فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۵۹۵۰۳
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۵ - ۱۶-۰۷-۱۳۹۳
کد ۳۵۹۵۰۳
انتشار: ۱۵:۳۵ - ۱۶-۰۷-۱۳۹۳

قتل دختر جوان در پی یک رقابت عشقی!

عصر ایران
مدتی می‌شد که «معصومه» را بیشتر زیر نظر داشتم و می‌خواستم با اطمینان به خواستگاری وی بروم که چند روز پیش متوجه دوستی معصومه با پسر جوان دیگری شدم. چند بار با معصومه صحبت کردم و از او خواستم به این دوستی پایان دهد اما بی‌فایده بود تا اینکه روز حادثه معصومه را با رقیب عشقی‌ام دیدم.
پسر جوان وقتی پای رقیبی را در علاقه‌اش به دختر جوان دید دست به جنایتی خونین زد.دختر که به سر قرار رفته بود با حمله خونین پسر خشمگین به کام مرگ فرو رفت.
 
به گزارش ایران، روز شنبه 5 مهرماه سال جاری پلیس خرمشهر در جریان کشته شدن دختر جوانی از سوی پسر جوان قرار گرفت.
 
مأموران خیلی زود پای در قتلگاه گذاشته و با جسد «معصومه» 19 ساله که غرق خون بود روبه‌رو شدند. کارآگاهان در گام نخست پی بردند جنایت از سوی پسری آشنا صورت گرفته و در تحقیقات فنی و پلیسی مشخص شد قاتل «مسلم» 19 ساله است.
 
کارآگاهان جنایی در اقدامی غافلگیرانه موفق شدند مخفیگاه «مسلم» را شناسایی و عصر همان روز جنایت در عملیاتی غافلگیرانه وی را دستگیر کنند.
 
«مسلم» که راهی جز اعتراف نداشت به مأموران گفت: در خانواده‌ای زندگی می‌کنم که از کودکی پدرم همراهمان نبود و از همان زمان دوست داشتم بعد از ازدواج خانواده‌ای صمیمی و پر محبت برای خودم تشکیل دهم تا اینکه سال گذشته با معصومه آشنا شدم.
 
وی افزود: دوستی ما در حالی بود که معصومه از اعتیادم به «حشیش» بی‌اطلاع بود و پایه رابطه ما روز به روز قوی‌تر می‌شد تا اینکه تصمیم گرفتم به خواستگاری‌اش بروم.
 
وی ادامه داد: مدتی می‌شد که «معصومه» را بیشتر زیر نظر داشتم و می‌خواستم با اطمینان به خواستگاری وی بروم که چند روز پیش متوجه دوستی معصومه با پسر جوان دیگری شدم. چند بار با معصومه صحبت کردم و از او خواستم به این دوستی پایان دهد اما بی‌فایده بود تا اینکه روز حادثه معصومه را با رقیب عشقی‌ام دیدم.
 
پسر جوان ادامه داد: خیلی ناراحت شدم و منتظر ماندم تا معصومه تنها شود، بعد به سمتش رفتم و درباره پسر جوان با او حرف زدم اما بی‌تفاوت بود و همین باعث شد تا عصبانی شده و با هم درگیر شویم. در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و با چاقویی که در جیبم بود معصومه را هدف قرار داده و دو ضربه به او زدم. وقتی معصومه روی زمین افتاد تازه متوجه شدم دست به چه کاری زده‌ام و خواستم او را به بیمارستان برسانم اما دیگر فایده‌ای نداشت و معصومه نفس نمی‌کشید.
 
مسلم گفت: ترسیده بودم و با سرعت به سمت خانه‌مان رفتم، قصد داشتم به شهر دیگری بروم و در آنجا پنهان شوم که خیلی زود دستگیر شدم. پسر جوان در پایان گفت: پشیمانم، چه فایده که معصومه دیگر زنده نمی‌شود و باید خودم را برای مجازات مرگ آماده کنم.
برچسب ها: قتل ، خرمشهر
ارسال به دوستان
شکایت از جیمز کامرون و والت دیزنی به دلیل استفاده غیرمجاز از تصویر یک بازیگر در فیلم «آواتار» دو حمله اسرائیل به بیروت و غزه / ترور فرمانده رضوان حزب الله و پسر رهبر حماس روایت پزشکیان از دیدار با مقام رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای/ ما یا باید با همه مردم باشیم و سلایق متفاوت را بپذیریم، یا باید تن به تسلیم و ذلت بدهیم قرارداد مهم خودرویی توگ ترکیه با کمپانی بزرگ چینی (+عکس) نگاهی به میراث جنجالی بنیانگذار شبکه «سی‌ان‌ان» آغاز امتحانات مدارس در البرز از ۹ خرداد نگاهی به فیلم « جادوگر کرملین»/ قدرت با روایت ساخته می شود نه فقط با سلاح جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ نان شرکت های نفتی در روغن! چگونه در برابر شبکه های اجتماعی واکسینه شویم؟ روایتِ تاب‌آوری دیجیتال در سال ۲۰۲۶ کره شمالی: تحت هیچ شرایطی به ان‌پی‌تی نمی‌پیوندیم ترور فرمانده یگان ویژه حزب الله (رضوان) در حمله موشکی احتمال خروج امارات از اتحادیه عرب واردات این کالاها از طریق کولبری ممنوع شد قیمت دلار و یورو مرکز مبادله ایران؛ امروز ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ معاملات برق افزایش می یابد