فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۹۶۴۹۲
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۱ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۵
کد ۱۱۹۶۴۹۲
انتشار: ۱۳:۲۱ - ۱۳-۰۷-۱۴۰۵
نگاهی به اولین سریالِ «نیما حسنی‌نسب»

«اعتراف می‌کنم»؛ تشریح در اتاق‌ِ بازجویی

س
ایدهٔ حذفِ هیاهوی معمول آثار جنایی و تعقیب حقیقت از خلاِ گفت‌و‌گوی چهره‌به‌چهره قابل‌تأمل است، ولی انتظار نداریم قصه تا این‌حد مینی‌مال و فرم بر محتوا چیره باشد

عصر ایران؛ یلدا آذرپی- «اعتراف می‌کنم» از آن مجموعه‌هایی است که برای جلب توجه مخاطب، سراغ فرمول‌های پرزرق‌و‌برقِ سریال‌های جنایی نرفته است. خبر از تعقیب‌و‌گریزهای طولانی، تیراندازی‌های پیاپی و لوکیشن‌های متعدد نیست؛ بخش عمدۀ درام در اتاق بازجویی شکل می‌گیرد. متهم روبه‌روی بازجو می‌نشیند و حقیقت در خلالِ کلمات، مکث‌ها، نگاه‌ها و تناقض‌های رفتاری آرام‌آرام رخ می‌نمایاند. سریال از اواسط مرداد در فیلم‌نت منتشر شده و ساختاری اپیزودیک دارد؛ هر قسمت، پرونده‌ای جنایی را دنبال می‌کند و گروهی از بازیگرانِ مهمان در هر اپیزود وارد داستان می‌شوند.

«اعتراف می‌کنم»؛ تشریح در اتاق‌ِ بازجویی«اعتراف می‌کنم»، سریالی تک‌کارگردانه به معنای متعارف نیست. «نیما حسنی‌نسب»، پدیدآورنده، مجری طرح و یکی از تهیه‌کنندگانِ مجموعه است و کارگردانیِ قسمت‌ها بر عهدۀ «اسما ابراهیم‌زادگان»، «عماد خدابخش»، «امیررضا رشتی»، «نفیسه زارع» و «پویا سعیدی» است. بنابراین بهتر است سریال را حاصل طراحی و هدایتِ حسنی‌نسب و همکاریِ جمعی از فیلم‌سازان بدانیم.

جنایت از خیابان به اتاق بازجویی می‌آید

نخستین امتیاز «اعتراف می‌کنم»، انتخابِ فرم است. سریال به‌جای آنکه جنایت را از مسیر حادثه و کنشِ بیرونی پی بگیرد، آن را به مسئله‌ای روان‌شناختی تبدیل کرده است؛ متهم حرف می‌زند، بازجو سؤال می‌کند و تماشاگر باید از دل روایت‌های ناقص، تناقض‌ها و جزئیاتِ به‌ظاهر کم‌اهمیت، حقیقت را پیدا کند. این فرم البته ابداعِ سازندگان ایرانی نیست.

سریالِ حسنی‌نسب از الگوی سریال بریتانیاییِ «کریمینال» بهره گرفته؛ همان ساختاری که در آن، اتاق بازجویی به مرکز اصلیِ روایت تبدیل می‌شود. اقتباس از الگوی خارجی الزاماً نشانۀ ضعف نیست، ولی باید دید سازندگان توانسته‌اند آن الگو را با مناسباتِ اجتماعی، زبان، شخصیت‌ها و منطقِ داستان ایرانی هماهنگ کنند؟ برخی نقدها بر همین نکته تأکید کرده‌اند که تلاش برای بومی‌سازیِ فرمی شناخته‌شده، در بخش‌هایی موفق بوده و در بخش‌هایی نه.

این انتخاب درعین‌حال ریسکِ بزرگی دارد؛ وقتی تقریباً همه‌چیز در فضای محدود اتفاق می‌افتد، دیگر نمی‌توان ضعف فیلمنامه را در پسِ تغییر لوکیشن، حرکت دوربین یا حادثه پنهان کرد. در چنین سریالی، دیالوگ باید دقیق باشد، شخصیت باورپذیر باشد و اطلاعات تازه ارزش دراماتیک داشته باشد. «اعتراف می‌کنم» در بهترین لحظاتش این قاعده را پی می‌گیرد و در ضعیف‌ترین لحظات، آن را فراموش می‌کند.

سکوت‌هایی که گاهی از دیالوگ‌ها مهم‌ترند

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های سریال، توجه به بازی‌های زیرپوستی است. مکثِ بازیگر می‌تواند پرمعناتر از یک صفحه دیالوگ باشد. تغییر حالتِ صورت، نگاه‌نکردن به چشمِ بازجو، تغییر لحن یا حتی نحوۀ نشستنِ متهم می‌تواند تماشاگر را به صداقتِ او مشکوک کند. به همین دلیل، انتخاب بازیگر اهمیت زیادی دارد.

حضور بازیگرانی مثل مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانی‌فر و بهار کاتوزی در گروه اصلی و بازیگران مهمانی مثل حامد بهداد، ستاره پسیانی، بابک حمیدیان، لیلا زارع، مریم سعادت، آزاده صمدی و علی مصفا، امکان ایجاد تنوع در شخصیت‌ها و لحن اپیزودها را فراهم کرده است.

مسئلۀ اصلی؛ فرم یا فیلمنامه؟

ضعف اصلی مجموعه دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود که فرم بازجویی به‌خودی‌خود درام تولید نمی‌کند. این که دو نفر در اتاقی روبه‌روی هم بنشینند، فقط زمانی جذاب است که پشت هر پرسش، اطلاعاتی نهفته باشد و در پسِ هر پاسخ، شک و شبهه‌ای. در بعضی قسمت‌های «اعتراف می‌کنم»، این رابطه به‌خوبی شکل می‌گیرد و در برخی دیگر، مخاطب زودتر از شخصیت‌های داستان به جواب می‌رسد. درنتیجه بازجویی به‌جای آن‌که به بازی موش‌و‌گربه تبدیل شود، فرایندی برای رساندن اطلاعات به تماشاگر می‌شود.

غالب نقدها به همین مشکل اشاره کرده‌اند؛گره‌گشایی‌های شتاب‌زده، راه‌حل‌های نه‌چندان منطقی، طولانی‌شدن فرایند اعتراف و اُفتِ تعلیق در بعضی اپیزودها از جمله ضعف‌هایی هستند که دربارۀ سریال می‌توان مطرح کرد. این ایراد حائز اهمیت است، چون در داستان جنایی، پایان‌بندی صرفاً موعدِ اعلام حقیقت نیست، بلکه باید برآیندِ منطقیِ اطلاعاتی باشد که پیش‌تر در اختیار مخاطب قرار گرفته است. اگر پایان صرفاً با اعترافی ناگهانی یا اطلاعاتی که تماشاگر قبلاً امکان دسترسی به آن را نداشته به دست بیاید، معما حل شده، ولی منطقی و رضایت‌بخش نیست.

شخصیت‌هایی که می‌توانستند بیشتر از این باشند

یکی دیگر از ظرفیت‌های جالبِ سریال، حضور شخصیت‌های ثابت است. زندگیِ شخصیِ بازجوها و روابطشان در خلال قسمت‌ها بازگو می‌شود و اهمیت پیدا می‌کند. این ویژگی می‌توانست عمق بیشتری بیابد و علاوه بر متهم، بازجو هم در هر پرونده در معرض آزمونِ اخلاقی و روانی قرار گیرد. در برخی قسمت‌ها، داستانِ شخصی بازجوها، صرفاً خطی فرعی برای پیونددادنِ اپیزودهاست و نقش پررنگی ندارد. در سریالی که تا این‌حد به روان‌شناسیِ شخصیت‌ وابسته است، انتظار می‌رفت اتفاقاتِ اتاق بازجویی بر شخصیتِ بازجوها اثر بگذارد و تغییر در طول داستان حس شود.

زنان در مرکز روایت

حضور پررنگِ زنان در برخی پرونده‌ها و شخصیت‌سازی‌های سریال از نکاتِ قابل‌توجه است. این انتخاب می‌تواند سریالِ حسنی‌نسب را از الگوی رایجِ سریال‌های پلیسی که جهانِ جرم و جنایت را مردانه تصویر می‌کنند، خارج کند. اهمیتِ این حضور صرفاً به تعدادِ شخصیت‌های زن محدود نیست و نحوۀ پرداختِ شخصیت هم برجسته است.

هرچه شخصیت‌های زن از نقش‌های کلیشه‌ای مثل قربانی، همسر، مادر یا متهم فاصله بگیرند و با انگیزه، سابقه، پیچیدگی و انتخابگری به تصویر کشیده شوند، سریال یک‌قدم از اثر جناییِ معمولی فاصله می‌گیرد. ساختار اپیزودیک این امکان را فراهم می‌کند که هر قسمت، موقعیتِ اجتماعی با روان‌شناختی متفاوتی را تجربه کند و شخصیت‌های زن را با پیچیدگی بیشتری به نمایش بگذارد.

«اعتراف می‌کنم»؛ تشریح در اتاق‌ِ بازجویی

کارگردان‌هایی که خودنمایی نمی‌کنند

همکاریِ چند کارگردان در یک مجموعه اتفاقِ نادری است و خطر ناهمگونی در زبان بصری را به همراه دارد. بااین‌حال، «اعتراف می‌کنم» در بسیاری از قسمت‌ها توانسته به انسجام در میزانسن و قاب‌بندی برسد. محدودبودنِ لوکیشن نیز الزاماً نقطه‌ضعف نیست و دوربین تلاش نمی‌کند با حرکات نمایشی، کمبود رخداد را جبران کند.

منتقدان، کارگردانی و دکوپاژ سریال را از نقاط مثبتِ آن دانسته‌اند؛ دوربین اغلب در خدمتِ موقعیتِ دراماتیک است، نه نمایشِ توانایی فیلمساز. این خصیصه در همۀ قسمت‌ها یکسان نیست. برخی اپیزودها از نظر بصری پویاترند و برخی دیگر، به‌دلیل عدم جذابیتِ متن یا محدودیتِ میزانسن، ایستا و طولانی به‌نظر می‌رسند. درنتیجه، کیفیت کارگردانی تا حد زیادی به کیفیتِ تک‌اپیزود وابسته است.

«نیما حسنی‌نسب»؛ منتقدی که سازنده شد

یکی از وجوه متفاوتِ این سریال، پیشینۀ «نیما حسنی‌نسب» است که پیش از این پروژه، به‌عنوان منتقد، نویسنده و مدرس سینما شناخته می‌شد، نه کارگردانی با سابقه در تولید فیلم و سریال. بخش مهمی از سابقۀ حرفه‌ای‌اش به نقد و تحلیل فیلم اختصاص دارد و نوشته‌هایش دربارۀ آثاری مثل «دربارۀ الی» و «رگ خواب» نشان می‌دهند اشراف خوبی بر شخصیت‌پردازی، روایتگری، منطق داستان و رابطۀ فرم و محتوا دارد. او از نویسندگانِ سابقِ «ماهنامۀ فیلم» است و در نشست‌ها و نقدهای سینمایی حضور مکرر داشته است.

از این منظر، «اعتراف می‌کنم» تجربۀ متفاوتی است؛ کسی که سال‌ها از جایگاهِ منتقد به تحلیل آثار سینمایی پرداخته، این‌بار آستین بالا زده و قدم به فرایند تولید گذاشته است. درنتیجه این سریال، تجربۀ مهمی در تغییر جایگاه حرفه‌ای از منتقد به فیلمساز محسوب می‌شود.

آیا سریال هویت مستقل دارد؟

پاسخ روشنی نمی‌توان داد. سریال کماکان زیر سایۀ کریمینال قرار دارد و مقایسه با آن اجتناب‌ناپذیر است. مسئلۀ اصلی هم صرفاً اقتباس یا الهام‌گرفتن نیست؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرمِ اثر خارجی حفظ شده، اما منطقِ دراماتیک و شخصیت‌پردازی نمی‌تواند به همان اندازه مستقل و بومی شود.

«اعتراف می‌کنم» در بخش‌هایی موفق است. بازی‌های خوب، طراحیِ نسبتاً دقیقِ صحنه‌های بازجویی، پرهیز از اغراق و هیجان و استفاده از مکث‌های اثرگذار و جزئیات رفتاری، آن را از بسیاری از سریال‌های پلیسی و حادثه‌ای متمایز کرده است، ولی فیلمنامه کماکان نقطه‌ضعفِ اصلی است.

بعضی معماها پیچیدگی کافی ندارند و برخی پایان‌ها ارائۀ یکبارۀ اطلاعات هستند تا کشفِ تدریجی حقیقت. درنتیجه گاهی مخاطب زودتر از موعد، متوجه مسیر پرونده می‌شود و ناچار است منتظر بماند تا بازجوها به نتیجۀ مشخص و ازپیش‌تعیین‌شده برسند.

اعترافی که هنوز کامل نشده است

«اعتراف می‌کنم» ساختار متفاوت و ترکیبِ هوشمندانه‌ای دارد که آن را از سایر سریال‌های شبکۀ خانگی متفاوت کرده است. این سریال حتی در ردۀ سریال‌های جناییِ شبکۀ نمایش خانگی هم متمایز است. انتخابِ اتاقی ثابت به‌عنوان میدان اصلیِ درام، ساختار اپیزودیک، بازی‌های ظریف و همکاریِ چند فیلمساز به این اثر، هویتی متفاوت بخشیده‌اند. مهم‌تر از همه آن‌که سریال به‌جای تمرکز صرف بر جنایت، تلاش کرده فرایند کشفِ حقیقت را در مرکز روایت قرار دهد.

شاید همین انتخاب باعث شده ضعف‌های فیلمنامه بیشتر به چشم بیایند. وقتی درام تا این‌حد به گفت‌و‌گو و بازی وابسته باشد، هر دیالوگِ اضافه، پاسخِ غیرمنطقی یا گره‌گشایی شتاب‌زده، اثر بیشتری بر کیفیتِ نهایی خواهد داشت. از این منظر، بیش از آنکه با اثری پخته و بی‌نقص روبه‌رو باشیم که نباید چنین انتظاری هم داشت، با تجربه‌ای قابل‌توجه برای آزمودنِ فرمی کمتر رایج در سریال‌سازی ایرانی مواجهیم.

پیش به سوی هویت مستقل

شاید مهم‌ترین مسئله دربارۀ سریال این نباشد که آیا به استانداردِ سریال جناییِ موفق رسیده یا نه؟ مسئله این است که می‌تواند از فرمی که برگزیده، زبانِ خاصِ خودش را بسازد؟ سریال ایدۀ مهم و متمایزی دارد؛ حذفِ هیاهوی معمولِ آثار جنایی و تعقیبِ حقیقت از خلالِ گفت‌و‌گوی چهره‌به‌چهره، یگانه و قابل‌تأمل است، ولی انتظار نداریم قصه تا این‌حد مینیمال و فرم بر محتوا چیره باشد.

البته ضعف‌های سریال به مشکلاتی برمی‌گردند که می‌توان آن‌ها را در ادامۀ مسیر اصلاح کرد. «اعتراف می‌کنم» نشان می‌دهد برای ایجاد تعلیق لزوماً به نمایشِ تعقیب‌و‌گریز، تیراندازی و حوادث پی‌درپی نیاز نیست؛ گاهی هم‌نشینیِ چند نگاه، مکثی خاص و تناقضی کوچک می‌تواند داستان را برملا کند. به‌عنوان یکی از طرفدارانِ سریال، امیدوارم فصل دومی هم در کار باشد.

اگر فصل‌های بعدی بتوانند بر این ظرفیت تکیه کنند و هم‌زمان، جهانِ موازیِ بازجوها و منطق پرونده‌ها هم عمیق‌تر شود، سریال می‌تواند از الگوی اولیه فاصله بگیرد. ارزش سریال بیش از هر چیز ناشی از جسارت آزمودنِ درامی کم‌حادثه و متکی بر روان‌شناسی است؛ تجربه‌ای که شاید هنوز کامل نشده و می‌تواند آغاز مسیری قابل‌اعتنا باشد.

ارسال به دوستان
captcha
وزیر روس: ابعاد تاثیر جنگ علیه ایران بر اقتصاد جهانی هنوز آشکار نشده‌ نمایش موزیکال «آرزوهای کوچک» به زودی روی صحنه زمان پخش سریال جدید شبکه سه مشخص شد جاده چالوس پس از پایان عبور احشام بازگشایی شد؛ ترافیک سنگین در هراز وزیر خارجه ارمنستان در دیدار با قالیباف: اجازه نمی‌دهیم از خاک‌ ارمنستان علیه ایران اقدام شود علیرضا کمالی و گلاره عباسی در یک فیلم ترسناک هشدار هواشناسی برای چند استان؛ کدام مناطق در روزهای آینده بارانی می‌شوند؟ سقوط بالابر در کارگاه ساختمانی رویان؛ یک نفر جان باخت و ۹ نفر مصدوم شدند تصادف اتوبوس شرکت واحد در اراک ۱۲ مصدوم بر جا گذاشت 3.3 میلیون سال تاریخ بشر در یک شبانه روز؛ پایان این خط زمانی حیرت انگیز است آهنگ جدید علی زند وکیلی به نام مادرم ایران معاون ترامپ: هیچ سندی درباره ارتباط ایران با حادثه فلای‌دبی وجود ندارد زمین از درون چه شکلی است؟ راز لایه هایی که زیر پای ما پنهان شده اند پزشکان بدون مرز: اسرائیل شرایط بقای فلسطینی‌ها در غزه را از بین می‌برد افزایش ۴ درجه‌ای دمای تهران تا پایان هفته؛ کاهش دما از شنبه آغاز می‌شود