فیلم بیشتر »»
کد ۲۷۲۷۴۳
انتشار: ۲۱:۴۰ - ۲۲-۰۲-۱۳۹۲

حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

 

  دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم
  
نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم
 
چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم
 
سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

از وبلاگ آناهیتا (زنان بلاگ)

 
برچسب ها: شعر
ارسال به دوستان
تا حالا آبگوشت خربزه سمنانی خورده‌اید؟ آیا تست‌های شخصیت‌شناسی حقیقت را به ما می‌گویند؟ خوراک بی‌رحم‌ترین فرمانروایان تاریخ؛ از ورقه‌های طلا تا مار کبری سرخ‌شده سالاد بهاری گوجه سبز و ریواس؛ ترکیبی ترش، تازه و خوش‌عطر اگر گیاه‌خوارید، این پیتزای کدو سبز و پنیر را از دست ندهید انواع عزت نفس در روانشناسی؛ چرا بعضی‌ها فقط «نقاب» عزت‌نفس دارند؟ جاده ابریشم چگونه تاریخ جهان را تغییر داد؟ مسیر ۴۰۰۰ مایلی که شرق و غرب را به هم پیوند زد زن ۲۸ ساله با هویت جعلی وارد دبیرستان نیویورک شد چرا مجارستان در وسط ناکجاآباد یک میدان ساخت؟ Watch Fit 5 Pro هواوی چه چیزهایی دارد؟ چغندر چه تأثیری بر فشار خون و عملکرد بدن دارد؟ راهنمای عملی خالی کردن و پاکسازی ذهن پیش از مطالعه و شکست دادن غول کنکور یک مرد به خاطر نظر دادن درباره دامن چرمی از روسیه اخراج شد ۹ ماده غذایی که زنان برای عمر طولانی تر باید بیشتر بخورند شامی چه تفاوتی با کتلت دارد؟