فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۵۱۱۸
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹:۳۲ - ۰۷-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۵۱۱۸
انتشار: ۱۹:۳۲ - ۰۷-۰۷-۱۴۰۵

درگیری بیژن مرتضوی با بهمن بابازاده و دلار 250 هزار تومانی! سند، سند، این بود سند؟

بابازاده مرتضوی
آن سوال همیشگی که زیر هر یادداشت انتقادی از این دست کمین کرده: در روزگار گرانی دلار و تورم لجام‌ گسیخته، چرا باید وقت گذاشت برای دعوای یک مدعی خبرنگاری با یک خواننده؟ 

عصر ایران ؛ نهال موسوی - روز گذشته یکی از آن نمایش‌های آشنای فضای مجازی روی صحنه رفت: بهمن بابازاده با یک ویدئو گفت مرتضوی مخفیانه به ایران برگشته، مرتضوی چند ساعت بعد با ویدئویی دیگر گفت دروغ محض است، و بابازاده هم قول داد ساعت ۲۱ «سند رو می‌کند». 

پرده‌ی سوم اما خیلی آبکی از کار درآمد، به‌جای سند رفت‌ و آمد بیزن مرتضوی و خانه نیاوران و ... چند فایل صوتی از یک گفتگوی معمولی و بی‌ ربط تحویل مخاطب داده شد، بی هیچ نام و نشانی از ایران یا بازگشت. 

بهمن بابازاده که اعتبار خبری‌اش را روی یک وعده گذاشته بود، بالاخره «سند» را منتشر کرد. نتیجه؟ چند فایل صوتی از مکالمه‌ی تلفنی بیژن مرتضوی با شخصی ناشناس، که در آن مرتضوی تنها آرزوی همکاری خوب می‌کند. 

نه نامی از ایران، نه اشاره‌ای به بازگشت، نه عکسی، نه هیچ چیزی که کوچک‌ترین ربطی به ادعای اصلی داشته باشد. کوه موش زایید، آن هم موشی که حتی شبیه موش هم نبود.

در روزگار هوش مصنوعی، صرف یک فایل صوتی اصلاً «سند» محسوب نمی‌شود، چرا که امروز با ابزارهای مختلف می‌توان هزاران نمونه صدای مشابه ساخت و جعل کرد.

این‌جا دیگر بحث بر سر درست یا نادرست بودن یک خبر نیست. بحث بر سر ساختار یک فریب است. کسی که مدعی می‌شود «اسناد رفت‌وآمد» دارد و به جایش یک مکالمه‌ی کاملاً بی‌ربط را به‌عنوان مدرک جا می‌زند، در واقع به هوش مخاطب توهین کرده است. 

او حساب کرده بود که هیجان شمارش‌ معکوس تا ساعت ۲۱، و بعد حجم و سروصدای «افشاگری»، جای خالی محتوا را پر می‌کند. 

این دقیقاً همان شارلاتان‌ بازی‌ای است که باید نامش را بی‌پرده گفت: نه اشتباه، نه شتاب‌زدگی در تحقیق، بلکه محاسبه‌ی آگاهانه‌ی کسی که می‌داند دروغ اگر با اجرای خوب همراه باشد، بخشی از مخاطب را با خودش می‌برد، حتی وقتی مدرک نهایی هیچ چیز را ثابت نمی‌کند.

درگیری بیژن مرتضوی با بهمن بابازاده و دلار 250 هزار تومانی!

و اما آن سوال همیشگی که زیر هر یادداشت انتقادی از این دست کمین کرده: در روزگار گرانی دلار و تورم لجام‌ گسیخته، چرا باید وقت گذاشت برای دعوای یک مدعی خبرنگاری با یک خواننده؟ 

این پرسش، با همه‌ی حسن‌ نیتی که پشتش ممکن است باشد، ریشه در یک سوءتفاهم دارد: گویی صداقت رسانه‌ای یک موضوع لوکس است که فقط در روزهای آرام اقتصادی مجال طرح دارد. 

حال آنکه دقیقاً عکس این درست است. جامعه‌ای که در بحران اقتصادی گرفتار است، بیش از هر زمان دیگری به منابع خبری قابل‌اعتماد نیاز دارد، نه کمتر. 

وقتی نهادها و رسانه‌های رسمی مثل صداوسیما هم از اعتبار افتاده‌اند، مخاطب ناچار به همین فضای مجازی و به همین آدم‌ها رجوع می‌کند. اگر در همین فضا هم دروغ بدون تاوان بماند، آخرین سنگرهای اعتماد عمومی هم فرو می‌ریزد.

قضیه‌ی من در وهله اول با شخص بابازاده و امثال او نیست، مسئله با الگویی است که او نمایندگی می‌کند. الگویی که در آن، ادعا کردن هزینه ندارد اما اثبات نکردن هم هزینه ندارد. 

کسی وعده می‌دهد، جمعیتی را پای صفحه‌اش می‌نشاند، سپس چیزی بی‌ربط تحویل می‌دهد و فردا سراغ ادعای بعدی می‌رود، بی‌آنکه کسی از او بپرسد «راستی، آن سند رفت‌وآمد چه شد؟». 

تا وقتی این پرسشگری وجود نداشته باشد، این چرخه بی‌پایان است، و طرف مقابل ماجرا فرقی نمی‌کند مرتضوی باشد یا هر خواننده و بازیگر و چهره‌ی دیگری. اگر امروز سکوت کنیم چون «طرف داستان» برایمان جذاب نیست، فردا کسی دیگر با همین روش، درباره‌ی موضوعی که واقعاً برایمان مهم است، همین بازی را تکرار خواهد کرد.

بنابراین بگذارید صریح باشیم: دیشب، ساعت ۲۱، بابازاده نه سندی رو کرد، نه چیزی ثابت کرد، تنها یک چیز را روشن کرد و آن، میزان بی‌ پروایی‌ در دادن وعده‌های تهی. چه رویکرد آشنایی!

پرسشگری از چنین رویه‌ای، ربطی به قیمت دلار ندارد؛ ربط به این دارد که چه نوع فضای رسانه‌ای می‌خواهیم برای خودمان بسازیم.

ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۲۰
غیر قابل انتشار:
ناشناس
United States of America
۲۲:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۷
3
5
درروزگاری هستیم که به کمتر چیزی میشه اعتماد کرد.روزگار بدی شده
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
2
6
خانم موسوی یادداشت شما درباره این شارلاتان بازی قبول و به جا ، اما آیا نباید برای کمتر دیده و دنبال شدن این شارلاتان بازی ها فکری کرد ؟ منِ شهروند عادی به خودم یاد داده ام این نوع صفحات و کانالها و اکانتها را نه فقط دنبال نکنم که اصلا نگاه نمی کنم و در صورت دیدن اتفاقی اگر امکانش باشد مثل اینستاگرام با بک گزینه : علاقه ای ندارم ، کار را تمام می کنم ، البته که فقط من نیستم ، حالا شما و همکاران رسانه ای تان آیا راه حلی در نظرتان نیست ؟ نکته : فکر می کنم نپرداختن به این شارلاتان بازیها در سایتهای خبری ، شروع خوب و قوی خواهد بود ، بگذارید محدود به دیده شدن در فصای مجازی بماند و احتمالا به مرور زمان کم و کمتر دیده و خوانده شود .
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۸:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
2
2
آفرین نهال. هم شجاعی هم خوب می نویسی
captcha
اجاره آپارتمان در صادقیه، ستارخان و پونک چقدر باید هزینه کرد؟ دیدنی های امروز؛ از سرایت اعتراضات دانش آموزی به بلژیک تا بمباران اوکراین کشف اثر «وانیل» بر التیام زخم‌های عمیق تمدید ترخیص 90 و 100 درصدی کالاها تا 15 آبان قیمت نفت برنت به 104 دلار و 72 سنت رسید فریب برچسب «رژیمی» و «کم‌چرب» را نخورید؛ این نشانه‌ها را روی بسته‌بندی ببینید آمریکا: شهروندان ما «همین حالا» ایران را ترک کنند دبیر شورای عالی مناطق آزاد: واگذاری اراضی چابهار به افغانستان صحت ندارد حتی بدون نام و عکس هم هویتتان لو رفتنی است جهش ۱۳۱ هزار واحدی بازار سرمایه در آغاز معاملات شنبه / صعود بورس به کانال ۸.۲ میلیون واحدی ادامه دارد؟ چرا مدیرعامل اپل در آستانه رونمایی آیفون دوئو از سمت خود کناره‌گیری کرد؟ تیم کوک توضیح داد حمله ترامپ به برنده جایزه نوبل صلح: این زن را کسی نمی شناسد، جایزه را باید به من می دادند نفت آمریکا در بازار آسیا خریدارانش را از دست می‌دهد زلزله 7.7 ریشتری پاناما: خسارت گسترده به ساختمان ها (+عکس) چرا نباید هنگام مصرف آنتی‌بیوتیک، شکر و شیرینی بخوریم؟