فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۶۴۰۳
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۶۴۰۳
انتشار: ۰۹:۰۷ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۵
یک چشم اشک و یک چشم خون

آیا با ادبیات کنونی اصلاح طلبانه می توان کاری برای ایران کرد؟

س
امروز مسئله این است: آیا "اصلاح‌طلبی" می‌تواند دوباره عاملیت پیدا کند؛ آیا می‌تواند از یک نیروی عمدتاً واکنشی و ناظر، به نیرویی مؤثر برای کاهش رنج مردم، دفاع از منافع ملی، تقویت جامعه و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود؟

عصر ایران؛ آذر منصوری - حکایت امروز ما حکایت یک چشم اشک و یک چشم خون است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که زیر بار جنگ، بحران اقتصادی، فقر فزاینده و فرسایش امید، هر روز بیش از پیش رنج می‌برند و یک چشم خون برای سیاستی که اگر نتواند از این رنج بکاهد، اگر نتواند گرهی از کار مردم بگشاید و اگر نتواند میان جامعه و قدرت راهی برای گفت‌وگو و اصلاح باز کند، باید شجاعانه درباره شیوه بودن و ماندن خود تجدیدنظر کند.

سفره‌های مردم روزبه‌روز کوچک‌تر شده است. هزینه‌های زندگی افزایش یافته، قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه تحلیل رفته و فقر، دیگر فقط مسئله گروه‌های به حاشیه رانده‌شده نیست؛ به زندگی بخش بزرگی از طبقه متوسط و فرودست جامعه راه پیدا کرده است.

پشت هر عدد و نمودار اقتصادی، زندگی انسان‌هایی است که برای تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود با دشواری بیشتری مواجه‌اند؛ خانواده‌هایی که از بسیاری خواسته‌ها و حتی نیازهای ضروری خود می‌گذرند و جوانانی که افق آینده را مبهم می‌بینند. در چنین شرایطی، سیاست اگر نتواند صدای این رنج را بشنود و برای کاستن از آن راهی بجوید، چه معنایی برای مردم خواهد داشت؟

امروز دوره یک‌ساله مسئولیت هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات به پایان رسید و مجمع عمومی باید درباره ترکیب هیأت‌رئیسه دوره پیش‌رو تصمیم می‌گرفت. من از مدت‌ها پیش تصمیم خود را برای کناره‌گیری از این مسئولیت گرفته بودم؛ نه از سر خستگی، نه به دلیل ملاحظات شخصی و نه از سر بی‌میلی به ادامه فعالیت سیاسی؛ بلکه از یک پرسش اساسی که همیشه برای من تعیین‌کننده بوده است: بودن من و هر فرد دیگری در یک مسئولیت، چه اثری برای ایران و جامعه ایران دارد؟

در مقطعی که کشور با بحران‌های پی‌درپی مواجه است، نمی‌توان صرفاً به حفظ موقعیت سیاسی یا تداوم حضور در ساختارهای رسمی دل خوش کرد.

سیاست، اگر نتواند از رنج مردم بکاهد، اگر نتواند شکافی را ترمیم کند، اگر نتواند مانعی از سر راه منافع ملی بردارد و اگر نتواند برای جامعه امید و افق بسازد، باید شجاعانه درباره شیوه و حتی ضرورت ادامه آن شکل از سیاست‌ورزی تجدیدنظر کرد.

من این مسئله را حتی در بازجویی‌های پس از بازداشت بهمن‌ماه ۱۴۰۴ نیز صریح بیان کردم: اگر ما اصلاح‌طلبان عاملیت سیاسی نداشته باشیم، بودن من و «ما»ی نوعی در صحنه، نه‌تنها مرهمی بر زخم‌های این کشور و مردم آن نیست، بلکه ممکن است تنها «عرض خود ببریم و زحمت خلق را زیاد کنیم».

پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی و سپس وقوع این جنگ نابرابر، این پرسش برای من جدی‌تر شد که آیا همچنان می‌توان با همان ادبیات، همان روش‌ها و همان ترتیبات پیشین، مدعی اثرگذاری بر آینده ایران بود؟

اما جنگ، پایان همه پرسش‌ها نبود؛ آغاز پرسش‌های بزرگ‌تری بود.

بازداشت اعضای هیأت‌رئیسه جبهه اصلاحات و وارد کردن اتهاماتی عجیب و سنگین به آنان، آن هم به دلیل بیانیه‌هایی که مضمون اصلی‌شان دور کردن کشور از جنگ، دفاع از منافع ملی، کاهش تنش و ترمیم شکاف دولت ـ ملت بود، این پرسش را عمیق‌تر کرد که در چنین شرایطی اساساً چه تعریفی از کنش سیاسی مسئولانه پذیرفته می‌شود. آیا تلاش برای حفظ ایران، کاستن از رنج مردم و جلوگیری از گسترش شکاف‌ها، می‌تواند جرم تلقی شود؟

با همه اینها، وضعیت بحرانی کشور و دغدغه‌ای که نسبت به ایران و مردم آن داریم، مانع از آن شد که در این مقطع مسئولیت را رها کنیم. ماندن، انتخابی شخصی نبود؛ نوعی ادای دین به ایران بود.

اما ماندن به معنای ادامه دادن گذشته نیست. اگر قرار است اصلاح‌طلبی همچنان در سپهر سیاسی ایران معنا داشته باشد، باید بیش از هر زمان دیگری شجاعت بازاندیشی در خود را داشته باشد؛ در گفتمان، راهبرد، سازمان، شیوه کنش و مهم‌تر از همه، در نسبت خود با جامعه.

جامعه ایران تغییر کرده است. مطالباتش تغییر کرده، تجربه‌اش از سیاست تغییر کرده و میزان تحملش نسبت به وعده‌های بی‌اثر و کنش‌های کم‌نتیجه کاهش یافته است. اصلاح‌طلبی نمی‌تواند این تغییر را نادیده بگیرد و انتظار داشته باشد جامعه همچنان همان نسبت گذشته را با آن حفظ کند.

مسئله امروز ما فقط این نیست که چه کسی در هیأت‌رئیسه باشد یا نباشد. مسئله این است که آیا اصلاح‌طلبی می‌تواند دوباره عاملیت پیدا کند؛ آیا می‌تواند از یک نیروی عمدتاً واکنشی و ناظر، به نیرویی مؤثر برای کاهش رنج مردم، دفاع از منافع ملی، تقویت جامعه و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود؟

حکایت ما همین است؛ یک چشم اشک برای ایران و مردمی که بیش از این تاب رنج ندارند و یک چشم خون برای فرصت‌هایی که از دست رفته و سرمایه اجتماعی‌ای که هر روز بیشتر فرسوده شده است.

اما هنوز اگر ایران مسئله اصلی ماست، راه بسته نیست؛ راه از بازاندیشی صادقانه، بازسازی شجاعانه و بازگشت واقعی به جامعه می‌گذرد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
همتی: دشمن بازار ارز را هدف قرار داده است چه در خانه شوهر گذشت؟ راز مرگ مشکوک شیلان ۱۵ ساله دو هفته پس از ازدواج چه بود؟(+عکس) کاخ سفید: شیوع مشکوک طاعون در روسیه را زیر نظر داریم اگر این چراغ‌ها روشن شدند، خودرو را متوقف کنید؛ مهمترین علائم هشداردهنده در خودرو حمله جدید آمریکا به قایقی در کارائیب/ ۴ نفر کشته شدند رئیس مرکز ملی فضای مجازی: ایران موفق شد پایانه‌های استارلینک را از کار بیندازد این ساعت‌های کاسیو با الهام از سوشی ساخته شده‌اند(+عکس) سرگردانی۱۲ هزار کانتینر ایران در پاکستان ایران؛ صاحب رتبه‌های برتر جهانی در ثبت اختراع، علوم و مهندسی و علائم تجاری پشت پرده تغییرات جدید در پمپ‌بنزین‌ها؛ از استعلام هویت تا هزینه‌های پنهان سوخت‌گیری آیا اگر مخاط بینی را فین نکنیم و قورت بدهیم ضرر دارد؟ عکس روز ناسا از کلاهی در دل کهکشان! احراز هویت تصویری سطح ۲ برای کاربران حقیقی ایرانی الزامی شد حمله به نیروی انتظامی در سیستان و بلوچستان / 2 پلیس به شهادت رسیدند وقتی نیاز به مسکن، کالای لوکس می‌شود: بازگشت پانسیون‌ها به چرخه سودآوری بازار مسکن