کد خبر ۲۰۴۸۷۷
تاریخ انتشار: ۰۵:۱۷ - ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ - 09 March 2012
اولین رئیس جمهور آمریکا، جرج واشنگتن، می گفت: « به همه آمریکایی ها وصیت می کنم که از دوست داشتن افراطی یک ملت پرهیز کنید و همچنین از تنفر افراطی نسبت به یک ملت خودداری کنید." آمریکایی ها به این وصیت عمل نکردند و دیوانه وار از اسرائیل حمایت کردند و در عوض از اعراب و مسلمانان تنفر پیدا کرده اند.
مرکز بین المللی مطالعات صلح (IPSC)، مهدی مدنی - «اسرائیل همیشه این حق را دارد که در مورد تدابیر امنیتی خود راسا تصمیم بگیرد. رهبران ایران باید بدانند که من چنین سیاستی ندارم. سیاست من جلوگیری از دستیابی ایران به جنگ افزار اتمی است. همان گونه که بارها در خلال ریاست جمهوری ام تصریح کرده ام هر گاه برای دفاع از آمریکا و منافعش ضروری بدانم، برای توسل به زور درنگ نخواهم کرد.»

اینها بخشی از سخنان اخیر باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا در اجلاس کمیته روابط عمومی اسرائیل و آمریکا موسوم به آیپک است. سخنانی که از دید برخی کارشناسان بی سابقه و به نوعی اعطای "مجوز حمله به ایران" به اسرائیل تلقی می شود. اما در این میان دکتر ابو محمد عسگر خانی با این دیدگاه مخالف است و این سخنان را برآمده از فضای صهیونیستی آیپک می داند. برای بررسی این موضع گیری ها و تحلیل سخنان باراک اوباما کوشیدیم تا با ایشان مصاحبه را ترتیب بدهیم.

لازم به ذکر است دکتر عسگر خانی استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران و رئیس مرکز مطالعات عالی بین الملل دانشگاه تهران می باشند. ایشان همچنین پایه گذار کرسی رژیم های بین الملل در ایران نیز بوده اند.

***
 
ابتدا بفرمایید که سخنان اوباما در نشست آیپک را چگونه تحلیل می فرمایید. وی دراین اجلاس مواضع تندی علیه ایران مطرح کرد.
 
بییند صحبت های  یک شنبه شب باراک اوباما در کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل معروف به «آیپیک» و همچنین سخنان وی در کاخ سفید از یک طرف قابل تامل و از طرفی با تفاوت هایی همراه است.

سخنرانی رئیس جمهور آمریکا در اجلاس آیپک، که یک گردهمایی صهیونیستی است، و با توجه فضا و اتمسفر آنجا مقداری به طرفداری از اسرائیل و سیاست های این بازیگر ایراد شد. حال آنکه سخنانی که باراک اوباما  بعد از اجلاس آیپک در کاخ سفید بیان کرد نرم تر و تا حدی متفاوت تر از سخنان قبلی بیان شده است.
 
پیام این سخنان اوباما چیست؟

 در مجموع اگر بخواهیم این دو سخرانی را جمع بندی کنیم باید بگوییم که سخنان باراک اوباما با وجود فشارهای موجود در اجلاس آیپک و جو صهیونیستی آنجا و همچنین در کاخ سفید موید این یک واقعیت مهم بوده و آن این است که در صورت حمله به ایران امنیت اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به خطر می افتد.

رئیس جمهور آمریکا در سخنان خود به این مطلب اذعان داشت که حمله به ایران یک تصمیم ناپخته و لوث شده است و در صورت عملی شدن این تصمیم امنیت اسرائیل و آمریکا به مخاطره می افتد. بنا براین این دوگانه صحبت کردن اوباما این گونه قابل تحلیل است که وی از یک طرف بر دیپلماسی  تاکید می کند تا پرستیژ آمریکا در عرصه بین المللی حفظ شود و از طرفی انتقادات مطرح شده به کاخ سفید و سیاست های اوباما از طرف صهیونیست ها سبب می شود که اوباما نیز این در آیپک جملات تندی را علیه ایران بکار ببرد و بگوید : « تمام گزینه ها روی میز است».

 اما بازهم می بینیم که اوباما زمانی که وارد کاخ سفید می شود و از آن فضا فاصله می گیرد بار دیگر مواضع نرم تری را اتخاذ می کند و سخنان خود در اجلاس آیپک را تعدیل می کند.
 
اوباما در این سخنان از تصمیم گیری مستقل اسرائیل در تامین امنیت خودش سخن به میان آورد. در هفته های گذشته این بحث بسیار مطرح شده که اسرائیل برای حمله به ایران بدنبال مجوز از آمریکا است. آیا این سخنان را نباید به نوعی اعطای مجوز تلقی کنیم؟

یک نکته در سخنان اوباما در اجلاس آیپک وجود داشت. اوباما در این سخنان گفت که در صورتی که اسرائیل بخواهد اقدام به تامین امنیت خودش بکند، می تواند راسا وارد عمل شود. همان گونه که گفتید شاید برخی تلقی کنند که این سخن رئیس جمهور آمریکا در آیپک را به نوعی دادن مجوز حمله به اسرائیل علیه ایران تلقی می کنند.

در این زمینه  باید گفت که در روابط بین الملل و حقوق بین الملل حاکمیت کشورها به طور ظاهری ( تاکید می کنم ظاهری) از استقلال برخوردارند و به لحاظ عرف بین الملل و حقوق بین الملل نمی توان گفت که اسرائیل برای حمله به کشور دیگری باید از آمریکا اجازه بگیرد. حال آنکه این امر به معنای حمله خودسرانه و اقدام یک جانبه اسرائیل علیه ایران نمی تواند تلقی شود.
 
چرا نباید این گونه تلقی شود؟ چگونه این امر را اعطای مجوز تلقی نمی کنید؟

 رجوع به سخنان قبلی باراک اوباما این امر را بهتر نشان می دهد که اسرائیل برای تامین امنیت خود قادر نیست به ایران حمله کند. بواقع هر چند اسرائیل بتواند که این اقدام را صورت بدهد و به تعبیر استراتژیک بتواند «ضربه اول» را به ایران وارد کند اما اسرائیل در بحث دفاع در برابر «ضربه دوم» به شدت آسیب پذیر و نا توان خواهد بود. لذا اسرائیل اگر زمانی بخواهد که به ایران حمله کند نیازمند آن است که زمانی را برگزیند که آمریکا را نیز با خود به میان صحنه بکشاند.

 به بیان دیگر شاید اسرائیل بخواهد اقدامی خودسرانه در دستور کار خود قرار دهد اما برای مقابله با ایران نیازمند چتر حمایتی آمریکا برای مقابله با ایران است. در نتیجه حرف های اوباما در این زمینه که می گوید اسرائیل برای تامین امنیت خود می تواند راسا وارد اقدام شود امری کلیشه ای است و صرفا تبلیغاتی.
 
با این تفاسیر چشم انداز روابط آمریکا و اسرائیل با توجه به مقوله انتخابات ریاست جمهوری را چگونه ارزیابی می کنید؟
 
بینید تمام روسای جمهور آمریکا بجز آیزن هاور همگی زیر دین صهیونیست ها بوده اند و نقش صهیونیست ها در آرای روسای جمهور آمریکا بسایر تاثیر گذار است. در میان روسای جمهور آمریکا بجز آیزن هاور که از استقلال رای برخوردار بود و رایش متکی به لابی های صهیونیستی نبود، دیگر روسای جمهور حتی جان اف کندی بواسطه حمایت صهیونیست ها بر سر کار آمدند. این امری است که در کتاب یک نویسنده معروف نیز منعکس شده است.

جورج بال در کتاب خود با نام « دلبستگی دیوانه وار» به این مطلب به خوبی پرداخته است. وی در این اثر خود به وصیت اولین رئیس جمهور آمریکا جرج واشنگتن اشاره می کند که می گوید: « به همه آمریکایی ها وصیت می کنم که از دوست داشتن افراطی یک ملت پرهیز کنید و همچنین از تنفر افراطی نسبت به یک ملت نیز خودداری کنید.»

 جرج بال این وصیت را تز اصلی کتاب خود قرار داده است و از این منظر سیاست ها ی آمریکا را مورد انتقاد قرار می دهد.

 بال می نویسد که آمریکایی ها به این وصیت عمل نکردند و دیوانه وار از اسرائیل حمایت کردند و در عوض از اعراب و مسلمانان نیز تنفر پیدا کرده اند. این امر بعد ها دستاوزیر نوشته های مرشایمر نیز قرار گرفت و بر اساس آن وی نقش لابی های صهیونیستی در سنا را مورد بررسی قرار داد.

یعنی سخنان اوباما در اجلاس آیپک نیز در همین راستا قابل تحلیل است؟

ادبیات مربوط به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک متغییر وابسته به لابی های صهیونیستی است. زمانی که اوباما می خواست انتخاب شود ناگزیر است که به سمت این لابی ها دست دراز کند.

 اگر به یاد داشته باشید زمانی که اوباما در کمپین انتخاباتی خود بود به آیپک رفت و در آنجا گفت: به من مسلمان نگویید. من مسلمان نیستم. اسم باراک که بروی من است یک اسم عبری است و معنای آن آمرزیده است. بواقع وی با طرح این سخنان می خواست که حمایت های جامعه صهیونیست را با خود همراه سازد. هدف وی این است که بتواند جامعه صهیونیستی آمریکا را برای انتخابات با خود همراه داشته باشد.

در همین زمینه می بینیم که وی در آیپک یک سری سخنان را علیه ایران و در حمایت از اسرائیل ایراد می کند ولی زمانی که از آن فضا خارج می شود لحن خود را تغییر می دهد و مواضع خود را در قابل ایران تعدیل می کند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری