فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۲۲۰۰۳
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۹ - ۰۱-۱۲-۱۳۹۲
کد ۳۲۲۰۰۳
انتشار: ۱۴:۱۹ - ۰۱-۱۲-۱۳۹۲
یادداشت ورزشی

چرچیل، عابدینی و فوتبال ایرانی!

عصر ایران
خیلی از مسائل فوتبال انگار همین است: پول را بدهید باقی کارها ردیف است. آن وقت آدم‌های بی‌شماری مدیون مدیرعامل می‌شوند. درست مثل ارادت مردم بریتانیا به فداكارىِ خلبانان نيروى هوايى.

عصر ایران؛ احسان محمدی

1- وينستون چرچيل دربارۀ فداكارىِ خلبانان نيروى هوايى بريتانيا براى دفاع از كشور و ملت در جنگ جهانی دوم نوشت: «هیچ‌گاه اين همه آدم تا اين حد به شمارى چنين كوچك مديون نبوده‏ اند.»

2- علی نظرمحمدی سرمربی داماش گیلان سیاستمدار نیست، در دورانی که بازی می کرد هم دروازه بانی بود که بیش از «دایو» و «سیو» و «کلین شیت» به پرحرفی متهم می‌شد با دو برچسب نه چندان خوشایند؛ کُری خواندن و تمارض به مصدومیت. اما او هم به جمع کسانی پیوست که جملات قصار می‌گویند؛شاید از روی سادگی: «امیدمان به خدا و دست های عابدینی است».

 یک‌جور گلایه از مسئولین رشت که به داماش کمک نمی‌کنند. باشگاهی که نامش در یک پرونده کت و کلفت فساد اقتصادی جلب توجه می کند و شاید به همین دلیل است که مسئولان ترجیح می‌دهند به جای کمک و امضا کردن پای نامه‌هایی که به باشگاه مربوط است، از دور دعا بخوانند و بگویند «ان شالله درست می‌شود»!

یک‌جور مدیریت بی‌خطر ایرانی به ویژه برای تضمین دنیا. عُقبی را یک کاریش می‌کنیم. امیر حسن عابدینی استاندار سابق لرستان، آذربایجان شرقی و خراسان در میانه دهه هفتاد به اوج شهرت رسید. رفیق گرمابه و گلستان محلوجی و مدیران فولاد. پرسپولیس را رویایی می‌بست.

علی دایی و کریم باقری را جرینگی خرید و اضافه کرد به کلکیسون جواهراتش که احمدرضا عابدزاده برلیان آن بود. یک شاه الماس 180 قیراطی تراش‌خورده. او بعدها متهم شد که با ولخرجی‌هایش «غیرت میرت» را از فوتبال دور کرد و بازیکنان پولکی شدند. عابدینی اما این را قبول ندارد و خودش را نوآور می‌داند. سیر طبیعی ورزش حرفه‌ای است و ربطی به من ندارد.

3- دست‌های عابدینی، چک‌های فتح‌الله زاده، ریش و خانه گرو گذاشتن‌های رویانیان، رفاقت‌های احمدی‌نژادی حبیب کاشانی و ... این ترکیب‌ها را کنار هم زیاد شنیده‌ایم و خوانده‌ایم. مثل همجواری ناگزیر «لاله و لادن». تا از هم جدا شدند طاقت نیاوردند و جان باختند. همان بلایی که سر مدیرعامل‌های فوتبال ایران می‌آید. متحرک می‌شوند. از صندلی مدیرعاملی باشگاه به یک صندلی مشاوره‌ای در وزارت خانه‌ای. لابد با اضافه‌کار و پاداش و تعریف کردن خاطرات و نشان دادن عکس‌های یادگاری با بازیکنان به همکاران جدید.

بازیکنان و مربیان می‌گویند به ما پول بدهید باقی کار حل است. چیزی مثل همان تاکتیک علی پروین. «توپ رو بدید علی کریمی خودش می بره می کندش تو گُل»!

اینکه آیا تنها وظیفه مدیرعامل یک باشگاه نقد کردن چک و صاف و صوف کردن حساب بانکی بازیکنان است یا طراحی راه و روش و سبک باشگاه دو مقوله جدا هستند اما خیلی از مسائل فوتبال انگار به همین جا ختم می‌شود. پول را بدهید باقی کارها ردیف است. آن وقت آدم‌های بی‌شماری مدیون مدیرعامل می‌شوند. درست مثل ارادت مردم بریتانیا به فداكارىِ خلبانان نيروى هوايى.
ارسال به دوستان
captcha
کارخانه در دل ناو جنگی؛ پرینترهای سه‌بعدی سلاح‌های جنگی را در دل طوفان می‌سازند(+عکس) فرهنگ، پادگان نیست کوچک شدن مرکز حافظه مغز در افراد افسرده ترامپ: از توافق این سه کشور بسیار خوشحالم روزنامه جمهوری اسلامی: جنگ را تا کی و کجا باید ادامه دهیم؟ دانشمندان ژاپنی با حذف کروموزوم Y جنسیت جنین‌های نر موش را به ماده تبدیل کردند حضور اروپایی‌ها در مهرآباد تهران برای تماشای «شکار با قوش» در دوران قاجار(عکس) جنگنده‌ها با چه سرعتی از ناو هواپیمابر تیک‌آف می‌کنند؟ چرا لاستیک درگستر هنگام شتاب‌گیری چروک می‌شود؟ آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران / درس هشتاد عوارض خطرناک مصرف زیاد پروتئین در بدن/ میزان پروتئین مورد نیاز بدن هر انسان چقدر است؟ اقیانوس چقدر می تواند رعب آور باشد؟ 10 واقعیت تکان دهنده از اعماق ناشناخته زمین چهره ترسناک و متفاوت خورشیدگرفتگی از خارج از کره زمین! (+عکس) چرا کولر خودرو بوی نا و رطوبت می‌دهد؟ ۴ ادویه محبوب که یبوست را درمان می‌کند