عصر ایران - الکامپ قرار است ویترین فناوری ایران باشد؛ جایی که شرکتها باید محصول واقعی خود را نشان دهند، استارتاپها سرمایهگذار پیدا کنند، کسبوکارها مشتری و شریک تجاری پیدا کنند و سیاستگذار تصویری از آینده اقتصاد دیجیتال کشور ارائه دهد. اما اگر قرار باشد از روی قابهای الکامپ ۲۹ درباره وضعیت فناوری ایران قضاوت کنیم، یک سؤال ناخوشایند خیلی زود خودش را نشان میدهد: آیا واقعاً با نمایشگاه فناوری روبهرو هستیم یا با نمایشگاهی که بیشتر از فناوری، درباره فناوری حرف میزند؟
این سؤال از همان افتتاحیه شروع میشود. رویدادی که با شعار «هوش مصنوعی، امنیت دیجیتال و آینده ایران» برگزار میشود، در نخستین مواجهه هنوز گرفتار همان فرم آشنای مراسمهای رسمی است؛ سن کوچک، چیدمان نهچندان متناسب، قابهای تصویری ضعیف و اجرایی که فاصله محسوسی با تصویری دارد که یک نمایشگاه فناوری باید از آینده ارائه کند. مسئله فقط زیباییشناسی نیست؛ مسئله این است که وقتی یک رویداد فناوری حتی در طراحی تجربه ابتدایی مخاطب نمیتواند تفاوت محسوسی با یک مراسم اداری ایجاد کند، چگونه میخواهد درباره تحول دیجیتال حرف بزند؟
این تناقض در خود نمایشگاه هم ادامه پیدا میکند. الکامپ ۲۹ از نظر ابعاد کوچک نیست؛ بیش از ۳۵۰ مشارکتکننده در ۱۴ سالن و فضایی قابل توجه دارد و نشست های فراوانی که هیچ حرف جدیدی ندارند. بنابراین نمیتوان مسئله را به «نمایشگاه ضعیف بود» تقلیل داد. اتفاقاً مسئله مهمتر است: آیا افزایش تعداد غرفهها، نشستها و شعارهای فناورانه الزاماً به معنای افزایش کیفیت فناوری ارائهشده هم هست؟
اما مسئله دقیقاً همینجاست: چند درصد از چیزی که با عنوان هوش مصنوعی عرضه میشود، واقعاً یک محصول یا فناوری متمایز است؟
چتبات شاید دمدستیترین و قابلفهمترین شکل استفاده از مدلهای زبانی باشد، اما تبدیل کردن یک رابط گفتوگویی ساده به «محصول هوش مصنوعی» لزوماً ارزش فناورانه ایجاد نمیکند. اگر یک کسبوکار صرفاً یک مدل زبانی موجود را از طریق API فراخوانی کند، یک رابط فارسی روی آن قرار دهد و همان را به عنوان دستاورد هوش مصنوعی در غرفه نمایش دهد، باید پرسید دقیقاً چه چیزی ساخته شده است؟
این مسئله فقط یک ایراد نظری نیست. بازخوردهای منتشرشده از دوره قبلی الکامپ نشان میداد که برخی فعالان حاضر در نمایشگاه از غرفههایی انتقاد کرده بودند که در حوزه AI عمدتاً از APIهای آماده استفاده میکردند و نوآوری قابلتوجهی ارائه نمیدادند. در همان بازخوردها حتی تأکید شده بود که بخش قابلتوجهی از آنچه به عنوان AI معرفی میشد، تفاوت محسوسی با نمونههای آماده و پروژههای متنباز موجود نداشت.
البته استفاده از API هیچ ایرادی ندارد. بخش بزرگی از اقتصاد جهانی نرمافزار نیز بر استفاده از مدلها، سرویسهای ابری و زیرساختهای دیگر شرکتها ساخته میشود و ارزش واقعی میتواند در لایه کاربرد، داده، طراحی محصول و حل مسئله ایجاد شود. مشکل زمانی آغاز میشود که استفاده از یک فناوری آماده، بدون ارزش افزوده مشخص، با ادبیات سنگین «توسعه هوش مصنوعی» و «محصول بومی AI» عرضه شود و مخاطب نتواند بفهمد دقیقاً چه چیزی در این میان توسعه داده شده است.
یک نمایشگاه حرفهای فناوری باید بتواند میان دموی جذاب و محصول واقعی تفاوت ایجاد کند. نمایش یک چتبات که به چند سؤال پاسخ میدهد، تولید یک تصویر با مدل مولد یا خلاصه کردن یک متن، امروز دیگر بهتنهایی دستاورد بزرگی محسوب نمیشود. چنین دموهایی ممکن است برای معرفی تجربه کاربری جذاب باشند، اما اگر قرار است الکامپ ویترین صنعت فناوری کشور باشد، انتظار طبیعی این است که مخاطب بتواند در کنار این دموها، زیرساخت، مدل، داده، کاربرد صنعتی، مقیاسپذیری، امنیت و مدل کسبوکار محصول را هم ببیند.
به زبان سادهتر، نمایشگاه باید از بازدیدکننده بپرسد «این فناوری چه مسئلهای را حل میکند؟» نه اینکه فقط به او نشان دهد «این فناوری چه کاری میتواند انجام دهد؟» تفاوت این دو سؤال، تفاوت میان یک نمایش تبلیغاتی و یک محصول فناوری است.
اگر یک چتبات قرار است برای بانک استفاده شود، باید بتواند درباره امنیت داده، اتصال به سامانههای داخلی، کنترل دسترسی، ثبت رخدادها و دقت پاسخ توضیح بدهد. اگر قرار است در صنعت استفاده شود، باید معلوم باشد چگونه به دادههای سازمانی متصل میشود، چه خطایی دارد و در چه مقیاسی کار میکند. اگر یک شرکت ادعا میکند مدل زبانی یا سامانه هوش مصنوعی توسعه داده است، پرسش درباره مدل، داده آموزشی، روش ارزیابی و مزیت آن نسبت به مدلهای عمومی دیگر، پرسش اضافهای نیست؛ حداقل استاندارد یک گفتوگوی فنی است.
مشکل بزرگتر زمانی شکل میگیرد که «هوش مصنوعی» از یک فناوری به یک کلمه تزئینی در بازاریابی تبدیل شود. همان اتفاقی که سالها پیش برای واژههایی مانند «دیجیتال»، «هوشمند» و «استارتاپ» افتاد، حالا میتواند برای AI تکرار شود؛ هر محصولی که یک الگوریتم در آن وجود دارد، با برچسب هوش مصنوعی معرفی شود و هر اتوماسیونی نیز به عنوان تحول مبتنی بر AI به فروش برسد.
در چنین شرایطی، خود نمایشگاه باید نقش فیلتر را بازی کند. الکامپ قرار نیست فقط فضای اجارهای در اختیار شرکتها قرار دهد؛ اگر قرار است نماینده صنعت فناوری ایران باشد، باید میان نمایش فناوری واقعی و استفاده تبلیغاتی از واژه فناوری تفاوت ایجاد کند. اعتبار یک نمایشگاه بزرگ فقط با تعداد غرفهها ساخته نمیشود؛ با کیفیت محصولاتی ساخته میشود که مخاطب در آن غرفهها میبیند.
از همین زاویه، غیبت برخی بازیگران بزرگ اقتصاد دیجیتال و شرکتهای خارجی نیز قابل توجه است. گزارشهای منتشرشده درباره الکامپ ۲۹ از نبود شرکتهای خارجی در این دوره و غیبت برخی بازیگران بزرگ داخلی خبر میدهند؛ در حالی که در دورههای گذشته حضور شرکتهای خارجی و اپراتورهای بزرگ، بخشی از وزن نمایشگاه را شکل میداد.
این مسئله صرفاً یک جای خالی در نقشه سالنها نیست. نمایشگاه فناوری زمانی معنا پیدا میکند که رقابت، مقایسه و ارتباط تجاری در آن شکل بگیرد. وقتی شرکت خارجی نباشد، وقتی بخشی از بازیگران بزرگ داخلی حضور نداشته باشند و وقتی شرکتهای کوچکتر زیر فشار هزینههای حضور قرار بگیرند، نمایشگاه بهتدریج از یک بازار رقابتی فناوری به مجموعهای از غرفههای منفرد تبدیل میشود که هرکدام تلاش میکنند توجه بازدیدکننده را برای چند دقیقه به خود جلب کنند.
این مسئله ما را دوباره به همان قاب ابتدایی برمیگرداند. الکامپ فقط نباید درباره فناوری صحبت کند؛ خودش باید یک تجربه فناورانه باشد. بازدیدکننده باید بتواند از لحظه ورود تا پیدا کردن غرفه، انتخاب نشست، برقراری ارتباط تجاری، دریافت اطلاعات محصول و حتی پیگیری ارتباط بعد از نمایشگاه، با یک تجربه دیجیتال، سریع و هوشمند روبهرو شود.
در یک نمایشگاه فناوری، نقشه سالن نباید صرفاً یک بروشور باشد، اطلاعات شرکتها نباید در چند کاتالوگ پراکنده بماند و شبکهسازی نباید به ردوبدل کردن شماره تلفن محدود شود. داده بازدیدکنندگان، تطبیق کسبوکارها، سیستمهای توصیهگر، جستوجوی هوشمند غرفهها و تحلیل رفتار مخاطبان میتواند بخشی از خود محصول نمایشگاه باشد. آن وقت است که شعار «هوش مصنوعی» از روی بنر پایین میآید و وارد تجربه واقعی بازدیدکننده میشود.
البته این نقد نباید تلاش برگزارکنندگان را نادیده بگیرد. برگزاری رویدادی با بیش از ۳۵۰ مشارکتکننده، ۱۴ سالن و نشستهای فران در شرایط دشوار اقتصادی ساده نیست و همین که بخش خصوصی هنوز برای حضور در چنین رویدادی سرمایهگذاری میکند، نشان میدهد صنعت فناوری ایران هنوز میل به بقا و رشد دارد. مسئله این نیست که الکامپ نباید برگزار شود؛ برعکس، الکامپ باید حفظ شود، بزرگتر شود و از نظر استانداردهای بینالمللی جدیتر شود.
اما دقیقاً به همین دلیل باید از آن بیشتر انتظار داشت.
الکامپ نمیتواند از یک طرف با عنوان «هوش مصنوعی، امنیت دیجیتال و آینده ایران» تصویری بلندپروازانه از آینده ارائه کند و از طرف دیگر، بخش قابلتوجهی از تجربه مخاطب را در قالب همان الگوی قدیمی نمایشگاهها و مراسمهای رسمی ارائه دهد. نمیتوان هر چتبات سادهای را به عنوان نشانه پیشرفت هوش مصنوعی معرفی کرد، همانطور که نمیتوان چند پرچم را نشانه بینالمللی بودن دانست یا صرفاً با افزایش تعداد غرفهها، کیفیت یک نمایشگاه فناوری را اثبات کرد.
مسئله الکامپ امروز فقط طراحی یک سن یا کیفیت یک افتتاحیه نیست. مسئله بزرگتر، فاصله میان تصویری است که صنعت فناوری ایران از خودش تبلیغ میکند و چیزی که واقعاً به مخاطب نشان میدهد.
اگر قرار است الکامپ ویترین آینده ایران باشد، این ویترین باید چیزی بیشتر از لوگو، بنر، چتبات و شعار نشان دهد. باید محصول واقعی، فناوری واقعی، مسئله واقعی و راهحل واقعی را روی میز بگذارد.
و شاید تلخترین پرسش همین باشد: اگر قرار است هوش مصنوعی آینده فناوری ایران باشد، چرا در ویترین این آینده هنوز اینقدر «چتبات» میبینیم و اینقدر کم «فناوری»؟