فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۳۱۳۳۳
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۴ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱
کد ۲۳۱۳۳۳
انتشار: ۱۰:۰۴ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

"نم"و تولید ملی از دیدگاه راننده مشهدی/حکایت دزد و زن تنها


پنجشنبه گذشته بود که برای اختتامیه جشنواره شهرنگار و مراسم تجلیل از سید جلال فیاضی که انصافا به گردن خیلی از رسانه ای حق دارد به مشهد رفته بودم. ازهتل که بیرون آمدم چند تاکسی مقابل هتل منتظر مسافر بودند که بالاخره قرار شد یکی از آنها که پیرمردی بود با هفت هزار تومان من را به مقصدم برساند.
 
سوار ماشین که شدم از کرایه های بالا گله کردم که راننده تاکسی با لهجه شیرین مشهدی گفت: نه عزیزم من که نمی خوام پول اضافه بگیرم، من شما رو دوست دارم، شما منو دوست داری؛ من به شما و خانواده شما احترام می ذارم شما هم به من و خانواده من احترام میذاری، ما دوستیم مسلمونیم...
 
کلا آدم خوشحال و خوش قلبی بود. وارد خیابان امام رضا(ع) شدیم، چشمش که به حرم افتاد "السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا" گفت و دستش رو بالا گرفت و ادامه داد: خدایا شکرت، هیچ کس رو از این درگاه نا امید نکن.
 
در راه از همه جا صحبت می کرد البته صحبت هاش بسیار شیرین بود و مثل خیلی ها آزار دهنده نبود. ریش تراشش رو دستش گرفته بود هی پشت فرمان ماشین باهاش ور می رفت. می گفت: اینو می بینی دیشب خریدم یه بار ریشم رو زدم، خراب شده. یه کاری نمی کنن آدم بگه خدا پدرشونو بیامرزه. خب یه 500 تومن بیشتر بگیر یه چیز بهتر درست کن که جنس ایرانی خوب باشه مردم بخرن یه دعا پشت سرت بکنن!
 
جلوتر که رفتیم رسیدیم به یک میدان بزرگ در یک بزرگراه که اسمش را نفهمیدم اما مشخص بود اخیرا توسط شهرداری احداث شده. میدان زیبایی بود و بسیار عظیم، اینجا بود که دوست راننده مان باز هم صحبتش گل کرد و گفت: بیا! همش میگن جمهوری اسلامی بد بد، بابا خوبی ام داره دیگه، خب این پل به این قشنگی، خوبی، آدم کیف می کنه، چرا خوبیاشو نمی گین، همش هی بد بد بد بد...
 
ادامه داد: الان همین اجلاس میگن 100 میلیارد خرج شده. منتظر بودم شروع کنه به فحش دادن که گفت: خب بابا میدونی چقدر برای مملکت خوبه این همه آدم میان میرن، همه میگن بابا اینا رو ببین تحریمن چه برو بیایی دارن! این همه دوست دارن، پس معلومه تحریمها کاری نمی تونه بکنه تازه حمله ام بهش نمی شه کرد.
 
نگاهی به من کرد و با همون لهجه مشهدی اش گفت: الان یه همسایه داریم، زنِ طلاق گرفته تنهاست، هفته ای سه بار دزد می زنه به خونش، خب برای اینکه همه میدونن تنهاست کاری نمی تونه بکنه؛ اما من سه تا پسر رشید دارم کلی برو بیا دارم، کی جرأت می کنه بیاد خونه من دزدی!
 
گفتم: خدا حفظشون کنه راست می گین، تازه انصافا 100 میلیارد برای مملکت ما که پولی نیست، الان یه ساختمون بزرگ تو تهران همین حدود خرید فروش میشه.
 
گفت: خدا پدرتو بیامرزه، همین!
 
بعد از مدتها بود که نفسی کشیدم. بالاخره با یکی از مردم یه جا نشستم که شروع نکرد به غر زدن و نق زدن از اینو و اون خلاصه همه چیز.
 
پیش خودم فکر می کردم واقعا خیلی از این تحصیلکرده های روشنفکر نمای ما که کلا کارشون اینه که با یک ژست "همه چیز دانی" به همه چیز انتقاد کنن که مثلا بگویند خیلی میفهمند، اندازه این پیرمرد راننده تاکسی هم درک سیاسی ندارند.
 
خلاصه پیاده شدم و هزار تومان بیشتر بهش کرایه دادم و کلی تشکر کرد، انصافا آن مسیر را در تهران زیر 10 هزارتومان نمی شد رفت.

منبع: وبلاگ هادی شریفی
ارسال به دوستان
اعتراف تکان‌دهنده مرد تهرانی: به زنم برق وصل کردم و او را کشتم نسیم صبا در ظهیر الاسلام دیدار مارشال عاصم منیر با مقامات ارشد ایران (عکس) شوهرکشی ۲ زن خیانتکار در قلب تهران نیویورک تایمز: ترامپ اسرائیل را به طور کامل از مذاکرات با ایران کنار گذاشته تغییر ساعت سینماها فردا یکشنبه ۳ خرداد برنامه حذف واسطه‌های زائد در توزیع کالاهای اساسی مرسدس بنز دیزاینو گرون ؛ فقط 11 دستگاه / طرفداران برند آلمانی این تصاویر را ببینید عاصم منیر با پزشکیان دیدار کرد وام ودیعه مسکن به‌روز نشد خبر جدید درباره نحوه ادامه فعالیت‌های آموزشی در دانشگاه علم و صنعت از خسارت ۲۵ میلیارد دلاری اقتصاد جهانی تا کاهش بی سابقه ذخایر انرژی اتحاد ۳۵۰۰ سینماگر علیه میلیاردر فرانسوی مذاکرات ایران و آمریکا در مرحله سرنوشت ساز / دیدار فرمانده ارتش پاکستان با پزشکیان، عراقچی و قالیباف / مذاکرات هیات قطری در تهران / تماس امیر قطر - ترامپ اعمال محدودیت ترافیکی در چالوس از ساعت ۱۶ امروز شنبه/ ترافیک سنگین در جاده های شمالی