فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۳۲۱۰۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۶ - ۲۶-۰۶-۱۳۹۱
کد ۲۳۲۱۰۸
انتشار: ۰۹:۲۶ - ۲۶-۰۶-۱۳۹۱

تزریق خون

سالها پیش که من به عنوان داوطلب در بیمارستان کار می کردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود.

او فقط یک برادر ۵ ساله داشت. دکتر بیمارستان با برادر کوچک دختر صحبت کرد.

پسرک از دکتر پرسید: آیا در این صورت خواهرم زنده خواهد ماند؟

دکتر جواب داد: بله و پسرک قبول کرد.

او را کنار تخت خواهرش خواباندیم و لوله های تزریق را به بدنش وصل کردیم، پسرک به خواهرش نگاه کرد و لبخندی زد و در حالی که خون از بدنش خارج می شد، به دکتر گفت: آیا من به بهشت می روم؟!

پسرک فکر می کرد که قرار است تمام خونش را به خواهرش بدهند!


ارسال به دوستان
چرا کنه ها سال به سال بیشتر می‌شوند و چطور از گزیدگی آن ها جلوگیری کنیم؟ اضطراب جنگ با روان انسان چه می‌کند؟؛ علائم و راه‌های درمان PTSD طرز تهیه ترشی کلم قرمز رستورانی چرخه پوستی چیست؟ روشی که پوست شما را متحول می‌کند استرس مثبت چیست و چگونه می تواند به زندگی شما کمک کند؟ در روم باستان مردان چگونه به «گلادیاتور» تبدیل می‌شدند؟ 11 آجیل و دانه پرمنیزیم که باید بشناسید آیفون ایر روشن نمی‌شود؟ راه‌حل مشکل صفحه سیاه بعد از خالی شدن باتری راز ۵۲۰۰ حفره عجیب روی کوه های پرو؛ نشانه‌ای از یک اقتصاد باستانی ۷ ماده مغذی مهم که با افزایش سن باید بیشتر به آن‌ها توجه کنید زیر سنگ قبرها چه خبر است؟ 5 میلیون زنبور پنهان در دل خاک اس ام اس ولادت امام رضا (ع)؛ مجموعه‌ای از متن‌های زیبا برای تبریک طرز تهیه دمنوش برگ توت سفید در خانه + بهترین زمان مصرف و نکات مهم آموزش کنجکاوی: راهی ساده برای کاهش اضطراب اجتماعی داستان جالب تولد پلاک خودرو در آمریکا