کد خبر ۲۹۳۵۶۱
تاریخ انتشار: ۱۹:۴۱ - ۰۹-۰۶-۱۳۹۲
کد ۲۹۳۵۶۱
انتشار: ۱۹:۴۱ - ۰۹-۰۶-۱۳۹۲

دیالوگ واقعی در یکی از روستاهای اراک‎

دیالوگ واقعی در یکی از روستاهای اراک‎

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟
 
گفت: برو عزيزم...
 
رفت و والفجر مقدماتي شهيد شد.
 
 
پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت من هم برم؟
 
گفت: برو عزيزم...
 
رفت و خيبر شهيد شد.
  
همسر گفت: حاج خانم، بچه ها رفتند، ما هم بريم تفنگ بچه ها روي زمين نمونه.
 
گفت: خدا به همرات همسرم.
 
رفت و کربلاي ۵ شهيد شد.
 
 
مادر به خدا گفت: همه دنيام رو قبول کردي، خودم هم قبول کن.
 
رفت و حج خونين شهيد شد.

*جهان نیوز
برچسب ها: شهادت
ارسال به دوستان
اتحادیه‌های معلمان بذر دموکراسی را در مدرسه‌ها می‌کارند رازهای جنایی یک بیمارستان با پخش سریال روسی «جراح» رونالدو خداحافظی کرد؛ برای همیشه سیا و خزانه‌داری آمریکا خواستار ادامه محاصره ایران به جای حمله نظامی شدند معرفی کتاب برندسازی شخصی اصیل و نقشه راه ساختن اعتبار کشته شدن سرباز ترکیه در مرز ایران / وعده تهران برای تحقیق وقتی صدای ضبط صوت از زیر پتو می‌زد بیرون        ناگفته‌های فرزاد موتمن از سینمای جنگ و ضدجنگ: دلم با مردم فلسطین است فیلم «عروسک» در راه جشنواره فیلم‌های جهان ترک استانبول این یک مقاله علمی است: از کشف عجیب برندگان جایزه نوبل پزشکی تا لذت یهودیان از دیدن احمدی نژاد «توپ سیاه» جایزه تماشاگران جشنواره لندن را برد سفیر فرانسه در خانه سینمای ایران گزارش نیویورک تایمز از بحث های خصوصی تیم ترامپ درباره تاثیر جنگ با ایران در انتخابات آمریکا محاکمه مقام ارشد ساواک در آمریکا / موافقت دادگاه با ادامه رسیدگی نتایج جالب نظرسنجی NBC درباره انتخابات آمریکا: پیروان هر کدام از ادیان به کدام حزب رأی دادند؟