کد خبر ۲۹۵۲۳۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۶ - ۲۰ شهريور ۱۳۹۲ - 11 September 2013
تاملی بر نخستین گفت و گو- گزارش تلویزیونی روحانی
عصر ایران- اولین گفت و گوی تلویزیونی رییس جمهور روحانی شامگاه سه شنبه 19  شهریور از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. فارغ از مواردی که آقای روحانی مطرح کرد و از پیش نیز انتظار می رفت محور اصلی گزارش، اقتصادی باشد به لحاظ رسانه ای برای اهل فن و بینندگان،  این نکته جالب بود که ببینند کار اجرا بر عهده کیست و چگونه مسیر آن را جلو می برد.

 آیا همچنان مرتضی حیدری خواهد بود و اگر آری به شیوه مالوف و همچون هشت سال گذشته یا با لحن و روش دیگر و متناسب با دولت اعتدال و اگر نه چه کسی این نقش را بر عهده می گیرد.



همان طور که حدس زده می شد نیمه زوج احمدی نژاد- حیدری هم باقی نماند و شاهد گفت و گوی علی اکبر عبدالرشیدی با رییس جمهور بودیم.

آقای عبدالرشیدی به لحاظ سنی تنها یک سال با رییس جمهور فاصله دارد و از مجریان باسواد و با تجربه تلویزیونی است که چند سال پیش از انقلاب و به عنوان مترجم وارد کار خبر در رادیو و تلویزیون شد و کار در این سازمان را از پایین ترین سطوح آغاز کرده و  طی سال های بعد ماموریت های مختلف بین المللی را به انجام رسانیده  و به یک خبرنگار بین المللی بدل شده است.

بعد از انقلاب او  از معدود نیروهایی بود که از پاکسازی ها مصون ماند. خود او آن روزها را این گونه روایت می کند:« یک سال از پیروزی انقلاب می گذشت. من همچنان در بخش اخبار خارجی به عنوان مترجم مشغول به کار بودم . یک روز مرا به اتاق رییس واحد مرکزی خبر فراخواندند. پیشنهاد علی لاریجانی  [در دوره اول ریاست و در جوانی او] صریح مطرح شد: شما برای خبرنگاری در دفتر لندن انتخاب شده اید... تردید داشتم اما دوستی که در اعتراض به پاکسازی در انتظار دیدار رییس بود از من خواست بپذیرم تا ثابت شود کارمندان قدیمی هم دلبسته کار در دوران انقلابند و فشار به کارمندانی که در انتظار پاکسازی اند کم می شود.... برگشتم و به رییس اطلاع دادم که پیشنهاد را پذیرفتهام ... شیخ عبدالله نوری در مقام بالای سازمان حکم مرا تایید کرد. علاوه بر او کسانی چون بهزاد نبوی، غلامحسین کرباسچی، احمد جلالی، مهدی ابریشمکار، علی پایا، علی اکبر محتشمی پور، محمد مجتهد شبستری و افراد دیگری که بعضا به مقامات بالای مملکتی رسیدند در سازمان مشغول به کار بودند.»-[ گفتنی ها- خاطرات – ص 238]



جالب این که در کتاب خاطرات عبدالرشیدی نامی از آقای روحانی به میان نیامده و دست کم این نویسنده به خاطر ندارد و در فهرست اعلام آن هم دیده نمی شود حال آن که دکتر روحانی مدتی عضو شورای سرپرستی صدا وسیما بوده است.

درباره نوع مواجهه و مصاحبه مجری جدید گفت و گوهای تلویزیونی با رییس جمهور دو نوع دیدگاه وجود داردک یکی دیدگاهی که صرف تغییر و کنش گری مجری جدید را می پسندد و دیدگاهی که از قطع مکرر سخنان رییس جمهور و طرح مواردی که مانع از انعقاد کلام آقای روحانی می شد انتقاد می کند . فارغ از این قضاوت جای این پرسش هست که در دوران جدید،  مجری قرار است چه نقشی را ایفا کند؟ نقش مکمل تا گفت و گو جذاب جلوه کند؟ همان کاری که مرتضی حیدری انجام می داد یا واقعا قرار است افکار عمومی را نمایندگی و پرسش ها را منتقل کند؟

با توجه به حکومتی یا حاکمیتی بودن صدا و سیما نمی توان انتظار داشت خبرنگار – مجری تنها افکار عمومی را نمایندگی کند. از سوی دیگر بعید نبود که ماموریت تازه آقای حیدری چالش با رییس جمهوری باشد که به لحاظ سیاسی و فکری با نگاه حاکم بر رسانه ملی متفاوت است و از این رو رییس جمهور در اقدامی هوش مندانه از یک سو به افکار عمومی بها داده و چهره ای مقبول و موجه و رسانه ای را در نظر گرفته و از جانب دیگر خود را در معرض سناریوهای محتمل با اجرای حیدری یا مجریان دیگری با همان سیاق قرار ندهد.



از ابتدای جمهوری اسلامی روسای جمهور و نخست وزیران در گزارش های تلویزیونی ازسه مدل تبعیت کرده اند. در مدل اول هر رییس جمهور با خبرنگار ویژه خود گفت و گو می کند و در واقع گزارش می دهد: بنی صدر با علیرضا آزمندیان( همین دکتر آزمندیانِ مشهورِ تکنولوژیِ فکر)، احمدی نژاد با مرتضی حیدری و شاید حسن روحانی  همچنان با علی اکبر عبدالرشیدی.

در مدل دوم رییس دولت – خواه نخست وزیر و خواه رییس جمهور- مستقیما با دوربین تلویزیون و با مردم صحبت می کند و خبرنگار و مجری در کار نیست.

کما این که مهندس بازرگان و مهندس موسوی رو به دوربین و پشت میز کار گزارش می دادند و مجری و خبرنگاری در کار یا در کادر تصویر نبود.

مدل سومی هم البته در کار بود.  زیرا هاشمی رفسنجانی ترجیح می داد در قالب خطبه های نماز جمعه دیدگاه ها و برنامه های دولت سازندگی را تشریح کند. هر از گاهی با او گفت و گو هم می شد اما اصل سخنان خود را در نماز جمعه مطرح می کرد هر چند گفت و گو هایی خاص نیز انجام می داد از جمله مصاحبه هایی که دکتر نهاوندیان گفت و گو کننده بود.

احتمالا این پرسش پیش می آید که خاتمی از کدام مدل پیروی می کرد؟ واقعیت این است که رسانه ملی فرصت چندانی در اختیار او قرار نمی داد و شبیه صحنه گفت و گوی دو نفره را تنها در مصاحبه با یک خبرنگار خارجی ایرانی تبار- کریستین امان پور- دیدیم و مواضع و دیدگاه های او را بیشتر در نطق های اجتماعات یا در دیدار های دانشجویی و همایش ها و ایستاده پشت تریبون می شنیدیم.

کوتاه این که آقای عبدالرشیدی که از صدا و سیما بازنشسته شده و  احتمالا در قالب پروژه های تعریف شده همکاری می کند از یک طرف تجربه مجری برنامه های رییس جمهور سابق را پشت سر دارد و از جانب دیگر هم باید نماینده افکار عمومی باشد و هم چالش های  احتمالی شایبه بی احترامی را به میان نیاورد.

این کار هنری می خواهد که مجری پرسابقه در 40 سال گذشته در زمان ها و مکان های مختلف آن را نیکو آموخته اما به نظر می رسد نیاز به قدری جرح و تعدیل دارد به گونه ای که نه بی حرکت و ساکت مقابل رییس جمهور بنشیند و نه چنان عنان سخن در دست گیرد و رشته کلام رییس جمهور را قطع کند که گمان رود قصد خودنمایی یا خدای ناخواسته مداهنه دارد.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری
نیازمندیها