کد ۴۰۱۹۹۴
انتشار: ۰۸:۰۲ - ۰۲-۰۴-۱۳۹۴

اس ام اس های زیبا و حسی سری دوم

گاهی با خود می اندیشم

که انسان ها حقیقتاً در غم ِ یکدیگر سهیم هستند ؟

در می یابم که هیچ کس

براستی

نمی تواند در اندوه ِ کسی شریک شود

و هیچ کس

حاضر نیست شادی اش را با کسی تقسیم کند

و تظاهر

جنینِ میلیون ساله ایست که در رحم ِ دنیایمان

مُدام لگد می پراند




______________________



عشق اول هیــــــچ وقت فرامـــــــوش نمیشه …

چون اولین حســــــه که تنهاییــــــــتو پر کرده …

چون قــــــــــلبت اولین تلنـــــــــگر رو خورده …

مثه روز اول مــــــدرسه …

هیچ کـــــس اولین روز مدرسشو فراموش نمیکنه …!

پس خودتـــــــــونو اذیــــــت نکنین …!!




______________________



تلخی رفتنت را

تاب آوردم…!

اما

دلتنگی غروب های جمعه بعد از تو

مرا

از پای در آورد…!




______________________



دلم می خواهد کاغذی بردارم

بچسبانم روی دیوارهای شهر

رویش بنویسم

عشق من سالهاست که از خانه رفته است

و هنوز بر نگشته است

اگر کسی پیدایش کرد

باشد برای خودش !

او از اول هم مال من نبود …




______________________



نیم نگاهی رد و بدل شد

روشن بود وساده

سلام و احوال پرسی

به اندازه ئ شرط ادب

او شکل خوشبخت ها

تو نمونه ئ کامل یک فلک زده

ساده و روشن

راه تان را کشیدید رفتید …

بی امید دیداری

حتی به اندازه ئ شرط ادبـــــ !




______________________



خودم را می‌زنم به خیابان‌های

شب‌های …

سیگارهای …

های‌هایِ من‌ی که از خلأ پُر بود

همین‌طور برای خودم می‌خندم

همین‌طور برای خودش اشک می‌آید…




______________________



لباس هایم به تنم زار می زنند

کفش هایم می خندند

به ریش من …

منی که بعد از تو در برابر آینه ای شکسته

نشسته است

و فیلم

اشک ها و لبخند ها را تماشا می کند …




______________________



خدایا میشود باران ببارد…؟!

این بغض به تنـــــــــهایی…

از گلویـــــــــم پــــــــایین…

نمی آیـــــــــــــــــــــــــد…!




______________________


باز هم مثل همیشه که تنها میشوم…
دیوار اتاق پناهم میدهد…
بی پناه که باشی قدر دیوار را میدانی…




______________________



و تمام جمعه ها می دانند

غروب های بی تو

یعنی چه …




______________________



می خندم!

تظاهر به شادی می کنم!

حرف میزنم مثل همه…

اما…

خیلی وقت است مرده ام!

خیلی وقت است دلم می خواهد روزه ی سکوت بگیرم!

دلم می خواهد ببارم…




______________________



حکایت عجیبی دارد این "اشک”

کافیست حروفش را به هم بریزی تا برسی به "کاش”




______________________



دنیای من…

"مجازیش” هم

غمگین بود!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد! اختراع باستانی ایرانی که هنوز مایه شگفتی است(+عکس) ایرانیان چگونه صاحب «نام خانوادگی» شدند؟ سیستم‌عامل زندگی چیست؟ راهنمای جامع مدیریت کارها، عادت‌ها و بار ذهنی سیر را در یخچال نگذارید؛ قانون طلایی نگهداری سیر تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟ تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟