کد خبر ۲۰۳۱۸۳
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۱ - ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ - 27 February 2012
متن زیر مشرح گفتگوی دوهفته نامه مهد سرداران است با سیدمحمدحسین زبرجد کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی

 
جناب آقای زبرجد، در اغلب صحبت هایی که این روزها در محافل و اجتماعات ایراد می فرمایید ؛ از دلمشغولی شهروندان اورمیه به کارهای کوچک و پیش افتاده گلایه می کنید و بر این نکته تاکید می کنید که "باید افق های بزرگتر را دید و به امورات زیربنایی و زیرساختی توجه کرد". چون خود من نیز با این واژه قدری بیگانه ام ؛ می خواستم توضیح دهید که « منظور دقیق شما از کارهای کلان و زیربنایی چیست»؟

بسم الله الرحمن الرحیم. با آرزوی سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری - که نه تنها برای کشور ما بلکه، جهان اسلام تکیه گاه بزرگی هستند- و خداوند این وجود نازنین را حفظ فرمایند.. جهت جامه ی عمل پوشانیدن به فرمایشات ایشان هم ، امیدوارم بتوانیم تلاش کنیم که ملت عزیزمان آن حماسه ی پرشکوهی را که در بیست و دوم بهمن سال جاری خلق کردند؛ باردیگر در جای – جای کشورمان و از جمله در شهرمان عزیزمان ،اورمیه، و در روز دوازدهم اسفند ماه در پای صندوق های رای این حماسه را تکرار کنند. انشاء الله هم چنین خواهد شد. چون که در تاریخ ثبت شده که «ملت ما ، امت همیشه در صحنه هستند».

اما در رابطه با سوال خوبتان ، باید عرض کنم ؛ آن گونه که من در طی این مدت بررسی کرده ام؛ ما مشکلات شهرستان اورمیه به دو دسته ی عمده تقسیم می شوند: دسته ی اول ،«مشکلات روزمره و معمولی» هستند که متاسفانه روی زمین مانده اند. حالا شاید دلمشغولی مسئولان عزیز شهر و استانمان امورات دیگری بوده است ؛دسته ی دوم هم«مسائلی هستند که شاید از حوزه ی فکری مسئوولین خارج بوده» و به این مسائل پرداخت نشده است.

در شهر ارومیه استعداد بالقوه ی تبدیل شدن به قطب بزرگ اقتصادی منطقه وجود دارد. مخصوصا با توجه به مرزی بودن اورمیه ،در مقایسه با شهرهای دیگر، مزیت اقتصادی بی نظیری را داراست. اما در عوض مشاهده می کنیم که در امر مهم اقتصاد و توسعه ی صنعتی شهر تبریز بسیار بیشتر از ما رشد پیدا کرده است ؛ در حالی که ارتباط مرزی مستقیم و نزدیکتری با کشورهای همسایه و آن هم چند کشور ندارد و مزیت های جغرافیاییی ویژه ای هم در آن نیست ؛اما تا این حد پیشرفت کرده است.البته ازباب مقایسه این موضوع را مطرح نمودم و الا هر جایی از آذربایجان قهرمان ، بیشتر پیشرفت بکنند؛ موجبات آبادانی دیگر مناطق این خطه ی مهم تاریخی را فراهم ساخته و باعث افتخار ماست.اما نکته ی اصلی سخن من این است که ؛ «برای فعلیت دادن به استعدادهای بالقوه ی اورمیه ، هنوز کار چندانی انجام نگرفته است».

مثلا یکی از مزیت های مهم توسعه ای ما، این است که« معضل مرزی بودن را که به عنوان "تهدید" در ذهن ها جا انداخته اند ؛ به سرعت شکسته و آن را به یک "فرصت" که در واقع هم یک "مزیت مهم توسعه ای "است ؛ تبدیل بکنیم.

مهمترین مساله ای که در اینجا باید حل شود؛ موضوع« آمایش سرزمینی» است که همه باید دست به دست هم داده و یک فکر اساسی به حالش کرد! البته مقدمات این موضوع هم چیده شده است و بزرگوارانی دارند روی این امر مهم کار می کنند. به عنوان گام آغازین ، اخیراً؛ با همت برخی دوستان ، در «منطقه ی سرو» قدم های محکمی در این راستا برداشتیم و این مانع آمایشی که« از منطقه ی صفر مرزی به فاصله ی چند کیلومتر، می بایست به خاطر برخی مسائل امنیتی و اقلیمی طرح های بزرگ اجرا نشود»؛ برداشته شد و «طرح بزرگی» شروع کردیم. واقعاً این یک طرح عظیمی بود!

ابعاد این طرح عظیم را به طور مشروح توضیح دهید؟

افراد ی می خواستند با همت تعدادی از مسئولین گذشته و حال و بعضی نمایندگان مجلس ، برنامه ای را در منطقه ی مرزی اجرا بکنند ؛ ماهم در جریان امر قرار گرفتیم. پیگیری کردیم و این طرح را به عنوان «طرح ملی» به تصویب رساندیم. موضوع آن طرح ، عبارت بود از احداث کشت و صنعت «آژار برادوست» در منطقه سرو.

در جریان بازدید از «سرو» صحنه هایی دیدم که واقعاً تاثربار بود. از افراد محلی سوال نمودم که :« چه می توان کرد؟». گفتند: «ما یک طرح کشت و صنعت داریم به علاوه ی یکسری معادن بخصوص ». خوشبختانه با الطاف خداوند متعال ، این «طرح کشت و صنعت» را بعنوان «طرح ملی» به شدت پیگیری کردیم و یک ماه هم ، طولی نکشید که این طرح تصویب شد. این طرح دارای چهار- پنج قسمت است که تنها در بخش صنعتش 16 کارخانه تولیدی تعریف شده و برای 2050 نفر ظرفیت اشتغال مستقیم و برای 8000 نفر اشتغال غیرمستقیم دارد.

چه تضمینی وجود دارد که این «اشتغال بومی »باشد؟

سؤال خوبی مطرح کردید.اولاً؛ درآن سوی مرز، مناطق مسکونی پراکنده ی پر جمعیتی وجود دارند که تخصص انجام این نوع فعالیت ها را آنها ندارند. اجرای این طرح ، باعث می شود که مشکل اشتغال بخش مهمی از جوانان تحصیلکرده ی شهر و منطقه با مدارج لیسانس ، فوق لیسانس و حتی بالاتر حل شود و حتی جوانان هر دو سوی مرز جذب این پروژه شده و باعث شکوفایی اقتصادی و بهبود اشتغال در منطقه شوند. اجرای این طرح و پروژه های مشابه باعث می شوند که جوانها به انحراف کشیده نشوند و داخل گروههای ضدانقلاب نشده و آینده ی خود را تباه نکنند و در آن صورت «شاهد شکوفایی اقتصادی مناطق مرزی ، همراه با امنیت و توسعه ی پایدار خواهیم بود».بالتبع در صدد هستم که چنین طرح هایی را در تمام نوار مرزی استان زیبایمان پیگیری نمائیم.

جنابعالی از چه جایگاهی پیگیر این موضوع بودید؟

من به عنوان «مشاور وزیر اقتصاد» و در معیت آقای وزیر و رئیس کل گمرکات که برای بازدید از طرح های شهرستان میاندوآب ، از جمله افتتاح راه آهن میاندوآب، تشریف آورده بودند ؛ دیداری از منطقه داشتیم. البته مأموریت اصلی ما ، بررسی وضعیت گمرکات استان بود و قرار بود یک سری کارهایی انجام دهیم. بعداً مسائلی پیش آمد که آقای وزیر رفتند و انجام آن کارها را به بنده محول کردند . بازدیدی از گمرکات کردم و خوشبختانه دو تصمیم بزرگ گرفته شد.البته با راهنمایی اهالی منطقه !

ما ماده 58 داریم که می توانیم به استناد ِ آن ، «گمرک خصوصی» ، مخصوصاً ، در ورودی مرزها ایجاد بکنیم. در آنجا تصمیم گرفته شد که در «مرز سرو» یک «گمرک خصوصی» ایجاد کنیم.

به طوری که اطلاع دارید، از طریق "مرز سرو" ، روزانه حدود 500 دستگاه خودرو مملو از اتباع ترکیه می آیند و مایحتاج خود را می خرند و می برند و بعضی مسائل هم که قابل ذکر نیست؛ اتفاق می افتد. تصمیم گرفته شد ، در کنار گمرک ، مغازه هایی که موجود است ؛ فعال شوند و همه ی کارها را به این مغازه ها بسپارند. این هم یک اقدام بزرگی است که اگر "گمرک خصوصی" در آن جا شروع شود؛ موانع آمایش سرزمینی و مسأله ی امنیت مرزی از بین خواهد رفت.

آمایش سرزمینی چه می گوید؟ در رابطه با آذربایجان غربی عرض می کنم.

"آمایش سرزمینی" در همه جا هست. متاسفانه در استان های مرزی از جمله آذربایجان غربی ، می گوید که «از صفر مرزی تا یک فاصله ی مشخص، به لحاظ "تأمین امنیت" یا به تعبیری "عدم امنیت"، طرح های بزرگ اجرا نشوند».

در آذربایجان غربی این محدوده چقدر است ؟

در آخرین اصلاحیه ، ظاهراً این محدودیت خیلی پایین آمده ؛ ولی قبل از این ، در برخی نقاط مرزی تا 75 کیلومتر و در بعضی جاها تا 25 کیلومتر، "آمایش سرزمینی" اجازه نمی داد که طرح های بزرگ اجرا شود.

حتی طرح های گردشگری؟

حتی "طرح های گردشگری" ؛ مگر در حدی که به مسائل امنیتی مرزها خدشه ای وارد نکند. از این رو می بینیم که در مرزهای ما ، کار خاصی صورت نگرفته است.

این آمایش سرزمینی مانع بازارچه های مرزی نمی شود؟

نه بازارچه های مرزی مقوله ی دیگری است. بازارچه ها در راستای اهداف توسعه ی منطقه ای است. به طوری که می دانید در بعضی جاها از نظر اقتصادی ، مرزها برداشته شده اند. این بازارچه ها ، در راستای جلب حمایت مرزی همسایه هاست و در تمام دنیا وجود دارند. البته به نظر من طرح های موفقی نبوده اند. به طوری که اطلاع دارید؛ در ابتدا کارهایی انجام گرفت؛ بعد در حالت رکود و ایستایی ماند و در نهایت پیش نرفت. بعد از نظریات آقای «فریدمن» که شش محور دارد و اکثریت آنها شامل استان ما می شوند و می شود ؛ می توانیم « با حذف مرزهای اقتصادی یک "فرصت مشترک" خلق بکنیم». با چنین رویکردهایی می توانیم هم موانع آمایش سرزمینی را حل بکنیم و هم اینکه باعث رونق اقتصادی مناطق همسایه و همجوارگردیم.

اگر اشتباه نکنم راهکار شما برای فائق آمدن به چالش های مرزی، رونق اقتصادی و توسعه ی تبادلات مرزی است. درست است؟

بله، می دانید که در دنیای امروز ، "مقوله ی اقتصاد"، یک مقوله ی جهانی است. یعنی "جهان اقتصاد" تبدیل می شود به "اقتصاد جهانی" و "اقتصاد جهانی" هم مرز را برنمی تابد. این یک نظریه ی جدید است. آن وقت که آقای «الوین تافلر» ، بعضی صحبت ها را در «جابجایی قدرت» گفته بود که "مرزهای اقتصادی هجوم آورده اند به این سمت که مرزهای سیاسی و جغرافیایی را از بین ببرند" ؛ می دانید که در هیچ کجای دنیا ی امروز ، حاکمیت به آن شکل وجود نداشت؟ خوشبختانه ما از نظر حاکمیت ملی جزوِ نادر کشورهایی هستیم که حاکمیت و اقتدار خود را حفظ کرده ایم. می بینید که در عصرِ کنونی می روند و زیر صندلی صدام ملعون را هم می گردند .این یعنی دنیای امپریالیستی غرب دارد تمام حاکمیت ها را مخدوش می کند.

از برکت وجود جمهوری اسلامی، از برکت وجود رهبری فرزانه و عظیم الشان ، خوشبختانه ما اقتدار نظامی و سیاسی مان را حفظ کرده ایم و "ما" داریم تصمیم می گیریم که در منطقه چه اتفاقاتی روی دهد. امروز در دنیا و منطقه نقش محوری داریم و این غرورانگیز است.این "اقتدار" باعث شده است که ما الگو و اسوه ی منطقه شویم و نه تنها در منطقه که در دنیا اسوه شده ایم. مشاهده می کنید؛ هرحرکت اجتماعی که در دنیا شکل می گیرد؛ به تاسی از انقلاب اسلامی ایران ، در واقع رنگ و بوی مذهبی و خدایی دارد.

برگردیم به بحث خودمان. از مشکلات بزرگ و کوچکی که در استان و شهرمان بدان ها دچاریم و در ضرورت تفکیک آنها، نظرات خود را بفرمایید.

بعضی مشکلات وجود دارند که من فکر می کنم این مشکلات ، دیگر مشکلات دهه ی چهارم انقلاب نیستند. مثلاً امروز به روستاهایی می رویم که آب آشامیدنی ندارند؛ از لحاظ تردد در داخل آبادی پیشرفت خاصی رخ نداده ، البته اقدامات صورت گرفته هم خوب بوده و در اکثر روستاهای مان پیشرفت هایی را می شود ؛ دید، از نظر برق ، آب ، تلفن و سایر امکانات. در بعضی روستاها می بینیم که حتی مشترک رسانه های ماهواره ای هستند، با اینترنت کار می کنند، و اطلاعات شان بروز است. من چند روز قبل در جایی تعبیری به کار بردم و گفتم ؛"جوان ها امروز این کارهایی را که می کنند؛ مال این کشور ، این شهر و این آبادی نیست، اینها جهانی بنشسته در گوشه ای هستند. در گوشه ای نشسته اند و با دنیایی در ارتباط هستند".

اما در مورد شهرمان عرض می کنم. اگر قدری از بالا به موضوع نگاه کنیم ؛ خواهیم دید که رشد شهری، رشد مطالعه شده ای نیست. در بعضی جاها طرح هایی اجرا شده که به نظر می رسد مطالعه نشده اند. ببینید؛ این فرودگاه مان را که امروز توسعه داده اند، در منطقه ای دقیقاً مه گیر احداث کرده اند. تا دو کیلومتر آنطرف تر از فرودگاه هیچ چیز نیست؛ اما درست به فرودگاه که می رسیم ، مه گیر است.

خوشبختانه در بعضی از مسائل خیلی خوب پیشرفت کرده ایم. در مسائل امنیتی مخصوصا امنیت شهری، امنیت برون شهری...

خواهش می کنم که مسائل را جزء به جزء و مصداقی شرح دهید، این که به واقع در چه حوزه هایی مشکل داریم و نیازمند کار بیشتریم.

در مورد "حوزه ی صنعت" برای تان عرض کنم که شهرما آن طور که باید و شاید صنعت مطالعه و برنامه ریزی شده ، رشد نکرده است. سری به شهرک های صنعتی بزنید و "شهرک های صنعتی" ما را با دیگر شهرهای کشور از جمله شهرک صنعتی ارم، کاوه ی ساوه و ... مقایسه کنید. در آن صورت خواهید دید که آن جاها مثل پارک و باغ هستند و شهرکهای ما ِگل ولای و زباله دانی و محل تجمع حیوانات ! حتی از خدمات زیربنایی هم محروم هستند . ما از نظر توسعه ی صنعتی، رعایت "استراتژی صنعتی" را هم نکرده ایم.

مشکل در دولت است یا بخش خصوصی؟

به این موضوع اشاره خواهم کرد. چند سال قبل "استراتژی صنعتی" با مشارکت اساتید دانشگاهی ، از جمله دانشگاه صنعتی شریف، تنظیم شد. ببینید، ما نه در بخش "خوشه های صنعتی" کار کرده ایم و نه سایر حوزه ها ی صنعتی. هرکس آمده پیشنهادی داده ، طرحی اجرا کرده که نه توجیه اقتصادی دارند و نه پایدار و مستمر بوده اند.در عوض، اکثراً مقطعی بوده اند ؛ یعنی موجب اشتغال پایدار نشده اند.

چرا با وجودی که توجیه اقتصادی نداشته اند؛ وزارت صنایع به این ها مجوز تاسیس داده؟

این سوال بزرگی است. در خیلی محدوده ها، این سوال مطرح است. باید روی این مسأله کار کرد و آن طور که شایسته است با برنامه ریزی جلو رفت. یکی از برنامه های من _ با توجه به اینکه سی و اندی سال است که در عرصه ی صنعت و کارآفرینی مشغول هستم - نظرم این است که در این ساحه باید کار فراوانی انجام شود. گام اول این است که " برنامه ی استراتژیک بومی" تهیه کرده و صنعت خود را شکوفا بکنیم. فقط این را می توانم بگویم که "در حوزه ی صنعت باید روی خوشه های صنعتی کار بکنیم". همچنین ما از مواهب خدادادی طبیعی – کشاورزی - برخوردار هستیم که می توانند پایه ی صنایع معین کشاورزی شوند؛ مثل همان کشت و صنعتی که قبلا عرض کردم.

به نقطه ی حساس بحث رسیدیم. با این گفتمان که "استان ما استان کشاورزی است و صنعتی نیست موافقید یا مخالف"؟

نه خیر! اصلاً موافق نیستم؛ اما تاکید می کنم ،"یکی از عمده ترین محورهای توسعه ی استان ما کشاورزی است". می دانید که استان ما از نظر معادن سنگهای تزئینی، استان منحصر به فردی در سطح دنیا است. اخیراً از داخل سنگ گرانیت سیاه محال قره باغ ، نقش گلی درآمده بود که درمسابقه ی گل سنگ های ژاپن ، در دنیا مقام اول را به دست آورد. این به خودی خود یک ثروت است. همه ی این ها نشان می دهند که استعدادهای بالقوه ی شهر ما و استان ما خیلی زیاد است ؛ ولی رویش کار نشده است.به تعبیر من، این طرز تلقی که استان ما یک استان کشاورزی صرف است ؛ ما را عقب نگاه داشته است. تا قبل از تغییراتی که در بخش کشاورزی استان رخ داد، نه در حوزه ی کشاورزی ما کار شده بود و نه به دنبال فرصتهای جدید در بخش کشاورزی رفته بودیم. اما الان یک تیم بسیار کاری با ایده ها و تئوری های بسیار پیشرفته و کاربردی آمده اند و دارند کار می کنند و حوزه ی کشاورزی ما تکان اساسی خورده و می توانم بگویم که کارهای زیربنایی و بزرگی شروع شده است.

پیش از آنکه از بحث کشاورزی خارج شویم؛ این سوال را هم مطرح کنم که "چرا صنایع تبدیلی ما روبه رکود است؟" آیا دلایل جهانی دارد یا به ضعف مدیریتی خودمان برمی گردد؟

سوال خوبی مطرح کردید. اولاً؛ صنایع تبدیلی ما در یک بخش خیلی رشد کرده است. یعنی بیشتر سراغ کنسانتره رفته ایم و در شاخه های دیگر صنایع معین کشاورزی یا تبدیلی ،مقداری غفلت کرده ایم.

مثلاً؟

به عنوان نمونه، در زمینه ی گیاهان طبی سنتی در شهرهای دیگر مجتمع های تولیدی بزرگی راه اندازی شده است ؛ در حالی که در استان ما ، یک وضعیت استثنایی وجود دارد. برخی« نباتات و گیاهان دارویی » در استان ما وجود دارند که در کل ایران نمونه اش یافت نمی شود ؛ ولی ما از آنها غافلیم.

یک نمونه عرض می کنم؛ ما یک نوع گوَن در استان مان داریم که ریشه اش در دنیا منحصربه فرد است و در بسیاری مسائل بهداشتی و طبی مورد استفاده دارد که ما فکرش را هم نمی کنیم. البته قدیمی های ما ، بیشتر از ما فکر این ها را کرده بودند. مثلا همین "بادرنجبویه" یا "بیدمشک" که پایه اش کشاورزی است ، در گذشته ، دربسیاری موارد مثل درمان ناراحتی های روحی و روانی کاربرد داشته است ؛ ولی امروز از آن غافلیم. شما حالا ببینید چه قدر صنایع تولید انبوه وفرآوری صنعتی همین دوگیاهی که عرض کردم در شیراز و کاشان هست؟! در صورتی که صنعتی کردن تولید و فرآوری این قبیل گیاهان دارویی می توانست از قطب های صنعت شهر و استان مان باشد. اما با کمال تاسف ، در این رابطه کاری نشده است .خوب این ها مسائلی هستند که به چشم می آیند. اما در رابطه با مسائل دیگر ، خدمتتان عرض کنم ؛ با توجه به این که ما در آینده از لحاظ منابع آب سطح الارضی دچار مشکل خواهیم شد؛ باید برای کشاورزی مان برنامه های بزرگی تدارک ببینیم. از مسئولین جهاد کشاورزی استان جا دارد تشکر کنم که یکسری برنامه ها را آغاز کرده اند؛ ولی ما می توانیم با حداقل آبی که الان از آن برخورداریم و با لحاظ این که فشار چندانی به دریاچه ی اورمیه هم وارد نشود؛ کشاورزی مان را پربار کنیم . به جرأت عرض می کنم ، "این استعداد را داریم که در کشور و حتی بین کشورهای منطقه به قطب کشاورزی تبدیل شویم". این نکته را در نظر داشته باشید که کشور استکباری امریکا ، اقتصادش برپایه ی کشاورزی است. اکثراً هم کشاورزی وارداتی است. امروزه در دنیا کشاورزی آن قدر پیشرفت کرده است که می تواند معضلات زیست محیطی را برطرف نماید.مثلاً در کشور نیوزیلند در آزمایشگاه گیاهی پرورش داده اند بنام «سالت بوش»،یعنی گیاه نمکی؛ که این گیاه کویرها را از بین می برد. ریشه اش سه متر به عمق خاک می رود و ساقه اش هم یک متر ارتفاع دارد. این طرح را سازمان ملل هم حمایت کرده و تمام امکاناتش را هم تامین می کند. ما از این فن آوری استفاده نکرده ایم. اما کشورعربستان کویرهای بزرگش را با آن پوشش داده و شترمرغ پرورش می دهد و منبع تغذیه شان را هم فراهم می کند.

اگر به بخش کشاورزی استان نگاه علمی شود ؛ استان ما تبدیل به قطب اقتصادی بزرگی می شود. چه از نظر استعدادهای خدادادی و چه از نظر تحقیقات علمی و بهره مندی از نتایج پژوهش های کاربردی برای حل معضلات ویژه ی استان.


از آب ، دریاچه و کویر حرف زدید. می خواستم در مورد "بحران زیست محیطی" اخیری که استان و کشورمان با آن مواجه است، یعنی خطر خشک شدن دریاچه ی ارومیه بگویید.به نظر شما چه باید کرد؟

من در مورد شخصیت ها و مسؤولین گذشته اظهارنظر نمی کنم. اما با احترام یاد می کنم. ما در تاریخ ما مردان بزرگی داشتیم از جمله کوروش.علمای بزرگ ما ، از جمله در همین جا آقای شریعتی(پیش نماز مسجد حاج عبدالله اورمیه) ، در کتابش ثابت می کند که این همان ذوالقرنینی است که خدا ازش یاد می کند. در این کتاب، با ادله ثابت شده است که کوروش همان ذوالقرنین است. حالا کوروش چه کار کرده است؟ 2500 سال قبل با بیل و کلنگ کانال سوئز را باز کرده است. سال های سال است که کشتی های بزرگ از آنجا رفت و آمد می کنند و رگ و معبر اقتصادی جهانی است. ما با این همه پیشرفت و ادعایی که داریم ؛ نمی توانیم کار بزرگی برای "نجات دریاچه ی اورمیه" انجام بدهیم؟ من می گویم ،" می توانیم". این بحث اینجا بماند که طرح بزرگی داریم که در مصاحبه ی بعد برای خوانندگان شما بازگو خواهم کرد.

نقش قوه مقننه در اجرای این طرح چیست؟

نقش قوه ی مقننه این است که اولاً سازوکار این طرح را مهیا کند؛ در ثانی موانع را از پیش پای بردارد تا کار بزرگی را انجام بدهیم. حتی در این مورد ، هموطنان آذربایجانی مان که در خارج از کشور زندگی می کنند و عرق آذربایجانی شان باعث شده بود در جلسه ای برای حل" بحران دریاچه اورمیه " شرکت کنند؛ خیلی ناراحت بودند و حتی گریه هم می کردند. در آن جلسه مصمم شدند که حتی کمک مالی هم بکنند ؛ به شرطی که مانع ایجاد نشود. موانع هم انشاءالله تعالی از طریق مقام معظم رهبری رفع شده است. سازوکار اجرایی این طرح ، اگر مهیا شود ؛ همان کار بزرگی است که قرار است انجام شود که قول می دهم در مصاحبه بعدی ابعاد آن را اعلام کنم.

پس به احیاء دریاچه ی اورمیه امید وارید؟

بله خیلی امیدوارم. احیاء دریچه ی اورمیه سه مرحله دارد.مرحله ی اول باید جلوی خشک شدنش را گرفت. البته به عنوان مسکِّن مقطعی. یکسری طرح هایی را که ارائه داده اند؛ شنیده اید. دولت ارائه داده و نمایندگان عزیزمان هم کمک کرده بودند. در این جا از همه ی آنها تشکر می کنم . مرحله ی دوم این است که جلوی "سونامی احتمالی نمک" و "پدیده ی نمک بارش" را بگیریم. یک موضوع جالب را بگویم و آن هم اینکه ؛ "در یک فاصله ای حریم دریاچه را عقب می کشند و با کاشت بعضی درختچه ها و موانع امکان این سونامی را از میان برمی دارند". چون اگر سونامی نمک رخ بدهد ؛ علاوه بر منطقه ی ما ، کشورهای اطراف نیز به یک فاجعه ی زیست محیطی دچار خواهند شد. جالب است بگویم؛ "کشف کرده اند که به صورت سنتی ، درخت سنجد نمک را جذب و هضم می کند؛ درخت هم خشک نمی شود". خوشبختانه شنیده ام که ظاهراً تصویب شده با کاشت سه ردیف از این درخت ها، جلوی سونامی نمک گرفته شود.

البته این ها کار اساسی نیستند. کار اساسی این است که در تاریخ بماند و بدرخشد. وقتی که می گوییم ، در طول سی و سه سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، فرهنگ اسلامی را در کشور حاکم کرده ایم؛ این کاری بزرگ است. وقتی می گوییم از نظر هسته ای خیلی جلو رفته ایم، یا جوان های نابغه ی مان در المپیادها مقام برجسته می آورند؛ این ها مصادیق کارهای بزرگی هستند. اما از نظر عمرانی ، کار سخت افزاری بزرگ و ماندگاری انجام نداده ایم. به نظرم ، این کاری که می خواهد صورت بگیرد ؛ قطعاً ماندگار خواهد بود ؛ در حد کانال سوئز.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری