اطلاعات منابع آگاه از همراهی پنهانی تعدادی از مدیران شرکت ملی نفت و زیرمجموعههای وزارت نفت با جبهه شریعتمداری حکایت دارد. این افراد همچنان حکم، اختیار و جایگاه خود را از ساختار وزارت نفت گرفتهاند؛ بااینحال، در مهمترین مناقشه مدیریتی ماههای اخیر، روی شکست وزیر نفت شرط بستهاند. پشت این انتخاب، نه اختلاف کارشناسی، بلکه ترس از برکناری قرار دارد.
به گزارش میزنفت، برخی اعضای این طیف، طی ماههای گذشته با حواشی، تصمیمهای پرهزینه و اتفاقات سؤالبرانگیز در زیرمجموعههای خود روبهرو بودهاند. آنها بهتر از هر فرد دیگری میدانند صندلیشان بهدلیل عملکردشان لق شده است.
پیروزی پاکنژاد در پرونده خلیج فارس میتواند دست وزیر نفت را برای بازآرایی مدیریتی در سایر بخشها باز کند. در چنین وضعیتی، احتمال دارد موج تغییرات از هلدینگ خلیج فارس عبور کند و به شرکت ملی نفت و دیگر مجموعههای نفتی برسد.
همین احتمال، مدیران نگران را به سمت شریعتمداری هل داده است. آنها بقای شریعتمداری را سپری مقابل تغییرات بعدی میبینند؛ سپری برای حفظ مدیرانی که دیگر اطمینانی به ادامه حضور خود ندارند.
این گروه در ظاهر کنار پاکنژاد ایستادهاند، اما در پشت صحنه برای پیروزی طرف مقابل تلاش میکنند. برخی تحرکات از هماهنگی، انتقال اطلاعات و همراهی سازمانیافته با جبهه شریعتمداری حکایت دارد؛ ادعاهایی که جزئیات آن پس از تکمیل مستندات قابل انتشار خواهد بود.

این مدیران دست به قمار بدی زدهاند. آنها تصور کردهاند کسی از تماسها، پیامها، هماهنگیها و اقداماتی خبر ندارد که پشت درهای بسته انجام میشود. ظاهراً اطمینان دارند با حفظ ظاهر، میتوانند نتیجه بازی را انتظار بکشند و پس از مشخصشدن برنده، دوباره در صف همان جریان بایستند.
اختلاف با وزیر جرم نیست. حمایت از شریعتمداری نیز بهتنهایی تخلف محسوب نمیشود. مسئله از جایی شکل میگیرد که یک مدیر از امکانات، اطلاعات و اختیارات وزارت نفت استفاده کند و همزمان برای شکست تصمیم رسمی همان وزارتخانه وارد میدان شود.
در این نقطه، دیگر با یک اختلاف مدیریتی روبهرو نیستیم؛ ماجرا به عملیات پنهانی برای حفظ صندلی تبدیل میشود.
این افراد آینده خود را به نتیجه مناقشه خلیج فارس گره زدهاند. اگر شریعتمداری برنده شود، امیدوارند صندلیهایشان حفظ شود و پرونده عملکردشان در حاشیه بماند. اگر پاکنژاد دست بالا را پیدا کند، نهفقط کارنامه مدیریتی آنها، بلکه رفتارشان در جریان این تقابل نیز بررسی خواهد شد.
مدیرانی با صندلیهای لق، معمولاً محتاطتر بازی میکنند؛ اما این گروه مسیر خطرناکتری را انتخاب کرده است. آنها بهجای پاسخگویی درباره عملکرد خود، روی شکست وزیر و تغییر موازنه قدرت سرمایهگذاری کردهاند.
این تصمیم ممکن است بزرگترین خطای محاسباتی آنها باشد. زیرا حتی پیروزی شریعتمداری نیز کارنامه ضعیف یا پروندههای پرحاشیه را برای همیشه پنهان نمیکند. شکست او نیز میتواند تمام محاسبات پشتپرده را به مدرکی علیه طراحان این بازی تبدیل کند.
میزنفت برای انتشار نام افراد، منتظر تکمیل مستندات است؛ اما سکوت فعلی به معنای بیاطلاعی نیست. کسانی که پشت درهای بسته برای نجات صندلیهای خود معامله میکنند، نباید تصور کنند کسی از بازی آنها خبر ندارد.
مناقشه هلدینگ خلیج فارس سرانجام تمام خواهد شد؛ اما پس از پایان آن، پرونده مدیرانی باقی میماند که برای فرار از برکناری، روی شکست وزیر خود شرط بستند. آن روز، شاید دیگر مسئله حفظ صندلی نباشد؛ مسئله توضیحدادن درباره یک قمار پنهانی و پرهزینه باشد.