کد خبر ۳۱۹۵۸۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۵ - ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - 08 February 2014
 
نفتنا ؛ مهدی افشار نیک - انتظار از نفت و نفتی ها سالها بود خشک شده بود. عادت کرده بودیم به شعارهای دهن پر کن از یک سو و از آن سو کاهش تولید نفت و واردات بیشتر گاز به کشور.خو کرده بودیم به ترک مناقصه،به شنیدن  اسم های نوظهور از طرفی و از طرفی هم بازیگران تکراری که بار هندوانه ها را قرار بود یک دستی بلند کنند. درشتی برای شرکت های بزرگ نفتی جهان،به سخره گرفتن ریاست بر اوپک و انگلیسی از روخواندن و به بهره برداری رساند ن های 35 ماهه و"ما میتوانیم " هایی که چون شعار صبحگاهی شده بود. شعاری  برای برخی که گویی نان شان فقط در تکرار این جمله آن هم تنها در دفترشان خلاصه می شد.
 
کار وتلاش و راه انداختن چرخ پروژه ای و بلند کردن برج تقطیر پالایشگاهی؟ هیچ. اولین دارنده منابع هیدروکربن جهان شده بودیم اما در زمستان ها برای تامین گاز و سوخت مردم دلهره در صورت همه می نشست. هر سری که یک شرکت مطرح از ایران خداحافطی می کرد شوی تبلیغاتی و دست افشانی راه می افتاد که  با همت ایرانی و تلاش و کوشش نام آوران صنعت نفت بهتر از "آنها" کار را جلو می بریم و  باز و دوباره "ما می توانیم". اما همت ایرانی همه  دست افتاد .
 
هر سال به جای اینکه بشنویم نفت توانسته است ده یا بیست یا سی میلیارد دلار سرمایه وارد کشور کند و خود صنعت نفت توان رفع نیازش به سرمایه و توسعه را دارد، می شنیدیم که 20، 30 ، 40 یا حتی 66 میلیارد دلار از منابع عمومی کشور جذب صنعت نفت شده است . که کاش می شد و حداقل با ریال ایرانی نفت ایرانی توسعه پیدا می کرد و بشکه ای بر تولید نفت کشور اضافه می شد  نه اینکه در حدود یک ونیم میلیون بشکه سقوط تولید داشته باشیم. که ای کاش آنچه وزیر سابق نفت گفته بود " 250 میلیارد دلار کار در صنعت وجود دارد" چهره واقعی به رخ و صورت داشت.
 
موج خروج متخصصین نفتی کشور که گران ترین متخصصین دنیا هستند هر سال دامنه بیشتری گرفت و به جایش انبار دار و فلان مسئول فروشگاه های  زنجیره ای پست های حساس نفتی را به دست گرفت. هر روز به تخصص در نفت توهین شد. به کاربلدها اهانت. که مافیا هستند و آنچه خبرگان در هشت سال ذره ذره و میناتوری چیده و کاشته بودند با بلدوزر ،شخم زده شد(تعبیری که وزیری هامانه به کار برد)
 
چوب حراج واگذاری پتروشیمی ها طوری بود که گویی پدری دارد مال و منال خویش را بین فرزندان و وارثین بعد از خودش تقسیم می کند. شرکت های مادر تخصصی کشور که جنبه حاکمیتی داشتند پشت ویترین فروش رفتند. بازرگانی پتروشیمی را به این حزب سیاسی و هلدینگ خلیج فارس را به آن،واگذار کردند تا نشان دهند معنی "انقلاب نفتی"که خرداد 90 از آن با سر وصدا سخن گفتند این بود نه آنکه مشعل های عسلویه بیشتر و گرم تر شوند.
 
امروز هر مدیر نفتی چه ارشد و چه میانی که قصد توسعه ، میل جهش، سویه رقابت با قطر و عراق و عربستان داشته باشد هم در خوف است و هم در رجا. خبرها و نقل هایی که از میل بازگشت شرکت های خارجی به کشور این روزها دهان به دهان است، امید آفرین است اما پول هایی که به مدعیان و صدا درشت های این سالها داده شده چه؟ پروژه هایی که پیمانکاران نا بلد بیشتر از حجم کارشان پول گرفته اند چه؟ پروژه های نیمه کاره و صندوق های خالی. پ
 
سخت است که گفته شود در این سالها حتی یک متر مکعب گاز  از دریای عسلویه به ساحل نرسید. هر چه بود در همان دولت اصلاحات رقم خورده بود. زنگنه روزهای سختی دارد. خودش گفت من به هتل 5ستاره نمی روم. شکستن تحریم در محیط بیرونی و رخوت از فضای داخلی، سخت ترین است. مساله اصلی امروز صنعت "نیمه کاره ها" است. این وضعیت است که خوف و ناامیدی می اورد. کارهایی که در نیمه مانده اند. درست و غلط به نقطه ای رسیده اند  که اصلاح یا پیشبردشان توانی دو چندان می خواهد. توانی حتی بیشتر از راه اندازی از نقطه صفر.برون رفت تزریق سرمایه است.
 
نفت نیاز به سرمایه دارد. مهم ترین اندوخته این دولت "سرمایه اجتماعی" است.  نفتی ها باید با نخبگان رابطه مخدوش شده را ترمیم کنند. از سویی دیگر حق مردم است که دقیق خبر دار شوند که مدعیان "ما می توانیم " چگونه کارگاه های قطر وعراق و عربستان را رونق بخشیدند و گرد رخوت به صنعت ایرانی پاشیدند. نفت به سرمایه اجتماعی نیاز دارد و دانسته شدن مردم مهم ترین نقطه شکل گیری "دارایی اجتماعی" است.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: نفت
ارسال به دوستان
پربازدید ها
تورهای لحظه آخری
علم و فناوری