیر خشونتهای گوناگون رهیافتهای کهن سیر و سلوک عرفانی و حماسی را با دغدغههای مهم امروزینی پیوند زدم که نمونههای آن عبارتاند از جنگ، بمباران، تنهایی کودکی حسّاس، غیاب پدری که در سفری سرشار از رمز و راز است، و درگیریهای گوناگون مادری که دور از همسر هم نگران رشد سالم و شکوفایی شایستهی فرزند خود است و هم در عرصههای کار، اجتماع، و سیاست حضور فعال دارد.
بدینسان، در خلوتهای تنهایی روزها و شبهائی سرشار از بیم و امید یک قصهی منظوم پدید آمد که، با چند بار بازنگری شوقآمیز پس از آن، سرانجام به یک منظومهی ۴۲۴۲ بیتی بدل شد که همزمان از بمباران هوایی میگوید و از دیو خشکسالی، از اعتراضات کارگری میگوید و از وصل پری دریایی، از نامههای پدر سفر کرده میگوید و از طلسمگشایی یک سرود جاودانه، که بیان حال کودکان درون همهی انسانها در پی زیبایی و مهر است.
چنان که فروتنانه مینگرم این منظومه را از اندکشمار مثنویهای بلند سیروسلوک در تخیل و زندگی روزمره در ادبیات پارسی میبینم که قهرمان آن کودک است، و سفر او نه تنها در وادیهای درونی و خیالی و اسطورهای، بلکه در صحنههای بمباران و خشونت جنگ، و مبارزهی مردان و زنان برای آزادی و عدالت و صلح و زیبایی در جامعهی واقعی میگذرد.
منظومهی من بر زمینهی تجارب زیستهی سرشار از الهامگیریهای آگاهانه و ناخودآگاهانه از اساطیر ایرانی و یونانی و داستانهای عرفانی – از امشاسپندی چون آناهیتای و ایزدبانوی خردور و صلحآوری چون آتنای یونانی تا پرندگان حقیقتجوی «منطقالطیر» عطّار - جستوجوی فردیِ کودکی را بازمینماید که برای بازگرداندن زیبایی و نیکویی و مهر به زمین، با پرندهای اتحاد مییابد که نماد خرد و صلح برای زندگی جمعی آدمیان در جهان معاصر است.
این اثر که هدیهی یک جان شیفته و سودایی به جامعه است، نصیبی از بخت برخورداری از زندگی پرماجرا و همسر و فرزندانی تجلّیِ آرزوهای زیبا و امیدواری پیوسته به آیندهی روشن، و رهاوردی از جستجوی دیرین برای خود او است، رهاوردی که او را با لحظههای خوشی پیوند میدهد که روند آفرینش این اثر چونان احساس مسئولیتی ویژه، در پس یک روزنهی کوچک گشوده به روشنایی آرزو و امید، دشواریها را برای او تحملپذیر میکرد، زیرا که او میدانست فرصتِ خواسته یا ناخواستهی زیستن در عصرِ تکه-پاره شدن روایتها، و عزم جزم او برای تابآوری و جسارت درآمیختن روایتهای زیباییآفرین، او را این فرصت نیکو بخشیدهاند که این قصه را در یک سیروسلوک معنوی روزگار عسرت و بیم و امید در خود کشف کند یا از تأمل در تجربههای زیستهاش بیافریند.
اینک این منظومه را- که پس از سالها انتظار پای به درون جامعه میگذارد – پیش کش میکنم به همهی کودکانی که با آرزوهای زیبا در جنگ از سن خود بزرگتر شدند، به جانهای پاک بزرگسالانی که در جنگ برای صلح ایستادند، به همهی پدرانی که با سفر برای آرمان در شکوفایی فرزند غیبت داشتند ولی آوازشان در سوت زیبای باد بر جای ماند، و به همهی مادرانی که هر شب سفرهی هفتسین عید و نوید را برای فرزندان منتظر و امیدوار با یک جای خالی در کنار آن چیدند.
اگر روزی این اثر به زبانهای دیگر نیز سفر کرد، امیدوارم پیامِ این امیدِ یاشارِ بزرگ شده با فرهنگ و ادبیات و هنر ایرانی را با خود ببرد که همواره با خاطرهی نغمهی سوتی زیبا از پدری سفر کرده، همکاری خواهر یا برادری کوچولو چونان یک الههی خرد و صلح، زیر نگاه مسئولانهی مادری نگران خانه و کارخانه و جبهه، میتوان طلسم خشونت را شکست و به تجربهی زیبایی و نیکویی و مهر دست یافت.
این برایم کافی است که در گوشهای از خاک، کودکی یا نوجوانی یا جوانی یا میانسالی یا کهنسالی این منظومه را بخواند و به آسمان بنگرد و باورش بشود که «پری دریایی هست، پری دریایی دور نیست».