کد خبر ۱۳۴۰۸۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۳ - ۰۹ شهريور ۱۳۸۹ - 31 August 2010
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.


جام جم: تمركززدايي از تهران نيازمند حمايت و پشتيباني

«تمركززدايي از تهران نيازمند حمايت و پشتيباني» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي جام جم به قلم دكتر لطف‌الله فروزنده است كه در آن مي‌خوانيد؛مسائل و معضلات كلانشهر تهران امروزه بر همه آحاد ملت بويژه ساكنان تهران بزرگ مشخص و مبرهن است. مباحث تمركززدايي، انتقال پايتخت از تهران و جلوگيري از گسترش بي‌رويه شهر تهران از برنامه‌هاي مهم دولت مي‌باشد، چرا كه اين شهر از ديرباز با مسائل و مشكلات عديده‌اي از لحاظ تمركز امور و رشد بي‌رويه جغرافيايي و جمعيتي و مسائل مرتبط با آن روبه‌رو بوده است.

شايان ذكر است كه از سال 1341 اين برنامه‌ها براي جلوگيري از گسترش بي‌رويه شهر تهران مطرح بوده است كه در سال‌هاي 67، 77، 85 و 86 مجددا مورد توجه دولتمردان بويژه دولت نهم و دهم قرار گرفته است. همه افراد عام و خاص بر اين باورند كه بي توجهي به معضلات شهر تهران و عدم اتخاذ تدابير مديريتي مناسب امكان برنامه تمركززدايي و جلوگيري از گسترش بي‌رويه شهر تهران را حل و آنها را در آينده نزديك تقريبا غيرممكن خواهد ساخت اما اكنون با تدوين برنامه راهبردي بلندمدت و كوتاه‌مدت مي‌توان بحران‌هاي احتمالي پيش‌روي كلانشهر تهران را در راستاي اهداف مورد نظر، مديريت و راهبري كرد. مسلما از جمله مهم‌ترين زمينه‌‌ها و عوامل بروز معضلات شهر تهران تمركز همه امور اقتصادي، تجاري، آموزشي، فرهنگي، سياسي، بهداشتي و ... كلانشهر در تهران مي‌باشد. باتوجه به موارد ذكر شده بايد اذعان داشت كه يكي از راه‌حل‌هاي اصلي اين معضل امر تمركززدايي است؛ هرچند در مطالعات قبلي گزينه‌هاي ديگري نيز مطرح بوده است كه عبارتند از:

1ـ انتقال پايتخت از شهر تهران

2ـ ايجاد قطب‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي و انتقال وظايف و فعاليت‌هاي دستگاه‌هاي اجرايي به شهرهاي ديگر كشور

3ـ ايجاد پايتخت جديد در حومه تهران با انتقال وظايف حاكميتي به آنجا

4ـ تمركززدايي و انتقال برخي از وظايف غيرحاكميتي دستگاه‌هاي اجرايي از كلانشهر تهران به استان‌هاي ديگر. همراه با انتقال شركت‌هاي دولتي، موسسات آموزشي و پژوهشي و موسسات مستقل، كه استقرار آن در تهران نه‌تنها هيچ‌گونه توجيه و ضرورتي ندارند براساس مطالعات آمايش سرزمين با خروج آنها از شهر تهران هم استعدادهاي بالقوه آن استان شكوفا خواهد شد و هم موجب افزايش بهره‌وري شركت‌ها و موسسات انتقال‌يافته خواهد گرديد.اكنون كه دولت خدمتگزار براساس تجزيه و تحليل همه‌جانبه شرايط موجود و تحليل وضعيت آينده گزينه چهارم را انتخاب كرده است و مصمم به اجرا و عملياتي نمودن آن مي‌باشد، نيازمند حمايت و پشتيباني همه‌دستگاه‌ها و نهادهاي كشور ازجمله مجلس، رسانه‌هاي ملي و مردم در فضاي توام با همدلي، باور مشترك و مشاركت فعالانه مي‌باشد تا امكان عملياتي كردن طرح‌هاي انتخابي فراهم شود و بسترهاي لازم براي ساير گزينه‌ها و راه‌حل‌هاي بلندمدت راهبردي فراهم گردد. جاي تعجب بسيار است با اين كه همه گروه‌ها رويكرد تمركززدايي و انتقال از كلانشهر تهران را قبول دارند، ‌اما برخي از افراد در جهت‌گيري و اعلام موضع در مقام تخريب طرح برمي‌آيند و تلاش مي‌كنند به شكل‌ مستقيم و غيرمستقيم، مشكلات اوليه طرح را بزرگنمايي كرده و كل ماهيت طرح را زير سوال ببرند. بنده از آنها اين سوالات را دارم:

1 ـ آيا اگر فردي شخصا داوطلبانه بخواهد به شهرستان موردنظر خود منتقل شود اشكالي دارد؟

2 ـ انتقال دفاتر يا شركت‌هاي دولتي كه عمده ماموريت و فعاليت‌هاي آنها در خارج از تهران است چه اشكالي دارد؟

3 ـ انتقال موسسات پژوهشي ـ آموزشي وابسته به دستگاه‌هاي اجرايي به خارج از تهران چه اشكالي دارد؟

4 ـ انتقال موسسات مستقل يا وابسته به وزارتخانه‌ها كه عمده ماموريت و فعاليت آنها در خارج از تهران مي‌باشد مانند سازمان شيلات ايران،‌ سازمان بنادر و دريانوردي، راه‌آهن ج.ا.ايران، گمرك ايران و... چه مسائل و مشكلاتي را به دنبال خواهد داشت؟

5 ـ اگر بالاترين مقام دستگاه اجرايي، براساس مطالعات آمايش سرزمين، تصميم بر انتقال بخشي از وظايف دستگاه اجرايي خود به استان ديگر با هدف كاهش مشكلات كلانشهر تهران و افزايش ظرفيت و توانمندي استان پذيراي دستگاه موردنظر را بگيرد چه اشكالي پيش خواهد‌ آمد؟

6 ـ اعلام ممنوعيت استخدام و توسعه تشكيلات و ساختار سازماني در كلانشهر تهران و مكلف نمودن دستگاه‌هاي اجرايي به تمركززدايي ساختارها و روش‌هاي انجام كار چه ايرادي دارد؟

حال كه دولت،‌ عزم و اراده جدي براي اجرايي كردن اين طرح را دارد چرا نبايد از ابعاد مختلف‌، مورد حمايت و پشتيباني قرار گيرد. فراموش نكنيم كه چون موضوع انتقال نيروي انساني به همراه خانواده آنها مي‌باشد مساله بسيار حساس و با اهميت تلقي مي‌شود بنابراين به هر اندازه كه مردم با رضايت بيشتر آماده انتقال از تهران به شهرستان‌ها شوند استقبال از اين امر اهميت مضاعف مي‌يابد.

دولت بسترهاي قانوني لازم را براي اين كار در قالب 7 بسته اجرايي فراهم كرده است و همه وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي در تلاش هستند برنامه‌ها و تدابيري را اتخاذ كنند تا واقعا 40 درصد از پست‌ها و نيروي انساني كاهش يابد به طوري كه در مصوبه دولت تصريح شده است «‌ تا پايان مرداد تا 40 درصد» در اين عبارت روشن است كه از نظر حقوقي كلمه «تا» محدود به پايان مرداد ماه نيست. به طوري كه برخي از دستگاه‌هاي اجرايي تا پايان مرداد ماه 40 درصد را انتقال داده‌اند و برخي از دستگاه‌هاي ديگر نيز در حال برنامه‌ريزي براي انتقال از تهران هستند. علاوه بر آن به تبع انتقال برخي شركت‌ها، موسسات و دستگاه‌هاي دولتي واحدهاي تابعه خصوصي آنها نيز منتقل خواهند شد.

حال كه بسترهاي قانوني لازم در امر تمركززدايي در قالب 7 بسته اجرايي فراهم شده است و اكثر وزارتخانه‌ها و دستگاه‌هاي اجرايي در تلاش هستند تا با اتخاذ تدابير لازم 40 درصد از پست‌ها و نيروي انساني را در كلانشهر تهران كاهش دهند و خوشبختانه بعضي از دستگاه‌هاي اجرايي تا پايان مرداد ماه موفق به انتقال 40 درصد از نيروي انساني خود شده‌اند، جا دارد همه توان نظام به كار گرفته شود تا امكان امر تمركززدايي با سرعت و دقت بيشتري امكان‌پذير گردد.

تهران امروز: روز قدس فرصتي براي تجديد ميثاق با اعتقادات

«روز قدس فرصتي براي تجديد ميثاق با اعتقادات»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي تهران امروز به قلم فروز رجايي فر است كه در آن مي‌خوانيد؛از نظر سياسي تا قبل از انقلاب اسلامي، مسئله فلسطين يك مسئله ملي مربوط به مردم فلسطين بود و حداكثر از آن به عنوان يك مناقشه سياسي بين اعراب و صهيونيسم ياد مي‌شد. در چنين شرايطي موازنه قوا به لحاظ تبليغاتي و رواني به نفع رژيم صهيونيستي بود و آزاديخواهان جهان چندان آشنايي با حق كشي كه در اين سرزمين‌ها مي‌شد نداشتند و لذا واكنش خاصي هم وجود نداشت.

اما با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني مبارزه بين مردم فلسطين و رژيم صهيونيستي به مسئله‌اي ملي تبديل شد و به جهان اسلام راه يافت. وقتي يك مسئله ملي اسلامي شد و از مرزهاي سرزمين‌هاي اشغالي فراتر رفت و به‌خصوص با توجه به نگاهي كه اسلام نسبت به حق و باطل دارد، آزاديخواهان جهان را نيز به سمت خود جلب كرد.

در حقيقت با اسلامي شدن مسئله توجهات اسلامي و جهاني هم به سمت سرزمين‌هاي اشغالي و جناياتي كه در آنجا صورت مي‌گرفت، بيشترشد. نتيجه اين ارتقاء سطح، اين شد كه موضوع فلسطين يك موضوع ملي نيست و هر انسان آزاديخواهي بايد در برابر اتفاقات فلسطين موضع خود را مشخص كرده و در مسير مبارزه بسيج شود. اگر نمي‌تواند حمايت مادي و نظامي بكند بايد حمايت معنوي كند با هر ابزار و وسيله و هنري كه در دست دارد. اين اتفاق كه افتاد و با بسيج نيروها و افكار عمومي رژيم صهيونيستي در يك انزواي تبليغاتي قرار گرفت و موازنه قدرت به نفع مردم فلسطين به هم خورد.

به‌طور كلي با انقلاب اسلامي و حمايت‌هاي امام و ملت ايران از مقاومت در سرزمين‌هاي اشغالي موضوع ملي به يك موضوع اسلامي و اعتقادي تبديل شد و مردم فلسطين در ادامه مبارزات خود جايگاه بهتري در قلوب مسلمين در سراسر جهان و حتي آزاديخواهان غيرمسلمان پيدا كردند.

كيهان:خبرش نزديك است

«خبرش نزديك است»عنوان يادداشت روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي‌خوانيد1.خداوند بر درجات امام خميني(ره) بيفزايد كه سالها قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي همچون طبيبي الهي مشكل و عارضه اصلي قدرت و تصميم گيري هاي به اصطلاح استراتژيك عرصه سياست و مديريت كلان اجتماعي را به خوبي تشخيص داده و بر مبناي جهان بيني توحيدي خود طي پيامي به گورباچف-11/10/67- با تاكيد بر اينكه صداي شكستن استخوان هاي ماركسيسم به گوش مي رسد هشدار دادند:
«مشكل اصلي كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست، مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست؛ همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد، مشكل اصلي شما مبارزه طولاني و بيهوده با خدا و مبدأ هستي و آفرينش است.» (صحيفه امام-ج 21-ص221 تا 227)

آنچه به وضوح در اين پيام تاريخي مشاهده مي شود نهيب امام امت به قلدران و قدرتمنداني است كه حذف مذهب و دين از عرصه اجتماع را در دستور كار قرار داده بودند و در مخيله تنگ و تاريك شان نمي گنجيد روزگاري از سرير قدرت به زير كشيده خواهند شد.

اما آنچه دقت و تامل بيشتري مي طلبد اين است كه چنين آينده اي همانطور كه براي اردوگاه الحادي شرق پيش بيني شد و لباس عينيت بر تن كرد براي اردوگاه استكباري غرب كه به سركردگي ايالات متحده سالهاست يكجانبه جولان مي دهد و به خيال خود مي تازد، نيز پيش بيني شده است و اكنون اين پرسش به ميان كشيده مي شود كه آيا عينيت و تحقق آن امكان پذير است؟

2- از دو، سه سال پيش كه بحران مالي غرب از پرده برون افتاده و همچون دومينيوي ويرانگري تداوم يافته است، تحليلگران و كارشناسان به اين مسئله وقوف يافته اند كه دوره ابرقدرتي و يكه تازي ايالات متحده به سر رسيده است. بطوري كه رسانه ها و ناظران سياسي ديگر اين مسئله را پنهان نمي كنند. دو سال پيش و در همان ماههاي آغازيني كه واشنگتن با اين بحران مالي لجام گسيخته دست و پنجه نرم مي كرد شوراي ملي آمريكا طي گزارشي پيرامون وضعيت اقتصادي اين كشور كه زيربناي سياست داخلي و خارجي آن را تشكيل مي دهد تصريح مي كند، آمريكا در آستانه افول و زوال قرار گرفته و مشكلات فراواني پيش روي دارد، اوباما ميراثي بحراني و پرچالش را از بوش تحويل گرفته است و آمريكا ديگر ابرقدرت جهان نيست.

جالب اينجاست كه بسياري از رسانه ها و مطبوعات غربي راه برون رفت از بحران مالي آمريكا و غرب را بازگشت به دستورات و فرامين ديني مي دانند. به عنوان نمونه هفته نامه ژورنال دفاينانس در سرمقاله خود به قلم رولان لاسكين ريشه بحران هاي مالي غرب را مضاربه هاي خيالي و غيرقانوني توصيف مي كند و در بحبوحه آغاز بحران مالي كشورهاي غربي خواستار اجراي شريعت اسلامي در حوزه مالي و اقتصادي مي شود. با تداوم و استمرار اين بحران مالي كار به جايي مي رسد كه سال گذشته پارلمان فرانسه نيز قانوني به تصويب مي رساند كه به موجب آن اوراق بهادار اسلامي در اين كشور صادر شود با اين توجيه و منطق اقتصادي كه اگر اين مهم اتفاق بيفتد تا سال 2020 سرمايه اي تا مرز 120ميليارد يورو بدست مي آيد و...

نمونه ها در اين زمينه كم نيستند و آنچه از دل آنها بيرون مي آيد تاكيد تلويحي و بعضا تصريحي بر اين نكته است كه ناديده گرفتن دين و مذهب با اضمحلال و حركت در مسير زوال دولت ها و حكومت ها مرتبط است.

3- آمريكايي ها در دوره جرج بوش آشكارا عزم خود را جزم كردند تا فراتر از اينكه عنصر «مذهب و دين» در كشورشان كنار گذاشته به نبرد و پيكار هر كشوري بيايند كه رگه هايي از دين و مذهب در تصميم هاي كلان آن نقش دارد. اينجا بود كه بوش كوچك در اواخر زمامداري خود درسفر به خاورميانه و در پادگان عريجفان كويت بر طبل جنگ ايدئولوژيك آمريكا با جهان اسلام مي كوبد و...

يك سال و چند ماه بعد در حالي كه باراك اوباما بر جاي جرج بوش نشسته است در سفر به تركيه اعلام مي دارد: «آمريكا با اسلام سر جنگ ندارد»!

امروز پس از گذشت 18، 19ماه از زمامداري اوباما بر ايالات متحده آشكارا مي توان ديد كه «اوباما بوشي ديگر است» و تفاوت ادبياتش با بوش، نقاب او بوده كه اكنون ماههاست به زير كشيده شده است.

4- جالب تر آنكه آمريكايي ها در حالي مدعي آزادي بيان هستند كه كوچك ترين اظهارنظري پيرامون مذهب، دين و ايدئولوژي تبعات سختي براي گوينده آن خواهد داشت.
همين چندي پيش بود كه «اوكتاويا نصر» خبرنگار مشهور سي.ان.ان كه دبير بخش خاورميانه اين شبكه تلويزيوني بود بخاطر تمجيد از شخصيت مرحوم علامه فضل الله از كار بركنار شد.

اين خبرنگار پرسابقه آمريكايي تنها در توييتر نوشته بود: «از شنيدن خبر درگذشت سيدمحمد حسين فضل الله ناراحتم، او يكي از رهبران حزب الله بود كه برايش احترام زيادي قائل بودم.»
پيش تر نيز «هلن توماس» خبرنگار 89 ساله كاخ سفيد در 27 ماه مه- 6 خرداد- پس از اظهارنظري درباره رژيم صهيونيستي بلافاصله اخراج مي شود.
اين قديمي ترين خبرنگار كاخ سفيد گفته بود: «به اسرائيلي ها بگوييد از فلسطين بروند بيرون و به خانه هايشان در لهستان، آلمان، آمريكا و يا هر جاي ديگر برگردند.»
5- تظاهرات اعتراض آميز دو روز پيش صدها هزار نفر آمريكايي در واشنگتن كه بزرگترين گردهمايي عمومي مردم آمريكا در قرن 21 به حساب مي آمد نشان داد كه ساختار قدرت در ايالات متحده با ضعفي فزاينده روبروست.

در اين تظاهرات گسترده كه با عنوان «تظاهرات براي اعاده حيثيت آمريكا» برگزار شد صدها هزار نفر حيثيت برباد رفته آمريكا را فرياد كردند.

مشكلات عديده كاخ سفيد در مسائل اقتصادي، محيط زيست و سياست داخلي از سويي و كاهش نفوذ اين كشور در تصميم گيري هاي بين المللي بخصوص در منطقه خاورميانه بيش از پيش باعث شده كه اعتبار بزك شده آمريكايي ها در افكار عمومي دنيا مخدوش گردد.

6- مجموعه مشكلات و معضلاتي كه كاخ سفيد در حوزه داخلي و خارجي با آن روبروست سبب شده تا مقامات اين كشور در كنار ديپلماسي رسمي، به طور جدي بر «ديپلماسي عمومي» متمركز شوند تا بلكه اعتبار و اعتماد از دست رفته ايالات متحده را به نوعي بازسازي و احيا نمايند.

در همين رهگذر؛ چندي است كه مؤسسه آمريكايي بروكينگز با گزارش هاي مختلفي به واكاوي و بررسي ديپلماسي آمريكا مي پردازد.

اما نكته قابل ذكر اين است كه ديپلماسي آمريكا با چالش هاي جدي از جمله بيداري اسلامي به پيشقراولي جمهوري اسلامي ايران نسبت به سياست هاي فريبكارانه واشنگتن مواجه است. آنچه در اين ميان طبيعي است هجمه و كوششي است كه آمريكايي ها انجام مي دهند تا با صرف مبالغ هنگفت- از طريق ديپلماسي عمومي خود- هر اقدامي را كه مهار ايران نام مي نهند انجام دهند.

به عنوان نمونه رقم 55 ميليون دلاري كه آمريكايي ها عليه ايران اسلامي و با هدف جنگ نرم به تصويب رساندند در همين راستاست.

7- و بالاخره بايد گفت علي رغم تمام ترفندها و دسيسه هايي كه آمريكايي ها با لطايف الحيل عليه ايران اسلامي طي سه دهه گذشته به كار گرفته اند آنچه خروجي آن بوده است ضعف و ناتواني و سردرگمي آنها در رويارويي با جمهوري اسلامي است؛ همچنان كه رهبر بصير و خبير انقلاب در ديدار اخير دانشجويان با ايشان خاطرنشان نمودند:
«دشمنان ما منحني شان به طرف ضعف است، منحني ما به طرف قوت است، نظام طاغوتي، نظام سرمايه داري متجاوز و ظالم در دنيا كه مظهرش رژيم ايالات متحده آمريكاست امروز از ده سال پيش و از بيست سال پيش بسيار ضعيف تر است... همه دلايل و شواهد هم همين را اثبات مي كند، آمريكاي دولت ريگان به مراتب قوي تر بود از آمريكاي دولت اوباما و قبل از اوباما، بوش كوچك! واقعا همين جور است، آنها رو به ضعف رفتند، هيچ نشانه اي هم وجود ندارد كه مجدداً اين منحني از طرف آنها به طرف صعود حركت كند.»

صداي شكستن ستون هاي كاخ سفيد به گوش مي رسد و رسانه ها و تحليلگران غربي بدون پرده پوشي نسبت به اين مسئله اعتراف مي كنند. آنچه در اين شرايط حساس تاريخي مهم است آگاهي روزافزون ملت هاي آزاده و مستقل دنيا و افكار عمومي جهان است كه از همين روي، مي طلبد در سطح وزارت امور خارجه ايران نسبت به تقويت ساختار ديپلماسي عمومي اقدام درخور شأن و شايسته اي انجام شود.

ابتكار: سهم ما از ميراث علي (ع)

«سهم ما از ميراث علي (ع)»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم جاماسب محمدي بختياري است كه در آن مي‌خوانيد؛بيست و يکم ماه رمضان سالروز شهادت مولاي متقيان علي (ع) است.همانگونه که ماه مبارک رمضان ماه نزول وحي، فرصتي است براي خودسازي و تزکيه نفس و بازنگري در رفتار و کردارمان، سالروز شهادت امام اول شيعيان نيز فرصتي است براي واکاوي در رفتار وکردار آن حضرت و تلاش براي الگو پذيري از سيره و مرام آن بزرگوار.حکومت داري علي (ع)بعنوان اولين حکومت اسلامي در دوران تثبيت حرکت اسلامي در تاريخ قلمداد مي‌شود.لذا مهمترين وتنها الگوي رفتاري ملاک اخلاقي و سياسي شيعيان، دوران زمام داري علي(ع) است .

اين الگو‌ها براي پيروان اسلام سياسي مي‌تواند معيار سنجش مناسبي براي زمامداران و حاکمان اسلامي قرار گيرد.گرچه پرداختن به دوران زمامداري علي(ع) در اين مقال کوتاه نمي‌گنجد،اما با نگاهي سطحي و گذرا به برجسته ترين برخي ابعاد زندگاني آن حضرت مي‌پردازيم. گرچه مقايسه پديده‌ها به مفهوم تشبيه آنها به همديگر نيست . اما اميدواريم با ورود در مسير آن بزرگوار از ميراث ديني مان بيشتر بهره مند شويم.

الف)مشروعيت:با آنکه امامت به عنوان يکي از مناصب معنوي و سياسي حق آن بزرگوار بوده و از جانب خداوند توسط پيامبر (ص)به اين منصب گمارده شد،ولي وقتي امامت را پذيرفت که عموم مردم به خانه او هجوم بردند و بر اساس خواست جامعه اسلامي تن به خلافت داد.يکي از علت‌هاي پذيرش خلافت مسلمين احترام به خواست وافکار عمومي بوده است.راي و نظر مردم در نزد او آخرين محک قضاوت بود . بر پايه همين نگرش اعتقادي شيعه بود که امام خميني (ره) به تاسي از مکتب ائمه اقدام به تشکيل حکومت ديني نمود و با همين رويکرد اعتقادي فرمود «ميزان راي مردم است».زيرا اگر تشکيل حکومت بر خلاف راي و نظر مردم باشد بنيان فلسفه تشکيل حکومت بي مبنا است.

ب)عدالت:برجسته ترين وجه زمام داري علي(ع) عدالت است اما اکنون بنابر مقتضيات زمان و مکان تعريف‌هاي متعددي از عدالت ارائه مي‌شود.با ذکر مختصر و کوتاهي از اين تعابير گوناگون اشاره کوتاهي به دوران خلافت علي (ع) به ابعاد مختلف عدالت مي‌پردازيم.
1)عدالت در قضاوت: علي(ع) وقتي در جدال با يک يهودي بر سر زره خود در محکمه ي قضاوت روياروي هم قرار مي‌گيرند با آنکه خود خليفه مسلمين بود، حکم دادگاه به نفع آن يهودي صادر شده است.

موارد بسيار اين چنين رويدادهايي در گنجينه ي زمامداري علي (ع) وجود دارد،که مي‌توان کتاب‌ها در مورد آن به رشته تحرير در آورد. لذا با ورود و وقوف در چنين مبحثي مي‌توان به ارزيابي سيستم قضايي خودمان به طور گذرا و مختصر پرداخت .گرچه در مورد بهبود وضعيت قضايي ما در اين چند سال تلاش‌هاي بسياري صورت گرفته و نمي‌توان با سطحي نگري، تلاش‌هاي شبانه روزي صادقانه دست اندر کاران قضايي و صدها قاضي صديق در اين دستگاه عريض و طويل را ناديده گرفت.

اما به واقع بايد پذيرفت که صرف نظر از فضاسازي‌هاي تبليغاتي وسياسي،متاسفانه انتقادات زيادي و ناگفته‌هاي بسياري در اين زمينه وجود دارد .آيا وقت آن فرا نرسيده است که يک بار ديگر در رفتار و اعمال خود بازنگري کنيم و به حرف منتقدين دلسوز گوش فرا داده و عيوب خود را برطرف سازيم؟تا چه اندازه صداقت در شعار برخورد با مفسدان اقتصادي نهفته است،که به شعار پرزرق و برقي در عرصه سياسي کشور تبديل شده است؟روياي برخورد با قاچاقچيان کالا و ارز و صاحبان اسکله‌هاي غير دولتي و دهها مفاسد ديگر تا چه اندازه به واقعيت پيوست؟چه برخورد درخور تحسيني با عاملان اين عرصه صورت گرفت که در نزد عموم نمايان باشد؟پرونده متهمين کهريزک به چه فرجامي مي‌انجامد؟پرونده کوي دانشگاه چه مسيري را طي مي‌کند؟مجرم سياسي کيست و قانون جرم سياسي کدام است؟و علت تاخير در تصويب اين گونه لوايح چيست؟پاسخ به اين پرسش‌ها و صدها پرسش ديگر پايان دغدغه‌هاي دلسوزان عدالت طلب و پيروان واقعي علي(ع) است .

2)عدالت در توزيع ثروت:تعريف ما از عدالت در اين زمينه چيست؟آيا منظور همان عدالت مارکسيستي يعني توزيع عادلانه ثروت با سازکار خاص خود،يا پس از پذيرش مالکيت خصوصي منظور عدالت برابري فرصت هاست؟آيا همه فرصت‌ها و امکانات اقتصادي براي همه برابر است؟آيا قدرت سياسي براي صاحب منصبان ومتنفذين حکومتي رانت اقتصادي را در پي دارد؟آيا در کاهش فاصله طبقاتي موفق عمل کرده ايم؟آيا در عرصه اقتصادي نيز خودي و غير خودي وجود دارد؟

3)عدالت سياسي:آيا همه نيروهاي انقلاب که بار زحمات انقلاب و جنگ را به دوش کشيدند امروز به يک اندازه در قدرت سياسي سهيم هستند؟آيا گرايش هاو سلايق مختلف را در عرصه سياسي را به رسميت مي‌شناسيم؟آيا مناصب سياسي براي عده‌اي مصونيت ايجاد مي‌کند تا جايي که حريم قوانين را ناديده بگيرند؟براي پاسخ به اين پرسش‌ها و دهها پرسش ديگر و اين که تا چه اندازه به الگو‌هاي رفتاري علي (ع) نزديک هستيم،در اين مورد قضاوت را بر عهده خوانندگان مي‌گذاريم.
 
رسالت:مظلوميت هاي قبله اول

«مظلوميت هاي قبله اول»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پيشه است كه در آن مي‌خوانيد؛ بهار سال جاري در خلال اجلاس جهاني بين المجالس - بانکوک- تکاپوي برخي هيئت هاي نمايندگي کشورهاي غربي براي گرفتن ماده اضطراري محکوميت رژيم صهيونيستي کمتر از هيئت ايراني نبود. با توجه به اقدامات توسعه طلبانه ما ه هاي اخير رژيم صهيونيستي در بيت المقدس، حتي طرف هاي غير مسلمان تحولات نيز به اين نتيجه رسيده بودند که امروز موجوديت آن رژيم، تهديدي براي همه اديان و بويژه تهديد جدي صلح و امنيت بين المللي است.

امسال در شرايطي به استقبال روز جهاني قدس مي رويم که مصاديق ديگري از مظلوميت قدس شريف شکل گرفته است. کشتار فلسطيني ها به صورت روزانه نهادينه شده است و به رغم برنامه ريزي گسترده آمريکا و همتايان عرب آن براي نشست سازش پايان ماه جاري، آوارگان فلسطيني از گذشته مايوس ترند و شهرک سازي ها ادامه دارد و مرزهاي1948  م هر روز محدودتر مي شود.

نکته اساسي آنکه محمود عباس عملا نماينده مشروع فلسطيني ها نيست و فلسطيني هاي سر خورده از کودتا عليه دولت حماس سال ها است مقامات سازمان آزاديبخش فلسطين را بخشي از خيمه سازش مي دانند. ابومازن دست بسته به ميداني برده مي شود که در طرف ديگر آن “بنيامين نتانياهو” گستاخانه همه جاه طلبي هاي راست افراطي و نژاد پرستان يهودي را نمايندگي مي کند. طرف آمريکايي نيز به دنبال سرهم بندي کردن سازشي ديگر است تا در آستانه انتخابات مياندوره اي کنگره، مانع از دست رفتن موقعيت دموکرات ها در نهاد قانونگذاري آن کشور شود. در روز جهاني قدس حضور مردمي ديگري نياز است تا درمقابل تباني سياستمداران، اميد را در اردوگاه فلسطيني ها زنده نگه دارد.

سه دهه از ابتکار ديني - سياسي مرحوم امام(ره) در ايجاد هجمه اي مردمي براي حمايت از فلسطين مي گذرد و در گذر اين ايام ده ها طرح و راهبرد سازش و سرکوب آمده و خيلي زود با هزيمت مواجه شده اند و تنها ابتکار پايا “روز جهاني قدس” است. در سايه اين اقدام بزرگ هر ساله خوني تازه در رگ هاي فلسطين و قدس مظلوم به جريان مي افتد و بيت المقدس به بزرگترين نماد وحدت بين مسلمانان تبديل شده است. طرح هاي سازش “اسلو”، “مادريد”، “شرم الشيخ”، “واشنگتن”، “واي پلنتيش”، “ديتون” و... به تاريخ پيوسته اند اما فرياد قدس هر ساله با آهنگي بر گرفته از انقلاب اسلامي ايران در دنيا طنين افکن مي شود.

در اين بين مردم ايران با انگيزه اي مضاعف براي حضور حماسي آماده مي شوند. رژيم صهيونيستي در کانون تحرکات ضدايراني اخير قرار دارد. از سال2000  ميلادي که زمزمه اقدامات نظامي آمريکا در خاورميانه شروع شد، لابي صهيونيست در آمريکا و نمايندگي آن در سرزمين هاي اشغالي غايت تلاش خود را به کار گرفت تا به جاي حمله به افغانستان و يا عراق، اين اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد.

بر اساس توصيه راهبردي صهيونيست ها حرکت هاي آزاديبخش و مقاومت، شاخه هاي درخت انقلاب اسلامي در ايران هستند و به جاي پرداختن به شاخه ها بايد تنه درخت را قطع کرد.

در قالب اين راهبرد جنگ هاي نابرابري به حزب الله و حماس تحميل گرديد. حتي جنايات جنگي در قبال اين دو گروه شبه نظامي نيز نتوانست صهيونيست ها و آمريکايي ها را به هدف خود نزديک کند.

با اين وجود حتي براي تحت الشعاع قرار دادن آن شکست ها موضوع ايران به طور جدي تر در دستور کار قرار گرفت. صهيونيست ها از روابط سنتي خود با دموکرات هاي آمريکا استفاده کرده و قطعنامه ناعادلانه1929  را عليه ملت ايران به تصويب رساندند.

صهيونيست ها که در قالب طرح خاورميانه بزرگ ايالات متحده براي اول شدن در منطقه خاورميانه طراحي مي کنند، چشم انداز20  ساله ايران را که طبق آن جمهوري اسلامي بايد قدرت اول منطقه باشد، تهديد اصلي عليه خود مي دانند. آنها روز قدس را راهبرد پايدار ايران براي زنده نگه داشتن آرمان فلسطين مي دانند، راهبردي که با کمترين هزينه ممکن هر ساله فقدان مشروعيت سياسي رژيم صهيونيستي را براي مسلمانان يادآور مي شود. بي شک تنها فقد حکومت هاي مردمي و مردمسالاري  در کشورهاي عربي باعث شده است که از ظرفيت هاي روز جهاني قدس استفاده لازم به عمل نيايد و ترس آمريکا و رژيم صهيونيستي از اين است که اگر مردمسالاري در کشورهاي عربي واگير شود، آنها به جاي مواجهه با برخي سران معامله  گر عرب، با خيل جمعيت هايي مواجه خواهند بود که براي انسجام و اقتدار خود نيازمند مولفه هاي وحدت بخشي همچون قدس و آرمان فلسطين و جبران تحقير سال هاي1948 ،1956 ،1967 ،1978   (جنگ هاي اعراب، اسرائيل) و1981  م (حمله هوايي اسرائيل به تاسيسات اتمي عراق) مي باشند.

در آستانه روز جهاني قدس، خانم هيلاري کلينتون، با طرح خوشبينانه نزديک بودن توافق اعراب و اسرائيل و بويژه گروه ابومازن و نتانياهو، به دنبال تحميل ساز و کار سازش با راهکار مقاومت است. در حالي که آمريکا و ديگر اعضاي دائم شوراي امنيت سازمان ملل متحد و کشورهاي عضو اتحاديه اروپايي با تداوم حمايت هاي مستقيم و غير مستقيم خود از رژيم صهيونيستي بويژه با پرهيز از صدور قطعنامه هاي الزام آور عليه اين رژيم، از نقشي انکارناپذير در تشديد خشم فلسطيني ها برخوردارند. جمعه آينده بارديگر خشم و غضب ملت گرسنه، تحريم شده و در محاصره فلسطين و حاميان آنها در ميان ملل مسلمان جهان، بر لبخندهاي ديپلماتيک مقامات داخل و خارج در منطقه خاورميانه غلبه خواهد کرد.

مردم سالاري:شهادت مظلوم ترين انسان تاريخ

«شهادت مظلوم ترين انسان تاريخ»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم  سيد رضا اکرمي است كه در آن مي‌خوانيد؛بيست و يکم رمضان سالروز شهادت اول مظلوم تاريخ و مظلوم ترين انسان روي زمين، مولود کعبه و شهيد مسجد کوفه، مرد نامتناهي و ابرمرد علم وحلم و تقوي و عدالت، انسان صحنه هاي جهاد و صلح و سکوت، علي عليه السلا م است که اين روز فرصتي است براي شناختن و شناساندن حضرت و توسل و تقرب به وي و اقتدا نمودن «فبهدا هم اقتده» به حضرت مي باشد، بدين سبب نکاتي تقديم مي نمايم.

1-امامت پس از نبوت و رسالت، امري ضروري و ساختاري مي باشد که بدون امامت، امر رسالت و اهداف نبوت تداوم نمي يابد و گستره جهاني پيدا نخواهد کرد و پاسخگوئي در برابر سوالا ت و شبهات نخواهد بود و دور از حکمت خداوندي است که پيامبر اعظم را خاتم النبيين معرفي کند و دين وي را جهاني و ابدي «هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لوکره المشرکون» قرار دهد، ولي پس از پيامبر، فردي منصوب الهي و منصوص خداوند و معصوم از هر جهت و داناي کامل به کتاب«و من عنده علم الکتاب» جهت مديريت و تدبير و تداوم، انتخاب ننمايد.

 بدين جهت براساس آيه شريفه «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک» علي عليه السلا م و پس از وي معصومان ديگر را معرفي نمود و براي امام علي عليه السلا م در بيابان غدير بيعت گرفت و با صراحت و صلا بت اعلا م نمود«اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الا سلا م دينا» با امامت و ولا يت علي و فرزندانش دين به مرحله اکمال رسيد و نعمت خداوندي اتمام يافت.

2-حوادث بعد از وفات پيامبر اعظم از شگفت آورترين حوادث تاريخ و از جهت اثرگذاري منفي تابحال و آينده، تلخ ترين آثار را در پيداشت. هرگز باور نمي شد، بيعت غدير خم پس از هفتاد روز خدشه دار شود و علي عليه السلا م شخصيت شناخته شده در بين مسلمانان از جهت علم و عقل و عرفان و عبادت و ايمان و اخلا ق و ايثار، امتحان شده در صحنه هاي قضاوت و سياست و شجاعت و امانت، مورد نقد و انتقاد و بي مهري قرار گيرد، تا آنجا که بالکل از صحنه مديريت و تدبير نظام اسلا مي نوپاي 23 ساله کنار نهاده شود.

آفت جاه و مقام دنيا و خودنمائي، حقد و حسدهاي بدر واحد و خيبر و حنين و فتح مکه و سطحي بودن باور و اعتقاد برخي«فمنکم من يريدالدنيا و منکم من يريد الا خره» کار خود را کرد و نقار و خلا ف و تفرقه را به وجود آورد و توحيد کلمه را از بين برد و کلمه توحيد تنها ماند «بني الا سلا م علي کلمتين، کلمه التوحيد و توحيد الکلمه» و جبهه اسلا م از درون تضعيف شد و محروميت هاي سنگين و دشوار براي اسلا م و مسلمانان به وجود آمد که تا کنون اين زخم التيام نيافته است.

3-به مرور زمان و رسوخ امويان به دستگاه خلا فت «حزب اموي» در شام استقرار و به تدريج استحکام يافت و جبهه گيري در برابر انصار و مهاجرين و مرکز نظام اسلا مي «مدينه النبي» را به وجود آورد، که پس از خليفه سوم علي عليه اسلا م را به عنوان خليفه و حاکم و ولي امر مسلمين، نپذيرفت و برخي قدرت طلبان«طلحه و زبير»سرناسازگاري با حضرت را به وجود آوردند و النهايه  جنگ هاي داخلي«جمل و صفين و نهروان» رخ داد که به شدت مسلمانان را به خود مشغول نمود و امام علي عليه السلا م را درگير آن حوادث نمود و النهايه گروه خوارج نهروان تصميم به کشتن علي عليه السلا م  و معاويه و عمر و عاص گرفتند که در مورد حضرت، تحقق يافت و داماد رسول خدا و همسر فاطمه زهرا و پدر حسنين سرور جوانان بهشت در صبح  نوزدهم رمضان سال چهلم ضربت خورد و در بامداد بيست و يکم رمضان به شهادت رسيد.

 4- آري جهل و لجاجت، حسادت و تسويه حساب هاي شخصي و قبيله اي، سطحي بودن اعتقادات، حب مقام و جاه، مرعوب قدرت مندي و مفتون دنيا مداري شدن، آفاتي بنيان کن و تفرقه افکن و ويران گر هستند. که در هر جا به وجود آمدند آثار منفي خود را بروز  مي دهند و  وحدت و توحيد و تعاون و تفاهم و تواصل را آسيب پذير مي سازند. امام علي عليه السلا م مظلومانه و عاقلا نه درحد ممکن ايثار نمود و با صبر و حلم و شکيبائي «صبرت و في العين قزي و في الحلق شبحي، اري تراثي نهبا، نهج البلا غه» هيمنه اسلا م و جبهه مسلمين را حفظ نمود و به آگاه سازي و افشاگري «ولتستبين سبيل المجرمين» پرداخت و صدمات جبران ناپذير انحراف و اعوجاج را يادآور شد، لکن برخي ظواهر را ديدند و از بواطن و نتيجه نهائي غفلت «يعلمون ظاهرا من الحيوه الدنيا  و هم عن الا خره هم غافلون» ورزيدند که سرنوشت امروز دنياي اسلا م «تفرقه، تنازع، تقابل» ثمره بذرها و نهال هاي آن روز مي باشد.

راهکار اصلي براي جبران همه صدمات و آفات بازگشت به اسلا م ناب محمدي «اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي» است که ضمانت سلا مت و سعادت را با خود دارد. سلا م و درود الهي و فرشتگان و پاکان و آزادگان بر روح بلند امام علي عليه السلا م، هر صبح و شام و هر لحظه باد و توفيق مطالعه در زندگي نامه 63 ساله آن حضرت و تبعيت از آن امام خداوندي را مسالت داريم.
 
جمهوري اسلامي:حذف روز جمهوري اسلامي چرا؟

«حذف روز جمهوري اسلامي چرا؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در جلسه روز يكشنبه خود با توجه به اعتراضاتي كه به حذف تعطيلي روز 15 خرداد در طرح افزايش تعطيلي عيد فطر صورت گرفت، ضمن عقب نشيني از حذف 15 خرداد، به جاي آن تصميم گرفت 12 فروردين را قرباني كند و تعطيلي روز جمهوري اسلامي را حذف نمايد!

اصل طرح، كه هفته گذشته يك فوريت آن با آراء 145 نفر از نمايندگان مجلس به تصويب رسيد، اين بود كه تعطيلي عيد فطر از يك روز به سه روز افزايش يابد و به جاي دو روزي كه به تعطيلات افزوده مي‌شود، تعطيلي روزهاي 15 خرداد و 29 اسفند حذف شود. اين طرح با اعتراض مطبوعات و مردم مواجه شد و معترضان از يكطرف به اصل افزايش تعطيلات با توجه به كثرت تعطيلات در كشور ما اعتراض كردند و از طرف ديگر حذف 15 خرداد و 29 اسفند، كه اولي از حساس‌ترين روزهاي انقلابي و دومي از بهترين روزهاي ملي و يادآور مبارزه عليه استعمار انگليس است، را خلاف مصالح ملي دانستند. در اين طرح، اختيار دادن به دولت براي كاهش ساعات كار ادارات در ماه مبارك رمضان نيز پيش بيني شده بود كه معترضان با اين اقدام نيز مخالفت نموده و تأكيد كردند شأن مجلس نظارت بر قوانين و جلوگيري از تخلفات ا ست و اكنون كه دولت برخلاف قانون، ساعات كار ادارات را در ماه مبارك رمضان كاهش داده مجلس نبايد به جاي برخورد قانوني با آن، درصدد قانوني كردن اين تخلف برآيد.

اكنون كه كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي متوجه زشتي حذف 15 خرداد شده حق اين بود كه يا از افزايش تعطيلات عيد فطر صرفنظر مي‌كرد و يا اگر بر اين كار اصرار دارد به سراغ موردي ميرفت كه با مشكل مهمتري مواجه نباشد. قرباني كردن 12 فروردين كه روز جمهوري اسلامي است و در نظام جمهوري اسلامي مهمترين روز ملي محسوب مي‌گردد، خطاي بزرگي است كه معلوم نيست چرا اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس به آن تن داده اند!

پس گرفتن خطاي حذف 15 خرداد و مرتكب شدن خطاي حذف 12 فروردين، مثل خروج از چاله و افتادن به چاه است. مردم حق دارند بپرسند طراحان اين قبيل پيشنهادها را چه مي‌شود كه مرتكب چنين خطاهاي بزرگ و در عين حال آشكار مي‌شوند؟ حذف تعطيلي روز جمهوري اسلامي، مساوي است با پاك كردن خاطره حضور پرشكوه مردم در پاي صندوق‌هاي رأي در اولين همه پرسي واقعي تاريخ اين كشور كه به حذف رژيم منحط و فاسد شاهنشاهي و تأسيس نظام جمهوري اسلامي منجر شد. اين حضور پرشكوه مردمي كه در تاريخ ايران براي اولين بار اتفاق افتاد و تا آن زمان هرگز به مردم ايران اجازه اظهارنظر درباره نظام حكومتي دلخواهشان داده نشده بود، بقدري اهميت دارد كه نه فقط سالي يكبار بلكه بطور مستمر بايد به دوستان اين نظام يادآوري و به رخ دشمنان اين نظام كشيده شود. آنهمه شهيد كه در جريان انقلاب و نهضت اسلامي داده شد، آنهمه زندان رفتن ها، شكنجه ها، تبعيدها و رنج‌ها و ستم‌ها كه در مبارزه با رژيم ستم شاهي تحمل شد براي اين بود كه نظام جمهوري اسلامي تأسيس شود و مردم بتوانند نظر خود را آزادانه در زمينه نظام حكومتي مورد نظر خود و تعيين سرنوشت خود ابراز نمايند. حذف تعطيلي روز 12 فروردين، راه را براي به فراموشي سپرده شدن اين واقعه بسيار مهم و فاصله گرفتن نسل‌هاي آينده از آن هموار مي‌نمايد و به زودي شرايط بگونه‌اي خواهد شد كه براي جوانان اين كشور اين سئوال پيش خواهد آمد كه ميان نظام جمهوري اسلامي و آراء مردم چه رابطه‌اي وجود دارد؟ و آيا اصولاً اين نظام با آراء مردم تأسيس شده يا هيچ ربطي به رأي و نظر مردم نداشته ا ست؟

همين حالا كه افرادي از نسل اول انقلاب هنوز حضور دارند و بسياري از مسئوليت‌هاي مهم برعهده آنهاست، روز 12 فروردين به دليل مقارن بودن با تعطيلات نوروز به ويژه موج دوم اين تعطيلات، در نهايت غربت و مظلوميت قرار دارد و تلاش قابل ملاحظه‌اي براي زنده نگهداشتن آن صورت نمي‌گيرد و اگر مقداري تبليغات انجام مي‌شود در ميان هياهوهاي تعطيلات نوروز گم مي‌شود. تصور كنيد اگر تعطيلي اين روز از تقويم رسمي كشور حذف شود، چه مظلوميت مضاعفي به سراغ آن خواهد آمد.

چنين ظلمي به روز جمهوري اسلامي اگر از دشمنان اين نظام صورت مي‌گرفت امري طبيعي بود، اما معلوم نيست چرا نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه دوستان اين نظام هستند، آنهم اعضاي كميسيون فرهنگي كه بايد به اين قبيل نكات توجه عميق داشته باشند، مرتكب چنين خطاي بزرگي شده‌اند.

راه چاره را اكنون كه كميسيون فرهنگي مجلس به سوي تعطيلات نوروز رفته است، مي‌توان در همان تعطيلات جستجو كرد. اعضاي كميسيون فرهنگي كه به خود جرأت داده‌اند به حذف روز جمهوري اسلامي بيانديشند، چرا شهامت حذف تعطيلي روز 13 فروردين را، كه هيچ ريشه‌اي ندارد و صرفاً يك پندار خرافي است، ندارند؟ مي‌گوئيد حذف 13 فروردين موجب سروصدا و تبليغات دشمنان نظام جمهوري اسلامي و تحريك احساسات ملي گرائي ميشود و به اين جهت با خسارت همراه است؟ بسيار خوب، نمايندگان مجلس كه نبايد تصور كنند فقط بايد در راه‌هاي هموار برانند. هنر شما اينست كه راه‌هاي ناهموار را هموار كنيد و با تدبير صحيح به پيش برويد و پندارهاي خرافي و بي پايه را از فرهنگ مردم بزدائيد، نه آنكه به جاي حذف خرافات و به جاي سروسامان دادن به تعطيلات بي رويه نوروز به سراغ قرباني كردن 12 فروردين برويد.

اصولاً چرا طراحان افزايش تعطيلات عيد فطر، به فكر سروسامان دادن به تعطيلات نوروز كه رسماً دو هفته و بطور غيررسمي يكماه كشور را فلج مي‌كند نمي‌افتند؟ اصل تعطيلات نوروز را قبول داريم، اما ترتيبي بدهيد كه به همان 5 روز (يك روز 29 اسفند و 4 روز اول فروردين) اكتفا شود و از روز پنجم فروردين همه چيز به حال عادي برگردد آنگاه با تدابير صحيح درصدد متعادل ساختن ساير تعطيلات برآئيد. اينكه با عجله درصدد افزودن به تعطيلات عيد فطر بر ميآئيد و ابتدا پيشنهاد دو فوريت مي‌كنيد و سپس بر يك فوريت آن پاي مي‌فشاريد و آنگاه در كميسيون فرهنگي آنرا با سرعت بي‌سابقه پي گيري مي‌كنيد تا حتماً قبل از عيد فطر آنرا به نتيجه برسانيد، چه دليلي دارد؟ آيا مشكل مردم اين كشور همين است و ديگر هيچ كار زمين مانده‌اي وجود ندارد؟ مشكل بيكاري وتورم و فقر و هزاران درد بي درمان موكلان خود در گوشه و كنار كشور را حل كرده ايد و فقط مانده است همين افزايش تعطيلات عيد فطر كه اينگونه شتابان به دنبال تصويب آن هستيد؟! مسأله ميزان تعطيلات كشور را كه نمي‌توان با اين عجله حل كرد. چنين موضوع مهمي با ابعاد گسترده‌اي كه دارد بايد مورد مطالعه و نظرخواهي قرار گيرد و بعد از طي مراحل زياد و با صرف وقت كافي درباره آن تصميم گيري شود، نه آنكه مثل كلاف نخي كه قرار است رنگ شود وارد خمره رنگ رزي گردد و اندكي بعد از خمره خارج شود و كار تمام شده تلقي گردد.

پيشنهاد روشن اينست كه هيأت رئيسه مجلس شوراي اسلامي بررسي اين طرح را به تأخير بياندازد و در فرصتي مناسب با دريافت نظرات همه‌ي صاحبنظران و انجام مطالعات كافي به مطالعه همه جانبه آن پرداخته شود و سپس به صحن علني مجلس راه يابد. در اين فرصت، از عموم مردم نيز خواسته شود نقطه نظرهاي خود را به كميسيون بررسي كننده ارسال دارند و در همين فرصت، بحث‌هاي كارشناسي مستمري در رسانه ملي و ساير رسانه‌ها صورت بگيرد تا طرحي جامع و مانع تهيه و به صحن علني عرضه شود.

البته نمايندگان مجلس نيز بايد با مطالعه دقيق و گسترده و اطلاع كافي از نقطه نظرات مردم و چگونگي تعطيلات در ساير كشورها و بدون آنكه تحت تأثير فضاسازي‌ها قرار گيرند، براساس مصالح عمومي درباره چنين طرحي نظر بدهند تا به يك قانون منطقي و قابل اجرا تبديل شود و هر روز به تجديدنظر و دستكاري نياز نداشته باشد. چنين طرحي، محدود به بخشي از تعطيلات نخواهد بود، بلكه به عنوان طرحي جامع در برگيرنده همه نكات و مسائل مربوط به تعطيلات و ساعات كار اداري خواهد بود و طبعاً اگر با فرصت و مطالعه و بررسي كامل به نتيجه برسد كليه دغدغه‌هاي موجود را نيز از بين خواهد برد. آنچه در شأن مجلس و قوه مقننه در نظام جمهوري اسلامي است، اينست نه تصويب يك طرح كارشناسي نشده و مقطعي و داراي اشكالات گوناگون.

ايران:ميثاق با امام

«ميثاق با امام»عنوان سرمقاله روزنامه‌ي ايران به قلم سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛اماما! اينك از عمر دولت دهم قريب به سالي گذشته است. دولت دهم، دولت جوش و خروش و تلاش و تلاطم، دولت مهرورز مظلوم هدف تهاجم، دولت طرح و برنامه و اقدام، سختكوشي و جرأت و قيام، دولت ولايت، در جان بركفي به نهايت، در طي مسير تو رهبرا، آيت! از ناحيت مردم و رهبري مستظهر به حمايت و ان‌شاءالله مورد عنايت! عنايت مولايمان صاحب لواي هدايت! و اما هنوز هم اماما تويي مرجع روايت كه اگر بدايت با تو بود و ولايت از تو احيا گشت، حكايت همچنان باقي است.

اماما! سال پر حادثه‌اي بود، مريدان مدعي، كتاب كلامت را بر سر نيزه كرده بودند تا شكست را مانع شوند. به حكميت اجبار مي‌كردند. تيرها به سنگ خورد و اينك در محضر روح خدايي تو، بي‌باور جدايي تو! گزارش مي‌دهيم كه: گر تيغ بارد در كوي آن ماه/ گردن نهاديم الحكم‌لله.

نعمت داشتن رهبر را آناني مي‌دانند كه در چنگال سلطه حاكمان ظالم اسيرند و حيرانند! سل المصانع ركباً تهيم في‌الفلوات/ تو قدر آب چه داني كه در كنار فراتي. شايد براي نسل جوان تداعي معاني فقدان رهبر روحاني، سخت باشد ليكن براي نسل انقلاب و همسالان و همدلان و همسنگران ما تقريب اين سروده سعدي عليه‌الرحمه به ذهن‌ها آسان است كه: ماهي كه در خشك اوفتد قيمت بداند آب را! اينك اي مراد ابدالآباد ما! اذعان مي‌داريم كه در امتحان‌هاي دشوار گرفتار گشتيم و ريزش و رويشي رخ داد و وقايع و رويدادهاي عجيبي اتفاق افتاد. دشمن كه همبستگي و انسجام را پاشنه آشيل انقلاب و نظام مي‌ديد، به تيراندازان داخلي و خارجي دستور تهاجم داد و قصد بر آن نهاد كه وحدت و محور وحدت را كه ولايت است، آماج تير متمسكين و متنسكين قرار دهد. شكايت از كه كنم خانگيست غمازم!

اما ندانستند كه «والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم»
تا ز ميخانه و مي نام و نشان خواهد بود/ سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
اماما! اينك در محضر روح افلاكي‌ات عهد و پيماني مجدد مي‌بنديم كه سر از فرمانت نتابيم و بر سر ديده‌باني در رصدخانه انقلاب اسلامي ايران، لحظه‌اي چشم بر هم ننهيم و نخوابيم و در رسيدن به اهداف مقدس نظام با گام‌هاي تعهد، بشتابيم كه سرسپرده اين بابيم. اميرالمؤمنين فرمود: «كفي بالاغترار جهلاً» دعا كنيد كه غرورمان در نربايد. «من جهل كثر عثاره» دعا كنيد لغزش سراغمان نيايد. و فرمود: «كفي بالمراء جهلاً ان يرضي عن نفسه» دعا كنيد كه رضايت از خود، دل را از رضايت خداوند تبارك و تعالي دور ننمايد. دعا كنيد به توفيق اطاعت از فرمان خلف صالحت، خون حلم و بردباري و سعه صدر در رگ رگ جانمان جاري گردد كه: «لا ظهير كالحلم» و «آية الرياسة سعة الصدر»
بر سر عهــــد تو اي پيــر زمـان مي‌مانيم
ما همانيــم كه بوديم و همــــان مي‌مانيم
ما همانيـم، همان راه، همــــان خون شهيد
پاي واپس نكشيــديم و نخواهيــــم كشيد
با تو بوديم كه امــــروز چنــــين بيداريم
با تو هستيــم كه از روح خــدا سرشاريــم
نفــس روشن تو در نفس جــــاري ماست
مــــرقد پــاك تو آيينه بيــــداري ماست
دست در دست تو داريم و علي همره ماست
نفحــات دل بيــــدار ولي همــــره ماست
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب‌الـعالمين.

آفرينش:کشمکش قيمت و کيفيت در پروازها

«کشمکش قيمت و کيفيت در پروازها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم مهدي اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛ موضوع افزايش قيمت بليت هواپيما بارديگر در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفت. آزادسازي قيمت بليت هواپيما که از سال 1381 تاکنون همواره مورد توجه دولتمردان و مجلسيان قرار گرفته در آستانه اجراي هدفمند کردن يارانه ها بار ديگر مورد توجه قرار گرفته است.

اما افزايش قيمت بليت هواپيما ازجمله مسائلي بوده که همواره کشمکش هايي را ميان مجلسيان و دولت به همراه داشته است تا آنجا که در ماه هاي پاياني سال 1381 موجب شد تا اعضاي کميسيون عمران مجلس وقت به تصميم دولت هشتم نسبت به افزايش 50 درصدي قيمت بليت هواپيما واکنش نشان دادند و اين مخالفت موجب شد که دولت از موضع خود عقب نشيني کند و قيمت بليت هواپيما کاهش يافت.

اما پروژه افزايش قيمت بليت متوقف ماند تا اين که بار ديگر در سال 1385 در محافل خبري از آن سخن به ميان آمد اما اين بار وزير راه و ترابري و اعضاي کميسيون عمران و ساير مسوولان ذي ربط همسو با هم خواستار افزايش قيمت بليت براي کاهش زياندهي ايرلاين ها شده بودند اما بازهم اين پروژه شکست خورد. البته در طي ساليان گذشته قيمت بليت هواپيما اگرچه رضايت شرکت هواپيمايي را برآورده نکرده اما به شکلي کاملا محسوس افزايش يافته است. در يک دهه اخير قيمت بليت هواپيما رشد صعودي را طي کرده است اما آيا به همان ميزان کيفيت و خدماتي که توسط شرکت هاي هواپيمايي به مسافران ارائه شده رشد داشته است!

در طي سال هايي که موضوع آزادسازي قيمت ها در بخش حمل و نقل هوايي به شکلي جدي دنبال مي شود شرکت هاي هواپيمايي چقدر در جهت سرويس دهي  بهتر به مسافران، ورود هواپيماهاي نو به ناوگان هوايي کشور و خروج توپولوف هايي که جان هزاران نفر از هموطنانمان را گرفته است تلاش کرده اند! البته ناگفته نماند که هيچ فردي با افزايش قيمت بليت مخالف نيست و بعضا مردم نيز از آن استقبال مي کنند با اين شروط، که خدماتي که به مسافران داده مي شود افزايش يابد، تاخيرهاي پروازي کاهش يابد، هواپيماهاي نو جايگزين فرسوده شود و در يک کلام; هرآنچه که نياز يک پرواز بي خطر و بي استرس است فراهم گردد.

حال که وزير راه نيز بر اين نکته که هواپيماها در شان مردم نيستند و ناوگان هوايي کشور بايد بهتر شود تاکيد کرده است پس بهتر اين نيست که ابتدا ناوگان هوايي با کمک ايرلاين ها توسعه يابد و پس از آن افزايش قيمت ها اتفاق بيفتد. وزير راه با بيان اين ضرب المثل که "هرچه پول بدهي آش مي خوري" معتقد است که بهتر نشدن ناوگان دليلش پايين بودن قيمت بليت است، اما آقاي وزير; آيا افزايش قيمت بليت تنها ضامن بهتر شدن ناوگان حمل و نقل هوايي است! و آيا هرچي "آش بخوري پول مي دهي" در اين برهه از زمان مصداق ندارد؟!
  
دنياي اقتصاد:نقش سرمايه‌گذاري خارجي در مديريت واردات

«نقش سرمايه‌گذاري خارجي در مديريت واردات»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم مهدي نصرتي است كه در آن مي‌خوانيد؛ثابت بودن نرخ ارز در چند سال اخير در مقايسه با تورم دو رقمي ‌اين سال‌ها،‌ موجب شده ‌است كه قدرت توليدكنندگان داخلي در رقابت با كالاهاي وارداتي رسمي ‌و غيررسمي‌ كاهش يابد و حجم عظيمي ‌از واردات به كشور سرازير شود.

درباره نقش نرخ ارز در اين باره سخن بسيار گفته شده است و بايد بر آن نيز تاكيد شود؛ اما علاوه بر اصلاح نرخ ارز چه تدابير ديگري در خصوص مديريت واردات مي‌توان انديشيد؟

در واقع دغدغه اصلي اين است كه چه مي‌توان كرد كه همزمان توليد ملي افزايش يابد و در عين حال، كيفيت كالاهاي داخلي نيز بهبود يابد. به نظر مي‌رسد حمايت و تشويق سرمايه‌گذاري خارجي يكي از راهكارهايي است كه مي‌تواند دستيابي به دو هدف ياد شده را تسهيل كند.

در مورد مزاياي سرمايه‌گذاري خارجي معمولا مواردي چون دستيابي به منابع مالي جديد، ايجاد اشتغال، انتقال دانش مديريت و فناوري و دستيابي به بازارهاي جديد ذكر مي‌شود؛ اما علاوه بر همه اين موارد، سرمايه‌گذاري خارجي در فضاي داخلي كشور مي‌تواند دو نقش منحصر به فرد ايجاد كند؛ اول بهبود فضاي كسب و كار داخلي و دوم پيوند بيشتر با اقتصاد جهاني.

همه كساني كه دستي در توليد دارند- البته به استثناي آنهايي كه از موقعيتي انحصاري برخوردارند- اذعان دارند كه با وجود محدوديت‌هاي خود ساخته و بوروكراسي سنگين حاكم بر فضاي توليد و انواع و اقسام موانع، فضاي كشور فضاي مناسبي براي كسب‌وكار نيست. طبيعي است كه اين فضا جذابيتي براي جلب سرمايه‌گذاران خارجي نداشته باشد. از آنجايي كه در حال حاضر حجم سرمايه‌گذاري خارجي در كشور به نسبت كل GDP عدد قابل ملاحظه‌اي نيست، مي‌توان ابتدا براي حذف اين موانع از پيش پاي سرمايه‌گذاران خارجي- كه بخش كوچكي از اقتصاد كشور را تشكيل مي‌دهند- اقدام نمود و سپس اين تجربه را به كل اقتصاد تعميم داد. اما به خاطر داشته باشيم بهبود كيفيت نه با خواهش و درخواست محقق مي‌شود، نه حتي با دستورالعمل و بخشنامه و نظارت. بهبود كيفيت نيازمند نظارت است؛ اما نه نظارت چند نفر و چند ارگان، بلكه نظارت ميليون‌ها مصرف‌كننده‌اي كه به دقت كيفيت و قيمت توليدات را ارزيابي مي‌كنند و به سرعت هم ابزار حاكميتي خود را با عدم خريد كالا و خدمات بي‌كيفيت به كار مي‌برند.

بنابراين بايد مشتريان حق انتخاب داشته باشند و از اين رو است كه بايد به رقابت تن داد. تجربه دنيا به ويژه تجربه چندين دهه كشورهاي آمريكاي لاتين پيش‌روي ما است و نيازي به تكرار آن با همه هزينه‌ها و ناكامي‌هايش نيست. سياست‌هاي جايگزيني واردات در اين كشورها به سختي شكست خورده‌اند. سياست‌هاي توسعه صادرات نيز كه چندين سال الگويي موفق به شمار مي‌رود در اقتصاد امروز دنيا به تنهايي كارساز نيستند. جهاني شدن، گفتمان غالب در اقتصاد روز جهان است و سرمايه‌گذاري خارجي يكي از مولفه‌ها و ابزارهاي جهاني شدن به شمار مي‌رود. از سويي در محافل اقتصادي به درستي اشاره شده‌است كه توليدات كشوري نظير چين به دليل عدم رعايت استانداردهاي توليد و همچنين عدم اعمال استانداردهاي محيط كار (شامل دستمزد پايين به نيروي كار، بي‌اعتنايي به محيط زيست) قيمت تمام شده پايين‌تري دارند و در يك فضاي رقابتي منصفانه قرار ندارند. مزيت سرمايه‌گذاري خارجي اين است كه سرمايه‌گذار خارجي ملزم است اين استانداردها را رعايت كند و در فضايي منصفانه‌تر رقابت كند.

علاوه بر اين، سرمايه‌گذاري خارجي نقش مهم ديگري نيز دارد: براي كشوري كه ارتباطات كمتري با اقتصاد جهاني دارد، راحت‌تر مي‌توان قباي تحريم بريد و دوخت! اما آيا در مورد كشوري كه ديگران در منافع اقتصادي آن و در كاميابي و ناكامي‌اش شريك هستند نيز چنين است؟ مصداق عيني اين موضوع نيز كشور چين است كه با همه اختلافات بنيادي‌اش با غرب، امروز چشم اميد اقتصاد جهاني براي خروج از بحران به آن است.

جهان صنعت:طرح هايي که خاک مي خورند

«طرح هايي که خاک مي خورند»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه‌ي جهان به قلم زهرا علي‌اکبري‌  است كه در آن مي‌خوانيد؛ يک‌سال گذشت و هفته دولت از راه رسيد تا به يادها بياورد که دولت دهم درست همين روزها در سال گذشته بود که کارش را آغاز کرد و حالا از آن همه فرصتي که مي‌خواست و براي تحقق آن همه شعاري که مي‌داد تنها سه سال باقي مانده است ؛ سه سالي که در تعجيل عجيب عقربه‌ها  به سرعت باد سپري خواهد شد.

بعضي مي‌گويند انگار زمان زودتر از گذشته مي‌گذرد. شايد ساعت‌هاي آونگ‌دار قديمي عجله چنداني براي رساندن روز به شب نداشتند اما ساعت‌هاي جديد در اين حوزه تعارفي ندارند.

گذشته از اينها زلزله 8/8 ريشتري شيلي محور زمين را به اندازه 3/2 هزارم ثانيه قوسي جابه‌جا و طول شبانه‌روز را 8/6 ميکروثانيه کوتاه کرده است. هرچند اين کوتاهي تاثير چنداني در اندازه سه سال ندارد اما سندي است بر اين نکته که زمان زودتر از قبل مي‌گذرد.
  
اما يک سالي که گذشت.نه فقط در طول سال گذشته  که سال‌هاي قبل‌تر از زبان رييس دولت نهم درباره هدفمندي يارانه‌ها بارها و بارها شنيده بوديم اما يک سال از عمر چهار ساله دولت دهم گذشت و يارانه‌ها در خم همان کوچه‌اي مانده است که سال‌هاي قبل مانده بود. جالب اينجاست که در طول يک سال گذشته مقامات دولتي هيچ‌کدام درباره جزييات اين طرح اظهارنظري نکردند و جديدتر از همه وزير امور اقتصادي و دارايي است که اعلام کرده، مي‌داند سقف و کف يارانه‌هاي پرداختي چقدر است اما به دليل آنکه فعلا صلاح نمي‌داند چيزي در اين مورد نمي‌گويد.

جالب اينجاست که قرار است طرح هدفمندي يارانه‌ها با هدف رفاه حال مردم، کاهش فاصله طبقاتي و بهره‌مندي بيشتر اقشار نيازمند از يارانه‌هاي پرداختي اجرايي شود اما همين گروه‌هاي هدف تاکنون هيچ اطلاعي از نحوه اجراي اين طرح و حتي زمان اجراي آن ندارند. صادق محصولي، وزير رفاه و تامين اجتماعي نيز تاکيد کرده است تنها 24 ساعت قبل از اجراي طرح مردم خبردار خواهند شد.  

در يک سالي که گذشت مانند سال‌هاي قبل تمرکز بر مسايل ريز اقتصادي بود و مانند بسياري از سال‌ها مسايل کلان در هياهوي جزييات از توجه لازم بي‌نصيب ماند. در حالي که ماه ششم سال آغاز مي‌شود هنوز بودجه، کتابچه يک سال دخل‌وخرج کشور به چاپ نرسيده و همين مجمل حديث مفصل رفتار مقامات با اقتصاد را نشان مي‌دهد.

آمارهاي رسمي حاکي از کاهش نرخ تورم است اما از آنسو قيمت اقلام مصرفي و مرغ در آستانه ماه رمضان چون سال‌هاي گذشته قد مي‌کشد و در هياهوي منع و آزادي واردات برنج، دانه‌هايش قيمت‌دار مي‌شود.مبناهاي آماري براي محاسبه نرخ بيکاري و... دردسرساز مي‌شود و براساس اين بناست فردي که يک ساعت در هفته به کاري اشتغال داشته باشد، شاغل محسوب ‌شود و آمار بيکاري براساس آن تدوين و ارايه ‌شود در حالي که نه فقط بيکاري واقعي و عيني که بيکاري پنهان که بخش مهمي از شاغلان کشور را تهديد مي‌کنند به قوت خود باقي است.حتي آمارهاي رسمي حکايت از کاهش قدرت خريد مردم دارد و از پس همه اينها در سالي که گذشت مشکلات مهم اقتصادي و برنامه‌ريزي به قوت خود باقي ماند.

اساسنامه شرکت‌هاي نفت و گاز و پتروشيمي تدوين نشد، طرح جامع انرژي در کشور تهيه نشد، طرح جامع حمل‌ونقل به جايي نرسيد، استراتژي توسعه صنعتي ايران ارايه نشده است، اصلاحيه قانون معادن به تازگي به مجلس ارايه شده است، سهم بخش خصوصي از اقتصاد افزايش نيافته و خصوصي‌سازي با همان مشکلاتي روبه‌رو است که قبلا مواجه بود و براي چندمين بار واگذاري شرکت‌ها در دستور کار بازنگري است.

مهم‌تر اينکه اقتصاد ايران هنوز به شدت به نفت وابسته بوده و کسادي آن را فرا گرفته است. بانک‌ها هنوز مانند گذشته نمي‌توانند در خدمت توسعه اقتصادي باشند و مهم‌تر از همه اينکه برنامه‌اي که نشان دهد اقتصاد ايران قرار است تغيير رويه دهد به چشم نمي‌خورد. به اين طومار هرچه را که قرار بود اجرا شود و نشد بيفزاييد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری