فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۱۰۸۷
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۸ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۱۰۸۷
انتشار: ۱۶:۰۸ - ۲۱-۰۶-۱۴۰۵

  میانجی‌ها در مسیر احیای «اسلام‌آباد» / چرا منطقه برای پایان جنگ عجله دارد؟

پاکستان
برای اسلام‌آباد، میانجی‌گری در این پرونده چند سود هم‌زمان دارد: جلوگیری از گسترش جنگ در پیرامون مرزهای غربی خود، تثبیت نقش منطقه‌ای و کسب اعتبار در برابر بازیگران بزرگ.

 عصر ایران ؛ دکتر رسول بابایی - چرا پایتخت‌های منطقه ناگهان برای احیای دیپلماسی بی‌تابی می‌کنند؟ پاسخ روشن است: بحران ایران و آمریکا دیگر یک پرونده دوجانبه نیست، بلکه ثبات کل منطقه را نشانه رفته است. امروز قطر و چین در کنار پاکستان(به‌عنوان حامل اصلی طرح اسلام‌آباد) درحال هدایت شبکه‌ای پیچیده از رایزنی‌ها هستند تا سایه بن‌بست را کنار بزنند. این شبکه میانجی‌گری چندلایه تنها به دنبال یک ژست صلح‌طلبانه نیست؛ بلکه محرک اصلی آن، منافع امنیتی و اقتصادی ملموسی است که بقای دولت‌های منطقه به آن گره خورده: بازگشایی تنگه هرمز، مهار ریسک‌های حاکم بر بازار انرژی، فرونشاندن فشارهای معیشتی و از همه مهم‌تر، مهار آتشی که می‌تواند خیلی سریع دامان دیگر پایتخت‌های خلیج فارس را هم بگیرد.

1. مقدمه: بازگشت دیپلماسی در میانه بحران

در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا همچنان سایه سنگینی بر خلیج فارس، دریای عمان و بازار انرژی انداخته، نشانه‌های تازه‌ای از فعال‌شدن دیپلماسی منطقه‌ای به چشم می‌خورد. سخنگوی وزارت خارجه قطر اعلام کرده که دوحه با شرکای منطقه‌ای و جهانی خود(از جمله چین) برای فراهم‌کردن زمینه ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن در تلاش است. هم‌زمان، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر در رأس هیئتی به پکن رفته و یک هیئت دیپلماتیک قطری نیز پیش‌تر در تهران با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرده است.

این تحرکات، در کنار تداوم نقش پاکستان، نشان می‌دهد که تلاش برای احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از مرحله انتقال پیام‌های پراکنده فراتر رفته و به سمت شکل‌گیری یک شبکه میانجی‌گری چندلایه حرکت می‌کند؛ شبکه‌ای که می‌کوشد هم احتمال برخورد نظامی را کاهش دهد و هم زمینه بازگشت طرفین به توافقی قابل اجرا را فراهم سازد.

2. پاکستان؛ صاحب نام تفاهم، حامل پیام

پاکستان همچنان میانجی اصلی در پرونده ایران و آمریکا شناخته می‌شود. اهمیت اسلام‌آباد فقط به ارتباط آن با دو طرف محدود نیست؛ تفاهمی که اکنون محور بحث قرار گرفته، با نام پایتخت پاکستان شناخته می‌شود و اعتبار دیپلماتیک اسلام‌آباد نیز با موفقیت یا شکست آن گره خورده است.

پاکستان تلاش می‌کند تفاهم اسلام‌آباد را نه یک سند منقضی‌شده، بلکه چارچوبی عملی برای بازگشت تدریجی به گفت‌وگو معرفی کند. این تفاوت بسیار تعیین‌کننده است. در چنین رویکردی، هدف نخست احتمالاً دستیابی فوری به یک توافق جامع نیست؛ بلکه بازکردن پنجره‌ای محدود برای کاهش تنش، کنترل مخاطرات دریایی و شروع گفت‌وگو درباره تعهدات اجرا نشده است.

برای اسلام‌آباد، میانجی‌گری در این پرونده چند سود هم‌زمان دارد: جلوگیری از گسترش جنگ در پیرامون مرزهای غربی خود، تثبیت نقش منطقه‌ای و کسب اعتبار در برابر بازیگران بزرگ. در منطقه‌ای پر از رقابت‌های ژئوپلیتیک، موفقیت در این نقش می‌تواند پاکستان را از یک ناظر صرف، به بازیگری مؤثر در معماری امنیتی منطقه تبدیل کند.

3. قطر؛ معمار «بسته کاهش تنش»

اگر پاکستان حامل چارچوب اسلام‌آباد است، قطر در هفته‌های اخیر نقش میانجیِ فعال برای ساختن «بسته کاهش تنش» را بر عهده گرفته است. دوحه فقط از ضرورت گفت‌وگو سخن نمی‌گوید؛ بلکه تأکید دارد که هدف، توقفی کوتاه‌مدت نیست که چند ماه بعد به بازگشت بحران منجر شود. به گفته سخنگوی وزارت خارجه قطر، تلاش‌ها باید حتماً به راه‌حلی پایدار منتهی شود.

سفر هیئت قطری به تهران و دیدار با عراقچی را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. گزارش‌ها از طرح پیشنهادهایی برای کاهش تنش در تنگه هرمز و بررسی امکان بازگشت به میز مذاکره حکایت دارند. قطر همچنین اولویت را به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش فشار اقتصادی بر منطقه و ایران، و جلوگیری از گسترش ناامنی به کشورهای خلیج فارس داده است.

این مواضع نشان می‌دهد قطر به دنبال میانجی‌گری نمادین نیست. دوحه از هرگونه اختلال طولانی در تنگه هرمز آسیب جدی می‌بیند: افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل، فشار بر تجارت، فرار سرمایه‌گذاران و ریسک برخوردهای ناخواسته. برای قطری که هم صادرکننده بزرگ انرژی و هم میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا است، مهار بحران یک ضرورت امنیتی و اقتصادی است.

4. ورود چین؛ وزنه‌ای سنگین برای ثبات انرژی

ورود چین به رایزنی‌های قطر، یکی از نشانه‌های مهم تحول تازه است. اگرچه چین هنوز به‌عنوان ضامن رسمی تفاهم اسلام‌آباد معرفی نشده، اما امنیت انرژی و مسیرهای تجارت دریایی برای پکن حیاتی است. هر بحران طولانی در خلیج فارس، مستقیماً بر قیمت انرژی و زنجیره تأمین اقتصاد چین اثر می‌گذارد.

همراهی پکن می‌تواند به میانجی‌گری وزن سیاسی و اقتصادی به مراتب بیشتری بدهد. چین بالقوه می‌تواند در سه حوزه نقش‌آفرینی کند: کمک به طراحی مشوق‌های اقتصادی، حمایت سیاسی از کاهش تنش، و تشویق طرفین به پذیرش ترتیبات عبور امن دریایی.

با این همه، نباید دچار بزرگ‌نمایی شد. هنوز جزئیات علنی درباره تعهد چین برای تضمین توافق منتشر نشده است. فعلاً آنچه روشن است، حضور چین به‌عنوان بازیگری است که ثبات خلیج فارس را بخشی از منافع مستقیم خود می‌داند.

5. بازگشایی هرمز؛ گره‌ اصلی توافق

تنگه هرمز فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ محل تلاقی سه مسئله حیاتی است: امنیت، انرژی و مذاکره. برای ایران، تنگه بخشی از محیط امنیت ملی و اهرم بازدارندگی در برابر فشار و محاصره است. برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، شریان اصلی صادرات و واردات است. برای قدرت‌های جهانی و آسیایی نیز امنیت آن با ثبات بازار جهانی پیوند مستقیم دارد.

به همین دلیل، میانجی‌ها به دنبال فرمولی هستند که کاهش تنش دریایی را با کاهش فشار اقتصادی پیوند بزند. این تنها فرمول واقع‌بینانه روی میز است: تهران نمی‌تواند صرفاً بر اساس وعده‌های سیاسی از اهرم‌های خود دست بکشد و طرف‌های مقابل نیز نمی‌توانند ناامنی طولانی‌مدت کشتیرانی را تحمل کنند.

در نتیجه، یک توافق موقت و کارآمد می‌تواند شامل کاهش برخوردهای دریایی، ایجاد کانال ارتباطی اضطراری و تعریف مسیرهای امن باشد؛ که در برابر آن، گام‌هایی ملموس در تسهیل تجارت، فروش نفت و آزادسازی منابع مالی برداشته شود.

6. موانع اصلی؛ چرا بازگشت به تفاهم آسان نیست؟

تفاوت میان «تمایل به مذاکره» و «توان رسیدن به توافق» همچنان بزرگ است. چالش اصلی، بحران عمیق اعتماد است. از نگاه ایران، توافق زمانی ارزش دارد که تعهدات طرف مقابل ملموس و قابل راستی‌آزمایی باشد. در مقابل، اولویت فوری آمریکا و شرکای آن، مهار خطر دریایی و جلوگیری از گسترش جنگ است.

از سوی دیگر، اختلاف‌نظر بر سر وضعیت حقوقی تفاهم اسلام‌آباد باقی است. برخی آن را پرونده‌ای بسته می‌دانند و برخی دیگر(از جمله میانجی‌ها و تهران) آن را تنها چارچوب موجود برای بازگشت به گفت‌وگو می‌نامند.

راهکار محتمل، نه یک توافق بزرگ و یکباره، بلکه یک مسیر گام‌به‌گام و هم‌زمان است: هر اقدام امنیتی باید با یک امتیاز ملموس اقتصادی یا سیاسی همراه شود و سازوکار راستی‌آزمایی روشنی داشته باشد. بدون چنین ترتیبی، حتی با شروع گفت‌وگوها، خطر بازگشت سریع بحران وجود دارد.

7. جمع‌بندی: صلح؛ تنها گزینه سودآور برای همه

تحرک هم‌زمان پاکستان، قطر و چین اثبات می‌کند که بحران ایران و آمریکا دیگر یک مسئله دوجانبه نیست. امروز تقریباً تمام بازیگران منطقه از پایان جنگ و ثبات در تنگه هرمز منفعت مستقیم دارند.

صادرکنندگان و واردکنندگان به امنیت خطوط مواصلاتی نیاز دارند، دولت‌های خلیج فارس از سرایت آتش جنگ بیمناکند، پاکستان به دنبال تثبیت وزن دیپلماتیک خود است، قطر امنیت اقتصادی‌اش را می‌جوید و چین نیز نگران ثبات بازار انرژی است.

برای ایران نیز توافقی که به رفع واقعی فشارهای اقتصادی، کاهش تهدیدها و حفظ قدرت بازدارندگی منتهی شود، قطعاً بر چرخه پرهزینه تنش ارجحیت دارد. برای آمریکا هم مهار یک بحران کنترل‌نشده در خلیج فارس یک منفعت آشکار است.

میانجی‌گری‌های جاری یک فرصت واقعی‌اند، نه رفت‌وآمدهای تشریفاتی. اما موفقیت این مسیر به یک اصل بنیادی وابسته است: هیچ طرفی نباید احساس کند صلح به معنای تسلیم یا واگذاری حق است. اگر میانجی‌ها بتوانند امنیت دریایی و گشایش اقتصادی را در یک بسته مرحله‌ای و متقابل بگنجانند، تفاهم اسلام‌آباد می‌تواند از یک عنوان خبری، به نقطه آغاز ثبات و صلح پایدار در منطقه تبدیل شود.
 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: اسلام آباد ، جنگ ، عجله
ارسال به دوستان
captcha
احتمال جنگ اسرائیل و ترکیه از زبان یک نظریه‌پرداز آمریکایی ترافیک 7 کیلومتری در کندوان؛ جاده‌های شمال قفل شد رئیس‌ جمهور هند خطاب به پزشکیان: شما پس از ۸ سال به هند سفر کرده‌اید و این سفر برای ما حائز اهمیت است ترامپ: حوثی ها جنگی با آمریکا ندارند بازداشت رئیس بنیاد مسکن رضوانشهر به اتهام ارتشاء خشکی پوست صورت به چه دلیل ایجاد می‌شود + راه‌های درمان آن جامعه ایران، زندگی در دو واقعیت متفاوت تحریم به ارسال مقالات رسید شب مجید درخشانی با حضور دکتر شفیعی کدکنی، حسین علیزاده و ... (عکس) مسئول سازمان بسیج اقشار کشور: در عفاف و حجاب با خلأ نظریه‌های کاربردی مواجه هستیم استاندار کردستان: دستور استخدام خانواده جان‌باختگان حادثه تانکر سنندج صادر شد تمدید مهلت ثبت‌نام بدون آزمون رشته‌های کاردانی به کارشناسی مایباخ اکسِلرو؛ سوپرکوپه ای که برای آزمایش تایر ساخته شد (+عکس) گریم متفاوت جواد عزتی در فیلم جدید (عکس)   میانجی‌ها در مسیر احیای «اسلام‌آباد» / چرا منطقه برای پایان جنگ عجله دارد؟