فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۳۲۷۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۵ - ۰۶-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۳۲۷۹
انتشار: ۱۰:۵۵ - ۰۶-۰۴-۱۴۰۵

"اول حساب کنید" ؛ وقتی درد مشترک نداریم، درک مشترک هم نخواهیم داشت

تهران
وقتی درد مشترک کمتر می‌شود، درک مشترک هم کمتر می‌شود. کسی که هر روز با بدحسابی، اجاره مغازه، چک برگشتی و دخل و خرج دست‌وپنجه نرم می‌کند، دنیا را جور دیگری می‌بیند.

*✍️یاسر عرب

امروز رفته بودم بازار سرپوشیده تهران. دمِ ورودی یکی از پاساژها یک فلافل‌فروشی بود؛ از آن جاهایی که باربرها، موتوری‌ها، کارگرها و کاسب‌های بازار زیاد به آن رفت‌وآمد می‌کنند. چیزی که توجهم را جلب کرد، نه خود فلافل بود و نه قیمتش. یک تابلوی کوچک زده بودند: «اول حساب کنید»

راستش با خودم گفتم فلافل که غذای گرانی نیست. سال‌ها هم در این کشور رسم بوده که آدم غذا بخورد و آخر کار حساب کند. اما ظاهراً صاحب مغازه به این نتیجه رسیده که دیگر نمی‌تواند حتی برای یک ساندویچ ساده هم روی اعتماد حساب کند. شاید کسی پول همراهش نباشد، شاید بگوید بعداً می‌دهم، شاید اصلاً برود و برنگردد. برای همین اول پول را می‌گیرد و بعد غذا را می‌دهد.

جالب اینجاست که در همین شهر، شاید ده خیابان آن‌طرف‌تر، رستوران‌هایی وجود دارند که قیمت یک وعده غذایشان چند میلیون تومان است. احتمالاً آدمی که آن رستوران را اداره می‌کند یا مشتری ثابت آنجاست، هیچ‌وقت نتواند حال و هوای این فلافل‌فروش را درک کند. نه چون آدم بدی است بلکه چون در دو جهان متفاوت زندگی می‌کنند.

چیزی شبیه گرمای تابستان...

در یک خیابان واحد، در یک روز واحد، دو نفر می‌توانند دو تجربه کاملاً متفاوت از گرما داشته باشند. یکی زیر سایه درخت یا ساختمان راه می‌رود و دیگری وسط آفتاب. هر دو درباره گرما حرف می‌زنند، اما واقعاً یک چیز را تجربه نمی‌کنند.

یا مثلاً در ترافیک. کسی که کولر ماشینش سالم است، شیشه‌ها بالا هستند و موسیقی هم گوش می‌دهد، با کسی که کولرش خراب است، شیشه‌ها پایین است و گرمای آسفالت از همه طرف وارد ماشین می‌شود، در یک ترافیک گیر کرده‌اند. اما در حقیقت دو ترافیک متفاوت را تجربه می‌کنند.

به نظرم خیلی از سوءتفاهم‌های ما در ایران از همین‌جا شروع می‌شود. ما تصور می‌کنیم چون در یک کشور زندگی می‌کنیم، پس دردهای مشترک داریم. در حالی که گاهی فقط در یک جغرافیای مشترک زندگی می‌کنیم، نه در یک تجربه مشترک.

وقتی درد مشترک کمتر می‌شود، درک مشترک هم کمتر می‌شود. کسی که هر روز با بدحسابی، اجاره مغازه، چک برگشتی و دخل و خرج دست‌وپنجه نرم می‌کند، دنیا را جور دیگری می‌بیند. کسی هم که سال‌هاست ذیل نظام ثروت و قدرت ارتزاق کرده و با این مسائل مواجه نشده، طبیعتاً جهان را از زاویه دیگری می‌فهمد. هر دو هم‌ ممکن است به نظر خوشان آدمهای صادقی باشند، اما طبیعتا دارند از دو پنجره متفاوت به واقعیت نگاه می‌کنند.

شاید یکی از مهم‌ترین کارهایی که امروز به آن احتیاج داریم، نه قانع کردن یکدیگر، بلکه درک درد و تجربه‌های هم باشد. اینکه گاهی از زیر سایه بیرون بیاییم و چند دقیقه زیر آفتاب بایستیم، تا بتوانیم دنیا را از جای کسی ببینیم که سال‌هاست زیر آفتاب ایستاده و پوست و گوشتش جزغاله شده!

چرا که از قدیم هم گفته‌اند سواره، خبر از حال دل پیاده ندارد!

تابلوی «اول حساب کنید» بیشتر از آنکه درباره یک ساندویچ فلافل باشد، درباره جامعه‌ای است که بخشی از اعتمادهای روزمره‌اش از دست رفته و در نتیجه، بخشی از توانایی‌اش برای فهمیدن یکدیگر را هم دیگر ندارد.

*کانال نویسنده

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: تهران ، مردم ، زندگی
ارسال به دوستان
عکس یادگاری نظامیان قاجاری در مقابل «نقاشی رستم» ملاقات تاریخی زمین با «خدای آشوب» / سیارک غول‌پیکر کی در آسمان ظاهر می‌شود؟ مقایسه موشک کروز و گروه پهپادی از نظر برد، هزینه و قدرت تخریب؛ کدام یک بهتر است؟ برآورد تکان‌دهنده از هزینه بازسازی غزه انفجارهای شدید پایگاه هوایی «علی السالم» کویت را لرزاند صنعا به ترامپ: نیروهای مسلح یمن منتظرتان هستند زلنسکی: تمرکز آمریکا بر ایران، توان دفاعی اوکراین را تضعیف کرده است ادعای ترامپ: ما در برابر ایران خوب عمل می‌کنیم / آنها آماده توافق نیستند/ جنگ ایران بهتر از آنچه هر کسی انتظار داشت، پیش می‌رود هشدار سخنگوی سازمان ملل درباره تشدید تنش‌ها در منطقه و پیامدهای گسترده آن کنایه عراقچی به مارکو روبیو که مدعی شده بود سیاست آمریکا «سر در برابر چشم» است! حمله پهپادی مقاومت عراق به ساختمان فرماندهی مرزی در کویت خروج هواپیمای مسافربری از باند فرود در نیجریه ‌فرانسه تخلیه سفارت خود در تهران را تکذیب کرد محسن رضایی: پاسخ ایران به حملات زیرساختی، تصاعدی و شدید خواهد بود هلال‌احمر: ارائه ۹۳۰۰ خدمت درمانی رایگان به زائران اربعین در عراق