عصر ایران؛ امید جهانشاهی* - دکتر مجتبی لشکربلوکی برای اینکه نشان دهد «ایران کجای جهان ایستاده است؟» با استفاده از یافتههای 32 گزارش بینالمللی که در آنها بر اساس 52 شاخص وضعیت کشورها از منظر توسعه انسانی، گرسنگی، شادکامی و ... مقایسه شدهاند، گزارشی مختصر و مفید تهیه کرده است.
در گزارش آمده «ایران در 63 درصد شاخصها بدتر از میانگین جهانی بوده است و در 37 درصد شاخصها در میانه جهان و یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.»
اول برای اینکه درکی که از «جهان» داریم روشن باشد و معنای «میانگین جهانی» را درک کنیم نگاهی به 193 کشور ثبت شده در سازمان ملل میاندازیم.
معمولاً وقتی نام قاره اقیانوسیه را میشنویم یاد استرالیا و نیوزلند میافتیم در حالیکه در قاره اقیانوسیه 14 کشور ثبت سازمان ملل شده است، که مجموع این 14 کشور کمتر از 50 میلیون نفر جمعیت دارند. بجز استرالیا و نیوزلند که نامشان را شنیدهایم، ایالات فدرال میکرونزی، پالائو، پاپوآ گینهنو، تونگا، تووالو، جزایر سلیمان، جزایر مارشال، ساموآ، فیجی، کیریباتی، نائورو، و وانواتو هم جزء کشورهای جهان محسوب میشوند.
قاره آسیا 47 کشور دارد که 30 تا از 47 تا یعنی بیش از نصف آنها این کشورها هستند: افغانستان، ازبکستان، ارمنستان، اردن، بحرین، برونئی، بنگلادش، بوتان، تاجیکستان، تایلند، تیمور شرقی، سوریه، سریلانکا، فیلیپین، قبرس، قرقیزستان، قزاقستان، کامبوج، کره شمالی، کویت، گرجستان، لائوس، لبنان، مالدیو، مغولستان، میانمار، نپال، یمن، جمهوری آذربایجان، بحرین.
در قاره آمریکای شمالی ۲۳ کشور وجود دارد که اگر امریکا و کانادا و مکزیک را کنار بگذاریم 20 کشور بقیه عبارتند از: آنتیگوا و باربودا، باهاما، باربادوس، بلیز، پاناما، ترینیداد و توباگو، جامائیکا، جمهوری دومینیکن، دومینیکا، السالوادور، سنتکیتس و نویس، سنتلوسیا، سنتوینسنت و گرنادینها، کاستاریکا، کوبا، گرنادا، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، نیکاراگوئه.
درقاره بزرگ افریقا ۵۴ کشور وجود دارد که اگر چهار تا کشور مطرح آن یعنی آفریقای جنوبی، نیجریه، مصر و مراکش را کنار بگذاریم، 50 کشور ثبت شدۀ افریقایی عبارتند از:
الجزایر، آنگولا، اتیوپی، اسواتینی، اوگاندا، بنین، بوتسوانا، بورکینافاسو، بوروندی، تانزانیا، توگو، تونس، جیبوتی، چاد، جمهوری آفریقای مرکزی، جمهوری دموکراتیک کنگو، جمهوری کنگو، رواندا، زامبیا، زیمبابوه، ساحل عاج، سائوتومه و پرنسیپ، سنگال، سودان، سودان جنوبی، سیرالئون، سیشل، سومالی، غنا، گابن، گامبیا، گینه، گینه استوایی، گینه بیسائو، کامرون، کیپورد، کنیا، کومور، لسوتو، لیبریا، لیبی، ماداگاسکار، مالاوی، مالی، موریتانی، موریس، موزامبیک، نامیبیا، نیجر.
اگر در امریکای جنوبی کشورهای اکوادور، بولیوی، پرو، گویان و سورینام را هم اضافه کنیم. میتوان به جرات گفت بیش از 100 کشور جهان واقعاً کشورهایی هستند که از هر لحاظ (منابع و سرمایه انسانی و موقعیت و وسعت جغرافیایی و ... به هیچروی قابل قیاس با ایران نیستند. از این کشورها نام بردم تا نشان دهم در «میانگین جهانی» بودن برای کشوری مثل ایران تا چه حد نگران کننده است.
با وجود ذخایر گسترده نفت و گاز و همچنین معادن فراوان «رتبه ایران از نظر رفاه و کامیابی چند بعدی (شامل درامد، سلامت، برابری، آموزش و ...): رتبه 88 در بین 164 کشور است.»
در این گزارش علاوه بر مقایسه ایران با «جهان»، به مقایسه وضعیت ایران با ترکیه و عربستان هم پرداخته شده است که یافتههای آن هم نگرانکننده است.
«توان ایران برای جایگزینی بنگاههای ناکارامد با بنگاههای نوآور نسبت به ترکیه و عربستان عقبتر است. یعنی حتی اگر سرمایه و استعداد وجود داشته باشد سازوکارهای رقابت پذیری و نوسازی صنعتی به اندازه کافی کار نمیکند و بخش مهمی از انرژی اقتصادی در حفظ وضع موجود گیر میافتد.»
در جدول مقایسه بر اساس سطح کیفی نخبگان «عربستان با رتبه کلی 56 و ترکیه با رتبه 63 هر دو در نیمه بالایی جدول قرار گرفتهاند اما ایران با رتبه 127 بسیار با آنها فاصله دارد ... این شکاف عظیم نشان دهنده آن است که مدل نخبگانی حاکم در ایران در مجموع فاصله زیادی با استانداردهای خلق ارزش جهانی دارد.»
بر اساس این گزارش «فاجعهبارترین آمار جدول» رتبه بخش ورودیهای نوآوری در سال 2025 است که ایران افت شدیدی داشته و به رتبه 109 در جهان رسیده است. این آمار مشکلات ساختاری حوزه علم و پژوهش کشور را نشان میدهد.
در مورد شادکامی و احساسات منفی گزارش آمده «در یک افق 20 ساله در اکثر سالهای مورد مقایسه ایرانیان احساسات منفی بیشتری را نسبت به شهروندان ترکیه و عربستان تجربه کردهاند.»
لشکربلوکی تحت عنوان «دو موتور روشن تولیدکننده ناشادکامی در ایران امروز» یکی از «چالشهای اصلی» کشور را این میداند که «هم زمان درگیر دو موتور مولد ناشادکامی است: واقعیتهای سخت منفی و روایتهای نرم منفی»
ایشان توصیه میکند «ایران برای عبور از این وضعیت باید از رویکردهای امنیتی محور به سمت نهادینهسازی مشارکت سیاسی حرکت کند. این امر مستلزم اصلاح ساختارهای حکمرانی جهت بازگرداندن اعتماد عمومی است که در شاخصهای پایداری و آزادی بیان به شدت آسیب دیده است. اولویت اصلی باید تسهیل گفتگوهای ملی و کاهش مداخلات ساختاری در حوزه عمومی باشد.»
این توصیهها البته سخنان جدیدی نیست که بارها از سوی کارشناسان دلسوز به بیانهای مختلف مطرح شدهاند.
مردم بواسطه تورم و تحریم با «واقعیتهای سخت منفی» دست به گریبان هستند، و متاسفانه گسترش «روایتهای نرم منفی» بخشی از جامعه را به ناامیدی سوق میدهد.
تاثیرگذاری این روایتهای نرم منفی به خاطر عملکرد مخالفان جمهوری اسلامی نیست بلکه عمدتاً به دلیل ضعف نیروهای داخل است که آشکارا بسترهای پذیرش این روایتهای منفی را فراهم میکنند مثل آنچه اخیراً در مجلس مطرح شد برای ایجاد محدودیت و ...
در این گزارش «مهمترین نقاط امیدوارکننده ایران» عبارتاند از: «موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارتهای فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ.» و «مهمترین نقاط نگران کننده ایران» که عمدتاً نتیجۀ سیاستها و رویکردها بوده است؛ عبارتند از: «تنهایی و حاشیهنشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارامدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی، امنیت سرمایه گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین ساختارحکمرانی.«
اما با وجود همۀ دشواریها و روایتهای منفی، جامعه امیدوار است؛ «صلح عزتمندانه» یعنی ایجاد شرایطی برای امکان پاسخ به این امیدواری.
*کارشناس رسانه و آیندهپژوه