عصر ایران؛ باشو بیدرانی - فوتبال فقط یک ورزش نیست؛ یکی از بزرگترین کارخانههای اسطورهسازی جهان مدرن است. در روزگاری که انسان دیگر کمتر به قهرمانان افسانهای، پهلوانان حماسی یا قدیسان سنتی باور دارد، زمین فوتبال همچنان توانایی خلق چهرههایی را دارد که میلیونها نفر در برابرشان احساس شگفتی، ستایش و حتی نوعی خضوع میکنند. شاید هیچ نمونهای در سالهای اخیر بهتر از لیونل مسی این پدیده را نشان ندهد.
در جریان جام جهانی ۲۰۲۶، مسی مجددا در مرکز توجه قرار گرفته است. او در دو مسابقه نخست آرژانتین نقشی تعیینکننده داشت و بار دیگر نشان داد حتی در سالهایی که بسیاری از همنسلانش از اوج فاصله گرفتهاند، هنوز قادر است سرنوشت یک مسابقه را تغییر دهد. اما اهمیت مسی فقط به کیفیت فنی او محدود نمیشود. آنچه او را به یک اسطوره تبدیل کرده، نوع رابطهای است که میان او و جمعیت شکل گرفته است.
عکسها و ویدئوهای منتشرشده از دو بازی اخیر آرژانتین در جام جهانی، به خوبی مجذوبیت فوقالعاده تماشاگران آرژانتینی را در برابر مسی نشان میدهند. مثلا در یکی از این صحنهها، هنگامی که او برای زدن ضربه کرنر به گوشه زمین میرود، انبوه هواداران از جای خود برمیخیزند و جوری نسبت به مسی ابراز احساسات میکنند که گویی خدایی زمینی در حال نزدیکشدن به خیل پرستندگانش است. . این دیگر تشویق متعارف یک ستارۀ فوتبال نیست؛ بلکه بیشتر شبیه نوعی آیین جمعی است.

شاید اتفاقی نباشد که در زبان فارسی، واژه «پرستش» در ریشه تاریخی خود به معنای خدمتکردن است. «پرستار» نیز کسی است که خدمت میکند و مراقبت به عمل میآورد.
از این منظر، اسطوره فقط کسی نیست که ستایش میشود؛ کسی است که دیگران حاضرند در خدمت او قرار بگیرند. در تیم ملی آرژانتین نیز میتوان نشانههایی از همین وضعیت را دید. بازیکنان بزرگ و بااستعداد این تیم، آگاهانه یا ناخودآگاه، بخشی از توان و نقش خود را در خدمت درخشش مسی قرار میدهند. آنها میدانند مرکز ثقل تیم کجاست و بسیاری از تصمیمهایشان در زمین با توجه به حضور او گرفته میشود. به همین دلیل مسی تنها محبوب نیست؛ به معنایی نمادین «پرستیده» میشود.
این وضعیت را میتوان با شرایط کریستیانو رونالدو در همین جام مقایسه کرد. رونالدو نیز یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ است، اما رابطه او با تیم ملی پرتغال در سالهای اخیر نشانههایی از تنش و فاصله را آشکار کرده است. در حالی که آرژانتین حول مسی سازمان مییابد، پرتغال حول رونالدو سازمان نمییابد. اسطورهشدن فقط به استعداد فردی وابسته نیست؛ به پذیرش جمعی نیز نیاز دارد. یک قهرمان زمانی به اسطوره تبدیل میشود که دیگران داوطلبانه نقش خود را در روایت او تعریف کنند.
شاید راز ماندگاری فوتبال نیز همین باشد. این ورزش هنوز قادر است چیزی را تولید کند که جهان مدرن ظاهراً از دست داده است: اسطوره. انسان امروز همچنان به چهرههایی نیاز دارد که فراتر از زندگی روزمره قرار گیرند؛ کسانی که بتوانند برای لحظاتی کوتاه احساس پراکندگی و بیمعنایی را کنار بزنند و جمعیتی عظیم را حول یک نام، یک تصویر و یک روایت گرد آورند. در جهانی که دیگر اسطورهها از آسمان فرود نمیآیند، شاید آنها روی چمن فوتبال متولد میشوند.

تفاوت مهم دیگری نیز البته وجود دارد. اسطورهها معمولاً فقط دریافتکننده خدمت نیستند؛ خودشان نیز باید در خدمت یک امر بزرگتر قرار گیرند. بخشی از محبوبیت مسی از این تصور جمعی ناشی میشود که او پیش از آنکه در خدمت افتخارات شخصی خود باشد، در خدمت تیم آرژانتین است. حتی هوادارانی که شیفته او هستند، معمولاً احساس نمیکنند مسی تیم ملی را ابزاری برای بزرگتر شدن نام خود میداند؛ برعکس، گویی او خود را وقف موفقیت تیم کرده است. همین احساس، رابطهای دوطرفه ایجاد میکند: بازیکنان در خدمت مسیاند، زیرا باور دارند مسی نیز در خدمت آرژانتین است.
از این منظر، تفاوت میان محبوبیت مسی و رونالدو فقط به سبک بازی یا شخصیت فردی آنها مربوط نمیشود. رونالدو اغلب با اراده فردی، جاهطلبی شخصی و میل به رکوردشکنی شناخته شده است؛ ویژگیهایی که تحسین فراوان برمیانگیزانند، اما الزاماً عشق جمعی تولید نمیکنند. مسی اما بیش از آنکه نماد اراده فردی باشد، نماد تعلق به یک جمع به نظر میرسد.
شاید به همین دلیل است که رابطه هواداران با او بیشتر بر عشق استوار است تا هیبت؛ بیشتر بر احساس نزدیکی استوار است تا فاصله. او برای بسیاری از آرژانتینیها نه فقط یک ستاره بزرگ، بلکه تجسم خود تیم ملی است.