کد خبر ۴۱۰۲۸۹
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۱ - ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ - 08 August 2015
 ایسنا - طنز روز
رضا ساکی


روز خبرنگار است. برخورد برخی از مردم با خبرنگاران را بخوانید:

در نخستین دقیقه آشنایی:

پسر: من به شما علاقه دارم.

دختر: شغلت چیه؟

پسر: خبرنگارم.

دختر: وای خدای من، عاشقتم. زندان هم رفتی؟

***

عمه بزرگم وقتی می‌خواهد در جمع به من عزت بگذارد:

برادرزادمه، الان بی‌کاره خبرنگاری می‌کنه تا کار شرافت‌مندی پیدا کنه.

***

در بقالی:

بقال: حالا شغلت چیه؟

خبرنگارم.

بقال: فشار روتون زیاده نه؟

نه اصلا.

بقال: یعنی این‌قدر فشار روتون هست که نمی‌تونید بگین فشار رومون هست؟

***

در خواستگاری:

پدر عروس: آقا داماد چه کاره هستن؟

خبرنگارم.

پدر عروس: ما به مشاغل تخیلی دختر نمی‌دیم.

***

معرفی از دور:

دیدیش؟ همون که سبیل داره. بیچاره خبرنگاره. طفلک.

***

در اتوبوس:

راننده: بنزین قراره بشه لیتری 3 تومن.

شایعه‌اس.

راننده: شما می‌دونی یا من؟

من خبرنگارم.

راننده: می‌گه خبرنگارم.

جمع حاضر در اتوبوس:

هرهرهرهرهرهر

***

در خانه:

مادر: همسایه‌های جدیدتون خوبن؟

نه اصلا باهاشون رفت‌وآمد نداریم.

مادر: چرا؟

زن و شوهر خبرنگارن.

مادر: بلا به دور.

***

در بانک:

رئیس بانک: در خدمتم.

وام می‌خواستم.

رئیس بانک: شغل‌تون چیه؟

خبرنگارم.

رئیس بانک: ما اغلب به صاحبان صنایع وام می‌دیم.

من صاحب قلمم.

رئیس بانک: عرض کردم که، شرمنده‌ام.

***

پدر هنگام افتخار کردن به بچه‌ها:

سه تا بچه دارم. یکی کارمند دولته، یکی کارمند بخش خصوصیه، یکی هم فعلا خبرنگاره.

باقی بقای‌تان

ارسال به تلگرام
برچسب ها: خبرنگار
ارسال به دوستان
پربازدید ها
علم و فناوری