فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۲۸۹۲
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۵ - ۰۴-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۲۸۹۲
انتشار: ۱۰:۳۵ - ۰۴-۰۴-۱۴۰۵

فوتبال و شکاف‌نسل‌ها/ مسی یا پله و مارادونا؟

جام جهانی
مقایسه ستارگان نسل‌های مختلف اغلب بی‌نتیجه می‌ماند. مارادونا در فوتبالی بازی می‌کرد که قواعد اقتصادی، رسانه‌ای و حتی فنی آن با فوتبال امروز تفاوت داشت. مسی نیز محصول جهانی است که در آن آکادمی‌های حرفه‌ای، علم ورزش، فناوری و سرمایه‌گذاری عظیم نقش تعیین‌کننده دارند. هر دو نابغه‌، اما در دو جهان متفاوت.

عصر ایران؛ باشو بیدرانی - فوتبال همیشه چیزی فراتر از یک بازی بوده است. این ورزش نه فقط رقابت میان دو تیم، بلکه عرصه‌ای برای انتقال خاطره، هویت و تجربه از نسلی به نسل دیگر نیز محسوب می‌شود. با این حال، در سال‌های اخیر به نظر می‌رسد فوتبال خود به یکی از میدان‌های بروز شکاف میان نسل‌ها تبدیل شده است؛ شکافی که گاه در بحث‌های فوتبالی آشکارتر از بسیاری از موضوعات سیاسی و فرهنگی دیده می‌شود.

کافی است گفت‌وگویی میان هواداران جوان و مسن‌تر فوتبال را دنبال کنیم. نسل قدیمی از روزگار پله، مارادونا، بکن‌باوئر و کرایف سخن می‌گوید و معتقد است فوتبال گذشته اصیل‌تر، خلاقانه‌تر و انسانی‌تر بود. در مقابل، نسل جوان از آمار، داده‌ها، تاکتیک‌های پیچیده و ستارگان عصر شبکه‌های اجتماعی دفاع می‌کند و اصرار دارد که فوتبال امروز از هر زمان دیگری سریع‌تر، حرفه‌ای‌تر و باکیفیت‌تر است.

اختلاف تنها بر سر بازیکنان نیست؛ بر سر شیوه نگاه به فوتبال است. نسل‌های قدیمی‌تر معمولاً فوتبال را با خاطره به یاد می‌آورند. برای آنان، یک مسابقه تنها نود دقیقه بازی نیست؛ بخشی از زندگی شخصی‌شان است. آنها گل‌های قدیمی را با شرایط اجتماعی، خانوادگی و عاطفی آن دوران به خاطر می‌آورند. اما نسل جدید بیشتر فوتبال را از دریچه داده‌ها، ویدئوهای کوتاه، تحلیل‌های آماری و رسانه‌های دیجیتال تجربه می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی نیز این شکاف را عمیق‌تر کرده‌اند. در گذشته، روایت فوتبال عمدتاً در اختیار روزنامه‌نگاران و کارشناسان بود. امروز اما هر هوادار می‌تواند رسانه‌ای مستقل باشد. نتیجه آن است که نسل‌های مختلف در جهان‌های رسانه‌ای متفاوتی زندگی می‌کنند. یک نوجوان ممکن است صدها ساعت از بازی‌های لیونل مسی یا کیلیان امباپه دیده باشد، اما هرگز یک مسابقه کامل از مارادونا یا پله تماشا نکرده باشد. در مقابل، بسیاری از هواداران قدیمی نیز با معیارهای فوتبال مدرن بیگانه‌اند.

فوتبال

این شکاف را می‌توان در بحث همیشگی «بهترین بازیکن تاریخ» مشاهده کرد. برای نسل‌های مختلف، پاسخ به این پرسش نه صرفاً یک داوری فنی، بلکه نوعی دفاع از خاطرات و هویت نسلی است. وقتی کسی از مارادونا یا مسی دفاع می‌کند، اغلب فقط درباره فوتبال سخن نمی‌گوید؛ بلکه از جهانی که در آن بزرگ شده نیز دفاع می‌کند.

با این حال، فوتبال ویژگی مهمی دارد که بسیاری از حوزه‌های دیگر فاقد آن هستند: توانایی ایجاد گفت‌وگو میان نسل‌ها. پدربزرگی که از پله حرف می‌زند و نوه‌ای که از امباپه دفاع می‌کند، دست‌کم زبان مشترکی برای بحث دارند. در دورانی که شکاف‌های نسلی در سیاست، فرهنگ و سبک زندگی رو به افزایش است، همین زبان مشترک ارزشمند است.

شاید هیچ‌گاه توافقی درباره بهترین تیم یا بهترین بازیکن تاریخ به دست نیاید. اما اهمیت فوتبال دقیقاً در همین جاست. این ورزش حافظه جمعی نسل‌های مختلف را به هم پیوند می‌دهد و امکان گفت‌وگو را حفظ می‌کند. فوتبال نه شکاف نسل‌ها را از میان می‌برد و نه آن را پنهان می‌کند؛ بلکه آن را به شکلی مسالمت‌آمیز و حتی سرگرم‌کننده به نمایش می‌گذارد.

شاید به همین دلیل است که هر جام جهانی، هر فینال بزرگ و هر ستاره تازه، بار دیگر بحث‌های قدیمی را زنده می‌کند. فوتبال در واقع گفت‌وگویی بی‌پایان میان گذشته و حال است؛ گفت‌وگویی که تا وقتی این بازی محبوب وجود دارد، ادامه خواهد داشت.

بحث‌های فوتبالی میان نسل‌های مختلف معمولاً به جدال بر سر نام‌ها تقلیل پیدا می‌کند؛ پله یا مسی؟ مارادونا یا رونالدو؟ کرایف یا امباپه؟ اما شاید اصل ماجرا چیز دیگری باشد. شاید نسل‌های مختلف در واقع بر سر دو بازیکن متفاوت بحث نمی‌کنند، بلکه درباره دو فوتبال متفاوت سخن می‌گویند.

فوتبال

فوتبال در نیم‌ قرن گذشته بیش از آنکه بسیاری تصور می‌کنند تغییر کرده است. در دهه‌های گذشته، فوتبال پدیده‌ای عمدتاً محلی و ملی بود. هواداران ارتباط مستقیمی با باشگاه‌ها داشتند، بازیکنان سال‌ها در یک تیم می‌ماندند و مسابقات از طریق تعداد کم‌شماری از رسانه‌ها دنبال می‌شد. ستاره‌ها کمتر دیده می‌شدند و همین کمیابی، به آنها نوعی هاله اسطوره‌ای می‌بخشید.

اما فوتبال امروز به یک صنعت جهانی تبدیل شده است. باشگاه‌ها برندهای بین‌المللی‌اند، بازیکنان میلیون‌ها دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی دارند و هر حرکت آنها در معرض دید جهان قرار می‌گیرد. در گذشته، هوادار ممکن بود هفته‌ای یک مسابقه از تیم محبوبش ببیند؛ امروز می‌تواند هر روز ده‌ها ساعت محتوای فوتبالی تماشا کند.

این تحول، خودِ تجربه فوتبال را دگرگون کرده است. نسل‌های قدیمی‌تر فوتبال را بیشتر در ورزشگاه، رادیو یا تلویزیون‌های محدود تجربه می‌کردند. برای آنان، انتظار کشیدن بخشی از لذت فوتبال بود. اما نسل جدید در عصر دسترسی دائمی زندگی می‌کند؛ عصری که در آن همه چیز باید فوراً در دسترس باشد. گل‌ها چند ثانیه بعد در تلفن همراه دیده می‌شوند و تحلیل مسابقه پیش از پایان بازی منتشر می‌شود.

تفاوت دیگر به ماهیت بازی مربوط است. فوتبال امروز از نظر آمادگی جسمانی، سازمان تاکتیکی و تحلیل داده‌ها بسیار پیشرفته‌تر از گذشته است. بازیکنان سریع‌تر می‌دوند، کمتر فضا می‌دهند و تحت نظارت دائمی فناوری قرار دارند. در مقابل، فوتبال گذشته از آزادی فردی بیشتری برخوردار بود. بسیاری از هواداران قدیمی حس می‌کنند که در آن دوران خلاقیت فردی بیش از امروز مجال ظهور داشت.

فوتبال

به همین دلیل است که مقایسه ستارگان نسل‌های مختلف اغلب بی‌نتیجه می‌ماند. مارادونا در فوتبالی بازی می‌کرد که قواعد اقتصادی، رسانه‌ای و حتی فنی آن با فوتبال امروز تفاوت داشت. مسی نیز محصول جهانی است که در آن آکادمی‌های حرفه‌ای، علم ورزش، فناوری و سرمایه‌گذاری عظیم نقش تعیین‌کننده دارند. هر دو نابغه‌، اما در دو جهان متفاوت.

شاید به همین دلیل، بسیاری از بحث‌های فوتبالی هرگز به نتیجه نمی‌رسند. زیرا طرفین ناخواسته از دو تجربه تاریخی متفاوت دفاع می‌کنند. یکی از فوتبالی حرف می‌زند که بخشی از خاطرات جوانی اوست و دیگری از فوتبالی که در عصر دیجیتال با آن بزرگ شده است.

در این معنا، شکاف نسل‌ها در فوتبال صرفاً شکاف میان جوان و پیر نیست. شکاف میان دو دوره تاریخی است؛ میان فوتبالی که بیشتر یک فرهنگ مردمی بود و فوتبالی که به صنعتی جهانی تبدیل شده است. نسل‌ها گاهی تصور می‌کنند بر سر یک موضوع واحد بحث می‌کنند، اما در واقع هر کدام از «فوتبال» معنای متفاوتی در ذهن دارند.

شاید راز ماندگاری این ورزش نیز همین باشد. فوتبال آن‌قدر بزرگ و متنوع شده که هر نسل می‌تواند تصویر خود را در آن پیدا کند؛ حتی اگر این تصاویر همیشه با یکدیگر سازگار نباشند.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان