فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۱۸۲۱۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۴ - ۱۹-۰۳-۱۳۹۱
کد ۲۱۸۲۱۹
انتشار: ۱۹:۱۴ - ۱۹-۰۳-۱۳۹۱

جاپون

اینطوری می شود که گاهی، یعنی هر وقت که هوس اش به جانم بیافتد، روزم را با آئینی باشکوه شروع می کنم. قوری سرخ رنگ، لیوان مخصوص، میز کوتاه چوبی و درنهایت عنصر اصلی این فریضه ی کهن، یعنی چای سبز.
 
مراسم چای، مربوط به جنبه های ژاپنی من می شود که بنا بر شرایط و موقعیت های مختلف عود می کند. آخرین بار بعد از خواندن هاگاکوره (مانیفست سامورایی ها) بود که تا چند هفته تقریبا هیچ تفاوتی میان خودم و یک سامورایی شرافتمند نمی دیدم. قبلتر از آن، بعد از دیدن فیلم "طعم برنج با چای سبز" ساخته ی نابغه ی بی همتای ژاپنی، اوزو بود که یک ماه زیر گوش پدرم خواندم درهای بدترکیب خانه را خراب کنیم و به جایش درهای کشویی نصب کنیم.
 
وقتی چای سبز با مناسک کوتاه اما حکیمانه دم می کشد، درب لیوان را بر می دارم، چشمهایم را می بندم و بخش زیادی از دماغم را روی بخار چای نگه می دارم. اینجاست که مکاشفه اتفاق می افتد و خودم را لابه لای نقاشی های روی لیوان می بینم. کنار زنهای زیبای کیمونو پوشی که موهایشان را به طرز خاصی تزئین کرده اند و زیر شاخه های مملو از شکوفه های گیلاس نشسته اند و به مرغابی های سبز رنگ برکه نگاه می کنند. خودم را می بینم میان مزارع چای و چایکاران خموده ی صندل پوش ژاپنی که زیر لب هایکو یا سرودی آیینی را زمزمه می کنند. باد می وزد و ریه های من پر از هوای سرزمین آفتاب می شود. درست در اوج مکاشفه صدای مادرم را می شنوم که می گوید: اه اه اونجوری نکن حالم بهم خورد.
 
اینبار ژاپنی بازی ام گل کرد چون پدرم در آستانه سفری کاری به ژاپن است. ماجرای سفر را از آنجا فهمیدم که مثل هر بار که قصد سفر دارد، همه ی آموزش زبان نصرت را روی ام پی تری پلیر می ریزد و با جدیت خستگی ناپذیری مدام تکرار می کنند. آی  ام فرام ایران...یس آف کورز...ور آر یو فرام؟...اوه گود...آی ام فرام ایران...یس آف کورز...ور آر یو فرام؟...آوووه  گود گود...
 
این بی سلیقگی محض مرا تا دروازه های جنون می کشاند. وقتی پا به سرزمین کهنی می گذاری که خِرَد و هنر، زیباترین تجلی خود را به نمایش گذاشته اند، به جای خواندن هایکویی خیال انگیز یا جمله های از بر شده ی خردمندانه ی ژاپنی، باید بگویی: ور آر یو فرام؟!... آن هم در سرزمینی که همه چشم بادامی اند.
 
لیوان چای در دست، با ابرو های هشتی شده، مقابل پدرم که سعی دارد لهجه اش را به یانکی های گردن کج نزدیکتر کند، می ایستم.
 
منم ببر
 
وات؟
 
منم ببر ژاپن.
 
وات؟! ...ور آر یو فرام؟
 
اتاق را ترک می کنم در حالی که بیهودگی و یاس تمام کالبدم را لبریز کرده. کنار پنجره می ایستم و به شکوفه های گیلاس و مزارع چای فکر میکنم. لیوان را دوباره بو می کنم و باز صدا می آید: نکن اونجوری حالمو بهم زدی.
 
 هایکویی می سرایم:
 
بر فراز مزارع چای
 
میان شکوفه های گیلاس
 
مادر جان گیر نده

منبع: وبلاگ کافه کافکا
ارسال به دوستان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار:
ocqwvkev
Germany
۲۲:۱۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۶
0
0
20
هشدار شرکت گاز مازندران برای زمستان سرد؛ مشترکان سوخت جایگزین آماده کنند حمله موشکی یمن به یک نفتکش دیگر عربستان روسیه: ماکرون به کی‌یف دستور حملات تروریستی می‌دهد ایران به دنبال میزبانی جام باشگاه‌های فوتسال آسیا ۲۰۲۷ در کیش پنجره نقل‌وانتقالات استقلال بسته ماند؛ ثبت قرارداد بازیکنان ممنوع شد دادستان یزد: عامل ارسال تصاویر پرتاب موشک به رسانه‌های معاند بازداشت شد کشف ۶۲۰ قرص نان دپو شده برای تبدیل به نان خشک در اراک واژگونی مرگبار سمند در اصفهان؛ ۴ نفر در دم جان باختند پزشکیان‌: آنچه گاهی از رهبر نقل می‌شود با شخصیتی که من دیدم تطابق ندارد/ گفتند سه چهارم ( با تفاهم‌نامه) موافقت کنند می‌پذیرم، 12 نفر از 13 نفر رأی دادند و پذیرفتند شیخ اسدالله ممقانی؛ عالمی که میان مشروطه، عدالت و سیاست پیوند زد سنگ مزار اکبر عبدی بدون اطلاع خانواده نصب شد؛ واکنش‌ها به یک اقدام جنجالی یمن: یک نفتکش عربستانی در خلیج عدن هدف قرار گرفت فیدان: اسرائیل برنامه‌ای برای صلح ندارد معاون وزیر خارجه: مخالفان مذاکره در چه جهانی زندگی می‌کنند؟ انهدام باند قاچاق سوخت با کشف بیش از ۵ میلیون لیتر فرآورده نفتی