۲۹ فروردين ۱۴۰۳
به روز شده در: ۲۹ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۴۷
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۶۰۹۸۲
تاریخ انتشار: ۱۳:۵۸ - ۱۲-۰۱-۱۳۹۰
کد ۱۶۰۹۸۲
انتشار: ۱۳:۵۸ - ۱۲-۰۱-۱۳۹۰

پنج راه برای اینکه ژاپن خود را بازیابد

فاز بعدی پس از یک فاجعه، «بازیابی و بازسازی» است که در ژاپن تازه آغاز شده است و برای تحقق آن مجموعه جدیدی از خصیصه ها، فراتر از «استقامت و آرامش»، آنچه ژاپنی ها پس از 11 مارچ (وقوع سونامی) از خود به نمایش گذاشته اند، مورد نیاز است.

در همان حال که «پشتکار» به ژاپنی ها کمک می کند تا با زلزله، سونامی و بحران هسته ای مقابله کنند، خصیصه های دیگری نیز می تواند به آنها در این مسیر کمک کند.

به گزارش فرارو؛ ژاپنی ها هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با تراژدیهای سه گانه زلزله، سونامی و نشت مواد رادیواکتیو از طریق اقدامات ساده امداد و نجات هستند، اقداماتی شامل تلاش برای پایان دادن به خاموشی های گسترده ناشی از قطع برق، اسکان 400 هزار بی خانمان و خنک کردن راکتورهای در حال ذوب شدن.


فاز بعدی پس از یک فاجعه، «بازیابی و بازسازی» است که در ژاپن تازه آغاز شده است و برای تحقق آن مجموعه جدیدی از خصیصه ها، فراتر از «استقامت و آرامش»، آنچه ژاپنی ها پس از 11 مارچ (وقوع سونامی) از خود به نمایش گذاشته اند، مورد نیاز است.

در ادامه ویژگیهایی دیگری که می تواند در هفته های پیش رو به «بازیابی» ژاپن کمک کند ارائه می شود، ویژگیهایی که مؤثر واقع شدن آنها، بنا به تجربه حوادث رخداده در سراسر جهان، به اثبات رسیده است:

1- «شجاعت»
ترس، اغلب می تواند منجر به فلج شدن یک جامعه پس از فاجعه ای طبیعی یا فاجعه ای ساخته دست بشر شود. برای اطمینان از اینکه اشتباهات گذشته تکرار نمی شود، باید درسهای لازم فراگرفته شود. باید اطمینان حاصل شود که تدابیر ایمنی کافی در برابر یک سونامی دیگر اندیشیده شده است و همچنین باید اطمینان حاصل شود که سیستمهای خنک کننده در نیروگاههای هسته ای دیگر از کار نخواهد افتاد.

با این وجود حتی چنین اقدامات احتیاطی ای نیز در صورت غلبه ترس فلج کننده، کافی نخواهد بود. مردم نیازمند امید و انتخاب راه حلی برای غلبه بر صدمات شخصی و همچنین «کنش دست جمعی» جهت بازیابی خویش هستند.

ژاپن باید به نیازهای روحی و معنوی کسانی که از حوادث اخیر آسب دیده اند توجه نماید. در غیر این صورت ممکن است «فرهنگ قربانی بودن» در جامعه ژاپن تثبیت شده و جا بیفتد.

2- «هدفمندی»
وقوع فجایعی از این دست اغلب، جوامع را به این سو هل می دهد که خود را «بازتعریف» کنند یا در جستجوی مسیرهای جدید برآیند، و ژاپن نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد.

بهترین مثال «گرین بورگ کان» (در ايالت كاروليناى شمالي آمريكا) است، شهر کوچکی که در سال 2007 توسط هیولای گردباد محو شد. به جای اینکه این شهر از سکنه خالی شود، رهبران آن تصمیم گرفتند آن را بازسازی کنند، آن هم با «راهبرد سبز». آنها تلاش کردند تا از انرژیهای با دوام و تجدید پذیر استفاده کنند. در «نیوارلئان»، پس از طوفان کاترینا، راههای جدید بسیار زیادی برای انجام کارها ابداع شد، مثل «مدارس سیار» و انواع جدیدی از خانه سازی.

ژاپن می تواند از فجایع جهت تغییر شکل جامعه استفاده کند، بویژه در مناطقی که از تابش ذرات رادیواکتیو و سونامی آسیب دیده اند.

برای مقابله با افزایش کهنسالان و کاهش جمعیت، برای مثال، ژاپن می تواند نقش زنان را در جامعه افزایش دهد، باید به آنها اجازه داد تا تاثیر بیشتری در اقتصاد داشته باشند. همچنین برای جلوگیری از رکود اقتصادی می توان از راههای جدیدی چون افزایش نوآوریهای علمی و تکنولوژیک بهره برد.

3- «اتحاد»
صرف گفتن اینکه سیاست ژاپن از چنددستگی رنج می برد گویای واقعیت موجود سیاسی در این کشور نیست، ژاپن پنج رهبر در پنج سال گذشته داشته، اما این اختلافات اکنون و در برابر چالشهای پیش رو بسیار کم اهمیت می نماید.

نخست وزیر، «نائوتوکان»، تاکنون نوعی تواضع، شفافیت و رهبری از خود نشان داده که می تواند چند دستگیهای سیاسی موجود بر سر تخصیص بودجه لازم برای بازسازی کشور را از میان بردارد و اصلاحاتی که مدتهاست متوقف شده را از نو به جریان اندازد.

اکنون زمان مناسبی برای «بازی قدرت» نیست. دولت نیازمند آن است که یا مالیاتها را افزایش دهد یا اوراق قرضه ای در حدود 200 تا 300 میلیارد دلار منتشر کند تا از این طریق بخشهایی از شمال شرق کشور را بازسازی کند. تنها یک محرک فوری می تواند از رکود پیش بینی شده در مسیر رشد ژاپن جلوگیری کند.

با انجام چنین اقداماتی سیاستمداران ژاپن می توانند نشان دهند که اراده سیاسی لازم برای مقابله با بدهی عظیم ملی را دارند، بدهی ای که حدود دو برابر کل اقتصاد (GDP) 5 تریلیون دلاری ژاپن است.

4- «بخشش»
فجایع اغلب باعث آشکار شدن خطاها و کم کاریها می شود، این مسئله به همان اندازه که می تواند محرک اصلاحات ضروری باشد می تواند بازی فلج کننده «مقصریابی» را نیز دامن زند.

به عنوان مثال در واشنگتن، هنوز هم عده ای به دنبال یافت مقصرین اصلی بحران بزرگ مالی سالهای 2007 تا 2009 هستند، در حالی که ایده های اصلاحی بسیاری –بویژه برای تغییر سیاستهای بخش مسکن- کماکان در قفسه ها خاک می خورد.

ژاپنی ها اکنون آماده اند تا فرایند «مقصریابی» را برای یافتن عوامل عدم آمادگی در برابر فاجعه آغاز کنند. آنها اکنون نیازمند آنند که خطی میان پاسخگو نگاه داشتن مسئولین، و ایجاد فضای تهمت و تخریب بکشند، فضایی که مانع از حل سیستماتیک مشکلات می شود.

5- «گشودگی، رو به سوی جهان خارج»
ژاپن از مساعدت و حسن نیت دیگر کشورها، پس از فاجعه، مبهوت شد. برای مثال چین و روسیه، علیرغم روابط سردشان با توکیو، به ارسال کمک اقدام نمودند. برای کمک به صادرات ژاپن «گروه هفت» اقتصاد پیشرفته جهان با همکاری هم تلاش کردند تا در بازار ارز مداخله نموده و مانع از سقوط بیش از حد ارزش ین در برابر دلار امریکا شوند.

قدردانی از این کمکهای خارجی می تواند رفتار دوستانه تر ژاپن را در آینده برانگیزد و این «جامعه غالباً منزوی» را به سوی رویکردهای جدید سوق دهد. ژاپنی ها می توانند گشودگی بیشتری رو به سوی جهان خارج داشته و از ایده های جدید، از جمله استفاده از نیروی کار خارجی، بیشتر بهره مند گردند که می تواند به تسریع فرایند بازسازی ژاپن نیز کمک کند.

همه این ویژگیها نه تنها برای بازیابی کشور بلکه برای غلبه بر «افسردگی ملی»، که حتی قبل از زلزله نیز در میان این مردم شایع بود، ضروری است. تجربه های خوبی که از فجایع می آموزیم ما را قادر خواهد ساخت تا بر آنها غلبه کنیم.

ارسال به دوستان
وبگردی