کد خبر ۲۸۷۲۰۰
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۰ - ۰۲ مرداد ۱۳۹۲ - 24 July 2013
گویا امکان فرود هلی کوپتر بر بام ساختمان و دیگر تجهیزات و زیر بنای بیشتر برای وزیر جدید جالب بود و این ساختمان را ترجیح داد. ساختمانی که در رژیم پهلوی متعلق به حزب رستاخیز بود.
عصرایران- وزیر کشور را می توان یکی از سیاسی ترین اعضای دولت پس از رییس جمهور دانست. گاه صبغه سیاسی او از معاون اول و دیگر وزارتخانه های سیاسی  هم بیشتر است. معاون اول بیش از کنش سیاسی ماشین دولت را هدایت می کند و در مناصبی چون وزارت خارجه یا وزارت اطلاعات ملاحظات فراتر از دولت نیز اعمال می شود. با این حال در فهرست وزیران کشور در تاریخ جمهوری اسلامی گاه با نام هایی مواجه می شویم که چه بسا پس ازترک منصب وزارت، دیگر در زمره سیاست مداران احصا نشدند.



1- نخستین وزیر کشور در جمهوری اسلامی، احمد صدر حاج سید جوادی است که در دولت موقت به عنوان وزیر مسوولیت گرفت و در نوروز امسال درگذشت. او هنگام مرگ کهن سال ترین فعال سیاسی در ایران به حساب می آمد. این حقوقدان و وکیل دادگستری در دولت مهندس بازرگان وزیر دادگستری هم شد. مهم ترین اقدام   دوران وزارت او  برگزاری همه پرسی جمهوری اسلامی در روزهای 10 و11 فروردین 1358 بود و جالب این که درست 34 سال بعد و در 10 فروردین   1392 درگذشت.  با این که او حقوقدان هم بود اما در فرم تعرفه همه پرسی پاره ای نکات حقوقی رعایت نشد. از جمله این که از عبارت « انتخابات رفراندوم» استفاده شد که  کاملا نادرست بود.متن کامل تعرفه چاپی چنین بود:

«بسمه تعالی- دولت موقت انقلاب اسلامی – وزارت کشور- تعرفه انتخاباتِ رفراندوم – تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.»
 
 ویژگی این رفراندوم این بود که طی دو روز برگزار شد و عصر جمعه 10 فروردین 1358 احمد صدر حاج سید جوادی اعلام کرد:«مردم فردا- شنبه – نیز می توانند رای بدهند. کسانی که نخواهند رای بدهند نیز کاملا آزادند و در آینده با مشکلی مواجه نخواهد شد.»

2و3- با انتقال صدر حاج سید جوادی از وزارت کشور به وزارت دادگستری، هاشم صباغیان وزیر کشور شد. مهم ترین اقدام دوران او برگزاری انتخابات مجلس بررسی نهایی پیش نویس قانون اساسی در تابستان 58 بود. نکته جالب دوران وزارت او این بود که با تصویب شورای انقلاب چند عضو شورا به عنوان معاون وزیر در وزارتخانه ها مستقر شدند و اکبر هاشمی رفسنجانی  معاون وزیر کشور شد.



در وزارتخانه ای که مسوولیت آن با هاشم صباغیان بود. این اولین کار رسمی اداری در زندگی او بود وتازه  در یکی دو هفته اول با شکل کار آشنا شد. هاشمی  بعدتر  در دولت شورای انقلاب سرپرست وزارت کشور شد و چون قصد شرکت در انتخابات مجلس اول را داشت استعفا کرد . در مطبوعات آن دوران  از هاشمی رفسنجانی  گاه با عنوان وزیر کشور هم یاد می شد اما درست تر آن است که سرپرست وزارت کشور خوانده شود. به هر صورت در این دوران همه پرسی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برگزار شد  و مردم – البته به میزانی کمتر از رفراندوم جمهوری اسلامی – شرکت کردند و به قانون اساسی رای دادند.



 با این حال ردیف 2و 3 را در کنار هم به هاشمی رفسنجانی اختصاص می دهیم تا هر دو وجه لحاظ شده باشد.

 4- با استعفای هاشمی رفسنجانی از وزارت کشور محمد رضا مهدوی کنی سرپرست کمیته های انقلاب اسلامی وزیر کشور شد و انتخابات مجلس اول را او برگزار کرد. آیت الله مهدوی کنی در دولت شهید رجایی و شهید باهنر نیز وزیر کشور باقی ماند و چون خود نخست وزیر شد طبعا دیگر وزیر کشور نبود. مهم ترین اتفاق در دوران وزارت او انتخاب وی از جانب امام خمینی برای عضویت در کمیته سه نفری  حل اختلاف و حکمیت بین آیت الله بهشتی،هاشمی رفسنجانی و رجایی از یک طرف و بنی صدر از سوی دیگر بود. هیاتی که به فرجام نرسید و دو عضو دیگر آن( آیت الله اشراقی و محمد یزدی نمایندگان دو ضلع دیگر) نیز کناره گرفتند.



5- با نخست وزیری مهدوی کنی گمان می شد یک روحانی را به وزارت کشور برمی گزیند. او اما یک استاد دانشگاه و چهره ای نه چندان سرشناس را به عنوان وزیر کشور معرفی کرد که هر چند رای اعتماد گرفت اما حزب جمهوری اسلامی از این رویکرد راضی نبود. دوران وزارت سید کمال الدین نیک روش کوتاه بود و مانند شهابی در آسمان سیاست ظاهر شد و رفت. هر چند در ایران بود و هست اما نام او بسیار به ندرت و مگر گاهی در مناسبت ها شنیده نمی شود.



6- در دولت اول میر حسین موسوی وزارت کشور به علی اکبر ناطق نوری نماینده امام در جهاد سازندگی رسید . او در آغاز کار دستور داد ساختمان وزارت کشور از خیابان بهشت در ضلع جنوبی پارک شهر به ساختمان شهرداری تهران در خیابان دکتر فاطمی منتقل شود. گویا امکان فرود هلی کوپتر بر بام ساختمان  و دیگر تجهیزات و زیر بنای بیشتر برای وزیر جدید جالب بود و این ساختمان را ترجیح داد. ساختمانی که در رژیم پهلوی متعلق به حزب رستاخیز بود. شهرداری تهران نیز به رغم ناخرسندی ناچار بود به دستور مافوق تن دهد چرا که در غیاب شورای شهر وزارت کشور نقش آن شورا را برای شهرداری ایفا می کرد.


7- در دولت اول موسوی هر دو جناح راست و چپ حزب جمهوری اسلامی حضور داشتند. دولت دوم اما یک دست شد و جناح چپ دست بالا را در آن پیدا کرد و علی اکبر محتشمی پور در ساختمان فاطمی مستقر شد. مهم ترین اتفاق دوران وزارت او تغییر استانداران و فرمانداران و شیفت از جناح راست به چپ سنتی بود.



8- با درگذشت امام خمینی و انتخاب هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس جمهور و حذف نخست وزیر طبعا وزیر کشور باید تغییر می کرد. مجلس سوم با اکثریت خط امام خواستار ابقای محتشمی شد اما هاشمی این خواست را که در قالب نامه ای رسمی ابراز شد نادیده گرفت و عبدالله نوری را معرفی کرد که او نیز مانند محتشمی پور مورد وثوق امام بود و رای اعتماد گرفت.




9- دولت دوم هاشمی باید از مجلس چهارم با اکثریت محافظه کار رای اعتماد می گرفت و هاشمی به وزارت علی محمد بشارتی جهرمی به جای عبدالله نوری تن داد. استاندار شدن محمود احمدی نژاد حاصل همین دوران است. بعدها به هاشمی انتقاد شد که اگر زیر بار تغییر وزیر کشور نرفته بود چه بسا احمدی نژاد نیز مسیر متفاوتی را طی می کرد. در دوران وزارت بشارتی انتخابات دوم خرداد سال 76 برگزار شد.




10- با روی کار آمدن سید محمد خاتمی،  عبدالله نوری بار دیگر وزیر کشور شد. همچون مصطفی معین که مجددا وزیر علوم شد. مهم ترین واقعه این دوران استیضاح نوری  در 31 خرداد 1377 بود که او را از وزارت ساقط کرد. هنگامی که عبدالله نوری نطق خود را به پایان برد و قصد خروج داشت ناطق نوری – رییس مجلس – که خود سابقه وزارت کشور داشت خطاب به او گفت : بفرمایید. این از آن رفتن هاست که شاید آمدنی نداشته باشد! این سخن را که شنوندگان رادیو شنیدند دانستند که نوری وزیر نخواهد ماند و نماند.



11- وزیر دوم دولت اصلاحات، در ساختمان فاطمی سید عبدالواحد موسوی لاری معاون پارلمانی رییس جمهوری بود که تا پایان دولت دوم باقی ماند و مجری دو انتخابات شد که درباره آن حاشیه هایی درگرفت. اولی مجلس هفتم در فروردین 82 چون پیشتر تهدید کرده بودند برگزار نخواهند کرد. دومی سال 84 که دولت را تحویل محمود احمدی نژاد دادند. انتقادها البته  بیشتر متوجه شیوه عمل اصلاح طلبان و تشتت آرا و تنوع کاندیداها بود تا نحوه برگزاری انتخابات.



12 - دولت اول احمدی نژاد 3 وزیر کشور به خود دید. اولی مصطفی پور محمدی که زیر بار دستور رییس جمهور برای برکناری معاون خود – ذوالقدر- نرفت و خود برکنار شد.



13- دومین وزیر کشور احمدی نژاد اما پر ماجرا شد؛علی کردان .  حکایت مدرک جعلی او به یک رسوایی تمام عیار بدل شد و واژه کردان را وارد ادبیات سیاسی و دانشگاهی کرد. عمر وزارت او به 100 روز نرسید و در جریان استیضاحی تاریخی و در غیاب رییس جمهور و در سکوت رییس سابق او که بر کرسی ریاست مجلس نشسته بود در فرجامی تحقیر آمیز کنار گذاشته شد و یک سال بعد در پی یک بیماری جانکاه درگذشت. مدرک جعلی دانشگاه اکسفورد وزارت و سیاست و اعتبار را از او گرفت و اشتهاری به او داد که ترجیح می داد هرگز این گونه به شهرت نمی رسید.




14- سومین وزیر کشور دولت اول احمدی نژاد صادق محصولی است. مجری انتخابات پر ماجرای سال 1388 که شرح آن در این گفتار نمی گنجد.




15- احمدی نژاد سنت غیر رسمی انتخاب یک روحانی برای وزارت کشور را از میانه دولت اول خود شکسته بود و این بار سنت تازه ای بر جای گذاشت که انتخاب یک مقام نظامی بود. سردار سرتیپ پاسدار مصطفی محمدنجارکه در دولت قبل عهده دار وزارت دفاع بود می تواند به برگزاری انتخاباتی ببالد که سرنوشت ایران را در خطیر ترین موقعیت تغییر داد. آرا با دقت شمارش شد و سردار نجار نه چند ساعت بعد از برگزاری انتخابات که 24 ساعت پس از اتمام انتخابات 24 خرداد پیروزی دکتر حسن روحانی را اعلام کرد. شاید او به لحاظ گرایش سیاسی چندان خرسند نبود اما از این که در دوران وزارت با مسوولیت او چنین انتخاباتی برگزار شده که هیچ معترض و شاکی یی ندارد و از نتیجه آن نیز همگان – جز کیهان و حسین شریعتمداری – رضایت دارند نمی تواند شادمان نباشد.




آیا حسن روحانی سنت حضور یک روحانی در مسند وزارت کشور را که در میانه دولت اول احمدی نژاد شکست و گسست احیا  خواهد کرد؟

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری