کد خبر ۱۹۹۱۱۹
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۸ - ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ - 30 January 2012
تماشاگران تبریزی اینک خشمگین اند اما اگر لختی به دور از احساسات برآمده از ناکامی اخیر تیمشان بیندیشند، درمی یابند که بهتر است رفتاری در پیش گیرند که تاریخ باشگاه تراکتورسازی تبریز را به دشنام ها و تمهمت های غیر قابل اثبات آلوده نکنند.
عصر ایران ورزشی، اهورا جهانیان - محسن ترکی در مسابقه تراکتورسازی و استقلال، مرتکب خطایی فاحش شد و با اعلام پنالتی بی دلیل برای استقلال و اخراج احسان حاج صفی، ناخواسته، پایه گذار شکستی تلخ و تاریخی برای تبریزی ها شد.

ترکی در جامعه داوری ایران به سلامت و پاکی مشهور است. کسی او را به عنوان داوری مساله دار نمی شناسد.

حتی منتقدانی چون پرویز سیار هم معتقدند خطاهای فاحش محسن ترکی در مسابقه تراکتورسازی – استقلال، عمدی و با اراده قبلی نبوده است.

با این حال واقعیت این است که ترکی، در حساس ترین بازی فصل، که می تواند سرنوشت قهرمان لیگ برتر را تعیین کند، تراکتورسازی را از یک قدمی استقلال دور کرد و این تیم را که می توانست در صدر لیگ برتر قرار گیرد، به رده سوم لیگ فرستاد.

ترکی بی آنکه خصومتی با تراکتورسازی و فوتبال تبریز داشته باشد، الان به منفورترین داور ایران در شهر تبریز بدل شده است.

اگر ترکی در مسابقه ای دیگر و در شرایطی دیگر مرتکب این اشتباه می شد، شاید این همه جو منفی در شهر تبریز علیه خودش ایجاد نمی کرد اما او در بد شرایطی مرتکب آن اشتباه فاحش شد.

اما اشتباه محسن ترکی، هر چه بود، از اشتباه داور بازی آلمان و انگلستان در جام جهانی 2010 بیشتر نبود. داور آن بازی، گل صد درصد درست انگلستان را ندید و به جای اعلام گل، دستور به ادامه بازی داد.

اگر داور آن بازی، ضربه لمپارد را گل اعلام می کرد، انگلستان بازی 2 بر صفر عقب افتاده را به تساوی 2 بر 2 بدل کرده بود و قطعاً با توجه به روند روحیه بخشی که تا پایان نیمه اول طی کرده بود، در نیمه دوم می توانست بهتر از نیمه اول هم بازی کند. اما یک اشتباه داوری، آرزوهای ملتی را بر باد داد.

در بازی تراکتورسازی و استقلال هم اشتباه ترکی، زمینه ساز  صدرنشینی استقلال شد. به هر حال فوتبال همین است و مادامی که عنصر انسانی تصمیمات نهایی را در قبال صحنه های مشکوک بازی اتخاذ می کند، باید چنین خظاهایی را نیز انتظار کشید.

بی تردید این خطاهای داوری، تاکنون یکی از عوامل جذابیت فوتبال در سطح جهان بوده است.

اشتباهات داوری، موجب تراژیک شدن سرنوشت بسیاری از بازی ها و تیم ها شده است. چه اشک ها که از اشتباهات داوران فوتبال بر دیده ها روان شده و چه خنده ها که بر لب ها نشسته است.

 خاطره فینال جام جهانی 66 و گلی که مارادونا با دست به انگلستان زد، بی تردید جزو لحظات جذاب و به یاد ماندنی تاریخ جام جهانی است.

البته غرض از ذکر این نکته این نیست که تماشاگران تراکتورسازی تبریز شادمان باشند که خطای داوری در بازی تراکتور و استقلال، موجب به یاد ماندنی تر شدن این بازی خواهد شد!

آنچه در این یادداشت مد نظر است، توجه دادن تماشاگران تراکتورسازی به این نکته است که فوتبال در نهایت یک بازی است و شایسته نیست این همه نفرت نثار انسانی کنیم که صرفاً در یک " بازی " مرتکب اشتباه شده است.

تماشاگران تراکتورسازی شاید نارضایتی های بسیار از زمین و زمان داشته باشند، اما این منصفانه نیست همه این نارضایتی ها را بر سر محسن ترکی خالی کنند.

این روزها می گذرد و می رود. شاید تراکتورسازی امسال قهرمان لیگ برتر شود. شاید هم نه استقلال قهرمان شود نه تراکتورسازی. هر چه هست، این فصل از لیگ برتر ایران نیز می گذرد و فصل های آینده از راه می رسند. تراکتورسازی حتی اگر حقش هم در یک بازی حساس در این فصل ضایع شده باشد، اگر تیم بزرگی باشد، بالاخره می تواند حقش را در فوتبال ایران احقاق کند.

تماشاگران تبریزی این نکته را نیز نباید از یاد ببرند که فوتبال ایران یکی از ضعیف ترین فوتبال های جهان است. ما در بهترین حالت یک خط در میان به جام جهانی می رویم و در جام جهانی هم معمولاً جزو چهار تیم آخر جهان هستیم!

این فوتبال ضعیف و عقب مانده، به این همه دشنام و نفرت نمی ارزد. فوتبال مخدری برای فراموش کردن زخم ها و ناکامی ها نیست که بابت از دست رفتن احتمالی یک موفقیت در عرصه فوتبال، چنان به یک انسان نفرت بورزیم که گویی ما معتادانی هستیم که کسی ماده مخدرمان را به آتش کشیده است.

کسانی که ورزش فوتبال را ابدع کردند، برای زیباترشدن و انسانی تر شدن جهان این ورزش زیبا را ابداع کردند. نباید چنان تسلیم احساسات آنی ناشی از یک شکست ناگهانی شد که ورزش زیبای فوتبال در نهایت زمینه ساز خلق زشتی و پلشتی در این جهان به شتاب رونده شود.

این روزها می گذرد. تراکتورسازی تبریز باقی می ماند و تماشاگرانش و البته تاریخ این تیم ریشه دار و قدیمی. تماشاگران تبریزی اینک خشمگین اند اما اگر لختی به دور از احساسات برآمده از ناکامی اخیر تیمشان بیندیشند، درمی یابند که بهتر است رفتاری در پیش گیرند که تاریخ باشگاه تراکتورسازی تبریز را به دشنام ها و تمهمت های غیر قابل اثبات آلوده نکنند.

آیندگان از راه می رسند و درباره این حجم نفرت و تهمتی که تماشاگران تبریزی نثار محسن ترکی می کنند، داوری می کنند.

هر چند که رفتار امیر قلعه نویی پس از اشتباه داور بازی تراکتور – استقلال، همانند رفتار فابیو کاپلو بعد از اشتباه داور بازی آلمان – انگلستان نبود، ولی چه خوب است که تماشاگران تراکتورسازی تبریز گفتار و منشی والاتر از مربی تیمشان در پیش گیرند و از فابیو کاپلو و بازیکنان انگلستان در جام جهانی 2010 درس بگیرند.

 بزرگواری و نیک رفتاری را از هر کسی می توان آموخت؛ ولو از دن فابیو ایتالیایی و شاگردان انگلیسی اش که برخلاف امیر قلعه نویی، نه مسلمان اند نه شیعه و نه ایرانی.

 اگر آذری زبان های ایرانی، به هویت آذری – ایرانی – شیعی – سالمی خود غره اند، پسندیده است که منش بزرگوارانه فابیو کاپلو و شاگردانش را در این " روزهای تلخ تراکتور " در پیش گیرند و بدانند که پیروزی در یک مسابقه فوتبال، همه چیز نیست که برای از دست رفتنش، بخواهیم همه چیز را زیر پا بگذاریم.    





ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری