فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۲۱۷۹۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۴ - ۱۴-۰۴-۱۳۹۱
کد ۲۲۱۷۹۱
انتشار: ۰۸:۵۴ - ۱۴-۰۴-۱۳۹۱

به او اعتماد کن

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:

ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوندپیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟

او پاسخ داد:(بله)

 خدمتکار پرسید:

آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟

ارباب دوباره پاسخ داد:بله

خدمتکار گفت:

پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟

به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند.
به او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم است
به او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی
اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود...

برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
آیا به استفاده از گوشی اعتیاد دارید؟ با این آزمون میزان وابستگی خود را بسنجید اگر مدام می‌گویید «بعداً انجامش می‌دهم»، این مطلب را بخوانید+ قانون ۵ دقیقه انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟ کته کردن برنج کار هر کسی نیست؛ خیلی ها این مهارت را ندارند سلطانه‌های اروپایی که امپراتوری عثمانی را دگرگون کردند(+عکس) بهترین روش نگهداری گوجه فرنگی در فریزر با ماندگاری یک‌ساله عجیب‌ترین دوستی‌های تاریخ؛ از انیشتین و ماری کوری تا مارک تواین و تسلا(+عکس) بین‌النهرین چگونه به مهد تمدن تبدیل شد؟(+عکس) اولین نخبه‌های‌ تهران خانه‌ تهرانی‌های قدیم چطور روشن می‌شد؟ / آداب جالب روشن کردن چراغ در خانه و مغازه «آرامگاه غول‌ها» بعد از حدود 3 هزارسال از زیر بوته‌ها بیرون آمد(+عکس) چرا بعضی رنگ‌ها حال‌مان را خوب و بعضی بد می‌کنند؟/ در روزهای پراسترس این رنگ‌ها را بپوشید جشن چله تابستان؛ از جشن‌های فراموش شده ایرانی چرا تهرانی اجاق خانه‌ را آخر همه می‌ساخت؟ چگونه تصمیم‌های درستی بگیریم