فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۱۲۲۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۷ - ۰۸-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۱۲۲۰
انتشار: ۱۷:۰۷ - ۰۸-۰۵-۱۴۰۵

اقدام زیبای خانواده اکبر عبدی ؛ یادبودی که پژمرده نمی‌شود

خانواده اکبر عبدی
درخواست خانواده اکبر عبدی از دوستان و دوستداران این هنرمند در میان انبوه خبرهایی که هر روز از پس هم می‌آیند و به همان سرعت هم فراموش می‌شوند، در دل خود، معنایی بزرگ پنهان دارد.

عصر ایران ؛ نهال موسوی - در میان انبوه خبرهایی که هر روز از پس هم می‌آیند و به همان سرعت هم فراموش می‌شوند، گاه خبری کوچک، در دل خود، معنایی بزرگ پنهان دارد. درگذشت زنده‌ یاد اکبر عبدی، هنرمندی که سال‌ها با تقش ‌آفرینی‌های خود لبخند را مهمان خانه‌های ایرانیان کرد، طبیعتا اندوهی عمومی به همراه داشت. 

اما آنچه این بار توجه را بیش از خود خبر به خود جلب کرد، تصمیمی بود که خانواده‌ی او گرفتند: خانواده عبدی از دوستان و دوستداران آن هنرمند درخواست کردند که به‌ جای خرید تاج گل یا چاپ بنر و ... هزینه‌ی آن را به بیماران پروانه‌ای اختصاص دهند. این تصمیم، هرچند در ظاهر ساده می‌نماید، از زوایای گوناگون قابل تامل است.

نخستین زاویه، زاویه‌ی نمادین ماجراست. تاج گل و بنر، در فرهنگ عزاداری ما، نمادهایی هستند که عمر کوتاهی دارند، گل‌ها پژمرده می‌شوند و بنرها پس از چند روز جمع‌آوری و دور ریخته می‌شوند. 

اما وقتی همان هزینه به کودکانی اختصاص می‌یابد که با بیماری‌ای دست ‌و پنجه نرم می‌کنند که کوچک‌ترین تماس پوستی برایشان دردناک است، آن هزینه از حالت زودگذر به چیزی ماندگار بدل می‌شود. 

گویی خانواده‌ی هنرمند خواسته‌اند بگویند: یادبود واقعی، در گلی نیست که پژمرده می‌شود، بلکه در کمکی است که اثرش باقی می‌ماند.

اقدام زیبای خانواده اکبر عبدی ؛ یادبودی که پژمرده نمی‌شود

زاویه‌ی دوم، بعد اجتماعی و اقتصادی این اقدام است. صنعت تاج گل و بنرهای تسلیت، در بسیاری موارد، به چرخه‌ای تبدیل شده که سود اصلی آن نصیب واسطه‌ها و تولیدکنندگان می‌شود، بی‌آنکه ارزش افزوده‌ی واقعی برای جامعه داشته باشد. 

هزینه‌هایی که گاه در مراسم‌های بزرگ به رقم‌های قابل توجهی می‌رسد، در نهایت به چیزی جز نمایش ختم می‌شود. هدایت این منابع به سمت نهادهای حمایتی، در واقع نوعی بازتعریف اولویت‌هاست، نوعی اعلام غیر مستقیم که جامعه باید بیاموزد چگونه از هزینه‌های تشریفاتی به‌سوی هزینه‌های معنادار حرکت کند.

زاویه‌ی سوم، توجه به بیماری پروانه‌ای است، بیماری‌ای که علی‌رغم رنج عمیقی که برای مبتلایان و خانواده‌هایشان به همراه دارد، کمتر در کانون توجه عمومی قرار می‌گیرد. بیماری‌های نادر، معمولا از حمایت‌های رسانه‌ای و مالی گسترده بی‌بهره‌اند، چرا که شمار مبتلایان کم است و صدای آنان به‌سختی شنیده می‌شود. 

وقتی نام یک هنرمند محبوب، هرچند در سوگ او، به این بیماری گره می‌خورد، در واقع دریچه‌ای از توجه عمومی به روی آن گشوده می‌شود، توجهی که شاید در غیر این صورت هرگز رخ نمی‌داد.

زاویه‌ی چهارم، بعد فرهنگی این اقدام است. جامعه‌ی ما در دهه‌های اخیر رفته‌رفته با الگوهای تازه‌ای از نیکوکاری آشنا شده، اما هنوز فاصله‌ی زیادی تا نهادینه‌شدن این فرهنگ در آیین‌های سنتی‌مان، از جمله مراسم‌های عزاداری، باقی است. 

اقدام خانواده‌ی زنده‌یاد عبدی می‌تواند الگویی باشد برای دیگر خانواده‌ها، هنرمندان و حتی نهادهای عمومی که در آینده، به‌جای بزرگداشت‌های نمایشی، مسیر کمک واقعی را برگزینند. 

اقدام زیبای خانواده اکبر عبدی ؛ یادبودی که پژمرده نمی‌شود

اگر این رویه فراگیر شود، در واقع با یک تیر چند نشان زده‌ایم: هم از هدر رفتن منابع مالی جلوگیری کرده‌ایم، هم به قشری آسیب‌پذیر و کمتر دیده‌شده یاری رسانده‌ایم، و هم فرهنگ عمومی را به‌سوی معتاگرایی در آیین‌های اجتماعی سوق داده‌ایم.

زاویه‌ی پنجم و شاید عمیق‌ترین، ارتباط این اقدام با شخصیت هنری زنده‌یاد اکبر عبدی است. او که سال‌ها با خنداندن مردم، رنج‌های روزمره‌ی آنان را سبک‌تر کرده بود، اکنون در مراسم ختمش ، بار دیگر به مردم درسی داد، نه از طریق نقشی که بازی کرده باشد، بلکه از طریق تصمیمی که خانواده‌اش گرفتند. 

این پیوند میان زندگی هنری و مرگ انسانی او، به‌گونه‌ای، تداوم همان رسالتی است که یک هنرمند مردمی همواره بر عهده دارد: حتی در نبودش نیز، لبخندی به زندگی دیگران بیاورد، هرچند این بار لبخند نه از خنده، بلکه از امید.

باشد که این حرکت، آغازگر رویه‌ای تازه در فرهنگ عمومی ما باشد، رویه‌ای که در آن، یادبود درگذشتگان، نه در پژمردگی گل‌ها، که در ماندگاری کمک‌ها معنا می‌یابد.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱۱
غیر قابل انتشار:
K, m
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۸
0
2
این حرکت بزرگ و نمادین شایسته روح والا و بزرگ ایشان میباشد، روحش شاد