۲۶ تير ۱۴۰۳
به روز شده در: ۲۶ تير ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۰۶۴۶۴
تاریخ انتشار: ۲۳:۲۹ - ۲۶-۰۴-۱۳۹۴
کد ۴۰۶۴۶۴
انتشار: ۲۳:۲۹ - ۲۶-۰۴-۱۳۹۴
یادداشت عبدالباری عطوان در «رای الیوم»:

دولت های عربی در شوک چکش سنگين توافقنامه ایرانی- آمریکایی

در حالی که رئیس جمهور اوباما از ایران به عنوان کشوری متمدن با تاریخی دیرینه، پشتوانه علمی و آموزشی راسخ و مردمی فرهیخته یاد می کرد، منتقدانه از هم پیمانان عرب سنی خود سخن می گفت، به گونه ای که آنها- یا به بیان بهتر- حکام آنها را به صورت تلویحی و تصریحی به دیکتاتور، فاسد، عقب مانده، ناقض حقوق بشر، دوری از مردم و خواسته های عادلانه آنها متهم کرد.
سردبیر اینترنتی «رای الیوم» و روزنامه نگار شهیر عرب با انتقاد از سیاست باراک اوباما در قبال کشورهای عربی تاکید کرد کشورهای عربی هنوز در شوک ضربه چکش سنگین توافقنامه آمریکایی- ایرانی هستند.

به گزارش «انتخاب»، عبد الباری عطوان در یادداشتی در این روزنامه «با عنوان اوباما با عرب ها مانند شاگردان مدرسه اش رفتار می کند...» نوشت: کسی که متن گفتگوی طولانی توماس فریدمن روزنامه نگار آمریکایی را با باراک اوباما در کاخ سفید به دقت خوانده باشد، به نتایج و برداشت هایی می رسد که مهم ترین آنها این است که دولت باراک اوباما تصمیم گرفته است به هم پیمانان عرب خود پشت کند و دست از مسائل و امنیت آنها شسته است و اکنون روی ایران به عنوان هم پیمان راهبردی مورد اطمینان حساب کرده است.

خطرناک ترین مسئله در این مصاحبه سلب هویت قومی از اتحادیه عرب و جایگزین کردن آن به ماهیت طایفه ای و تاکید بر تقسیم مذهبی در منطقه است، امری که نشان می دهد اشغال عراق در سال دو هزار و سه فراتر از سرنگون کردن یک رژیم و نابود کردن سلاح های کشتار جمعی بود بلکه تجزیه منطقه خاورمیانه به رژیم های ضعیفی بود که توان حمایت از خود نداشته باشند و وارد جنگ با یکدیگر شده باشند.

اوباما در این مصاحبه تعبیر جدیدی به کار برد که پیش از این چنین تعبیری به کار نبرده بود. او این بار درباره متحدانش مانند عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس از تعبیر «سنی های عرب» استفاده کرد. او در این مصاحبه ده بار از این تعبیر استفاده کرد، اما به هیچ وجه از ایران به عنوان «کشور شیعه» نام نبرد و فقط یک بار از واژه «شیعه» استفاده کرد که گویا لسان حال او چنین بود که ایران کشوری بزرگ است و عرب ها یک طایفه مذهبی هستند.

در حالی که رئیس جمهور اوباما از ایران به عنوان کشوری متمدن با تاریخی دیرینه، پشتوانه علمی و آموزشی راسخ و مردمی فرهیخته یاد می کرد، منتقدانه از هم پیمانان عرب سنی خود سخن می گفت، به گونه ای که آنها- یا به بیان بهتر- حکام آنها را به صورت تلویحی و تصریحی به دیکتاتور، فاسد، عقب مانده، ناقض حقوق بشر، دوری از مردم و خواسته های عادلانه آنها متهم کرد.

رئیس جمهور آمریکا نگرانی اسرائیل را درباره برنامه هسته ای ایران و توانمندی نظامی آن درک می کند و به آن قول داده است که با دادن سلاح های پیشرفته به اسرائیل و جلوگیری از هر گونه «تجاوزگری» ایران علیه آن جبران کند، اما حمایت او از هم پیمانان عرب مشروط و تحقیرآمیز بود. او بار دیگر تاکید کرد که این هم پیمانان، بر خلاف اسرائیل، با دو خطر اساسی مواجه اند: یکی خطر خارجی که ایران است و دیگری خطر داخلی که همان شهروندان کنار زده از دایره حکومت و جوانان بی کار هستند که دچار سرخوردگی شده اند و همه افق ها به روی آنها بسته شده است.

رئیس جمهور آمریکا زمانی که درباره جبران کردن با ارائه تسلیحات نظامی [به اسرائیل] سخن می گفت، با صراحت و جرئت بیشتر حرف زد، به گونه ای که به صراحت گفت «چگونه [کشورهای عربی] از ما می خواهند که توانمندی دفاعی آنها را در برابر تهدیدهای خارجی بسازیم و چگونه از ما می خواهند که پیکره سیاسی آنها را تقویت کنیم، پیش از آنکه جوانان سنی را قانع کنیم که گزینه های جایگزین به غیر از «دولت اسلامی» (گروه تکفیری- تروریستی داعش) پیش روی آنهاست؟»

وی در انتقاد خود پا را فراتر گذاشت و با اشاره به مشکلات سوریه گفت «ما آماده بهینه کردن توانمندی نظامی این کشورها [کشورهای عربی] هستیم، اما در مقابل آنها باید آمادگی خود را برای اعزام نیروهای زمینی خود برای حل مشکلات منطقه افزایش دهند.»

عبدالباری عطوان در ادامه یادداشت خود افزود: اوباما در ادامه گفت «می توانم از آنها [کشورهای عربی] در برابر ایرانی ها حمایت کنم، اما نمی توانم از آنها در برابر خطر داخلی حمایت کنم. از این رو، باید به اجرای تغییرات مطابق با خواسته های ملت هایشان اقدام کنند » این جملات وی اوج تمسخر و استهزاء بود. او پیشنهاد کرد که برای حل مشکلات امنیتی و سیاسی و طایفه ای بین «عرب های سنی» با ایرانی ها میانجیگری کند و باب گفتگو را بین دو طرف باز کند.

روزنامه نگار شهیر عرب در ادامه افزود: نمی دانم سران عرب، به ویژه در حوزه خلیج فارس، از این مصاحبه و ایده های مطرح شده در آن، نه فقط درباره بندهای توافق هسته ای با ایران بلکه درباره دیدگاه جدید آمریکا درباره آنها و سراسر منطقه، چه برداشتی کردند، اما آنچه می توان در این چارچوب استنباط کرد برخورد او با سران به گفته وی «عرب های سنی» مانند دانش آموزان مدرسه ای بود که او [اوباما] مدیرش است و ادب حکم می کند که چیزی بیش از این نگوییم.

زمانی که برخی ها این توافقنامه را تاریخی توصیف کردند، خلاف حقیقت نگفتند زیرا این توافقنامه سرفصل جدیدی ایجاد کرد، به گونه ای که دوره پیش از آن با دوره پس از آن کاملا متفاوت است. ما در برابر ایرانی جدید و آمریکایی جدید قرار داریم، اما عرب ها به حال خود باقی اند و در گذشته به سر می برند. آنها [هنوز] به دنبال جلب حمایت آمریکای مکار هستند که با خنجر زهرآگین از پشت به آنها ضربه زد و از آنها اخاذی کرد و شیر آنها را تا آخرین قطره دوشید و از آن به عنوان برگه چانه زنی برای نفوذ به عقل، دل و توان ایرانی ها استفاده کرد.

حتی فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه، که با پهن کردن فرش قرمز و به عنوان دوست صمیمی در نشست سران شورای همکاری خلیج فارس در ریاض از او استقبال شد و به عنوان اینکه سرسختانه علیه ایران است و گمان می رفت که مانع از امضای هر توافقی با ایران شود و بر اساس همین پندار قراردادهایی به ارزش بیش از بیست میلیارد دلار در زمینه تسلیحاتی و ساخت نیروگاه های هسته ای با وی امضاء شد، اکنون لوران فابیوس وزیر امور خارجه خود را به ایران می فرستد تا به عنوان اولین مقام اروپایی [بعد از توافقنامه] به ایران سفر کند و به آن [امضای این توافقنامه] را تبریک بگوید. او به دنبال گشودن صفحه جدید و امضای قراردادهای جدیدی [با ایران] است. سفر غربی ها به ایران آغاز شده است و صف طولانی از آنها و در صدر آنها قائم مقام آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان قرار دارد که روز یکشنبه عازم تهران خواهد شد. پس از وی، دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس و چه بسا خود باراک اوباما راهی تهران خواهند شد.

خوب می دانیم که سران عرب های سنی بر اساس ماهیت آمریکایی جدیدشان که رئیس جمهور اوباما به آنها داده است، همچنان در شوک ضربه چکش سنگین توافقنامه هسته ای آمریکایی- ایرانی بر سر آنها به سر می برند، اما ما امیدواریم که هر چه زودتر و پیش از اینکه دیر شود از آن عبور کنند و آنچه را برای آنها در آینده آماده می شود دریابند. رخدادها با سرعت رکورد شکن در حال روی دادن است و زمان شیون و فغان کردن و بر سر و صورت زدن نیست.

شاهزاده بندر بن سلطان اعلام کرد که با چهار رئیس جمهور آمریکا از جیمی کارتر تا جرج بوش پسر سر و کار داشته است. او گمانه زنی کرد که این توافقنامه به ایجاد آشوب در منطقه منجر خواهد شد. شاید حق با وی باشد، اما سؤال اینجاست که چنین آشوبی در کجا رخ خواهد داد؟ آیا در ایران یا کشورهای عربی؟ به بیان روشن تر ،آیا این آشوب در کشورهایی مانند عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج فارس روی خواهد داد، کشورهایی که چنین آشوبی هنوز به آنها نرسیده است؟

تقریبا مسلم است که چنین آشوبی دست کم در آینده نزدیک نمی تواند وارد ایران شود، ایرانی که پس از لغو تحریم های اقتصادی بیش از صد و پنجاه میلیارد دلار بلوکه شده آن و دو برابر این رقم در سال اول به صورت صادرات نفتی و غیر نفتی (نفت فقط سی و سه درصد از درآمد آن را تشکیل می دهد) وارد خزانه اش خواهد شد؛ اما ممکن است دایره این نابسامانی و آشوب که در عراق، سوریه، لیبی و یمن با اموال عربی آغاز شده است به کشورهای دیگر نیز کشیده شود زیرا به هیچ روی در امان نیستند.

اوباما خطر داخلی علیه سنی های عرب را بسیار بزرگ تر از خطر خارجی دانست. ما نیز تا حدودی با او هم عقیده هستیم، اما اضافه می کنیم که تقسیم بندی های مذهبی و طایفه ای برای مسلمانان که او در این مصاحبه بر آن تاکید کرد خطرناک تر از دو خطر خارجی و داخلی است زیرا منطقه به علت مداخله آمریکا در آستان جنگ های مذهبی، طایفه ای و نژادی قرار دارد که اگر دهه ها طول نکشد، ممکن است سال ها به طور بینجامند و آینده گواه بر این امر خواهد بود.
ارسال به دوستان