۰۹ تير ۱۴۰۱
به روز شده در: ۰۹ تير ۱۴۰۱ - ۱۲:۰۸
فیلم بیشتر »»

وزارت نفت عرضه فروش مازوت در بازار جهانی را ندارد، در نیروگاه ها می سوزاند و مردم را بیمار می کند (فیلم)

کد کد خبر ۳۸۱۳۰۶
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۶ - ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - 09 February 2015
انتشار: ۱۵:۳۶ - ۲۰-۱۱-۱۳۹۳
 دکتر سید سلمان صفوی از بنیانگذاران گروه چریکی توحیدی صف، فرمانده حفاظت امام خمینی در فرودگاه مهرآباد، از کادرهای اولیه سپاه پاسداران  و رئیس مرکز بین المللی مطالعات صلح به مناسبت سی و ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گفت و گویی با ویژه نامه انقلاب روزنامه شرق داشته است که در پی می آید:

درباره نحوه عضویت خود در گروه توحیدی صف و اهدافتان برای مبارزه توضیح بفرمائید؟  
شهید محمد بروجردی، برادر صادقی و اینجانب گروه چریکی توحیدی صف را برای مبارزه با رژیم پهلوی تأسیس کردیم. هدف ما مبارزه با سلطه امپریالیسم آمریکا در ایران، مبارزه با نظام طبقاتی، آزادی ملت ایران وَ برقراری عدالت و قسط اجتماعی در سایه تعالیم رهایی بخش اسلام ناب محمدی بود.
 
 چگونه به این نتیجه رسیدید که مبارزه مسلحانه با رژیم شاه را باید انتخاب کرد؟
مبارزات پارلمانتاریستی خلق ایران به رهبری دکتر مصدق شکست خورده بود و قیام 15 خرداد 42 نیز سرکوب شده بود. پاسخ انتقادات روشنفکران و علما از سوی رژیم پهلوی نیز زندان، تبعید و محرومیت از حقوق اجنماعی نظیر تعلیق یا اخراج دانشجویان و کارگران بود. جواب گلوله با گلوله باید داده می­شد. شاه فرصت اصلاحات را از دست داده بود. او فکر می­کرد با تکیه بر ساواک، گارد شاهنشاهی و ارتش تا دندان مسلح می­تواند هر صدای مخالفی را سرکوب کند. او ندای فریادخواهی ملت را نمی­شنید. لذا چاره ای جز مبارزه تا سرنگونی او نبود.

 چرا پس از مدتی رویکرد مبارزه مسلحانه به مبارزه فرهنگی تغییر یافت؟

پس از کودتای مارکسیست ها در سازمان مجاهدین خلق و تغییر ایدئولوژی سازمان، برخی از علمای مبارز نظیر آیت الله ربانی شیرازی به این باور رسیدند که مبارزه فرهنگی تنها راه مقابله با رژیم شاه است و سازمان های چریکی به خاطر تجربه تلخ تغییر ایدئولوژی مجاهدین خلق نمی­توانند کشور را به جایی برسانند و حتی ممکن است موجب بروز مشکلاتی در روند مبارزات شوند. اینجانب با مشورت با آیت الله مطهری، آیت الله بهشتی، آیت الله طاهری اصفهانی، آیت الله سید علی خامنه ای و حجت الاسلام محمد منتظری برای مبازه توأمان مسلحانه و فرهنگی با رژیم شاه مجوز گرفتم. خظ مشی مبارزاتی ما نیز از سوی امام خمینی (ره) در نجف؛ پس از گفتگوی برادر صادقی با حضرت امام و حمایت استاد شهید محمد منتظری تأیید شد. امام فرمودند بیرون کردن آمریکایی ها را سرلوحه مبارزات خود قرار دهید.

ما به عنوان بازوی مسلح مرجعیت انقلابی در راستای اهداف امام خمینی و هماهنگ با رهبری عالی مبارزات انقلابی (امام خمینی) عمل می­کردیم و تقریبا همه اقدامات خود را با آیت الله مطهری، آیت الله بهشتی و آیت الله طاهری اصفهانی هماهنگ می­کردیم. برای مثال ترور بختیار به خاطر مذاکرات پنهانی شورای انقلاب در چارچوب مصالح انقلاب، به  حالت تعلیق درآمد.

از چه زمانی مبارزه با رژیم شاه و  انقلاب برای گروههای مختلف انقلابی جدی ترشد و به این نتیجه رسیدند که مشکلات کشور با وجود رژیم پهلوی حل نمی­شود؟

سرنگونی دولت مصدق به رهبری آمریکا و انگلستان و بازگرداندن شاه به تخت و تاج، دستگیری گسترده چهره های شاخص سازمان­های سیاسی حامی مبارزات پارلمانتاریستی نظیر جبهه ملی و نهضت آزادی ایران نظیر مهندس بازرگان، شکست انقلاب سفید شاه، سرکوب قیام مسالمت آمیز 15 خرداد 1342، گسترده شدن فاصله طبقاتی شهر و روستا، طبقه کارگر و طبقه ثروتمند، وابستگی شدید اقتصاد و ارتش ایران به آمریکا، حمایت شاه از رژیم اسرائیل، گسترش علنی بی بند و باری اخلاقی در شهرهای بزرگ، نابودی کشاورزی و توسعه صنعت کمپرادور وَ تشدید سرکوب های سیاسی؛ انقلابیون را به این نتیجه رساند که جر سرنگونی حکومت دیکتاتوی راهی برای نجات خلق ایران  و استقرار آزادی، استقلال  و عدالت وجود ندارد.

 در سال های پایانی حکومت پهلوی، چه مشکلاتی در حوزه سیاسی داخلی کشور وجود داشت؟ این مشکلات تا چه حد جدی بود که زندان ها از نیروهای چپ تا روحانی پر شده بود ؟

سرکوبی آزادی­های سیاسی، انحلال احزاب منتقد، سرکوبی مطالبات دانشجویان و کارگران، رشد فاصله طبقاتی، رشد طبقه خورده بورژوا، شکنجه مخالفین و خفقان شدید علائم آشکار بیماری وخیم سیاسی رژیم پهلوی در دهه 50 بود.

عملکرد شاه در این حوزه چه بود؟ 

شاه شخصا مسئول سرکوب آزادی های سیاسی و وابستگی اقتصادی ایران به غرب بود. او با بالا رفتن قیمت و نفت افزایش درآمد ایران، بر شدت رفتار دیکتاتوری خود افزود. شاه خود را عقل کل و بی نیاز از مشورت با اندیشمندان کشور می­دانست. او می­پنداشت حتی قادر است رهبران آمریکا را هدایت کند. شاه در عین حال به خاطر سوابق تاریخی انگلستان در سرنگونی قاجار و بر تخت نشاندن و سرنگونی رضاخان، نسبت به انگلستان بدبین بود. از سوی دیگر با توجه به روابط نزدیک حزب توده و جریان پیشه وری با شوروی می­اندیشید هر گونه تحرک سیاسی در ایران، به شرق یا غرب وابسته است. لذا مخالفین خود را وابسته به آن سوی مرزها می­دانست. به هر حال بی لیاقتی اطرافیان نظری کاملا غیرعلمی است و عموم خاطرات منتشر شده اطرافیان شاه اعم از علم، فربد، پرویز راجی و . . . حاکی از آن است که شاه حاکم علی الاطلاق ایران بود و این پندار و کردار پاشنه آشیل او و سبب سرنگونی رژیم او گردید. چنان که پس از فرار شاه، ارتش و ساواک نیز مضمحل شدند، زیرا عادت کرده بودند شاه دستور دهد و آنها اطاعت کنند. اطاعت کورکورانه، سرلوحه حکومت شاه بود و همین امر اسباب سرنگونی او شد. او تفکر خلاق را حتی در اطرافیان خود سرکوب می­کرد.

 برخی صاحبنظران معتقدند در آن سالها در حوزه هایی از قبیل فرهنگ (آزادی های فرهنگی)، اقتصاد با توزیع پول در طبقه متوسط و حتی مسائل اجتماعی، به میزان سیاست دچار بحران نبوده است.  

من از درون دوران شاه، به عنوان کسی که در آن دوره زندگی و مبارزه کرده و توسط ساواک شکنجه شده؛ خاطرات و مشاهدات ملموس خود را می­گویم. در زمان شاه انحطاط اخلاقی، تبلیغ غرب­گرایی و بی دینی کاملا آزاد بود، اما آزادی فرهنگی  برای اسلام  به عنوان یک مکتب اجتماعی وجود نداشت. لذا حسینیه ارشاد را تعطیل کردند، بارها فعالیت مسجد هدایت مسجر حسن آباد اصفهان و مسجد مفتح را منع کردند. حتی خواندن نهج البلاغه در ارتش ممنوع بود. به مدرسه فیضیه قم، دانشگاهها و خوابگاههای دانشجویان حمله کردند و نیروهای گارد در دانشگاه مستقر شدند. مارکسیست های انقلابی و نیروهای ملی انقلابی نیز از هر گونه آزادی فرهنگی برای نشر افکار و یا برگزاری جلسات خود محروم بودند. وقتی توسط ساواک بازداشت شدم و کتابخانه ام مصادره شد، خواندن کتاب از جمله جرم هایی که در متن بازجویی ها موجود است. 

موقع بازداشت، نیروهای ساواک با ناسزا می­گفتند: "اینجا اتاق است یا حوزه علمیه؟ چرا این همه کتاب داری؟" البته خواندن مجلاتی نظیر زن روز و جوانان و کتب دشتی، فروغی و کسروی تشویق داشت. اما مطالعه کتابهای شریعتی، طالقانی و امام خمینی جرم بود. حتی خواندن داستان های ماکسیم گورکی و برخی از آثار جان اشتاین بک  با محدودیت مواجه بود. نگهداری عکس خوانندگان و هنرپیشه ها ترویج می شد، اما عکس انقلابیون جهان نظیر هوشی مینه، کاسترو یا حتی چهره های فرهنگی ضدامپریالیستی نظیر فرانتس فانون ممنوع بود. نمایش تئاتر با موضوع مقاومت یا نقد سرمایه داری با مشکل مواجه می­شد. حتی موسیقی معروف "شور امیر اُف" در لیست ممنوعه بود. در دهه آخر حکومت شاه، طبقه خورده بورژوا در ایران رشد کرد، اما فاصله طبقاتی شهر / روستا و طبقه کارگر با اقلیت ثروتمند حلقه نزدیک شاه بسیار زیاد شد. به نظر من شکاف طبقاتی یکی از عوامل اصلی سرنگونی حکومت شاه بود.

 آیا انقلابیون سیاسی و رهبری انقلاب توانستند مشکل عرصه سیاست را به سایر عرصه ها تسری دهند و توده ها را با خود همراه کنند؟ یا آن عرصه ها (از قبیل شکاف طبقاتی و موضع شهر . روستا) نیز مستعد چالش و تنش بودند؟

رهبران مذهبی بیشتر بر تقابل استبداد / آزادی وَ استقلال / وابستگی غربی تأکید داشتند. ملت که مناسبات ناعادلانه اقتصادی را در همه عرصه های زندگی خود  لمس می کردند و صدای آنها در کارخانه و دانشگاه سرکوب می شد؛ با ندای سیاسی رهبران مبازه همدلی و سپس همراهی کردند.

پس از سال 32؛ اصلاحات صورت گرفته در سیستم رژیم شاهنشاهی در چه مقاطعی موثر واقع نشد؟

در آن مقطع آمریکا سیاست های سرکوب­گرانه شاه و فقر گسترده جامعه ایرانی را زمینه ساز غلطیدن ایران در دامن شوروی ارزیابی کرد و تنها نسخه شفای ایران را اصلاحات گسترده اجتماعی - اقتصادی اعلام نمود. از این رو از دکتر امینی برای نخست وزیری حمایت کرد. اما شاه که تجربه دکتر مصدق را داشت به آمریکا اطلاع داد اصلاحات لازم را شخصا رهبری خواهد کرد و نیازی به دکتر امینی نیست.
 بدین ترتیب شاه پروژه انقلاب سفید را با هدایت آمریکا آغاز کرد. انقلاب سفید شاه به خاطر ماهیت دیکتاتوری و طبقاتی حکومت، موفق به جلوگیری از انفجار جامعه ایرانی و واژگونی حکومت شاه نشد. شاه در سال 53، حزب ایران نوین و حزب مردم را منحل کرد و حزب رستاخیز را تأسیس نمود و ضمن اعلام دولت ایران به عنوان دولتی تک حزبی، گفت: "برای کسی که وارد اين تشکيلات سياسی نشود و معتقد به اصول حزب نباشد، دو راه وجود دارد: يا فردی متعلق به يک تشکيلات غيرقانونی يعنی به اصطلاح خودمان: "توده ای" و باز به اصطلاح خودمان با قدرت اثبات: بی وطن است. که جايش در زندان است. اما اگر بخواهد می­تواند فردا بدون اخذ عوارض، با گذرنامه در دست برود. زیرا ايرانی نيست، حضورش غيرقانونی است و قانون هم مجازاتش را معين کرده است. کسی هم که توده ای و بی­وطن نیست، اما به اين جريان هم عقيده ندارد، آزاد است. به شرطی که علناً و رسماً و بدون پرده بگويد من با اين جريان موافق نيستم، اما ضد وطن هم نيستم. ما به او کاری نداريم." پس از اعلام تشکیل حزب رستاخیز، همه احزاب و سندیکاهای مجاز  مانند حزب ایران نوین، حزب مردم، حزب پان ایرانیست و حزب ایرانیان در آن ادغام شدند. رژیم شاهنشاهی در گام بعدی تمام کارمندان دولت را مجبور به عضویت در حزب نمود. حزب هدف خود را افزایش اعضا قرار داده بود. لذا در سال ۱۳۵۴ دو میلیون و چهارصد هزار نفر و در سال ۱۳۵۵ پنج میلیون و چهارصد هزار نفر را به عضویت کانون‌های گوناگون خود درآورد. با این حال افرادی که عضو حزب بودند، تنها نام خود را در دفاتر حزب وارد کرده بودند و عملاً گامی در جهت اهداف واقعی حزب برنمی‌داشتند. این حزب سه سال پس از تشکیل به عنوان یکی از پایه‌های رژیم شاه، مورد حمله انقلابیون قرار گرفت و عملکرد آن باعث تشدید نارضایتی‌ها گشت و سرانجام در پائیز ۱۳۵۷ به دستور رژیم شاه ملغی شد.

مهم ترین دلیل همراهی مردم با سیاسیون و انتخاب امام (ره) برای رهبری انقلاب و پیروزی را در چه مواردی می دانید؟

شکاف طبقاتی مهم ترین عامل اراده ملت ایران برای سرنگونی حکومت شاهنشاهی، با توجه به انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن نفت ایران بود. انتخاب امام خمینی (ره) به عنوان رهبر انقلاب از سوی مردم به خاطر مواضع انقلابی، مقام مرجعیت، جامعیت ابعاد عرفانی، فلسفی، فقهی، سیاسی و مبارزاتی، شخصیت کاریزمای امام، مذهبی بودن جامعه ایران، همدلی امام با مطالبات مردم وَ شجاعت و استقامت امام در مسیر آرمان های خلق ایران بود. امام برای مردم یادآور مجاهدت های سیدجمال الدین اسدآبادی، ستارخان، باقرخان، میرزا کوچک خان جنگلی، آیت الله مدرس، دکتر مصدق و شیخ صفی الدین اردبیلی و اخلافش بود. امام اکثر محسنات قهرمانان تاریخ ملت ایران را در خود جمع کرده بودند. لذا رهبر قلب های ملت ایران شدند و با کلام نافذ خود بر قلب های مردم ایران حکومت کردند. امام خمینی صدای رسا و مقاوم رهایی ملت ایران از یوغ استعمار و استبداد شدند. امام منصوب پولیت بورو، علما و روشنفکران برای رهبری نبودند، بلکه به عنوان سمبل تجلی اراده و مطالبات ملت ستمدیده، منتخب عموم ملت ایران بودند.
ارسال به دوستان
کارچر
وب گردی
وبگردی