"تهران امروز" نوشت:
اظهارات محمود احمدينژاد در كرمان درباره موضعگيري مسكو در قبال تحولات هستهاي ايران، دومين تلنگر رئيسجمهوري ايران به مقامات روسي محسوب ميشود كه در هفتههاي اخير به صراحت بيان شده است.
طرح چنين موضوعي از سوي احمدينژاد و خطاب مستقيم ايشان نسبت به رئيسجمهور روسيه گرچه به زبان گلايه مطرح شد اما به دليل واكنش ارشدترين ديپلمات كشور به رفتار ديپلماتيك يك همسايه مهم و صاحب نقش و قدرت در مناسبتهاي جهاني، يك بار ديگر اين سوال را مطرح كرد كه مسكو و تهران در تعاملات دو سويه حمايت از حقوق يكديگر در چه نقطهاي قرار دارند؟
اهميت طرح اين پرسش در آن است كه توجه كنيم اولا طرح مسئله فعاليتهاي هستهاي ايران در نهادهاي بينالمللي از جمله شوراي حكام، دبيرخانه آژانس بينالمللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل و مسائل مربوط به مذاكرات 5+1 با ايران بهخصوص در دو، سه سال گذشته و اخيرا گروه وين كه در همگي آنها روسيه نقش مهم و از جهتي ويژه دارد، موجب شده است كه رفتار دولتمردان روسي از سوي دولت و افكار عمومي ايران بسيار پراهميت تلقي شود. ثانيا روسيه به عنوان مجري طرح نيروگاه هستهاي بوشهر است كه سالهاست زمان راهاندازي اين پروژه هستهاي نيروگاهي با تاخيرهايي مواجه ميشود كه در ايران عمدتا به دلايل سياسي تعبير ميشود اما روسها دلايل حقوقي و فني را پيش ميكشند.
ثالثا رقابت سنتي مسكو با واشنگتن در مسائل جهاني و بهخصوص منطقهاي – خاورميانه و مخالفت ايران با طرحهايي چون خاورميانه بزرگ، گسترش ناتو به سرزمينهاي شرقي، حضور نظامي آمريكا در درياي خزر و... كه در مجموع منافع مشتركي را با روسها تعريف كرده، اين انتظار را ايجاد كرده كه سران كرملين نيز سياستهاي خود را در مسئله فعاليتهاي هستهاي ايران،
تابعي از استراتژيهاي كلان قرار دهند و از اهداف تاكتيكي براي تحت فشار
قرار دادن طرحهاي مقابل - هم ايران، هم آمريكا - جهت اخذ امتيازات سياسي،
اقتصادي و ... پرهيز كنند.
برآيند اين نكات آن است كه روسها بايد به عنوان
يك قدرت مهم جهاني، ديپلماسي قابلاعتمادي از خود بروز دهند و تعاملات خود
با كشوري مثل ايران را به دور از منافع كوتاهمدت بنگرند. اين در حالي است
كه علاقه روسها به اخذ امتيازات حداكثري موجب شده افكار عمومي ايران،
آرايش منتقدانهاي نسبت به برقراري روابط استراتژيك با مسكو از سوي
دولتمردان كشور، به خود بگيرد. البته از زماني كه روسها با صدور
قعطنامههاي شوراي امنيت عليه ايران همراهي كردهاند، بياعتمادي تاريخي و
سنتي ايرانيها به آن كشور بازتوليد شده و درپي همراهي اين كشور با مقدمات
قطعنامه چهارم، چنان به اوج رسيده است كه احمدينژاد كه از حاميان روابط
استراتژيك با روسيه محسوب ميشود، توجيه اين مسئله را امري دشوار اعلام
كند.
واقعيت آن است كه بهرغم انتقادات جدي به روابط با مسكو نبايد از اين
مسئله نيز غفلت كرد كه دولتمردان اين كشور با وجود فضاسازي غرب عليه ايران و
بهرغم عقبنشيني چينيها از ساخت نيروگاه بوشهر حاضر به تاسيس اين
نيروگاه شدند و گرچه مطابق تعهدات و انتظارات عمل نكردند اما تنها كشوري
هستند كه در عمل، ايران را تا حدودي ياري كردهاند.
همچنين در روسيه نيز
بخشي از افكار عمومي و بخش قابل توجهي از نخبگان و نمايندگان مردمي نسبت به
ديپلماسي كرملين در همراهي با غرب انتقادات جدي دارند. زيرا استراتژي
نزديكي به غرب و حل و فصل مناقشات دو طرف كه از سوي مدودف با شتابتر
بيشتري پس از فروپاشي شوروي در دستور قرار دارد، مورد انتقاد بسياري از
نيروهاي سياسي داخل روسيه قرار گرفته و باعث بروز سويهاي جديد در
جهتگيريهاي بينالمللي اين كشور خصوصا در مسئله هستهاي ايران نيز شده
است.
به نظر ميآيد هشدار و گلايه نسبت به عملكرد هستهاي مسكو رفتاري قابل
انتظار و از موضع اقتدار و عزت محسوب ميشود كه ايجاب ميكند براساس آن
سياستگذاري و تصميمسازي صورت گيرد. ماهيت مسئله تامين منافع ملي
بهگونهاي است كه براي تضمين تحقق آن بايد سفره مشتركي برپا كرد. نگاهي به
روابط دو طرف نشان ميدهد كه طرف روسي سهم خود از اين سفره را مدام
گستردهتر ميخواهد. به عبارت ديگر بيش از آنچه ظرفيت ديپلماسي اين كشور
اقتضا ميكند و هزينههايي كه در قبال مواضع كلان خود نسبت به روابط با
ايران ميپردازد، سهم ميخواهد. در اين شرايط آن چه فراتر از اظهارنظر
ميطلبد اين است كه دستگاه ديپلماسي ترازنامهاي در قبال اهداف استراتژيك و
تاكتيكي روسها ارائه كند.
بدين منظور كه سقف و كف روابط دو سويه، منافع سياسي، اقتصادي متقابل،
زمينههاي مشترك همكاري، ظرفيتهاي روابط استراتژيك و ... روشنتر شود.
نتيجه اين سند اولا ارزيابي روشنتر از عملكرد يك شريك سياسي، اقتصادي و
همسايه مهم كشور براي افكار عمومي خواهد بود. ثانيا تعادل و توازن بيشتري
در تصميمسازي نهادهاي موثر در مناسبات بينالمللي كشور خواهد داشت تا
اينگونه نشود كه برخي روسيه را غيرقابل اعتماد و گروهي ديگر برخلاف آن
بپندارند
. حسن اين امر آن است كه در پرتو آن ميتوان پرسيد روسها چرا به
ايران نزديك يا دور ميشوند. علت چيست و در قبال آن چه بايد چه كرد؟
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر