عصر ایران- تحولات انتخاباتی اسرائیل و کاهش موقعیت سیاسی بنیامین نتانیاهو، در کنار افزایش نقش احزاب عربی و احتمال شکلگیری ائتلافهای جدید، میتواند معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، تفاوت رویکرد نتانیاهو و آیزنکوت در قبال ایران و احتمال توافق تهران و واشنگتن، اهمیت این تحولات را برای منافع ملی ایران دوچندان کرده است؛ موضوعی که نیازمند رصد و بررسی دقیق از سوی تصمیمگیران ارشد کشور است.
سید جلال ساداتیان، سفیر اسبق ایران در انگلیس با اشاره به نتیجه انتخابات پارلمانی اسرائیل اظهار داشت: بر اساس نتایج مطرحشده، نتانیاهو حدود ۵۳ کرسی به دست آورده، در حالی که احزاب عربی مجموعاً ۱۹ کرسی کسب کردهاند. این در حالی است که میزان نمایندگی اعراب در دورههای قبل کمتر و حدود ۱۰ کرسی بود. از سوی دیگر، نتانیاهو که پیشتر از حمایت حدود ۶۷ نماینده برخوردار بود، اکنون با کاهش حمایت مواجه شده و برای تشکیل دولت با کمبود رأی روبهرو است.
این وضعیت را میتوان نوعی شکست سیاسی برای نتانیاهو تلقی کرد؛ شکستی که حتی برخی تحلیلگران اسرائیلی نیز به آن اشاره کردهاند.
به همین دلیل، بنیامین نتانیاهو برای برهم زدن این وضعیت، موضوع تقلب در انتخابات را مطرح کرده و پای عوامل خارجی را نیز به میان کشیده است. او مدعی شده که قطر در افزایش آرای اعراب و مسلمانان ساکن سرزمینهای اشغالی نقش داشته است. به نظر میرسد طرح چنین ادعاهایی میتواند مقدمهای برای زیر سؤال بردن نتایج انتخابات و تلاش برای برگزاری انتخابات مجدد باشد.
تحلیلگر مسائل بین الملل در ادامه گفت: اگر نتانیاهو نتواند نتایج انتخابات را تغییر دهد یا انتخابات مجددی برگزار کند، با چند گزینه مواجه خواهد شد:
۱. همکاری با نمایندگان احزاب عربی برای تشکیل دولت؛ گزینهای که خود او از ابتدا مخالفت جدیاش را با آن اعلام کرده است.
۲. ائتلاف با آیزنکوت و جریان سیاسی نزدیک به او؛ گزینهای که ظاهراً تا این لحظه به نتیجه نرسیده است.
۳. پذیرش شرایط یک توافق سیاسی برای تقسیم قدرت؛ به این معنا که دو سال نخست دوره چهارساله در اختیار نتانیاهو باشد و دو سال دوم به آیزنکوت واگذار شود.
البته چنین توافقی میتواند برای نتانیاهو فرصتی ایجاد کند تا در دو سال نخست، موقعیت سیاسی خود را بازسازی کند و برای ادامه حیات سیاسیاش شرایط بهتری فراهم آورد.
او افزود: یکی از مهمترین مسائل در این میان، تفاوت رویکرد نتانیاهو و آیزنکوت نسبت به ایران است. نتانیاهو همواره رویکردی تهاجمی داشته و به دنبال تشدید فشار و حتی درگیری نظامی با ایران بوده است. او از جنگ بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی خود استفاده میکند. اما آیزنکوت، دستکم بر اساس تصویری که از مواضع سیاسی او وجود دارد، بیشتر به استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و کسب امتیاز از طریق مذاکره تمایل دارد و لزوماً طرفدار جنگ مستقیم نیست. از این منظر، حضور یا عدم حضور نتانیاهو در قدرت میتواند برای ایران اهمیت قابلتوجهی داشته باشد.
کارشناس حوزه دیپلماسی توضیح داد: در مجموع، مسئله برای ایران فقط شکست یا پیروزی انتخاباتی نتانیاهو نیست؛ بلکه موضوع اصلی، تأثیر تحولات سیاسی اسرائیل بر آینده روابط ایران و آمریکا و احتمال وقوع یا جلوگیری از جنگ است. نتانیاهو برای حفظ قدرت و نجات موقعیت سیاسی خود، به تداوم فضای تنش و تهدید نیاز دارد. از سوی دیگر، ممکن است یک توافق میان ایران و آمریکا، موقعیت سیاسی او را بیش از پیش تضعیف کند؛ زیرا چنین توافقی میتواند بخشی از اهدافی را که او از طریق تقابل نظامی دنبال میکرد، از مسیر دیپلماسی بیاثر سازد.
نماینده ادوار مجلس خاطرنشان کرد: در مقابل، اگر جریان سیاسی دیگری در اسرائیل قدرت بیشتری پیدا کند، ممکن است زمینه برای رویکردی متفاوت در قبال ایران فراهم شود؛ رویکردی که بهجای جنگ، بر مذاکره، چانهزنی و کسب امتیاز تأکید داشته باشد. البته نباید فراموش کرد که تغییر نخستوزیر در اسرائیل بهتنهایی به معنای تغییر اساسی سیاست این ساختار در قبال ایران نیست. منافع امنیتی و راهبردی اسرائیل ممکن است همچنان پابرجا بماند.
با این همه، برای ایران تفاوت مهمی وجود دارد میان دولتی که شخص نتانیاهو در رأس آن قرار دارد و دولتی که احتمالاً رویکردی عملگرایانهتر و دیپلماتیکتر در پیش میگیرد.
همچنین این تاکید لازم است، تحولات انتخاباتی اسرائیل، آینده سیاسی نتانیاهو و تلاشهای احتمالی برای توافق میان ایران و آمریکا، همگی موضوعاتی هستند که باید توسط تصمیم گیران رده بالای ایران با دقت دنبال شوند.
ساداتیان در پایان گفت: نکته اساسی این است که ایران باید بتواند از شرایط جدید برای تثبیت منافع ملی خود، کاهش فشارهای اقتصادی و جلوگیری از جنگ استفاده کند؛ بدون آنکه هرگونه توافق احتمالی را بهعنوان عقبنشینی یا شکست معرفی کنند.